شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
15 September 2016
شش سال پس از انفجار قطار نیشابور

«فاجعه ای که پرونده اش نیمه تمام ماند»

۱۳۸۸ بهمن ۲۹

اردوان روزبه

[email protected]

شش سال از انفجار قطار در نیشابور می گذرد. شش سال از یک فاجعه انسانی که در 2004 میلادی نهمین فاجعه انسانی جهان به حساب آمد. این انفجار هیچ گاه روشن نشد که چرا و چگونه به وقوع پیوست. هزارها نفر بی خانمان، صد ها کشته و میلیارد ها تومان خسارت نتیجه این حادثه بود.

امروز به مناسبت این حادثه گزارشی را باز نشر می کنم. هنوز بسیارند کسانی که با سنگین این حادثه را بر دوش می کشند. بسیارند که آخر ندانستند عزیزانشان چرا در جهنمی به نام ایستگاه خیام در ساعت نه و چهل پنج دقیقه صبح تکه تکه شدند.

—-

چهار شنبه هجدهم فوریه 2004 یعنی 29 بهمن ماه سال 1382، قبل از ساعت سه و چهل و پنج دقیقه، قطار باری که عازم به مشهد است با 51 واگن در ایستگاه ابومسلم متوقف می‌شود. اما این توقف دیری نمی‌پاید و آرام آرام بدون کنترل از ایستگاه خارج می‌شود. تا ایستگاه خیام فاصله چندانی نیست و این قطار بر روی خط تا این ایستگاه می‌رود اما به دلیل مسدود بودن مسیر مستقیم از خط منحرف می‌شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در ابتدا چهار واگن اول که خالی هم بودند از خط خارج می‌شوند و سپس واگن‌های بعدی. پنج واگن خالی، هشت واگن گوگرد و 38 واگن حاوی نفتا و نیترات آمونیم و پنبه. با خروج از خط، آتش‌سوزی آغاز می‌شود. نیروهای امدادی و اطفاء حریق خود را به منطقه می‌رسانند. منطقه ممنوع برای ورود اعلام می‌شود. عملیات اطفای حریق تا نزدیک ساعت هفت صبح ادامه می‌یابد. در این ساعت تقریبن چیزی از آتش باقی نمانده. محیط برای عبور مرور مردم محلی باز می‌شود و بیشتر عوامل هم صرف به دلیل بازدید مسوولان که در راه هستند در منطقه می‌مانند. آتش نشانان مانده آب را نیز برای اطمینان بیشتر بر روی واگن های سالم که حاوی گوگرد بوده می‌ریزند.

ساعت از نه می‌گذرد که یک‌باره تمام ایستگاه می‌لرزد. تکه‌های آهن‌پاره چون ترکش و محورهای چند تنی واگن‌ها به اطراف پرتاب می‌شود. موج انفجار گودالی به عمق حدود پانزده متر ایجاد می‌کند. بسیاری از کشته‌شدگان به دلیل موج انفجار در دم جان داده‌اند. تمام برهنه‌اند. شدت انفجار لباسی بر تن این کشته گان باقی نمی‌گذارد.

—–

ساعت از نه گذشته بود. این در و آن در می‌زدم تا بتوانم اطلاعاتی از آتش سوزی و خروج قطار از ریل در نزدیکی ایستگاه خیام نیشابور بدست بیاورم. حادثه حدود چهار صبح رخ داده بود و کسی از جزییات چیزی نمی‌دانست. فقط دوستان اشاره می‌کردند که قطار بر روی خط «فرار کرده» و در ایستگاه خیام به علت پیچ از مسیر خارج شده، اما خوشبختانه با اقدام‌های به موقع، آتش اطفاء شده و جای نگرانی نیست.

