Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
پس‌نشینی تند

«اقلیت‌ها و اسلام-بخش دوم»

2013 August 13

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

در بخش نخست این نوشته به نوع برخورد علمای ادیان ابراهیمی به موضوع تناقضاتی که میان نص صریح و محتویات متون مقدس و هم‌چنین دستورات شریعت با دانش بشری و حقوق و آزادی‌های فردی وجود دارد پرداختیم و تا اندازه‌ای به نوع روی‌کرد به این تضادها اشاره کردیم. اکنون به طور مشخص به راه‌حل روشن‌فکرانی  هم‌چون آرش نراقی برای این مسئله می‌پردازیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پیش از مسلمانان، بسیاری از علما، فلاسفه و روشنفکران یهودی و مسیحی هنگامی که دریافتند نمی‌توانند برای وقایع تاریخی، اشارات علمی و دستورات شرعی متون مقدس خود که آشکارا از سوی علوم مدرن مورد استهزاء قرار گرفته و درستی آنها به چالش کشیده شده بود چاره‌ای بیابند سعی کردند تا نوع نگاه خود به این متون را تغییر دهند. برای نمونه وقتی در عهد عتیق سخن از عمر 6000 ساله‌ی جهان می‌رود و در برابر آن علوم مدرن اثبات می‌کنند که فقط یک و نیم تا سه میلیون سال از پیدایش انسان در هستی می‌گذرد، هنگامی که از طوفان نوح و یا حضور واقعی و تاریخی شخصی به نام موسی در دوره‌ی فراعنه سخن می‌رود اما هیچ تحقیق باستان‌شناسانه، تاریخی و زمین‌شناسی این امور را تایید نمی‌کند، مومنان تلاش کردند تا برای نجات این متون، نگاه اسطوره‌ای و نمادین را جایگزین رویکرد تاریخی و علمی و واقعی به آنها کنند.

20130812-pas neshiniye tond-Torshizad-aghaliyatha va eslam bakhsh 2a1

روش آرش نراقی اما انسان‌مدارانه‌تر است. او ادعا می‌کند که:

«گوهر الهیات رهایی‌بخش، همبستگی با مظلوم و تلاش برای تحقق عدالت است. غایت آرمانی الهیات رهایی‌بخش رفع هرگونه تبعیض ناعادلانه از صحنه زندگی اجتماعی و کاهش رنج انسان‌های واقعی و گوشت و پوست و خون‌دار است. الهیات رهایی‌بخش با احساس شفقت و همدردی عمیق نسبت به قربانیان خشونت و تبعیض‌های ناروا آغاز می‌شود، و با انواع جنبش‌های اجتماعی عدالت‌خواهانه درمی‌آمیزد. بدون شک یکی از مهم‌ترین ارکان فرهنگ قرآنی نیز حساسیت ویژه نسبت به امر عدالت و دفاع از مظلوم است.»[1]

او با همین نگاه در ادامه تاکید می‌کند که یک مسلمان خردورز لاجرم باید بکوشد تا درکی از آیات قرآنی بیابد که با نفی تبعیض بر مبنای هویت و گرایش جنسی سازگار باشد. او سپس تلاش می‌کند تا تاویلی از آیات مربوط به قوم لوط ارایه دهد که به نتیجه‌ی دلخواه خود دست یابد و در ادامه تاکید می‌کند:

«اما بگذارید فرض کنیم که آیات قرآنی به صراحت تأویل‌ناپذیری به تقبیح رفتارهای همجنس‌گرایانه حکم داده است، و ظهور مزعوم این آیات مطلقن مجال تاویل ندارد. آیا در این صورت راه دیگری برای سازگاری بخشیدن میان آن تعالیم و اقتضائات ناشی از عدالت جنسیتی گشوده است؟ به نظر من پاسخ همچنان مثبت است.»[2]

بر این اساس نراقی می‌گوید:

«گوینده (مراد پیامبر اسلام است) در مقام ارسال پیام، سطح فرهنگ و دانش مخاطبان خود را در نظر می‌گیرد، و پیام خود را به قدر عقول ایشان بیان می‌کند. بنابراین، پیام وحیانی لاجرم به «لسان قوم» در می‌آید تا فهم آن برای مخاطبان امکان‌پذیر باشد. روشن است که در اینجا مفهوم «لسان قوم» از حد زبان عربی فراتر می‌رود و فرهنگ قوم در عصر نزول وحی (یعنی سطح دانش و معیشت ایشان) را نیز دربرمی‌گیرد…. بنابراین، وظیفه مفسر معاصر آن است که پیام اصلی متن یا گفتمان قرآنی را از ملابسات جهان اول بپیراید تا مخاطب امروزین وحی بتواند تجربه وحیانی را در افق معنایی روزگار خود بفهمد و بازآزماید.»[3]

نراقی با این روی‌کرد به سراغ موضوعاتی چون تعدد زوجات، نابرابری حقوق زن و مرد، برده‌داری و هم‌جنس‌گراستیزی در قرآن و سنت می‌رود و نفی این احکام را به هیچ وجه با شرط مسلمانی ناسازگار نمی‌داند.

