Saturday, 18 July 2015
01 December 2020
دایره‌ی شکسته

«زندگی پیش‌رو»

2013 August 11

مهشب‌تاجیک / رادیو کوچه

لیلا که از ازدواج و مراحل مربوط به آن صحبت می‌کند، خودش هم تصور درست و به جایی از این مسئله ندارد. برای او هیچ خاطره‌ی خوشایندی وجود ندارد که بتواند در مفهومی به نام ازدواج تعریفش کند. اکنون بعد از بیست و اندی سال به حضور مردی که سال‌ها پیش با خانواده‌اش یک روز از روزهای دبیرستان لیلا به خواستگاری‌اش آمد عادت کرده است. «پدر بچه هاست». این جمله‌ای است که لیلا بارها تکرارش می‌کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 از عشق و عاشقی چیز زیادی نمی‌داند. یک روز که از مدرسه برگشت، عصر خانواده‌ی رضا به خواستگاری‌اش آمدند. از مقدمات این خواستگاری تا رفتنش به خانه‌ی خودش بیشتر از بیست روز طول نکشید و دیگر مدرسه هم نرفت. رضا مردی بدی نبوده است. سال‌ها زحمت زیادی برای خانواده‌اش کشیده است. هرچند که گاهی دست بزن هم داشته است. این اما به این دلیل بوده است که خسته و عصبی بوده و زندگی فشار زیادی به او می‌آورده است.

در جامعه‌ای که به طور بالقوه تحت قوانین عرفی سنگین و شریعت و مذهب اداره می‌شود، زن بودن خود به خود مشکلی است که باید از عهده‌ی آن برآمد. به خصوص که در این جامعه بسیاری از مفاهیم، مانند جنسیت، حقوق جنسی، حقوق فردی و حقوق اجتماعی به صورت بالقوه و بالفعل نقض شده و نادیده گرفته می‌شود. یکی از نخستین مسایلی که پیش روست، نداشتن آگاهی در مورد زن بودن و حقوق مربوط به آن است. این مشکل نداشتن اطلاعات کافی در مورد جنسیت را هم در برمی-گیرد. تعاریف کلیشه‌ای و رایج از یک گروه از مفاهیم باعث شده است که حتا بسیاری از زنان حقوق اولیه‌ی مربوط به خود را نادیده بگیرند.

20130810_dastan1_mahshab

 اطلاعاتی هم که در دسترس است حتا پیرامون بسیاری از حقوق پذیرفته شده در بسیاری از موارد گمراه کننده و یا اندک است. به بیان دیگر، آن‌ زمان که زنان پیرامون حقوق خود، چه از منظر فردی و چه از منظر اجتماعی آگاهی‌های لازم را ندارند، نمی‌تواند این توقع وجود داشته باشد که بتوانند دست به انتخاب بزنند و یا تصمیم‌گیری درستی حول محور مسایل مربوط به خود داشته باشند و یا در قدمی فراتر بتوانند شرایط زیستی خود را تغییر دهند. در به‌ترین شکل تعدادی از زنان در مسیری قرار می‌گیرند که می‌توانند به میزانی از مطالبات خود دست پیدا کنند. گاهی آن‌ها با دیدن تبعیضات و تفاوت‌ها و قرار گرفتن در محیط‌های فردی که برای آزادی آنان حقوق اولیه‌ای قایل است متوجه بسیاری از خلاءها می‌شوند. برای یافتن این چرایی ممکن است به دنبال ریشه‌ی این تفاوت‌ها بگردند. ولی این خودشناسی و یا چرایی‌ها و حتا جستجو و تلاش برای دستیافت به حقوق لزومن نمی‌تواند در تغییر شرایط و یا بهبود وضعیت زنان تاثیرگذار باشد.

علت این مسئله هم به مرزهای قانونی و عرفی رایج در باورها برمی‌گردد که  نگاهی جنس دومی به زنان دارد. زن بودن به ذات خود در چنین جوامعی می‌تواند به معنای سلب بسیاری از حقوق اولیه در زنان باشد. مانند نداشتن حق تحصیل، حق انتخاب شریک زندگی، وابستگی‌های مالی و عدم داشتن آزادی‌های فردی و اجتماعی و همچنین حتا حقوق جنسی که زنان را موجوداتی برای لذت دیگران تعریف می‌کند. در لوای چونین تفکراتی شعارهایی که به زنان چهره‌هایی قدیس‌وار می‌بخشد که در خدمت مردان و خانواده‌شان باشند و این روند را به حکم وظیفه مانند حلقه‌های زنجیر به فرزندان مونث خود انتقال دهند تا خدشه‌ای در باورهای کلیشه‌ای نسبت به زنان وارد نیاید. این شرایط به خودی خود پرمخاطره و دشوار است تا یک زن بتواند زیست نورمی را تجربه کند و دستاوردش به مرزهایی فراتر از حقوق اولیه‌ برسد.

20130810_dastan_mahshab

در طول سال‌های متمادی پدیده‌ی محرومیت از حقوق برای زنان و تراژدی‌های نهفته در آن در همه‌جا و همه‌وقت دیده شده است. چونان که به نظر می‌رسد به صورت یک عادت دیرینه درآمده است. گاهی در این میان عده‌ی معدودی مخالفت‌ورزی کرده‌اند و زنانی هم سعی کرده‌اند در راستای دستیافت به حقوق اولیه تلاش مضاعفی بنمایند اما همه‌ی این‌ها همیشه در حواشی‌های متن قرار گرفته است. رسومی که توسط عرف و شریعت غالب شده و شکل گرفته است و در اذهان بسیاری از افراد جامعه جا افتاده گاهی به نظر ابدی و ازلی می‌رسد. ولی سوالی که در این میان مطرح است این است که چرا یک گونه‌ از انسان صرفن به دلیل جنسیت باید از حقوق اولیه‌ی خود محروم گردد؟ این مسئله تنها به گفتار نمی‌آید و به جنبش‌هایی فراتر از قلم و گفتار که می‌رود محتاج است. شکستن کلیشه‌ها و آگاهی رسانی برای دستیافت به حقوق اولیه از ابتدایی‌ترین قدم‌های پیمودن این مسیر دشوار است.

عنوان رمانی از رومن گاری

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,