داشتم با استانداری تماس می‌گرفتم، گوشی هنوز در دستم بود که یک باره زمین لرزه آغاز شد. از حادثه قطار فراموش کردم. شدت آن‌قدر بود که احساس کردم در اطراف مشهد جایی باید خسارت سنگینی دیده باشد. مسیر تلفن‌ها تغییر کرد. حالا یورشم به سمت مرکز زلزله‌نگاری دانشگاه بود. اما تلفن‌ها اشغال بود. باز هم هیچ‌کس نمی‌دانست این ماجرا هم از کجا آغاز شده. از یکی از دوستانم در دانشگاه فردوسی می‌خواهم کمکم کند. قول بررسی می‌دهد و زودتر از آن‌چه که فکر می‌کنم تماس می‌گیرد. تا آن‌جا که می‌داند لرزش ناشی از زلزله نبوده و علائم نشان می‌دهد که باید یک لرزش غیر عادی باشد. کنجکاوم می‌کند، توضییح می‌خواهم. می‌گوید دقیق نمی‌داند اما چیزی شبیه یک انفجار قوی در نزدیکی نیشابور و یا مشهد.

می‌گوید دقیق نمی‌داند اما چیزی شبیه یک انفجار قوی در نزدیکی نیشابور و یا مشهد

این بار با ارتش تماس می‌گیرم. معاونت امنیتی استانداری، سپاه و هر جا که به نظرم می‌رسد. ساعت نزدیک یازده است که اولین خبر را از همکاری در خبرگزاری «ایرنا» می‌شنوم: این لرزش به دلیل انفجار قطار باری بوده که صبح از خط خارج شده. او همکارش را نیز در این انفجار از دست داده است.

باید به منطقه رفت. دیگر نمی‌شود به شنیده‌ها بسنده کرد. نیم ساعت بعد در منطقه هستم. انگار بعد از یک بمباران هوایی رسیده‌ام، جنگ زده و پر از بهت. مامورین خسته و سرگردان انتظامی پرخاش می‌کنند. اجازه ورود به منطقه را نمی‌دهند. با کارت یا بی‌کارت. مردم از چیزی بیشتر از یک انفجار می‌گویند. واگن‌هایی که چون ترکش بر در و دیوار می‌خورده‌اند و قطعات چند صد کیلویی از قطار که چند کیلومتر آنور تر افتاده‌اند. بوی تند گوگرد و گوشت سوخته را احساس می‌کنم.

بسیاری از مسوولان، گوش به گوش از حادثه مطلع شده‌اند. برخی کمک‌هایی مثل پتو فرستاده‌اند. برخی هم به دنبال آن می‌گردند که بدانند در این لحظه چه باید بکنند.

راستی در این لحظه چه باید می کردند؟

سید هادی پژوهش معاون سیاسی، اجتماعی وقت استانداری خراسان رضوی، از انفجار قطار نیشابور صحبت می‌کند: «حدود ساعت 9 صبح بود. من در دفتر کارم بودم. صدای انفجاری آمد که پنجره‌ها و سقف اتاق را لرزاند.

من احساسم این بود که چون ما در شهر مشهد پادگان‌های نظامی و یگان‌های نظامی زیادی داریم، احتمالن اتفاقی بوده یا موردی نظامی بوده است. اما خبردار شدم که قطاری منفجر شده، بلافاصله رفتم دفتر استاندار اطلاع دادم که در ایستگاه خیام نیشابور، قطاری منفجر شده. آن موقع تماس با فرماندار و سایر مسوولان غیر ممکن بود، چون در همان حادثه، فرماندار، مرحوم فرهمند هم از بین رفته بود.

من احساسم این بود که چون ما در شهر مشهد پادگان‌های نظامی و یگان‌های نظامی زیادی داریم، احتمالن اتفاقی بوده یا موردی نظامی بوده است

آن زمان انتخابات دور هفتم مجلس شورای اسلامی هم در شرف انجام بود. من به عنوان رییس ستاد انتخابات، به شدت درگیر بحث انتخابات بودم. استاندار بلافاصله با یک فروند هلی‌کوپتر به منطقه رفت. با اطلاعاتی که پیدا کردم فهمیدم این انفجاری عادی نبوده است. بلکه واگن‌ها از ایستگاه ابومسلم راه افتادند و تا ایستگاه خیام، هیچ مانع و رادعی جلوی آنها نبوده. اما بعد در پیچ واگن‌ها از خط خارج می‌شوند. در مرحله‌ی اول آتش‌نشان‌های نیشابور و شهرداری درود به منطقه اعزام می‌شوند و به خاموش کردن و مهار حریق اقدام می‌کنند. تا آن موقع هیچ اتفاقی نیفتاده بوده. بعد از این‌که به ظاهر حریق را مهار می‌کنند و از آنجا که می‌خواستند مطمئن بشوند که آتشی نیست، آتش نشان‌ها، آبی را که در مخازن خودروهای‌شان باقی مانده بود را بر روی کل واگن‌ها می‌پاشند. در اینجا آب و گوگرد قاطی شدند و منجر به یک انفجار شد. این انفجار به نوعی نتیجه‌ی این اقدام ناخواسته آتش‌نشان‌ها بود که همه‌ی آنها هم در آن حادثه به رحمت خدا رفتند.

