Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
دایره‌ی شکسته

«آن‌چه ما تعریف می‌کنیم-بخش نخست»

2013 August 03

مهشب‌ تاجیک / رادیو کوچه

تفکرات مستبدانه در ذات خود بر پایه‌ی دشمنی، نفرت، حذف دیگری و هم‌چنین انکار تمام چیزها به جز خط تفکری که این تفکر را می‌پسندد بنا شده است. ولی در نقطه‌ی مقابل تفکر آزاد و منش دموکراسی بر رواداری، تحمل و پذیرش دیگری با همه تفاوت‌هایش، بنا شده است و مهم‌ترین اصل قبول و پذیرش دیگران با همه‌ی فرق‌هایی است که ممکن است با خط تفکرهای اکثریتی و غالب داشته باشد. انسان متمدن امروزی، اختلاف در هنجارها، تفکر، سبک زندگی، سلیقه‌ها و گرایش‌های متفاوت را بخشی از اختلافات معمول انگاشت‌ها میان افراد انسانی می‌داند و به آن‌ها احترام می‌گذارد. این یعنی فضیلت اخلاقی و توانایی برجسته فرهنگی، که در سیستم‌های دموکراتیک، در روند آموزش شهروندان در خانواده، مدرسه، وسایل ارتباط جمعی و در روابط مابین افراد جامعه، آموزش داده می‌شود و هنجار تلقی شده و از همه خواسته می‌شود که به این رویه احترام بگذراند تا به معنای زیست مسالمت‌آمیز کنار یکدیگر دسترسی پیدا کرده و معنای آن را دریابند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

تایید موجودیت دیگرانی که مثل ما نمی‌اندیشند، یا رفتار و گرایشی مشابه ما ندارند، ارج گذاشتن، ابراز احترام و به رسمیت شناخت آن‌ها بن‌مایه‌ی اخلاق انسان امروزی و دموکراسی است. اخلاق مستبدانه اما همه چیز را مطلق و کامل می‌بیند و در نتیجه فرد مستبد از پیمودن پروسه‌ی خودسازی از طریق هم‌کنشی با دیگرانی که به هر طریقی شیوه‌ی زیست او را ندارند سرباز می‌زند و همه‌چیز و همه‌کس متفاوت با خود را  محدود و محکوم می‌نماید. بدون شک این شیوه در بسیاری از آدم ها و حتا دولت‌ها به چشم می‌خورد که با دیکتاتوری بخش‌هایی از افکار، منش واخلاق موجود در بطن جامعه را نمایندگی می‌کنند. این بخش، بخش مستبدانه و تفکر استبدادی مبتنی بر حذف و انکار و خشونت است که نتایج تخریب‌وارش به مرور زمان ریشه‌‌های فرهنگ و اخلاق در هر جامعه‌ای را نشانه گرفته و از بین می‌برد. هر جامعه‌ای، نوعی از رفتارها را به عنوان نورم و هنجار می‌پذیرد. جوامعی هم هستند که انواع متنوع‌تری از رفتارها را به عنوان هنجار به رسمیت می‌شناسند.

20130803_jameeh_koocheh

بنابراین، نوعی از رفتارها و کنش‌ها که ممکن است در جامعه‌ای نرم و هنجار محسوب شوند، چه بسا در جامعه‌ا‌ی دیگر به عنوان ناهنجار، غیر متعارف و حتا ضداخلاقی به حساب آیند. بعضی از جوامع ممکن است نوع خاصی از رفتارها را غیرطبیعی به حساب‌آورند، اما نسبت به غیرطبیعی بودن رفتارهایی متفاوت از نورم‌ها که افراد در جوامع از خود بروز می‌دهند حساسیت کم‌تری نشان دهند، مگر آن‌که آن نوع رفتار متفاوت باعث آسیب زدن به نورم‌ها شود و حقوق طبیعی افراد دیگر را مورد تجاوز و تعدی قرار بدهد. با این تفاصیل جوامعی هم هستند که خط قرمز هنجارهایشان محدود است و حتا نسبت به رفتارهایی که به کسی آسیب نمی‌زند و یا طبیعی‌ترین حقوق اولیه‌ی افراد آن جامعه هست هم واکنش نشان می‌دهند. به طور مثال روابط اولیه بین افراد بالغ هم در بعضی از جوامع مورد پرسش و پاسخ قرار می‌گیرد و باید نسبت خود را با یکدیگر با یک سری نورم‌های تعریف شده به اثبات برسانند. قوانین و عرف‌های رایج در جوامعی که منش‌های دیکتاتوری را دنبال می‌کنند بسیاری از رفتارها را به سادگی برنمی‌تابند.

انحراف‌های رفتاری به چیزهایی اطلاق می‌شود که در چارچوب نرم‌های اجتماعی جامعه نمی‌گنجند و در هنگام متهم کردن کسی به انحراف‌های رفتاری به طور عمومی اتهاماتی به آن‌ها زده می‌شود که این اتهام‌ها هیچگونه بار علمی و حتا کنش رفتاری نیست که در چارچوب‌های آزاردهنده تعریف شود بلکه موضوعاتی است سیاسی، فرهنگی و اجتماعی. در مجموعه‌ای که  نورم‌های اجتماعی تعریف می‌شود، انحرافات به دلایل سیاسی و فرهنگی در آن جامعه به دلیل قوانینی است که وضع شده‌اند و به مرور بر اساس بسیاری از باورها مورد پذیرش جامعه قرار گرفته‌اند که همیشه هم این نورم‌ها بر اساس انسان مداری و مدارا و انصاف نیست. در اذهان جوامع گاهی کلمه‌ای که به انحراف برداشت می‌شود از بار منفی برخوردار است که در واقع چارچوبی است از ذهنیت و فرهنگ محدودی که وضعیت فعلی آن جامعه را تعریف می‌کند. به طور مثال برخورد با اقلیت‌ها از هر گروه و مسلکی یکی از حقوقی است که در بعضی از جوامع بر اساس نورم‌های موجود انجام می‌گیرد و به طور ناعادلانه‌ای این افراد از حقوق و مزایای طبیعی خود محروم می‌گردنند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,