Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
شصت سال پس از کودتا

«انتشارِ اسناد کودتا و سرنوشت سلطنت‌طلبان»

2013 August 20

مطلبی که در پی می‌آید، نوشته‌ای برای انتشار در تارنمای کوچه است که از سوی نویسنده در اختیار «رادیو کوچه» قرار گرفته است. انتشار این نوشته در راستای تعامل و نقد و بررسی دیدگاه‌ها و ایده‌ها است و به الزام، رادیو کوچه آن را تایید و یا رد نمی‌کند. در صورتی که در مورد این نوشته نقد و یا نظری دارید، این رسانه خود را موظف به انتشار پاسخ شما می‌داند.

مقاله وارده / رضا پرچی‌زاده

دولتِ ایالاتِ متحدهِ آمریکا اخیرا مدارکی انکارناپذیر از نقش داشتنِ سازمانِ اطلاعاتِ آمریکا، سی آی اِی، در کودتای 28 مردادِ 1332 بر ضدِ دولتِ ملی و دموکراتیکِ محمد مصدق منتشر کرد. آمریکا پیشتر هم در سالگردِ 50 سالگیِ کودتا بخشِ کوچکی از این مدارک را آزاد کرده بود؛ اما مدارکِ مفصلی که اخیرا آزاد شدند، هرگونه شبهه دربارهِ نقشِ آمریکا در کودتا را از بین می برد. در این میان، بی بی سی فارسی هم مصاحبه ای دستِ اول با کرمیت روزولت، عاملِ آمریکا در کودتا، را منتشر کرد. بدین ترتیب، دعوای شصت-ساله در میانِ سلطنت-طلبان و مخالفانشان از هر مسلکی بر سرِ ماهیتِ آنچه در مردادماهِ 32 اتفاق افتاده بود، با انتشارِ این مدارکِ مُتقَن باید عملا به پایان برسد.

shaban-jafari-bimokh-tajbakhsh

اما مساله لزوما به همین سادگی نیست، و این امر به نظرم روی دیگری هم دارد: آنچه آمریکا و انگلیس در این امر کردند، در حقیقت حکمِ گذراندنِ سلطنت-طلبان از دمِ تیغ را داشت. از آنجا که هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیرد، باید متوجه باشیم که این سلطنت-طلب-کُشی ای که انگلیس و آمریکا به راه انداخته اند، در حقیقت به معنای وجه المصالحه قرار دادنِ سلطنت-طلبان/افشای کودتا در بینِ غرب و جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی و اعوان و انصارِ تندرو اش گرچه هیچ وقت چشمِ دیدنِ مصدق را نداشته اند، اما هر وقت هم که حرف از رابطه با آمریکا شده، معمولا بلافاصله پای کودتای 28 مرداد را وسط کشیده اند تا رابطه را به هم بزنند. بدین ترتیب، آمریکا و انگلیس با این کار عملا دارند به جمهوری اسلامی برای مذاکراتِ هسته ایِ 5+1 چراغ سبز نشان می دهند.

تمامِ اینها موقعیتِ سلطنت-طلبان به عنوانِ بخشی از آپوزیسیونِ جمهوری اسلامی را به شدت متزلزل می کند. با برداشته شدنِ حمایتِ غرب از پشتِ سلطنت-طلبان، آنها موقعیتِ بسیار نامناسبی پیدا خواهند کرد که به هر ترتیب به ضررِ آپوزیسیونِ جمهوری اسلامی تمام خواهد شد. هنگامی که پارسال، در اوجِ بگیر-و-ببندهای سلطنت-طلبان بر ضدِ جمهوری-خواهان، نوشتم که شایسته است آقای رضا پهلوی در مبارزه با جمهوری اسلامی، به جای تکیه بر سلطنت-طلبی که دورانش گذشته، به صفِ جمهوری-خواهانِ دموکراتِ مستقل بپیوندد و با تشریکِ مساعی، در کنارِ نیروهای آزادی-خواهِ دیگر، فشار بر روی جمهوری اسلامی را افزایش دهد، دقیقا به همین خاطر بود که نمی خواستم در چنین روزی که سلطنت-طلبان به اصطلاح «تاریخ مصرف»شان برای غرب تمام می شود، قسمتِ موثری از آپوزیسیون از کار افتاده یا تضعیف شود؛ امری که سابقه داشت و در دورانِ ریاستِ جمهوریِ خاتمی تقریبا در حالِ اتفاق افتادن بود.

