شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
12 September 2016
چشم سوم

« سوریه؛ نه به جنگ، نه به دیکتاتوری – قسمت دوم»

۱۳۹۲ شهریور ۲۱

شادیار عمرانی / رادیو کوچه

صدای مردم حمات را شنیدید که یک ماه پیش از شکل‌گیری ائتلاف اپوزیسیون سوری ( شورای ملی از یک سو و ائتلاف چپ کمیته‌ی هماهنگی برای تغییر دموکراتیک) در سپتامبر ٢٠١١، در پی سخنرانی بشار اسد در خیابان‌های آن شهر خواندند. ابراهیم قاشوش، خواننده‌ی این سرود، در سوم جولای ٢٠١١، به دست سربازان دولت بعث در یکی از تظاهرات هنگامی که این سرود را می‌خواند کشته شد، سرش را از گلو بریدند اما مردم همچنان به خواندن ادامه دادند: «یلا إرحل بشار»، زود باش بشار برو.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

شهر حمات، دو بار در دوران حکمرانی دولت حزب بعث شاهد نسل کشی بوده است: بیست و هفت روز در فوریه ١٩٨٢ در درگیری‌های اخوان المسلمین با دولت حافظ الاسد، و حمله‌ی سوم جولای ٢٠١١ دولت بشار اسد به انقلابیون سوری در این شهر. به طور خاص طی دو سال گذشته، بیش از صد و سی هزار نفر در سوریه کشته شده‌اند. این آمار مجموع کشته شدگان دولتی- ارتشی حکومت بعث و انقلابیون سوری را در بر می‌گیرد. تنها بخشی از انقلابیون سوری همپیمان با ارتش آزاد سوریه هستند  که مورد حمایت نظامی دول غربی است. بسیاری از انقلابیون سوری و نیز مردم عادی به دست گروه‌های سلفی، القاعده، اخوان المسلمین و جبهه النصرت قتل عام شده اند. در این مخاصمه‌ی خونین، تنها بخشی از انقلابیون که در ائتلاف کمیته‌ی هماهنگی سوری می‌گنجند دست به اسلحه نبرده، قیام انقلابی خود را همچنان ادامه می‌دهند_ جبهه‌ای مردمی که با وجود انعکاس یافتن در رسانه‌های عربی، سهمی از دوربین رسانه‌های جریان اصلی نداشته‌اند.

به طور خاص طی دو سال گذشته، بیش از صد و سی هزار نفر در سوریه کشته شده‌اند

از آغاز بحران در سوریه تا کنون، بسیاری از احزاب و ائتلاف‌های عمدتا چپ منطقه بیانیه‌های بسیاری در محکوم کردن دخالت‌های نظامی غرب، جمهوری اسلامی و سپاه قدس، و دولی چون ترکیه، عربستان سعودی و قطر و یا محکوم کردن جنایات اسد منتشر کرده‌اند. از آن جمله می‌توان به بیانیه‌ی اخیر بیش از صد نویسنده و فعال سیاسی چپ ایران اشاره کرد، که موضعی رادیکال و همگرا با جبهه‌ی مردمی سوری نشان داده‌اند. این بیانیه با امضای فعالان چپ ایرانی از طیف‌ها، گرایشات و احزاب مختلف هیاهوی بسیاری را نیز به دنبال داشت. در برنامه‌ی گذشته بخشی از گفت و گوی من را با خانم سوسن شهبازی، یکی از امضا کنندگان این بیانیه شنیدید. در این برنامه ، وی مفصل‌تر به دلایل نوشتن و امضای این بیانیه می‌پردازد و به بخشی از هیاهوی پیرامون این بیانیه پاسخ می‌گوید.

 3

                      جسد گردن بریده ی ابراهیم قاشوش، خواننده ی سرود انقلاب سوریه در حماه

سوسن شهبازی،  فعال کارگری و زندانی سیاسی طی ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۵در گچساران، هوادار اسبق سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر از بیانیه‌ می‌گوید:

سوسن شهبازی: «این بیانیه درست است که شاید در پاراگراف‌هایی از آن نوشته‌ای باشد که شاید من صد در صد با آن موافق نبوده باشم، ولی از آن‌جا که آلترناتیوی را مطرح می‌کند برای جلوگیری از حضور آمریکا، من وظیفه‌ی خودم دیدم و تا پایان هم بر سر این مساله خواهم بود که این بیانیه و هر بیانیه‌ی دیگری را که در رد جنگ باشد امضا می‌کنم. و در هر حال اعتقاد دارم که اگر تغییری در سوریه قرار است که بعد از این‌ همه کشتار و بعد از این همه ویرانی و خرابی به وجود بیاید، این مردم هستند که باید آن را انجام دهند. این نیروهای چپ انقلابی هست که همان طور که شما می بینید در این بیانیه‌ای که امضا شد، نام برده شده، کمیته‌ی هماهنگی است.»

