شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
دایره‌ی شکسته

«ناجی یکدیگر-بخش نخست»

۱۳۹۲ مرداد ۲۰

مهشب­تاجیک / رادیو کوچه

آشنایی امیر و فرشته از دانشگاه شروع شد. هر دو از دانشجوهای فعال دانشکده بودند که در انجام یک پروژه­ی تحقیقاتی در یک گروه قرار گرفتند و این آشنایی به ازدواج انجامید. مشکلات اولیه­ای سر راهشان قرار داشت که به کمک یکدیگر مرتفع کردند. منتها مشکلاتی که در ابتدا به نظرشان کوچک و پیش پا افتاده می­رسید بعدها از عمده­ترین مشکلاتشان شد. امیر و فرشته چندین بار تصمیم به جدایی از یکدیگر گرفتند که همیشه با گوشزد اطرافیان به مشکلات آتی و عدم داشتن پایگاه محکم به خصوص برای فرشته و در نهایت به خاطر فرزندانشان از این مسئله گذشتند و به زندگی کنار یکدیگر با یک طلاق عاطفی ادامه دادند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

زندگی در جامعه­ای که گرفتار سنت­ها و خطوط پررنگی از شریعت و قوانین شریعت باشد، بسیاری از زندگی­ها حتا قبل از ترمیم محکوم به شکست می­شوند. در جوامع سنتی و با بنیان­های مردسالارانه که با زنان به عنوان نمودی از مردبودگی برخورد می­نماید و مردان را از ابتدا به صورت افرادی با جنس برتر تربیت می­نماید، شاید ناخواسته آن­ها را به میدان­­های جنگ با یکدیگر رهنمون می­کند و زندگی مشترک به مثابه کارزاری خواهد شد که افراد برای احقاق خود باید با یکدیگر مبارزه کنند. افرادی که در این میان از حقوق اولیه­ هم برخوردار نیستند و تن به ازدواج­های اجباری می­دهند، تکلیف مشخصی دارند. ایشان با عدم هرگونه استقلال و شرایط خاص باید به هر زندگی که برای آنان تدارک دیده شده است تن در دهند. این مسئله اما در میان افرادی هم که با استفاده از حقوق اولیه­ای که دارند، دست به انتخاب می­زنند وجود دارد و در ادامه بندها و خطوط قرمز موجود در جامعه بسیاری از حقوق را خود به خود از بین می­برد.

20130305- dayerrey shekaste- Tajik- talaghhaye bitaghsir.koocheh

در ازدواج­هایی که افراد خود دخیل در انتخاب بوده­اند و اجباری در کار نبوده است هم اگر با مشکلی مواجه شود، بسیاری از بازدارنده­ها وجود دارد که به افراد اجازه نمی­دهد تا بتوانند با جدایی از یکدیگر این اشتباه را جبران کنند و یا حداقل به مشکلی ادامه­دار تبدیلش ننمایند تا افراد دیگری که در راس آن فرزندان خانواده هستند، درگیر این مشکل شوند و این آسیب به صورت مضاعف و سریالی به افراد دخیل منتقل شود. دوستان، خانواده، همکاران و نزدیک­ترین افرادی که وجود دارند در شرایطی نامطلوب که برای اشخاص به­وجود آمده است بدون درک و پذیرش مشکل می­توانند بسیار مخرب عمل نمایند. آن­ها با نصیحت، یادآوری مشکلاتی که در آینده مضاعف خواهد شد و ایجاد ترس، خطوط قرمز را بازتولید می­کنند و به واسطه­ی ایجاد ترس­هایی که حتا ممکن است هرگز اتفاق نیفتد افراد را تشویق به ادامه­ی راه اشتباه خود می­نمایند.

 به طور معمول زمانی که افراد متوجه می­شوند نمی­توانند در کنار یکدیگر به زندگی مشترک ادامه دهند ممکن است تصمیم به جدایی بگیرند اما موانعی که وجود دارد آن­ها را مجبور به ادامه­ی یک زندگی جهنمی در کنار یکدیگر می­کند

زمان­هایی به­واسطه­ی نبود آگاهی، تبلیغات شریعت و دینی علیه پدیده­ی طلاق و هم چونین برخوردهای نادرست با افرادی که از یکدیگر جدا شده­اند و مقصر قلمداد کردن مداوم آن­ها و عدم پذیرش ایشان در جامعه به خصوص برای زنان جدایی برای بسیاری از آنان دشوار و حتا غیر ممکن است. به طور معمول زمانی که افراد متوجه می­شوند که نمی­توانند در کنار یکدیگر به زندگی مشترک ادامه دهند و ادامه دادن این مسیر منجر به آسیب­های روحی و روانی بیشتر برای هر دو می­شود ممکن است تصمیم به جدایی بگیرند. اما موانعی که وجود دارد آن­ها را مجبور به ادامه­ی یک زندگی جهنمی در کنار یکدیگر می­کند. این مسیر برای هر دو طرف مشکل و فرساینده خواهد بود. اما در این میان زنان به دلیل بسیاری از محدودیت­ها در معرض آسیب بیشتری هستند. قوانین و عرف به طور بالقوه طوری طراحی شده است که حقوق به مردان داده شده و زنان در زیر لوای نام مردان باید به احقاق حقوق خود برسند. در  بسیاری از موارد زوج­هایی که به مشکل برمی­خورند، توسط نزدیکانشان تشویق به بچه­دار شدن می­شوند که از اشتباه­ترین پیشنهادات در این زمینه است، زیرا به صورت درصدی هم محاسبه شود، این مسئله هیچ کمکی به حل مشکلات زوج نکرده و تنها مشکلات آن­ها را چند برابر می­کند. زیرا حالا باید برای فرد سوم و چهارمی هم تصمیم­گیری نمایند که از ابتدا در مشکلات به هیچ عنوان دخیل نبوده­اند و حالا یکی از آسیب­پذیرترین افراد در این فرایند هستند. مسئله­ی دیگر به خصوص برای زنان در مطرح کردن مسئله­ی جدایی از دست دادن پایگاه اجتماعی و حمایت و محبت نزدیکان است در نتیجه ممکن است هویت فردی و اجتماعی­اشان دچار خلل شود. اما دردناک­ترین مسئله­ای که در این میان وجود دارد این است که جدا شدن و وارد یک زندگی جدید شدن تنها با تصمیم­گیری و انجام فرایند طلاق انجام نمی­پذیرد و در تمام افراد جامعه چه آن­ها که با انتخاب وارد زندگی مشترک شده­اند و چه گروهی که مجبور به ازدواج­های اجباری شده­اند ممکن است در فرایند جدایی اتفاق­هایی بیفتد که از دست دادن محبت و پایگاه­های عاطفی خوشبینانه­ترین اتفاقات ممکن باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,