Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
کوچه سلامتی – وسواس

«بیماری نگرانی و اضطراب»

2013 August 09

دکتر آویده مطمئن‌فر / رادیو کوچه

avideh@kochehmail.com

همه ما نگران می‌شویم. ما نگران می‌شویم، چرا که موجودات هوشمندی هستیم و هوشمندی قادر به پیش‌بینی کردن است، اما برخی از ما نگران‌تر از دیگران هستند. برخی از افراد تا حدی هم‌واره نگرانند که حتا خودکشی را در نظر می‌گیرند. اضطراب یک مکانیسم بیولوژیک است که باید از ما در مقابل موقعیت‌های خطرناک محافظت کند. کمی اضطراب طبیعی است، ولی واکنش ما به این احساس تعیین خواهد کرد که ما آن را به عنوان یک اتفاق خوشایند یا حمله هراس آمیز تجربه کنیم. افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی، طیف گسترده‌ای از ترس‌های قریب به اتفاق را گزارش می‌کنند که باعث اختلال عمده‌ای در زندگی آن‌ها می‌شود. ترس از دست دادن کنترل مخرج مشترک بیشتراختلالات اضطرابی در نظر گرفته می‌شود. وسواس چهارمین اختلال روانی شایعی است که کودکان، نوجوانان و بزرگ‌سالان را در بر می‌گیرد. وسواس دو درصد بزرگ‌سالان را در قاره امریکای شمالی در بر می‌گیرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 وسواس یک اختلال اضطرابی است. افرادی که از این اختلال رنج می‌برند همیشه وحشت دارند که برای آن‌ها و یا نزدیکان آن‌ها اتفاق بدی بیفتد. وسواس اختلالی عصبی است که مشخصه آن وجود افکار تکراری ناراحت کننده و مزاحم است. وسواس اعمال غیرمنطقی است، ولی در خدمت به زانو در آوردن اضطراب. افراد مبتلا به اختلال وسواس از رفتارهای وسواسی و روش‌هایی برای کنترل اضطرابی که این افکار ایجاد می‌کند استفاده می‌کنند، اما متأسفانه در نهایت این روش‌ها و رفتارها هستند که آن‌ها را کنترل می‌کنند. بیماران مبتلا به وسواس سعی می‌کنند که با تمرکز بر نگرانی به خود کمک کنند، ولی متأسفانه نگرانی، نگرانی تولید می‌کند. آن‌ها هر چه بیش‌تر به ترس‌های خود فکر می‌کنند، بیش‌تر نگران می‌شوند.

 معمولن یک اتفاق باعث اولین حمله وسواس و شروع نگرانی می‌شود و پس از مدت کوتاهی، افراد، یک عمل وسواسی را برای کاهش نگرانی شروع می‌کنند. برای مثال، اگر مردم به میکروب یا گرد و خاک وسواس نشان بدهند، آن‌ها دست‌های خود را به طور وسواسی می‌شویند و اگر این کفایت نکرد، همه وسایل و بعد دیوارها را می‌شورند. افراد وسواسی مشکوک برای مثال در محل سکونت خود را صدها بار قبل از رفتن به رختخواب قفل می‌کنند. اگر آن‌ها از وقوع اتفاق خجالت آوری دراجتماع می‌ترسند، آن‌ها ممکن است موهای خود را در مقابل آینه تا حدی شانه کنند که وقت یک قرار ملاقات را از دست بدهند. انجام آیین‌ها و اعمال وسواسی به آن‌ها کمک می‌کند تا توضیحی برای اضطراب خود پیدا کنند، چیزی که به آن‌ها امنیتی که به آن نیاز دارند و برای ایجاد تسکین موقت لازم است را می‌بخشد.

20130809_Avideh_KoochehSalamati_Vasvas_Picture2

 نشانه‌های این بیماری می‌تواند از دغدغه با اعتقادات خاص مذهبی، جنسی و یا انگیزه‌ی پرخاشگرانه، گریز از اعداد فرد، نظم، تقارن و عادات عصبی مانند باز و بسته کردن در به دفعات معینی قبل از وارد شدن و یا خروج از یک مکان، متفاوت باشد. این علایم می‌تواند خیلی وقت گیر باشد و باعث بی میل شدن و اجتناب اطرافیان فرد مبتلا در برخورد اجتماعی با این افراد شود. افراد مبتلا به وسواس ممکن است پارانویا یا خرافاتی به نظر بیایند. آنها ممکن است نیاز به الگوی خاصی در راه رفتن در خیابان و یا ترس از ناتوانایی انجام یکی از آیین‌های خود داشته باشند. با این حال، به طور کلی افراد مبتلا به وسواس غیر منطقی بودن افکار و اعمال خود را می پذیرند که گاهی حتا این تحقق به ناراحتی‌های بیش تر تبدیل می‌شود.