20130812-pas neshiniye tond-Torshizad-aghaliyatha va eslam bakhsh 2a2

پیش از نراقی، مهدی خلجی محقق اسلامی نیز در تفسیر و تاویل خود از متن، تاکید داشت که قرآن در شرایط و موقعیت‌های گوناگون بر مردم نازل شده است و به همین سبب نمی‌‌توان تمامی احکام شریعت را در همه‌ی موقعیت‌ها، مکان‌ها و زمان‌ها تعمیم داد و خواستار اجرای یکسان آن شد. خلجی هم‌چون «ابوزید» بر این باور است که قرآن یک پدیده «زنده» است و بر این اساس بدون یک هرمنوتیک «انسانی» و «دموکراتیک» نمی‌توان این زنده‌گی را به زندگی مومنان در زمانه ما گسترش داد.[4]  او در نهایت به این نتیجه می‌رسد که:

«بازگشت به پایه‌های دین  راه‌حل بهینه می‌باشد. همان محکمات یکسانی که به همه پیامبران نازل شده است. بر اساس آیات محکم کتاب، صراط مستقیم کسب فضیلت در این دنیا و رستگاری در آخرت؛ باور و پایوری در دین عمومی است. دین عمومی: «ایمان و عمل صالح» و «نماز و زکات» می‌باشد. با «احسن عمل» می‌توان به درجات عالی‌تر رسید.»

این نوع نگرش روشن‌فکرانی چون آرش نراقی و مهدی خلجی، دین اسلام را به آیینی حداقلی فرو می‌کاهد که پیام و هدف اصلی‌اش ترویج اخلاق و احترام به حقوق انسانی است. اما واقعیت این است که تمامی آن چه که دین‌ورزان مدرن تلاش کرده‌اند تا متون مقدس و احکام دینی را با آن همراه و منطبق کنند و در صورت ناسازگاری آن را از دایره‌ی شریعت حذف کنند، برآمده از روابط انسان مدرن است که این اخلاقیات را بر اساس تجربیات بشری آموخته است. دموکراسی و برابری حقوق زن و مرد، پذیرش و احترام به گرایش‌های گوناگون جنسی و مخالفت با احکام سنگسار، اعدام مرتدین از دین و ده‌ها و صدها نمونه‌ی دیگر همه برخواسته از نگرشی مدرن و هوشمندانه‌ای هستند که نه تنها از دین برنخواسته‌اند بلکه دین‌داران و مومنان اندیشمند نیز چون آنها را عقلانی و انسانی‌تر یافته‌اند تلاش کرده‌اند تا راهی بیابند که ادیان و متون مقدس را با آنها سازگار نشان داده و یا حداقل شیوه‌ای تازه بیابند که نشان دهند آنچه با این امور در تضاد است ذاتی دین نیست. پرسش اساسی اینجاست که با این اوصاف دیگر چه احتیاجی است به این «شیر بی‌اشکم و یال و دم»؟ انسان مدرن انسان بدوی نیست و اگر بخشی عمده‌ای از انسان‌ها دیگر با تقلید و ترس از ناشناخته‌ها به سراغ ادیان نمی‌روند و باورهای خود را برمی‌گزینند چه نیازی به این تشکیلات عریض و طویل و متولیان بی‌شمار دینی است؟ شکی نیست که نیت روشن‌فکران دینی چون دکتر آرش نراقی پیراستن دین از اموری است که سرستیز با اخلاقیات مدرن دارند ولی واقعیت این است که با روند موجود خوشبختانه در آینده‌ای نه چندان دور اثری از مذهب و دین به شکل سنتی‌اش باقی نخواهند ماند و صدالبته تاریخ سپاس‌گذار انسان‌های مومنی چون ایشان خواهد بود که این راه را هموارتر کرده‌اند.



[1] http://news.gooya.com/society/archives/115688.php

[2] همان

[3] همان

[4] Rethinking the Qur’an: Towards a Humanistic Hermeneutics, Nasr Abû Zayd, 2004 HumanisticUniversity press publication

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    wh0cd5806211 zovirax buy online buy neurontin online more helpful hints bonuses tetracycline buy phenergan online lisinopril