Saturday, 18 July 2015
15 August 2020
دایره‌ی شکسته

«آن‌چه ما تعریف می‌کنیم-بخش دوم»

2013 August 04

مهشب­تاجیک / رادیو کوچه

در برنامه­ی پیشین در مورد منش­ها و رفتارهای مستبدانه و تفکرات آزاد به صحبت نشستیم. تفاوت­های این نوع از تفکرات با یکدیگر و مرزهایی که هر جامعه­ای برای تعریف نورم­ها و هنجارها دارد. به این منظور که نوعی از رفتارها و کنش‌ها که ممکن است در جامعه‌ای نورم و هنجار محسوب شوند، چه بسا در جامعه‌ا‌ی دیگر به عنوان ناهنجار، غیر متعارف و حتا ضداخلاقی به حساب آیند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بعضی از جوامع ممکن است نوع خاصی از رفتارها را غیرطبیعی به حساب ‌آورند، اما نسبت به غیرطبیعی بودن رفتارهایی متفاوت از نورم‌ها که افراد در جوامع از خود بروز می‌دهند حساسیت کم‌تری نشان دهند، مگر آن‌که آن نوع رفتار متفاوت باعث آسیب زدن به نورم‌ها شود و حقوق طبیعی افراد دیگر را مورد تجاوز و تعدی قرار بدهد. با این تفاصیل جوامعی هم هستند که خط قرمز هنجارهایشان محدود است و حتا نسبت به رفتارهایی که به کسی آسیب نمی‌زند و یا طبیعی‌ترین حقوق اولیه‌ی افراد آن جامعه هست هم واکنش نشان می‌دهند.

20130804- dayereye shekaste- Tajik- anche ma tarif mikonim- part 2ax 1

در جوامعی که با منش دیکتاتوری اداره می­شوند و خطوطی که قوانین و عرف­ها برای افراد آن جامعه مشخص می­نمایند و مرزهای گسترده­ای ندارد باید که همه­چیز تحت نظر یک چشم کل اداره شود، اقلیت­های آن جامعه در معرض آسیب و خطرات بیشتری هم قرار می­گیرند. به این صورت که که اقلیت­های متفاوت برای احقاق حقوق اولیه­ی خود به ناچار وارد مبارزه می­شوند و حکومت­ها هم همیشه با این ترفند که این منش و رفتار اخلاق اجتماعی را تهدید می­کند رو در روی آنان قرار می­گیرند. برای پاسخ به چونین استدلالی باید گفت که افراد یک جامعه افراد متفاوت و گوناگونی هستند که همیشه نظرات آنان در مورد مختصات اخلاق اجتماعی و مرزهای آن با یگدیگر همخوانی ندارد و اخلاق و فرهنگ جریانات سیالی هستند که با تحولات یک جامعه و همچنین رشد آن جامعه تغییر می­کنند. بنابراین ما با یک پدیده­ی ثابت سروکار نداریم که بتوانیم همیشه به آن متکی باشیم. در یک جامعه اقلیت­های متفاوتی هستند که برخوردهای گوناگونی با آنان می­شود. دانشجویان المپیادی و یا ورزشکاران در اقلیت هستند، منتهای مراتب برخوردی که با آنان می­شود و رفتارهایی که در ارتباط با آنان هنجار تعریف می­شود، حقوق اولیه­ی آنان را سرکوب نمی­کند. حالا اگر همین اقلیت در گروه اقلیت­های جنسی و یا قومی قرار بگیرند، به دلیل همان مرزهای اخلاق اجتماعی و بی­قدرتی در حق آنان تبعیض می­شود. در صورتی­که این گروه­ها درصد زیادی از یک جامعه را تشکیل می­دهند.  اقلیت­های قومی از ابتدایی­ترین حقوق خود که شامل استفاده از زبان و گویش در آموزش­هایشان هستند و اقلیت­های جنسی از یک زیست نورمال محروم هستند و درصورت معترض بودن به وضعیت خود به عنوان یک مخل نظم اجتماعی مجازات می­شوند.

 20130804- dayereye shekaste- Tajik- anche ma tarif mikonim- part 2ax 2

به عبارت دیگر در بعضی از جوامع  اقلیت­ها مجموعه­ای هستند از افرادی که تحت­ستم واقع شده­اند. آن­ها ناگزیرند بر پایه­ی منافع مشترک، که به طور عمومی شامل زیست انسانی آن­ها می­شود و به دست آوردن حقوق اولیه­شان اتحاد و همبستگی خود را به نمایش گذاشته و به این ترتیب سعی کنند در مقابل قدرت اکثریت و غالب مقدار مشخصی از قدرت را به دست بیاورند. گاهی این دفاع از حقوق و همبستگی تنها منجر به نمایش­های سمبلیکی می­شود که محدود است اما به مرور زمان دستاورد آن قدرتی هرچند نامحدود برای این است که حضور خود را در جامعه یادآوری نمایند و بی­عدالتی سیستم و قوانین را به چالش بکشند.

در جوامعی که با منش دیکتاتوری اداره می­شوند و خطوطی که قوانین و عرف­ها برای افراد آن جامعه مشخص می­نمایند و مرزهای گسترده­ای ندارد باید که همه­چیز تحت نظر یک چشم کل اداره شود، اقلیت­های آن جامعه در معرض آسیب و خطرات بیشتری هم قرار می­گیرند

به طور مثال کارناوال­هایی که اقلیت­های جنسی در کشورهایی با منش دموکراسی به اجرا می­گذراند و یا در کشورهایی با سیستم مستبدانه­تر فعالیت­های زیرزمینی که این گروه­ها برای معرفی خود انجام می­دهند. زمان­هایی حقوق اقلیت­ها از طرف اکثریت هم نادیده گرفته می­شود و رفتارهای مستبدانه­ی حکومتی به اکثریت جامعه هم تسری می­یابد. آن­ها حتا با حکومت مخالف­خوان هستند اما حقوق اقلیت­ها را نمی­پذیرند. استدلال آن­ها برای عدم پذیرش این گروه­ها نفی آن­ها به عنوان اقلیت است. بدین معنی که اقلیت را یک گروه فرضی در نظر می­گیرند که این گروه­ها و خواسته­هایشان شاملش نمی­شود. اما در نهایت این واکنش­های حتا به ظاهر روشنفکرانه و یا خشونت­هایی که حکومت بر اقلیت­ها روا می­دارد به این مفهوم است که این افراد دارای موجودیت و اعتبار هستند که تمام سعی بر این است که نادیده گرفته شوند. به نظر می­رسد که ایجاد بنیاد­ها و مراکز حمایتی هر چند مخفی برای جمع­آوری و  ثبت خشونت­های دولتی و غیردولتی بر علیه تمام اقلیت­ها به منظور جلب افکار و حمایت­های عمومی و همچنین تشویق این گروه­ها برای دستیافت به حقوق اولیه­ی خود ضروری است. این امر حتا باعث می­شود آماری از مشکلات و مصایب این گروه­ها به وجود بیاید که بتواند در مرزهای بین­المللی و جلب حمایت جامعه جهانی موثر باشد. باید این امر را در نظر داشت که تنها راه اصلاح این روند در جوامع دیکتاتوری فعالیت­های پایه­ای در همان­ مکان و توسط افراد درگیر با این شرایط است. هر شروعی به نظر سخت و دردناک و انجام ناپذیر می­رسد اما تغییرات نیاز به زمان و جلب حمایت دارد که به طور حتم اطلاع رسانی و آموزش از پایه­ای­ترین و ابتدایی­ترین این تلاش­هاست.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,