Saturday, 18 July 2015
26 November 2020
نگاهی به موقعیت ایران در منطقه

«نزول قدرت ایران در ژئوپلیتیک خاورمیانه»

2013 July 30

 مطلبی که در پی می‌آید، نوشته‌ای برای انتشار در تارنمای کوچه است که از سوی نویسنده در اختیار رادیو کوچه قرار گرفته است. انتشار این نوشته در راستای تعامل و نقد و بررسی دیدگاه‌ها و ایده‌ها است و به الزام، رادیو کوچه آن را تایید و یا رد نمی‌کند. در صورتی که در مورد این نوشته نقد و یا نظری دارید، این رسانه خود را موظف به انتشار پاسخ شما می‌داند. 

مقاله وارده / رادیو کوچه

منصور میری کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی و عضوانجمن ژئوپلیتیک ایران

کشور ایران با موقعیت ژئوپلیتیکی خاص در جنوب غرب آسیا به صورت بالقوه، یکی از پنج قدرت برتر خاورمیانه در کنار ترکیه، مصر، اسرائیل و عربستان سعودی است، منشاء اصلی این قدرت در کنار عوامل ثابت و متغیر ژئوپلیتیکی مانند وسعت، جمعیت و مسائل مربوط به قلمرو فرهنگی و زبانی، در واقع انرژی می‌باشد.

ایران در سه حوزه مربوط به انرژی یعنی ذخائر، انتقال و تامین انرژی در جهان نقش کلیدی دارد. ذخائر نفت ایران تا حدود 132 میلیارد بشکه و کل ذخائر گاز 980 تریلیون فوت مکعب تخمین زده می شود. ایران از این حیث در جایگاه دوم نفتی بعد ار عربستان و جایگاه دوم گازی بعد از روسیه در جهان قرار می گیرد. در ژئو استراتژیکی جدید ایالات متحده آمریکا  موقعیت ژئوپلیتیکی ایران مرکز مرکز یعنی مرکز خاورمیانه گسترده می‌باشد.

موقعیت جغرافیای ایران سر منشاء تمام تحولات مربوط به ایران در دوران بعد از جنگ سرد بوده است. تغییر زمینه بازی بزرگ در دوران صلح سرد از ایدئولوژی به اکونومیک اهمیت موقعیت ایران را بالا برد. ایران در تمامی سناریوهای نوشته شده بازیگر مهمی است و کشور ایران با داشتن این نقش، بالقوه همواره در مسیر تحولات بزرگ است. ولی آنچه که در اینجا مهم است چگونه بازی کردن است، کشورهایی با داشتن چنین جایگاه حساسی فقط در حالت “انطباق وضعیت با موقعیت” می توانند بازی خوبی داشته باشند.

وضعیت ایران در شرایط کنونی هیچ نشانی از هم آوائی با موقعیت ژئوپلیتیکی خود ندارد. در استراتژی اشتباه حاکمان ایران هیچ نشانی از کسب قدرت ملی نیست، در واقع آنها متوجه تغییر بستر ژئواستراتژی نشده اند. در نظر آنها همچنان هزینه کردن منافع ملی در جهت ایدئولوژی ارزشمند است.

جمهوری اسلامی با ایجاد شرایط نا مناسب ناشی از تفکرات غیرواقعی خود تمام چالش های ایجاد شده در منطقه را متوجه ایران کرده است و در این بین فرصت های زیادی نیز از بین رفت و یا تبدیل به چالش گردید. تحولات در خاورمیانه به سرعت در حال وقوع هستند موج تغییرات سیاسی جهان عرب را فراگرفته است ولی در تحولات بهار عربی جمهوری اسلامی ایران در منفعل ترین دوران عمر سیاسی خود به سر می برد،در این میان قدرت های نو ظهوری مانند قطر و کشورهای قوی تر شده مانند ترکیه و عربستان در حال اقتدارگرائی منطقه ای هستند.

قدرت های منطقه ای به پشتوانه اقتصاد قوی خود این نقش را به  خوبی بازی می کنند. کشور ترکیه به پشتوانه درک درست حاکمان سیاسی خود از موقعیت ژئوپلیتیکی این کشور به چنین جایگاه منطقه ای و جهانی رسیده است و کشور کوچک قطر به دلیل ذخائر عظیم گاز و درآمد ناشی از فروش به یکی از قدرت های خاورمیانه تبدیل شده است. میدان گازی گنبد شمالی که به صورت مشترک با ایران می باشد بزگترین منبع گازی جهان به شمار می آید وکشور ایران در حالی که صاحب بیش از نیمی از آن تحت نام پارس جنوبی می باشد، فقط چند فاز اولیه این حوضه گازی را در دوره ریاست جمهوری خاتمی عملیاتی کرده است.

تحریم های همه جانبه بین المللی علیه ایران خود یکی از همان تحولاتی بود که در منطقه رخ دارد و در پی آن فرصت ها و چالش های را برای کشورهای اطراف در پی داشت. می توان گفت یکی از دلایل قدرت گیری این کشورها همین تحریم های علیه ایران بوده است. کشور قطر و عراق و اکثر کشورهای فروشنده نفت در منطقه از مشکلات ایران سود برده اند و در واقع سهم زیادی از بازار فروش نفت ایران را به دست گرفته اند، حکومت ایران با داشتن چنین جایگاه ژئوپلیتیکی سیاست های را در پیش گرفته است بازی را به رقبای منطقه ای خود باخته است. بزرگترین اشتباه حاکمان ایران در صد سال گذشته این بوده است که با کسب درآمدهای نفتی قدرت خود را خیلی بیشتر از چیزی که است متصور شده اند و در نظام بین الملل که قواعد آن در هر برهه زمانی توسط صاحبان اصلی قدرت در جهان ترسیم می گردد، نقش همسو با جریان قدرت را بازی نمی کنند.

