Saturday, 18 July 2015
18 February 2020
با طی کردن بیش از چهل هزار کیلومتر

«و مسافر ما یک دور به گرد زمین گشت»

2013 August 11

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

یادم می‌آید درست یک روز در ماه پایانی پاییز بود که «محمد تاجران» دوچرخه‌سوار ایرانی سفرش را از خیابان فردوسی مشهد آغاز کرد او قرار بود از مسیر مشهد به سمت بیرجند برود و از آن‌جا به زاهدان و از مرز جنوب شرقی ایران خارج شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

صادقانه بگویم همان زمان که او در دوازدهم آذر ۱۳۸۶ سفرش را آغاز کرد برای من تصور این که بتواند تا مرز‌های سیستان و بلوچستان برسد سخت می‌آمد، چه رسد به این که بخواهد از ایران خارج شود. اما «محمد تاجران» صبورتر و با پشت‌کار تر از من بود. او تصمیم‌اش را گرفته بود. دوچرخه سوار کوه‌نورد ایرانی سفرش را با رکاب زدن آغاز کرد و در آستانه هفتمین سال‌گرد آغاز سفر، این جهان‌گرد استوار راهش را ادامه می‌دهد. اگرچه که دیگر او فقط یک جهان‌گرد نیست.

20130811_Tjeran1_koocheh

از محمد می‌پرسم که چند کیلومتر رکاب زده است، او در جاده‌ای در اسپانیا در گوشه‌ای چادر زده است. از مسیری طولانی و گرد راه نشسته بر تن می‌گوید: «اردوان! من با این مسیر امروز با گذر از مرز ۴۰۰۸۰ کیلومتر انگار یک دور قطر زمین را طی کرده‌ام…»

و من چند ثانیه‌ای سکوت می‌کنم. مرور مسیر محمد هم سخت است. پاکستان، بنگلادش، چین و تایلند و مالزی، مسیر صحراهای خشک و استرالیا و بعد اروپا و ۱۴ کشور پایین و بالایش و او توانسته بود به اتکای دوچرخه‌اش با عبور از سی و سه کشور، بیش از چهل هزار کیلومتر رکاب بزند و خسته نباشد و هنوز به مسیر فکر کند. او در این چهل هزار کیلومتر هر جا رسید درختی کاشت. بی هویت نبود اما فقط با شعار از تاریخ هفت هزار ساله نگفت و پیام صلح و دوستی یک ایرانی را با کاشتن یک درخت به دیگران داد. در این هفت سال بیش از ۹۰۰ نهال یادگار او در مدرسه‌های مسیر سفر است. نهالی که به قول خودش «نه در زمین که در سینه آدم‌ها کاشته شد».

20130811_Tjeran2_koocheh

راستش را بگویم این روزها صحبت از دست دادن سه کوه‌نورد ایرانی می‌شود. سه جوانی که در مسیر قله «برود پیک» جان‌شان را از دست دادند. رسانه‌ها درست از وقتی شروع کردند به نوشتن که آن‌ها در ارتفاع بالای هفت هزار متر گم شده بودند. حرف از استمداد شد. احتمال زنده بودن و بعد از قطع امید یاد کردن و حرف زدن از کم و کاستی‌های حمایتی و چه کسی بیشتر در از دست دادن این سه ورزش‌کار مقصر است. رسانه‌ها به طور معمول عادت ندارند به این آدم‌ها پیش از حادثه یا خبر بد بپردازند.

می‌گویند ما ایرانی ها «مرده» پرستیم. من می‌گویم ما ایرانی‌ها وقتی کسی جلوی دست‌مان باشد کارش را با ارزش نمی‌دانیم. انگار باید دست نیافتنی باشد تا ارزش‌مند شود. باید برود تا بگویند راستی ما هم باید کاری می‌کردیم. «محمد تاجران» نزدیک به هفت سال است که رکاب می‌زند. در هیچ جا تاجران نگفته است که ایرانی نیست. هر جا رفته است پرچم ایران را بر شانه گذاشته و خود را سفیر نانوشته صلح و دوستی دانسته است که بی‌توقع خود را موظف به نشان دادن روی دیگری از ایرانی بودن به جهان امروز که به دنبال تصویر کدر از ایران است، دانسته. کسی که هر جا رفت درختی کاشت و به دیگران گفت که دوستی باید کرد و «مابهدرختاننیازداریم