محل انفجار را که یکی دو روز بعد رفتم دیدم گودالی به قطر شاید بیش از ده دوازده متر و به عمق حداقل هفت هشت متر ایجاد شده بود. موج انفجار آنقدر شدید بوده که محورهای واگن‌ها تا چند روستا آن طرف‌تر در هوا پرتاب شده بود. تمامی افرادی که در صحنه بودند، در نتیجه‌ی موج انفجار از بین رفته بودند، خانه‌های آن روستا که در مجاورت ایستگاه بود، تخریب شده بود و عده‌ای زیر آوار مانده بودند.

تعداد زیادی از مدیران، مردم و کسانی که به نوعی مسوولیت داشتند در آنجا از بین رفتند. آن روز در استان برای ما این یک بحران بزرگ بود. آن سال ما چند بحران داشتیم، از جمله این بحران بود و در کنار آن بحث تقسیم استان خراسان بود، بحث انتخابات مجلس هفتم و رد صلاحیت‌ها که الان دیگر جای پرداختن به آن نیست. یعنی درگیری مدیران برای حل و فصل به اصطلاح این بحران‌ها، خودش یک پروژه‌ی خاص را می‌طلبید.

اما حالا اگر بخواهیم برویم دنبال علت یابی، من اعتقادم بر این است که آن اتفاق با همه‌ی بزرگیش از یک بی‌توجهی کوچک شروع شده بود. این واگن‌ها را در ایستگاه ابومسلم، متوقف کرده بودند، اما رعایت نکات حفاظتی برای به حرکت در نیامدن این واگن‌ها را اصلا رعایت نشده بود. ظاهرن کفشک‌هایی که باید زیر محورها گذاشته می‌شد، گذاشته نشده بود و واگن‌ها خود به خود راه افتاده بودند. شاید لطف الهی بود که هم‌زمان قطاری در مسیر آن حرکت نبود. مسلمن اگر قطار مسافری یا باری دیگر در آن جهت می‌آمد و برخورد می‌کرد؛ فاجعه به مراتب بیش از آن چیزی که اتفاق افتاد، رخ می‌داد.»

شاید لطف الهی بود که هم‌زمان قطاری در مسیر آن حرکت نبود

—–

در حالی که پژوهش از نا‌کار آمدی دستگاه‌های هماهنگ کننده در حوادث می‌گفت به فکرم رسید سراغ یکی از ساکنان آن منطقه بروم. شاید بتواند در مورد مشکلات گریبان گیر، بعد از چهار سال صحبت کند.

«ابراهیم تازکه» یک آدم خوش شانس بود. او بنابر تقدیر از محل حادثه دور می‌شود و چند دقیقه بعد احساس می‌کند همه چیز منفجر شده: «از صبح زود در منطقه بودم. مانند همه کسانی که در لحظه اول مطلع شدند. اول گفته شد که یک هواپیما سقوط کرده اما به محل که رسیدم دیدم قطار از خط خارج شده. تا ساعت نه تقریبن آتش مهار شد. در همان لحظه‌ها برای خوردن صبحانه به همراه برخی مسوولان به سمت خانه حرکت کردیم که نیمه راه گفتند، معاون وزیر راه می‌آید و برگشتند تا به استقبالش بروند. دقایقی بعد انفجار بوجود آمد. حالا بعد از گذشت چهار‌ سال خیلی کار‌ها انجام شده اما مردم منطقه معتقدند مورد بی‌مهری مسوولان رده بالای کشور قرار گرفته‌اند. چرا که هیچ‌گاه تقدیر و تشکری از خانواده‌های کسانی که با تمام تلاش برای کمک به دیگران از بین رفتند، نشد. آن‌ها در حین خدمت بودند اما شهید هم محسوب نشدند.»