 دوست عزیز من، دکتر نورمن دویج، پزشک متخصص بیماری‌های روانی در کتاب پرفروش خود «مغزی که خود را تغییرمی دهد» می‌نویسد:«به طور معمول ، هنگامی که ما اشتباه می‌کنیم، سه چیز اتفاق می‌افتد. اول، ما «احساس اشتباه »، این احساس آزار‌دهنده که چیزی اشتباه است را حس می‌کنیم. دوم، ما مضطرب می‌شویم و این اضطراب است که همواره ما را برای تصحیح اشتباه هدایت می‌کند. سوم، وقتی ما اشتباه را اصلاح کردیم، اهرم دنده‌ی اتوماتیک در مغز به ما اجازه می‌دهد تا ما به حرکت یا فعالیت بعدی فکر کنیم. سپس هر دو، اشتباه و احساس اضطراب ناپدید می‌شوند. اما مغز افراد وسواسی نمی‌تواند به حرکت بعدی فکر کند یا به قول معروف صفحه را ورق بزند. او حتی اگر اشتباه خود را تصحیح کرده، یا میکروب دستهایش را شسته، و یا برای فراموش کردن تولد دوستش عذرخواهی کرده، او هم چنان به این مسایل فکر می‌کند. اهرم دنده اتوماتیک او کار نمی‌کند، و احساس اشتباه و اضطراب هم چنان شدت میابد.»

نشانه‌های این بیماری می‌تواند از دغدغه با اعتقادات خاص مذهبی، جنسی و یا انگیزه‌ی پرخاشگرانه، گریز از اعداد فرد، نظم، تقارن و عادات عصبی مانند باز و بسته کردن در به دفعات معینی قبل از وارد شدن و یا خروج از یک مکان، متفاوت باشد.

علل وسواس متفاوت است، آن‌ها می‌توانند ژنتیکی باشند و در خانواده‌ها دیده شود. اکنون ما می‌دانیم که سه بخش از مغز در وسواس نقش دارند. قشر مداری پیشانی یا « کورتکس فرونتال » که اشتباه را تشخیص می‌دهد، « شکنج سنگولیت » که سیگنال احساس اشتباه را از « کورتکس فرونتال » دریافت می‌کند و باعث اضطراب می‌شود و در نهایت « هسته دمی» که در جریان افکار نقش دارد. اسکن مغز بیماران وسواسی نشان می‌دهد که این سه حوزه بیش از حد فعال هستند. «هسته دمی» می‌تواند سیگنال هایی که از «کورتکس فرونتال» و «شکنج سنگولیت» فرستاده می‌شوند را متوقف کند و ارسال مداوم این سیگنال ها باعث افزایش احساس اشتباه و اضطراب می‌شوند.

 درمان وسواس بسیار سخت است. جفری شوارتز درمانی را بر اساس شکل پذیری مغز توسعه داده است که به نظر مؤثر می‌رسد و می‌تواند نه تنها به بیماران وسواسی، بلکه هم چنین به کسانی که از نگرانی‌های روزمره رنج می‌برند کمک کند. چندین مورد دراین درمان وجود دارد. اول از همه بیمار باید نام اتفاقی که برای او می‌افتد را تغییر دهد. که این در واقع یک حمله میکروبی یا هر چیز دیگری نیست بلکه وسواس است. شوارتز بر این باور است که بیماران باید بین افکار نگران کننده که در‌واقع فرم وسواس است و محتوای وسواس یعنی میکروب به عنوان مثال تمایز قائل شود. بیماران باید بر روی فرم و نه محتوای وسواس تمرکز کنند. بنابراین بیمار باید درک کند که نگرانی نشانه ای از این بیماری است و هنگامی که یک حمله وسواس شروع می‌شود باید بر فعالیتی مثبت که لذت آور باشد تمرکز کند. شوارتز تاکید می‌کند که هنگامی که یک حمله وسواس شروع می‌شود ضروری است که بیمار کاری انجام دهد، می‌تواند هر کاری باشد، هر گونه فعالیتی که بیمار را متمرکز نگه دارد. دکتر دویج به مریض‌های خود توصیه می‌کند که بیماران به اصل « مصرف کن و یا آن را از دست بده » فکر کنند. چرا که با وسواس و تکرارهای جبری، هر چه بیش تر شما آن را انجام دهید، بیش تر می‌خواهید که آن را انجام دهید. شوارتز معتقد است که لازم است درک کنیم که زمانی که بیماران این تکنیک را انجام می‌دهند، آن چیزی که احساس می‌کنند مهم نیست بلکه آن چه که آن‌ها انجام می‌دهند تایین کننده است زیرا ما سعی نمی‌کنیم که احساس را از بین ببریم، بلکه با راه ندادن به این احساس مبارزه می‌کنیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,