Saturday, 18 July 2015
26 November 2020
خالق شازده کوچولو

«اگزوپری و زبانی مشترک برای همه موجودات»

2013 July 31

شهرزاد کریمی / رادیو کوچه

روباه گفت: «تو هنوز برای من پسربچه‌ای بیش نیستی مثل صدها هزار پسربچه دیگر و من نیازی به تو ندارم. تو هم نیازی به من نداری. من برای تو روباهی هستم شبیه به صدها هزار روباه دیگر. ولی تو اگر مرا اهلی کنی هر دو به هم نیازمند خواهیم شد. تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنیا یگانه خواهم بود.»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«آنتوان دو سنت‌اگزوپری» هم کودکی بود مثل همه کودکان. او فرزند سوم «کنت ژان دو سنت‌اگزوپری» بازرس بیمه در جنوب فرانسه بود و در بیست و نه ژوئن سال ۱۹۰۰ در شهر «لیون» به دنیا آمد. در یک خانواده معمولی بزرگ شد و به مدرسه رفت. سختی‌هایی کشید که شاید هزاران کودک مثل او آن را تجربه کرده باشند و خوشی‌هایی که داشت مثل بسیاری از کودکان هم سن خودش بود. او حتی عضو ارتش هم بود. یک خلبان. آن هم در زمان «جنگ جهانی دوم». ولی هیچ‌کدام از این‌ها باعث نشد مثل میلیون‌ها انسان دیگر فکر و احساس کند.

20130730_Antoine _shahrzad_radio koocheh2

تقریبن همه نوشته‌های او موفق بود. ولی یکی از آن‌ها استثنایی شد. آن‌ قدر خاص که باعث شد نوعی دیگر از نگاه به جهان به آدم‌ها و به اخلاق و فلسفه در بین هنرمندان بوجود بیاید. یک داستان که به ظاهر کودکانه است. ولی در عمق آن بزرگترین نیروها، که قصد سخت کردن زندگی برای انسان‌ها را دارند و داشته‌اند را به چالش می‌کشد. گفته می‌شود که حتا شخصیت «ایتی» در یکی از فیلم‌های «اسپیلبرگ» برداشتی است از شخصیت بی‌گناه و معصوم «شازده کوچولو». موجودی پاک که هیچ آشنایی با قوانین و قرارداد‌های زمینی‌ها ندارد . ولی غرایز خوب مثل محبت را می‌شناسد.

شهریار کوچولو فکر کرد «جالب است. یک خرده هم شاعرانه است. اما کارى نیست که آن قدرها جدیش بشود گرفت». آخر تعبیر او از چیزهاى جدى با تعبیر آدم‌هاى بزرگ فرق مى‌کرد.

20130730_Antoine _shahrzad_radio koocheh1

باز گفت: من یک گل دارم که هر روز آبش مى‌دهم. سه تا هم آتش‌فشان دارم که هفته‌اى یک بار پاک و دوده‌گیرى‌شان مى‌کنم. آخر آتش‌فشان خاموشه را هم پاک مى‌کنم. آدم کف دستش را که بو نکرده! رو این حساب، هم براى آتش‌فشان‌ها و هم براى گل این که من صاحب‌شان باشم فایده دارد. تو چه فایده‌اى به حال ستاره‌ها دارى؟

تاجرپیشه دهن باز کرد که جوابى بدهد اما چیزى پیدا نکرد. و شهریار کوچولو راهش را گرفت و رفت و همان جور که مى‌رفت تو دلش مى‌گفت: این آدم بزرگ‌ها راستى راستى چه‌قدر عجیبند!

20130730_Antoine _shahrzad_radio koocheh3

سادگی و لطافت این قصه به هم‌راه پیچیدگی‌های مفاهیی که دارد به هر کسی منتقل می‌شود. مجموعه‌ای از احساسات انسانی که هر کسی شاید آن‌ها را به شکلی لااقل در کودکی تجربه کرده باشد.

شازده کوچولو قصه‌ای جهانی است که ثابت می‌کند آدم‌ها و یا حتا همه موجودات زبان مشترکی دارند که شاید هیچ‌گاه به درستی از آن بهره نبرده باشند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,