283 نفر در دم کشته و نزدیک به حدود 500 نفر مجروح می‌شوند. اگرچه بخشی از کشته‌شدگان را مسوولانی مانند رئیس راه آهن استان خراسان رضوی، فرماندار نیشابور، خبرنگار خبرگزاری ایرنا و جمعی از پرسنل آتش نشانی و هلال احمر و شهرداری‌های منطقه تشکیل می‌دادند، اما به دلیل هجوم روستاییان بخش عمده کشته شدگان ساکنان منطقه بودند.

پژوهش ادامه می‌دهد: «ما در کشورمان بنا بوده با تصویب در مجلس و دنبال کردن وزارت کشور که یک سازمان مستقل برای بحران‌ها ایجاد شود. البته یک ستاد حوادث غیر مترقبه‌ای در استان‌ها داریم که من اعتقادم بر این است که آن ستاد بیشتر شبیه فقط یک تابلو است. یک مسئول و چند کارشناس که یک حادثه یا اتفاقی رخ داد این‌ها بتوانند بین دستگاه‌های امدادی سریع هماهنگی کنند تا بروند کمک کنند. اما این‌که یک تشکیلات قوی و منسجم کارکرده‌ی آماده به کاری وجود داشته باشد که یک حادثه‌ای مانند سیل، زلزله، گرما، سرما، یا چنین انفجاری را پوشش بدهند، واقعیت قضیه ما آن زمان نداشتیم. فکر نمی‌کنم ظرف یکی دو سال گذشته هم بوجود آمده باشد.

ممکن است طرح را داده باشند، ولی چنین سازمانی ما نداریم. شما همین سرما و برفی که آمد را در نظر بگیرید. من اعتقادم بر این بود که برخورد با آن نهایت ضعف دستگاه‌های امدادرسانی بود. فارغ از نگاه‌های سیاسی من عرض می‌کنم. چون بعد از 21 تا 22 سال مدیریت در لایه‌های مختلف کاری وزارت کشور و فرمانداری و اجرایی و ستادی من پی برده‌ام که مدیریت‌مان، مدیریت گل و بلبل بوده است. همین الان، هنوز هم که هنوز است تبعات یخبندان را در شهرها و مناطق داریم. هم مردم اذیت شدند و هم از نظر اقتصادی متضرر شدیم.»

سازمان بازرسی و کمیته سوانح راه آهن و کارشناسان وقت وزارت راه، اولین گزارش ها را تهیه کردند. در طول مدت چهار سال، دیه به خانواده های کشته شدگان نیز توسط دولت پرداخت شد. سال گذشته بعد از سه سال که از حادثه گذشته به این منطقه رفتم. بسیاری از خانواده‌ها از روستاهای اطراف محل حادثه کوچ کرده بودند.

این پرونده در شعبه 102 دادگاه عمومی مشهد بررسی شد که در آن دوازده نفر از متهمین پرونده برایشان حکم صادر شد. ده تن از آنان به دلیل بی‌احتیاطی و عدم رعایت نکات ایمنی و فنی در وقوع حادثه مقصر شناخته شدند و دو تن دیگر نیز حکم برائت گرفتند.

رئیس اداره بهره ‌برداری، رئیس قطارباری، مسئول و معاون ایستگاه ابومسلم، ترمزبان، چهار سوزن‌بان و مدیرعامل شرکت به مجازات حبس محکوم و کنترلر و متصدی کنترل راه ‌آهن خراسان رضوی تبرئه شدند.

رئیس اداره بهره ‌برداری، رئیس قطارباری، مسئول و معاون ایستگاه ابومسلم، ترمزبان، چهار سوزن‌بان و مدیرعامل شرکت به مجازات حبس محکوم و کنترلر و متصدی کنترل راه ‌آهن خراسان رضوی تبرئه شدند

این دادگاه به دلیل آنکه محکومان دارای پیشینه محکومیت قبلی نبودند، نیمی از دوره مجازاتشان را به مدت پنج سال به حالت تعلیق در آورد.

رأی بر اساس نظریه کارشناسان سازمان بازرسی کل کشور و کمیسیون سوانح راه آهن خراسان رضوی صادر شد. اما بخشی از پرونده نیز برای بررسی بیشتر به تهران ارسال شد که آرای تهران هم تاکید بر همین وضعیت داشت.

