Saturday, 18 July 2015
26 November 2020
آمریکا، روسیه و مساله سوریه

«پوتین به اوباما اجازه خواهد داد که سوریه را از میدان بیرون کند»

2013 September 11

واحد ترجمه / رادیو کوچه

منبع: ایندیپندنت

داستان‌های پندآموز زیادی برای رهبران عرب -و برای متکبران غربی- در مورد معاملات مسکو با شرق میانه وجود دارد.

چند سال پیش، رییس جمهوری روسیه جلسه‌ای در اواخر شب با نماینده‌ی ویژه‌ی خود برگزار کرد و از او خواست که شخصن برای هشدار از حمله‌ی احتمالی آمریکا به ملاقات دیکتاتور عرب برود. پیام مخفی رییس جمهوری روسیه این بود که اگر دیکتاتور عربی، صدام، داوطلبانه از پست ریاست جمهوری کناره‌گیری و انتخابات دموکراتیک را تصویب کند، او می‌تواند در کشور خود مانده و حزب خود را حفظ کند. در آن زمان، فوریه ۲۰۰۳، نماینده رییس جمهوری «یوگنی پریماکوف»، و رییس جمهوری ولادیمیر پوتین بود.

شاید این داستان کوچک باید در پرونده باراک اوباما در سنت پترزبورگ می‌بود. داستان پریماکوف، رییس سابق سرویس اطلاعات خارجی روسیه، وزیر امور خارجه سابق و نخست وزیر، که راز پوتین را در کتابش (که متاسفانه حداقل در غرب نادیده گرفته شد) افشا کرد، و شامل داستان‌های پندآموزی در مورد معاملات مسکو با شرق میانه، نه فقط پوتین، برای رهبران عربی (همچنین برای فرماندهان متکبر غربی) است. اخیرا به پریماکوف دستور داده بود که پیام هشدارش را مستقیما به صدام برساند، نه به وزیر امور خارجه‌اش، طارق عزیز. پوتین بر سر پیشنهاد خود به صدام بسیار قاطع بود. رییس جمهوری روسیه گفت این ممکن است آخرین شانس صدام برای جلوگیری از حمله‌ی آمریکا باشد.

putin-obama-1

پاسخ دیکتاتور عراق جریانی از اتهامات علیه روسیه بود: «این‌که می‌خواهد یک بار دیگر او را فریب دهد، مانند سال ۱۹۹۰ که گفته بود اگر نیروهای خود را از کویت بیرون بکشد، آمریکا به عراق حمله نخواهد کرد. پریماکوف به او گفت که او بیش از حد منتظر عقب نشینی او شده بود. صدام حرفی نزد، او فقط هنگام بیرون رفتن از اتاق دستش را بر سر شانه‌ی پریماکوف زد. پس از آن طارق عزیز، با صدای بلند، طوری که صدام بشنود گفت: «۱۰ سال دیگر می‌بینیم چه کسی راست می‌گوید، رییس جمهوری عزیزمان یا پریماکوف.» که البته ما جواب آن را می‌دانیم.

اکنون گمان می‌کنم این امکان وجود دارد که اوباما می‌خواهد پوتین وزیر امور خارجه‌ی حال حاضر خود، سرگی لاوروف، را با پیامی مشابه برای بشار اسد به دمشق بفرستد. با این وجود، پوتین به این دلیل به صدام گفت می‌تواند در حزب خود باقی بماند که از بی‌ثباتی پس از رژیم در عراق جلوگیری کند. مشکل سوریه این است که بی‌ثباتی در سال ۲۰۱۱ شروع شد و از آن زمان به یکی از زشت‌ترین جنگ‌های داخلی در منطقه تبدیل شده است. اما پوتین با حزب پیشرو خود همراه نیست. با این وجود او بود که از ایجاد تاسیسات غنی سازی اورانیوم در خاکی که برای انرژی‌های هسته‌ای به رسمیت شناخته شده بود برای ملت‌هایی که تاسیسات هسته‌ای دارند اما خواهان سلاح هسته‌ای نیستند صحبت کرد. این یکی از طرح‌های پوتین برای بحران ایران بود، طرحی که تقریبا در مورد پیشنهادی است که آمریکا برای حمله به سوریه داده است.

