Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
پس‌نشینی تند

«عدالت، همه‌ جا همه وقت»

2013 August 06

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

معرفی مصطفا پورمحمدی از سوی حسن روحانی به عنوان وزیر پیشنهادی دادگستری سبب واکنش‌های تندی در فضای مجازی شد. منتقدان بر این باور بودند که پورمحمدی به این علت که آشکارا و به طور مستقیم در شمار فراوانی از اعدام‌های فله‌ای و ناعادلانه‌ی پس انقلاب از دست داشته و نقش او در کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ غیرقابل انکار است، نباید در دولت حضور داشته و مسوولیتی بر عهده بگیرد. شمار دیگری هم با قبول گذشته‌ی سیاه برخی از افراد دور و بر روحانی اما گمان می‌برند اینگونه حملات به دولت جدید، آنها را در برابر منتقدین‌شان در جایگاه ضعف قرار خواهد داد و از سوی دیگر معتقدند که باید به افرادی چون پورمحمدی فرصت داد تا گذشته‌ی خود را اصلاح کنند. آنها بر این باورند که پورمحمدی ۹۲ همان انسان دو دهه‌ی پیش نیست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در تاریخ کم نبوده‌اند انسان‌هایی که جنایت‌های وحشتناکی مرتکب شده و هیچ‌گاه به مجازات اعمالشان نرسیده‌اند اما شماری هم بوده‌اند که از اشتباهات خود اظهار پشیمانی کرده‌اند.

a1 اما واقعیت این است که اظهار یا عدم اعتراف به جنایت وقتی صاحب و یا صاحبان حق وجود دارند چیزی را عوض نمی‌کند و این آنها هستند که اگر بخواهند می‌توانند فرد مورد نظر را ببخشند نه هیچ کس دیگری. یکی از انحرافات جریان اصلاحات و اصلاح‌طلبی در ایران هم تلاش برای تطهیر و سرپوش گذاشتن بر جنایت‌های افرادی بود که در دهه‌ی نخست انقلاب دست به اعدام و کشتار مخالفان جمهوری اسلامی زده بودند. شکی نیست که همه‌ی ما ممکن است در دوره‌هایی از زندگی به چیزهایی باور داشته باشیم که نادرست و غیرانسانی باشند و بعدها با آگاهی از این موضوع مسیر خود را تغییر دهیم. دولت‌مردان و اهالی سیاست هم از این قاعده مستثنا نیستند اما بحث جنایت و قتل عام مخالفان سیاسی چیز دیگری است. برای نمونه کم نبودند افرادی هم‌چون عمادالدین باقی، ماشالله شمس‌الواعظین، محسن سازگارا و یا حشمت‌الله طبرزدی که در دوره‌هایی با سیاست‌های نظام همراه و در خدمت آن بوده‌اند اما نه تنها دستشان به خون کسی آلوده نشده و فساد مالی و اقتصادی نداشته‌اند، بلکه بارها به روشنی از بسیاری از مواضع تندرویانه و غیرمنطقی خود در دهه‌ی نخست انقلاب ابراز برائت کرده و خود تبدیل به منتقدان نظام حاکم شده‌اند. اما آیا می‌توان با همین نگاه به افرادی چون موسوی تبریزی، هادی غفاری، موسوی اردبیلی و وردی‌نژاد نگاه کنیم و به صرف تعلقات حزبی و جناحی چشممان را بر روی جنایات آنها ببندیم؟

a2

حال بیایید تا به موضوع از زوایه‌ی دیگری نگاه کنیم. اگر فرد یا افرادی در سه دهه‌ی گذشته جنایاتی را مرتکب شده‌اند و هیچ‌گاه و در هیچ دادگاه عادلانه‌ای برای اعمال خود محاکمه نشده‌اند تکلیف مردم و صاحبان حق و خانواده‌ی قربانیان چیست؟ حال که حسن روحانی در کابینه‌ی خود قصد استفاده از فرد و یا افرادی را دارد که پرونده‌ی سیاهی در زمینه‌ی حقوق بشر دارند شماری از اصلاح‌طلبان بر این باورند که در جهت حمایت از او نباید انتقادی از این اشخاص کرد و پرونده‌های پیشین آنها را مورد بررسی قرار داد. واقعیت این است که از قضا حال که نمی‌توان چنین افرادی را پای میز محاکمه کشاند،اینگونه شرایط و موقعیت‌ها بهترین زمان برای مطرح کردن این مباحث و دامن زدن به آن در فضای مجازی است تا هم اصلاح‌طلبان و هم حامیان آنها بدانند که تنها چیزی که قابل معامله و چانه‌زنی نیست بحث حقوق بشر و عدالت است. در حقیقت با فشار بر روی رسانه‌ها و دامن زدن به این گفت‌وگوها در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و ایجاد فشارهای روانی بر شخص روحانی، می‌توان این پیام را برای دیگران هم داشت که مردم انتظار دارند که دولتی که خود را نماینده و برگزیده‌ی مردم می‌داند باید اندک تفاوتی با دولت کودتا داشته باشد. اگر سعید مرتضوی در دولت پیشین منصوب می‌شد از شخص احمدی‌نژاد توقعی بیش از این نبود اما حال که قرار است عده‌ای به عهد و پیمانی که با مردم بسته‌اند پایدار بمانند انتصاب فردی چون پورمحمدی برای عضویت در هیات دولت به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست. این بهانه که وزیر دادگستری را قوه‌قضاییه به رییس‌جمهور معرفی می‌کند هم دلیل موجهی نیست می‌توان این قوه را به سمتی راند که گزینه‌های انتخابی‌اش از اندک وجهه‌ی اخلاقی در نزد افکار عمومی برخوردار باشند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,