این معاون سابق سیاسی ادامه می دهد: «تلاش‌هایی شده اما این‌که بتواند مردم را راضی و قانع کرده باشد، بی‌شک نمی‌تواند. ما فرزندان، دختران، زنان، بزرگان آنها را نمی‌توانیم برگردانیم. می‌شد اموال را ترمیم کرد ولی جان‌ها را دیگر نمی‌شود.»

در چهارمین سالگرد انفجار قطار نیشابور، خبرگزاری ایرنا بر روی خط خبری خود نوشت: مراسم چهارمین سالگرد حادثه انفجار قطار باری در ایستگاه خیام نیشابور روز یکشنبه با حضور جمعی از مسوولان و مردم در این شهر برگزار شد.

حال دیگر کسی از شایعه احتمال انفجار اتمی نمی‌گوید و یا کسی دنبال احتمال خرابکاری نیست. همه پذیرفته‌اند که عامل انفجار پنهان و پیدایی بود که کمتر از آن گفته شد. اهمال و ضعف مدیریت.

پژوهش در مورد ضعف‌ها نیز حرف‌هایی برای گفتن دارد: «اولین ضعف این است که هر کسی باید به وظیفه‌ی خودش عمل کند تا یک حادثه‌ی این ‌چنینی رخ ندهد. یک وقت زلزله رخ می‌دهد؛ زلزله در اختیار بشر نیست. حتا سیل هم به نظر من در اختیار ما است. شما می‌توانید از قبل پیش بینی کنید و برای بارش‌های سنگین خود را آماده کنید، با حفظ آب و خاک و پوشش گیاهی، ایجاد آب بندها و سدها و خلاصه این چیزها، می‌توانیم جلوی آن را بگیریم.

من اعتقادم بر این است که ما برای حوادثی که انسان در آن دخیل است یا به نوعی به ضعف انسانی برمی‌گردد، باید برنامه داشته باشیم. گاهی از قبل می‌توانیم جلوی این غفلت‌ها را با کنترل و نظارت بگیریم. اما اتفاق و حادثه‌ رخ می‌دهد. ما باید آمادگی این را داشته باشیم که تلفات و ضررها را به حداقل برسانیم.

این سیستم متاسفانه تا الان در کشور طراحی نشده که اگر سیلی آمد، سرمایی بود، گرمایی بود، یا یک حادثه‌ی پیش آمد بتوانیم بلافاصله ورود پیدا کنیم و تبعات آن را به پایین‌تر حدش برسانیم.»

در همین حال وزیر راه نیز گفت که پرونده از دستور کار این وزارت‌خانه خارج و در قوه قضاییه است

در همین حال وزیر راه نیز گفت که پرونده از دستور کار این وزارت‌خانه خارج و در قوه قضاییه است. وزیر راه نگفت برای بوجود نیامدن دوباره این قبیل فجایع در طول چهار سال گذشته چه کار‌هایی انجام شده. از سویی مجلس هم هنوز نتوانسته در قوانین جاری کشور علی رغم تصویب تشکیل سازمان مدیریت حوادث غیر مترقبه، تغییر عمده‌ای در بی‌سامانی مقابله با حوادث و بلایا ایجاد کند. دستور‌العمل‌ها نیز در طول این چهار سال باز هم به بایگانی سپرده شدند و مانند بسیاری حوادث دیگر، فراموشی بهترین فرصت برای دور شدن از سوال‌ها، اما‌ها و اگر‌ها است. شاید کوتاهی خبر ایرنا مهر تاییدی بر مختومه شدن پرونده قطار نیشابور باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۱ Comment


  1. بی نام
    1

    جناب وقتی مطلبی رو مینویسی یکم بیشتر تحقیق کن
    اون انفجار اینقدر قوی بود که گودالی به عمق سی متر و قطر صدوپنجاه متر ایجاد کرده بود نه یه گودال به عمق پانزده متر، ایستگاه خیام و خانه های اطراف قطار به کلی از روی زمین محو شدند نه اینکه خسارات جدی دیده باشند
    حتی موج انفجار شیشه بعضی از خانه های مشهد رو شکست با اینکه ۱۱۵ کیلومتر فاصله داشت