شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
25 September 2016

آیا روحانی می خواهد یک دزد را رییس بانک مرکزی کند؟

۱۳۹۲ شهریور ۰۶

مطلبی که در پی می‌آید، نوشته‌ای برای انتشار در تارنمای کوچه است که از سوی نویسنده در اختیار رادیو کوچه قرار گرفته است. انتشار این نوشته در راستای تعامل و نقد و بررسی دیدگاه‌ها و ایده‌ها است و به الزام، رادیو کوچه آن را تایید و یا رد نمی‌کند. در صورتی که در مورد این نوشته نقد و یا نظری دارید، این رسانه خود را موظف به انتشار پاسخ شما می‌داند.

از دیگران/ پویا قبادی

پس از این که انتظارها برای کنار گذاشته شدن آقای سیف از میان گزینه های بانک مرکزی به بار ننشست، بنابر وظیفه رسانه ای و حرفه ای مجبور شدیم در گزارشی اثباتی نشان دهیم چرا آقای سیف برای این سمت مناسب نیستند.

به گزارش اقتصاد آنلاین، ١٢٣ میلیارد رقمی آشنا برای ایرانیان است. این عدد در اذهان ایرانیان نقش بسته و بعید است به این زودی ها از یادشان برود. این بدان دلیل است که بزرگترین اختلاس تاریخ بانکداری ایران تا پیش از اختلاس ٣ هزار میلیاردی اخیر، اختلاس ١٢٣ میلیاردی در دهه ٧٠ بود.

همه شاید اسامی فاضل خداداد و رفیقدوست را در ماجرای آن اختلاس بیاد بیاورند. همچنین شاید برخی بیاد بیاورند که این اختلاس در بانک صادرات اتفاق افتاد که بیشترین تعداد شعب را در آن زمان داشت. اما گویا یک نکته فراموش شده است. اما شاید فراموش کرده باشید که مدیرعامل بانک صادرات در آن زمان آقای ولی الله سیف بود. روزها ریاست کلی او بر بانک مرکزی در مرز قطعی شدن است. و حتی هفته گذشته خبرگزاری فارس از قطعی شدن انتصاب او به ریاست کلی بانک مرکزی خبر داد.

البته شکی نیست که آقای سیف، به عنوان مدیرعامل محترم بانک صادرات، نقشی در این اختلاس نداشته اند. چرا که در غیر این صورت حتما قوه قضاییه ایشان را تحت پیگرد قرار می داد.

اما فراموش نکنیم که آقای جهرمی مدیرعامل بانک صادرات در زمان اختلاس ٣ هزار میلیاردی نیز از هر اتهامی تبرئه شد اما آیا این باعث می شود که عدم نظارت او بر بانک و شکل گیری اختلاس را فراموش کنیم؟ اما چرا این امر در مورد آقای سیف صدق نمی کند؟

آیا به این خاطر نیست که زمان گذشته است و ما اختلاس ١٢٣ میلیاردی را فراموش کرده ایم. و از یاد برده ایم که مدیرعامل بانک صادرات در زمان اختلاس ١٢٣ هزار میلیاردی چه کسی بوده است؟ ولی هنوز اختلاس ٣ هزار میلیاردی را فراموش نکرده ایم.

شاید از خود بپرسید که آیا آقای روحانی از این امر خبر دارد؟ ما فکر می کنیم که ایشان این را به یاد نداشته اند که با مطرح شدن آقای سیف مخالفت نکرده اند. تا آنجایی که ریاست کلی ایشان قطعی به نظر می رسد. ما فکر می کنیم اگر این را به خاطر داشتند هیچگاه با ریاست کلی ایشان موافقت نمی کردند. چرا که شعار آقای روحانی در دوران انتخابات و همچنین منش ایشان تابحال بر مبنای اعتدال، دوری از حاشیه ها و سپردن کار به کاردان بوده است. اکنون هم این مطلب را می نویسیم تا شاید به گوش ایشان برسد.

چرا سیف برای بانک مرکزی مناسب نیست؟

به گزارش اقتصاد آنلاین همانطور که در یک ماه گذشته در مصاحبه های متعدد اقتصاد آنلاین با اقتصاددانان سرشناس ایرانی تاکید شده است، همگی عنوان کرده اند که رییس کل بانک مرکزی باید از اقتصاددانان سرشناس باشد تا بتواند استقلال بانک مرکزی را حفظ کند و اصلاحات مهمی را در این نهاد به انجام دهد. کارشناسان به اتفاق معتقدند که وجه اقتصاددان بودن و محقق بودن رییس کل باید بر وجه بانکدار بودنش بچربد. چه اینکه در انگلیس و آمریکا که قوی ترین بانک های مرکزی دنیا را دارند، روسای کل بعضا هیچ سابقه بانکی ندارند و صرفا اقتصاددانان سرشناسی هستند که روی سیاست های پولی در آن اقتصادها کار کرده اند. چرا ما که مسائل امان به غایت نیاز به بانک مرکزی مستقل تری دارد این کار را نمی کنیم؟ چرا بعد از تجربه نوربخش ها و شیبانی ها که تجارت موفقی هم بودند، به سراغ بهمنی ها و سیف ها رفته ایم؟! چرا از افراد دانشگاهی و علمی به سوی افراد اجرایی و بانکی رفته ایم؟ آیا این تغییر مسیر ما را در اهدافمان موفق ساخته است؟