حکومت ایران بر خلاف دوران حمله ایالات متحده آمریکا به افغانستان و عراق در تحولات بهار عربی و بحران سوریه در موضع بسیار ضعیفی قرار گرفته است. در سوریه نوک حملات متوجه ایران است، طولانی شدن بحران سوریه بیشترین چالش در اقتدار گرائی منطقه ای را برای ایران به همراه داشته است. روند حرکتی تحولات نشان از گرفتار شدن ایران در ویتنامی به اسم سوریه دارد که ایران به ناچار تمامی ابزار قدرت را صرف دوست به اصطلاح استراتژیک خود می کند ،حاکمان ایران در اوج ضعف قدرت ناشی از تحریم های بین المللی که به سمت فروش صفر نفت ایران پیش می رود در بازی خطرناکی گرفتار شده است. حکومت جمهوری اسلامی ایران به دلیل نبود قدرت ناشی از پول نفت توان درک مسائل منطقه ای را نیز از دست داده است با داشتن ذخائر مالی اندکی که در اختیار مانده است باید جوابگوی دوستان بحران زده تری همانند سوریه و حزب الله نیز باشد و در ضمن با رقبای منطقه ای خود نیز به رقابت بپردازد شرایط حاکم بر اوضاع داخلی ایران نشان میدهد که تصمیم گیر اصلی در ایران تا حدی متوجه نبود قدرت ناشی از نبود منابع مالی شده است، حاکمان سیاسی در ایران بر خلاف حکومت داران کره شمالی و کوبا که هیچ وقت طعم شیرین ثروتمند بودن را نچشیده اند این دوران را به خصوص در 4 ساله اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد به وضوح احساس کردند همین مسئله خود باعث پی بردن آنها به ارزشمند بودن ثروت می کند.

 جمهوری اسلامی  در اثر سوء استفاده کردن از قدرت ناشی از ثروتهای نفتی ایران را در آستانه تجزیه وحمله خارجی قرار داده اند مسائل اقوام در ایران به عنوان بزگترین پاشنه آشیل کشور هر لحظه می تواند توسط قدرت های منطقه وجهان مورد هدف قرار بگیرد ایران به دلیل شوک ناشی از منابع مالی عظیم نفتی و به دنبال آن از دست رفتن تمامی آن ثروت ونزدیک به صفر شدن در آمدها در شرایط حاضر به یکی از کم اثرترین کشورهای منطقه تبدیل شده است.

……………………..

این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۲ Comments


  1. رضا
    1

    با این تیتری که زدید انتظار داشتم تحلیل قوی تری را شاهد باشم. اما تحلیلی ضعیف و کلی گویی های تکراری حاصل کار آقای کارشناس ارشد ژئوپلیتک از کار درآمد.در میان ۵ کشوری که به عنوان قدرت های منطقه ذکر کرده اند مصر که به شدت ضعیف شده است . ضمنا اسرائیل که کشوری کوچک با جمعیتی اندک است تنها یک قدرت نظامی است و قدرت اقتصادی چندانی ندارد و به علاوه نقشی در تحولات منطقه ایفا نمی کند. کشور عربستان فقط به واسطه پول نفت و حمایت از گروه های سلفی است که به ظاهر قدرتمند می نماید در حالی که همین حمایت از گروه های سلفی و نوع حکومت کشور که یک حکومت سلطنتی مطلقه است در آینده منطقه نمی تواند نقش مهمی ایفا کند. حتی کشور امارات به عنوان یک قطب اقتصادی مهم از نظر نویسنده محترم مغفول مانده و کشور قطر به واسطه شبکه الجزیره و ثروت حاصل از درآمدهای نفتی و گازی ممکن است مدتی به ظاهر ایفا کننده نقشی باشد اما با وسعت کم کشور و جمعیت اندکی که دارد در حد یک شهر قدرتمند جلوه گر خواهد شد و نه یک بازیگر مهم در منطقه. به نظر من ایران با وجود ضعفی که نظام ایدئولوژی بر آن تحمیل کرده به واسطه زیر ساخت هایی که دارد چنانچه بتواند بر این غول ایدئولوژیک غلبه نماید خیلی سریع می تواند جایگاه برتر خود را در منطقه بدست آورد.


  2. farhad arzahi
    2

    با سلام
    من هم انتظار بیشتری از چنی مقاله ای داشتم. به نظر نمی رسد بتوان مصر و عربستان را جزو قدرت های موجود نامید. حتی ترکیه هم همین طور است.ترکیه و عربستان در صدد تبدیل به بازیگر و قدرت منطقه ای هستند و معلوم نیست که موفق شوند یا نه. از طرف دیگر عربستان و اسراویل و قطر و… اصولا فاقد مبانی قدرت هستند و توانایی تبدیل به قدرت تمام عیار را ندارند. در این بین ترکیه دارای مبانی قدرت است و می تواند تبدیل به قدرت منطقه ای شود. در کل تحلیل نویسنده رئال نیست و با پیش فرض های ناشی از تضاد با جمهوری اسلامی نوشته شده.
    در این خصوص که ج.ا بازی را در سوریه باخته نمی دانم واقعا از کجا باین نتیجه رسیده اند.
    در ضمن عضویت در انجمن ژئوپلیتک یک عنوان پزوهشی نیست.هر دانشجوی ارشدی در انجمن عضو است.