20130811_Tjeran3_koocheh

تاجران به رغم این‌که روز به راه افتادن بسیاری از آدم‌ها وعده و وعید دادند به خودش اتکا کرد، شاید او می‌دانست «تب تند ما، زود عرق می‌کند». بسیاری قول حمایت دادند. بسیاری وعده کردند و بسیاری در همان ماه‌های اول عقب نشستند. اما محمد مسیرش را ادامه داد. او به نظر من فقط در اندازه یک دوچرخه سوار ظاهر نشد او اینک دوچرخه به قول خودش «فقط وسیله حرکت‌اش است». در این مدت ارتباط با گروه‌های مختلف محیط زیستی، کاشتن درخت و جلب توجه بسیاری از افراد به سوی ایران کارهای خوبی بوده است که او به ثمر رسانده است. او به همراهی چند استاد دانش‌گاه در آمریکا و کشورهای دیگر طرح درس‌های آموزشی برای حفظ محیط زیست برای کودکان را پیاده می‌کند.

اینک محمد تاجران به اندازه چهل‌هزار کیلومتر یعنی معادل قطر زمین رکاب زده است. او به سفرش ادامه می‌دهد و مسیر را خواهد پیمود. اما شاید سختی سرمای زمستان و آفتاب تموز و شب‌های تنهایی در چادر و هزاران کیلومتر رکاب زدن به قاعده یک دور دور زمین گشتن برای او یک تجربه متفاوت بوده است تجربه‌ای که کمتر کسی می‌تواند ادا کند در به ثمر نشستن‌اش سهیم بوده. «محمد تاجران» می‌گوید: «برای من این کار شغل من است. می گویند تا کی در سفری و من می گویم آدم ها معمول در سن ۶۵ ساله‌گی بازنشسته می شوند پس من برای ادامه کار نزدیک به سی و خورده‌ای سال وقت دارم…»

مراقب محمد باشیم. هنوز که رکاب می‌زند، هنوز که درخت می‌کارد و هنوز سفیر دوستی و محبت از ایران است.

 دوچرخه سوار جهانگرد را از اینجا دنبال کنید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۳ Comments


  1. تهمورث
    1

    یکی از مسائلی که برایم قدری سخت است همین (نوشته فوق می تواند نظر نویسنده والاخ) باشد که قدری دور از ذهن است بهر حال جناب روزبه دقیقن درست گفته اید ما ایرانی ها لتی خوشس برخورد و بد بذرقه هستیم حال چرا این بر میگردد به قرن ها سابقه این کشور و مردم در این تنگنای آسیا. جناب تاجران تبعه هر کشور دیگری بود حد اقل نامش با افتخار در شهر زادگاهش اعلام میگردید. من در این چندین سال یکبار ندیدم عمله مطبوعات نقلی و یا حدیثی از این انسان که بدنیا نشان داد ایرانی چهره دیگری جز سران جمهوری دارد نکردند که عذرشان قبول چون بدبختانه دوچار خود سانسوری دفتر و دستک هستند. بایستی به امثال محمد تاجران بالید و نامش را با افتخار بر لب راند. پایدار و پیروز باشد.


    1. ardavan
      2

      با سلام
      جناب تهمورث گرامی
      من شخصن یک به یک کامنت های شما را دنبال می کنم و به نظرم در بسیاری از موارد از یک مقاله تحقیقی حتا کم نمی اورد.
      در مورد این جمله که در زیر نوشته های کوچه می بینید باید توجه شما را به روش کار رادیو کوچه جلب کنم.
      رادیو کوچه یک بستر و یک فرصت برای طرح موضوعات گوناگون و به چالش کشیدن موضوعات است و نه خود یک طرف ماجرا. لذا در واقع نظرهای منتشر شده نظر گرداننده گان کوچه نیست بلکه نظر نویسنده گان است.
      شاد و برقرار باشید
      اردوان


  2. زهره
    3

    کارشان فوق العاده است.منکه به همه دوستانم معرفیشان کردم تا سفرشان را از رادیو کوچه دنبال کنند.و واقعا عملشان جای تقدیر دارد.