سوابق آقای سیف بخوبی نشان دهنده این است که ایشان یک فرد اجرایی با سابقه ای قوی است اما فرد علمی نیست. ایشان اصلا اقتصاددان نیست! مدرک ایشان حسابداری است. البته نباید فراموش کرد که ایشان در پست های مهمی خدمت کرده اند. در مقام مدیرعامل بانک های مختلف از جمله صادرات، سپه، ملی، کارآفرین و نیز معاونت در بنیاد مستضعفان و عضویت در هیات مدیره بانک ملت. این نشان دهنده ارزشمند بودن ایشان برای سیستم بانکداری کشور است. شاید به همین جهت هم هست که بانک کارآفرین که یک بانک خصوصی است از تجربه ایشان استفاده کرده و ایشان را به مدیریت عاملی برگزیده است. اما این به هیچ وجه برای ریاست کلی بانک مرکزی کافی نیست.

بنابر نظر قاطبه متخصصان این امر، شرط لازم ریاست کلی بانک مرکزی، اقتصاددان بودن و محقق بودن است. که متاسفانه آقای سیف هیچکدام را ندارند. مدرک دکتری ایشان، حسابداری است. این مدرک را هم حین مدیریت در این پست های خطیری که ذکر شد کسب کرده اند و در نتیجه سوابق تحقیقاتی از ایشان چه به زبان فارسی و چه به زبان انگلیسی وجود ندارد. به روایت پایگاه علمی ایران حتی یک مقاله از ایشان در مجلات علمی و پژوهشی داخلی و خارجی چاپ نشده است. این ها همه نشانه این است که ایشان مدیر اجرایی با تجربه ای است اما محقق و اقتصاددان نیست. بانک مرکزی همیشه و بالاخص با وجود بحران اخیر، نیاز به اقتصاددانی با سابقه روشن و سوابق علمی درخشان دارد که وزنه علمی اش باعث نشود که بانک مرکزی را در دستان دولتمردان مستهلک کند.

بهمنی بهتر است یا سیف؟

دولت آقای روحانی مصمم است که آقای بهمنی را تغییر دهد. که البته این خواست قاطبه اقتصاددانان و متخصصان کشور نیز هست. اما تغییر آقای بهمنی چیزی را عوض نمی کند. اگر قرار است آقای بهمنی را تغییر دهیم و مدیر اجرایی شبیه به ایشان را در این پست بگماریم، آیا بهتر نیست که همان آقای بهمنی را حفظ کنیم؟

آقای بهمنی هم مدرک تحصیلی شبیه آقای سیف دارد و هم به لحاظ اجرایی قبل از ریاست کل بانک مرکزی مدیر بدی نبوده است. اما همانطور که پیش بینی می شد قبای بانک مرکزی برای ایشان دوخته نشده بود. همین شد که بانک مرکزی تبدیل به چاپخانه چاپ پول برای نهاد ریاست جمهوری شد.

حال اگر قرار است فردی به لحاظ پیشینه اجرایی و تحصیلی شبیه به آقای بهمنی را جایگزین ایشان کنیم، آیا بهتر نیست تجربه بهمنی در مقام رییس کلی را در همین چند سال در نظر بگیریم و بگذاریم بهمنی بماند؟!

اینها همه نشانه چیست؟

اینها همه نشان می دهد که آقای سیف یکی از مدیران با تجربه و گرانقدر بانکی ولی در عین حال دارای نواقصی در کارنامه مدیریتی خویش است. و این البته برای قرار گیری در سمت یک بانک خصوصی نظیر کارآفرین کفایت می کند و برای ایشان در این سمت آرزوی توفیق داریم.

اما به یقین، این ها همه نشان می دهد که ایشان به هیچ وجه گزینه مناسبی برای ریاست کلی بانک مرکزی نیستند. نه مدرک مرتبط دارند، نه سابقه تحقیقاتی در امر خطیر سیاست های پولی و نقش بانک مرکزی دارند و نه سابقه مدیریتی اشان نشان دهنده نظارت دقیق اشان بر زیر مجموعه است.

البته این طور هم نیست که گزینه های خوبی وجود نداشته باشند و دولت مجبور باشد که آقای سیف را بگمارد. اقتصاددانان به نام بسیاری هستند که در امر سیاست های پولی در ایران کار کرده اند، مقاله های متعدد نوشته اند، مورد احترام جامعه متخصصین داخلی و خارجی هستند و همچنین سابقه بانکی هم دارند.

و در آخر باید گفت انتظار جامعه اقتصاددانان و جامعه متخصصین این حوزه از آقای روحانی بسیار بیش از اینهاست. با این که برخی از قطعی شدن آقای سیف خبر می دهند، اما ما هنوز به تدبیر آقای روحانی امید داریم.

http://www.eghtesadonline.com/fa/content/24753

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,