شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
06 September 2016
به بهانه زادروزش

« کیمیایی، استادی که همیشه استاد باقی خواهد ماند»

۱۳۹۲ مرداد ۰۸

شهرزاد کریمی/ رادیو کوچه

 

هفتم مرداد زادروز «مسعود کیمیایی» است. او در سال ۱۳۲۰ متولد شد. کارگردان ایرانی جنجال آفرینی که تا بوده فیلم‌هایش هم‌راه حواشی بسیار زیاد اجتماعی و سیاسی و فرهنگی بوده است. «مسعود کیمیایی» مانند بسیاری دیگر از کارگردانان با دستیاری کارگردانی آغاز کرد. دستیاری «ساموئل خاچیکیان» در شروع کار او بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

کیمیایی را همین امروز هم با فیلم «قیصر» می‌شناسند و البته بسیاری گمان می‌کنند که این فیلم، اولین اثر او است. ولی در واقع چنین نیست و فیلم قیصر در واقع دومین اثر او پس از فیلم نه چندان موفق «بیگانه بیا» است.

فیلم قیصر امروز برای بسیاری نمادی از «فیلمفارسی» است. کلیشه‌ای که در بسیاری از نمایش‌های طنز و فیلم‌های سینمایی کمیک و حتا قصه‌ها از آن بهره برده می‌شود. همان کلیشه معروف «قیصر کجایی که داداشت رو کشتن» و البته بعضی دیگر از دیالوگ‌های فیلم.

20130729_KIMIYAEI _shahrzad_radio koocheh2

ولی واقعیت دیگری که سینماگران و کسانی که دستی بر آتش دارند با آن آشنا هستند این است که این فیلم در زمان خودش در واقع نوعی قالب‌شکنی و سنت‌شکنی محسوب می‌شد و پس از آن اتفاقات بسیاری برای سینمای ایران افتاد که جای تامل دارد و این فیلم در واقع یکی از آثار ارزش‌مند ایرانی است که باید با در نظر گرفتن تاریخ آن بررسی شود.

کیمیایی اما هیچ‌گاه بعد از آن، و حتا پس از انقلاب بی‌سر و صدا فیلم نساخت. همیشه در پی آثارش هیوهای فراوانی به راه می‌افتاد. گاه مانند «رضا موتوری» یا «داش اکل» احساسات پر شور فیلم جو جامعه را در بر‌می‌گرفت و گاه مانند «ضیافت» فضای سیاسی کشور تا سال‌ها فیلم را به خاطر می‌آورد چون حدس و گمان‌هایی از حضور مهره‌های وزارت اطلاعات در فیلم و حتا شخیت‌های فیلم زده می‌شد.

بیش‌تر اهالی سینما منسجم‌ترین ساخته‌ی بعد از انقلاب کیمیایی را دندان مار  می‌دانند که برای دریافت جایزه «خرس طلایی» برلین نامزد شد و نهایتن جایزه ویژه همان جشنواره را دریافت کرد.

20130729_KIMIYAEI _shahrzad_radio koocheh1

در زیر قسمتی از نقد «محمد رضا محقق» را درباره دندان مار آورده‌ام.

سبک بشدت رئالیستی فیلم مدیون صحنه و فضاسازی است و هم مرهون بستر روایی و البته درام تکان دهنده‌اش. چیزی که دقیقن در تطابقی جدی و معتبر و متناسب میان فضا و داستان، حالت هم‌پوشانی دارد و یاری رساننده یکدیگر در اهداف از پیش تعیین شده کارگردان است. «مردی که طی دو روز، مادر و نزدیکترین رفیق خود را از دست می‌دهد و در حمایت از دختری جنگ زده که از خرمشهر به تهران پناه آورده با مافیای حاکم بر جنوب شهر تهران، دست و پنجه نرم می‌کند. رفاقتی زودگذر با یک خوزستانی پیدا می‌کند و به حمایت از خواهر درمانده خود، بلندمی شود.»

می توان «دندان مار» را با آثار اخیر او مثل «حکم» و «رئیس» مقایسه کرد و فهمید که کارگردان سرخورده و مستاصل، چقدر درگیر و دار خواسته ها و توانایی ها و ایده آل ها و آرمان هایش توانسته بر «سینما» فائق آید و خودش باشد و سینمایش را آنطور که از پیش، از خیلی سال ها پیش، ساخته و پرداخته و در آن جا افتاده بود، ادامه دهد، به همان سرشاری و همان شورمندی.

امروز، اما حکایت کارگردان ما این نیست. حکایتش چز دیگریست. چیزی در افتاده میان تردید و تردد و استیصال و درد و البته دوری از «سینما».

حیف!

20130729_KIMIYAEI _shahrzad_radio koocheh3

دیالوگ‌نویسی کیمیایی فریادگونه و البته ادبی است. او علاقه‌ای به گفتن حرف‌هایش در لفافه‌های پیچیده ندارد. کیمیایی حرف‌هایش را با فریاد از دهان بازیگرانش به ببیننده انتقال می‌دهد. این حرف چه عاشقانه باشد چه گله و شکایت از اجتماع، و چه درد و دل با مردان سیاست به دل می‌نشیند. با این‌که او در قالب دیالوگ‌های سنگین ادبی و گاه مونولوگ‌های معروف طولانی حرف می‌زند ولی در بیشتر مواقع با بیننده ارتباط برقرار می‌کند.

چند سالی است البته فیلم‌های او نه جنجال آفرین است و نه مانند گذشته مورد توجه قرار می‌گیرد. این اتفاق دلایل زیادی دارد. شاید در خوش بینانه‌ترین حالت بشود گفت سانسورهای سازمان‌یافته دولتی به مرور باعث این امر شده. و البته در شکلی بدبینانه‌تر این که، کیمیایی مانند گذشته با اجتماع نزدیک نیست و شاید هم هر دو. تحلیل‌های زیادی در این رابطه در سال‌های گذشته صورت گرفته‌ است.

ولی با همه این‌ها علاقه‌مندان سینمای او هم‌چنان فیلم‌هایش را به امید اتفاقی تازه پی‌گیری می‌کنند. و البته عده‌ای هم معتقد هستند که او به هر حال استاد است و استاد باقی خواهد ماند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,