با این وجود، به نظرم هنوز هم دیر نشده است. هیچ چیز عوض نشده: جمهوری اسلامی همان جمهوری اسلامی است، و ایران هم در همان فلاکتی به سر می برد که قبلا می برد. بنده گرچه از منظرِ ایدئولوژیک همیشه با سلطنت-طلبان مخالفت داشته ام و در نقدِ آنها مقاله های فراوانی نگاشته ام، اما امروز تضعیفِ آنها در امرِ مبارزه با جمهوری اسلامی را صحیح نمی دانم. سلطنت-طلبان به هر ترتیب ایرانی اند، به میهنِ خود علاقه دارند، و با جمهوری اسلامی هم مخالف اند. لذا به نظرم به جاست که اکنون، پس از آنچه رفت، با بازنگریِ اساسی در اصولِ خود، به جمهوری-خواهانِ دموکراتِ مستقل بپیوندند تا بدین ترتیب آپوزیسیونِ جمهوری اسلامی بتواند مبارزه برای تحققِ دموکراسی در ایران را به شیوهِ موثرتری پیش ببرد؛ که ما ایرانیان اگر خود به فکرِ بهبودِ وضعیتِ میهن مان و آزادی و استقلال اش نباشیم، نمی توانیم در این باره از دیگران نیز انتظاری داشته باشیم.

……………………………………….

این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. تهمورث
    1

    من به شخص دکتر محمد مصدق ارادتی بیش از تصور دارم ولی این مانع از آن نیست که بعضی از روش های سیاسی او را تائید نمایم چون او هم انسان بود و انهم انسانی تربیت یافته اواخر قرن نوزدهم. ببینید در کشوری که چاه های نفت داشت و طمع کاران بسیار حادثه ای و یا بتعریفی کودتائی رخ داد و رژیمی بزیر کشیده شد . نمونه های آن در شیلی عراق ومصر رخ دادند و حاصل کار آنها هر چند متفاوت ولی برای چندین دهه ماندگار شد. نمونه ناموفق آن در چکسلواکی سابق و مجارستان. بایستی مسائل خاص دهه های پنجاه و شصت را در نظر گرفت جنگ سرد وادادگیهای سیاسی ترومن و انگلستان کارگری دندان تیز طمع دائی جان یوسف و از همه مهمتر نفت این طلای سیاه و نقشه اقتصادی خاورمیانه و اقتصاد آتی بعد از جنگ همه دست به دست دادند تا آن حادثه در تهران رخ دهد ( اسمش کودتا و یا قیام ملی ) خود دکتر مصدق در زمان وزرتش بر امور خارجه به سرپرسی سایکس نوشت که اگر انگلیسی بودم به وجود شما افتخار میکردم چون حافظ منافع انگلیس هستید ولی بعنوان یک ایرانی در مقابله با شما قرار میگیرم. خوب خوب دولتی در ایران با تمام قد در مقابل منافع پیروزمندان جنگ قد علم میکند و منافعشان را به چالش میکشد, انها هم بر اساس همان منافع اورا که رهبر قومی عضو حزب باد هستند بزیر میکشند این یک بازی حساس سیاسی است و ما چکار کردیم بجای آنکه بر زخمهای حاصله مرهم بگذاریم و از این حادثه در فرا گیریم مجددن در سر بزنگاه اشتباه کردیم و این بار براهی رفتیم که پایانش را من تیره می بینم. آمدن محمد رضا شاه پهلوی, حاجیعلی رزم آرا , محمد مصدق , سید روح الله خمینی وخامنه ای و احمدی نژاد بدست خودمان بوده و نه کسی دیگر ما هنوز صاحب آن بینشی که بقول فرنگیها (این نیز بگذرد) نیستیم. بیائید یاد بگیریم من و تو دوتا شویم دست بدست هم دهیم و نگذاریم بار دیگر حادثه ای رخ دهد و مجددن شصت سال بهم پرخاش نمائیم درسپیر مرد در دم مردن و وصیتش را به فرزندانش را از یاد نبریم . کودتا و یا قیام ملی (lets go).