بعد دیگری از پوتین هم وجود دارد. در قاهره چندین سیاستمدار مصری به او الثعلب (روباه) می‌گویند چرا که شما می‌توانید در برف چشمان باریک و کمی ترسناک او را در صورت باریک او ببینید. او به سیاستمداران مسلمان بی‌اعتماد است. او یک دیکتاتور در چچن را با یک نمونه‌ی کثیف‌تر آن جایگزین کرد و روسیه در جانشین کردن محمد نجیب‌اله ظالم در افغانستان وقتی که لشکریانش او را ترک کردند هیچ تردیدی نداشت. او مدتی قبل پرسیده بود که چرا غرب از شورشیان پشتیبانی کرد تا دشمنانشان را شکست دهند؟ او به ویدئوی وحشتناکی از یک جنگجوی اسلامی اشاره داشت که ظاهرا کبد یک سرباز اعدام شده‌ی سوری را می‌خورد.

اما خود پوتین هیچگاه نسبت به استفاده از خشونت شدید بی‌میل نبوده است. رفتار ظالمانه ارتش او در چچن کمی با رفتار صدام در سرکوب شورشیان عراق در سال ۱۹۹۱ و یا جنگ رژیم سوریه با شورشیانش تفاوت دارد. و آیا کمی پیش‌تر، هنگامی که شورشیان مسلح چچن تئا‌تر مسکو را تصرف کرده بودند، روس‌ها از گاز برای باز کردن راه خود به آنجا استفاده نکردند؟ استفاده‌ی رژیم سوریه از گاز سارین در ماه گذشته، با وجود اینکه پوتین همچنان می‌گوید هیچ مدرک قانع کننده‌ای ندیده است، آیا واقعا باعث نگرانی رئیس جمهور روسیه خواهد شد؟

شبکه‌های تلویزیونی غربی به طرز عجیبی بر روی سنت پیترزبورگ تمرکز کرده‌اند و از اوباما پرسیده‌اند که آیا می‌تواند فضای خالی بین خود و پوتین را از بین ببرد. من شک دارم که پوتین بخواهد هرگونه فاصله‌ای را از بین ببرد. او می‌داند که خط قرمز‌ها و گزینه‌های مد نظر رییس جمهوری ایالات متحده و تمام اوبامایسم‌های دیگر که باعث شروع جنگ دیگری بین امریکا و اعراب می‌شود، برگ برنده‌ای برای او خواهد بود. او می‌داند که جنگ سوریه به ایران مربوط است. و او کاملن قادر است که رییس جمهوری افتضاح سابق ایران، محمود احمدی‌نژاد را در مسکو مشغول کند. شما با دیدن حالت خمیده‌ی او در کنار اوباما در اجلاس fermanagh، متوجه احساسات او در مورد امریکای مجازات‌گر می‌شوید. با این وجود، این نقشی بود که خود او در چچن اتخاد کرد. و همانطور که او از کرملین به سمت جنوب نگاه می‌کند می‌تواند چچن را در افق را ببینید و، فقط ۸۰۰ مایل دور‌تر، خود سوریه، یعنی جایی که اسد مشغول مبارزه با نیروهای شورشی چچن و دیگر قسمت‌های سوریه است. او حتما به این موضوع توجه دارد که اوباما قصد جنگیدن در جبهه‌ای موافق با القاعده را دارد. اما آیا او واقعا قصد دارد در مقابل آخرین جنگ افزارهای آمریکا صف‌آرایی کند؟ فکر نمی‌کنم، از آنجایی که او یک متخصص خودآموخته در زمینه‌ی ترور است، ممکن است به اوباما اجازه دهد تا دشمن را از میدان بیرون کند.

بدون شک، چیزی که او می‌خواهد حملات امریکا در ۶۰ روز است که به عنوان حملات محدود مجاز دانسته است و به آن دست خواهد یافت. و هنگامی که همه چیز تمام شود و اسد همچنان در دمشق باشد و دوباره همه جا از گاز استفاده شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,