سوسن شهبازی: مساله حمله‌ی آمریکا نفوذش در منطقه‌ی خاورمیانه بحث امروز و دیروز نیست

شادیار عمرانی: « خانم شهبازی، نگرش شما به حمله‌ی نظامی آمریکا، و علت اساسی این که می‌خواهد حمله کند چیست؟ و آیا فکر می‌کنید که واقعا با تمام مخالفت‌ها، این کار را خواهد کرد و چرا؟»

سوسن شهبازی: « ببینید مساله حمله‌ی آمریکا و نفوذی که در منطقه‌ی خاورمیانه خواسته است که داشته باشد، بحث امروز و دیروز نیست. آمریکا، خودش را پدر جهان می‌داند. خودش را مدافع [حقوق] بشر می‌داند و البته به اسم مدافع [حقوق] بشر حمله می‌کند. همان‌طور که شما می‌بینید_ اول من چند تا فاکت به شما می‌دهم و بعد می‌گویم چرا می‌خواهد این کار را بکند_ آمریکا، به قول خودش، در لیبی می‌خواست که یک تغییراتی دهد و در واقع جلوی کشت و کشتار و جلوی قذافی را بگیرد.  دیدید که بعد از آن نه تنها اوضاع لیبی بهتر نشد که بدتر هم شد. شما می‌بینید که الان آمریکا بعد از سی و چند ماه از سلاح شیمیایی استفاده کردن نیروهای اسد را بهانه می‌کند و آن هم فقط و فقط به این خاطر که این نوع شیمیایی را بهانه می‌کند در صورتی که شما می‌بینید در حلبچه که این‌ همه کشتار شد، یکی از این آقایان قدرتمندان غربی بلند نشد که بگوید چرا؟ به چه دلیل؟ یا این چند ماهی که در سوریه جوی خون به راه افتاده بود، چرا به این شکل بوده است؟ آمریکا، همیشه به دنبال بهانه‌ای می‌گشته که به سوریه نزدیک شود، و دخالت نظامی کند. و امروز این بهانه دستش آمده که به عنوان استفاده از سلاح شیمیایی. خودش هم می‌داند که این سلاح‌ها مرتب در جنگ‌ها استفاده می‌شود ولی چون تا به حال به نفعش نبوده این را بهانه کرده است.

2

در هر حال چرا آمریکا می خواهد به خاک سوریه بیاید، درست است که می‌گوید حتا مساله‌ی برکناری اسد نیست. ما هیچ‌گونه برنامه‌ای برای تغییر حکومت نداریم فقط می‌خواهیم بیاییم گوش این آقا را بتابانیم. حالا من خودم شخصا نمی‌دانم چه کاری می‌خواهند بکند. آیا می‌خواهد او را خلع سلاح شیمیایی کند؟ آیا می‌خواهد کلا او را خلع سلاح نظامی کند؟ بنا به گفته‌ی خودش چه برنامه‌ای دارد که این ادب کردن اسد نام دارد؟ من نمی‌دانم این ادب کردن فعلا چیست. اوباما، آمریکا، برنامه داشته که وارد خاک سوریه شود چون بعد از عراق و لیبی و مصر و خیلی کشورهای دیگر، این آرزویش بوده که به نوعی به منطقه طوری نزدیک شود که ایران در دسترسش باشد. و چه بهتر از سوریه؟ و من متاسف هستم که خیلی از _ حتا این‌جا اگر بگویم چپ و اگر کسی صدای من را می‌شنود به خودش نگیرد_ متاسفانه خیلی از این نیروهای چپ هم با سکوتی که کرده‌اند در واقع دارند از این جنگ حمایت می‌کنند. اگر چه می‌دانند و دیده‌اندکه حضور آمریکا در کشورهایی که تا حالا دخالت کرده چه بوده و چه هست. آرزوی دیرینه‌ی آمریکا، این بوده که به نوعی در منطقه حاکمیت داشته باشد. ژاندارم منطقه شود و تا حدودی هم به مقصد خودش رسیده است. بعد از سوریه قدر مسلم، صد در صد، نوبت ایران خواهد بود. ما با امضای این بیانیه تنفر و انزجار خودمان را از هر گونه جنگ آفرینی نشان دادیم و امیدوار هستم که کار به آن‌جا نکشد که جنگ دیگری رخ دهد. به خاطر آن‌که تنها کسی که در این جنگ در واقع گوشت دَمِ توپ می‌شود همان توده‌ی بی‌پناه، کارگران، زحمتکشان و دیگر اقشار جامعه هستند.»

سوسن شهبازی: ، ما وظیفه داریم چشم بینا و فریاد به حق مردم باشیم

شادیار عمرانی: « اتفاقا به مورد خوبی اشاره کردید. در مورد نگرش و جهت‌گیری‌ای که برخی از احزاب چپ داشتند. این سوال با دیدن نام بعضی از امضا کنندگان برای خیلی‌ها مطرح شده است که بعضی از این نام‌ها افراد حزبی هستند و یا سابقه‌ی حزبی داشته‌اند و یا هوادار حزبی هستند و یا حتا در کادر حزبی هستند و  بعضا بیانیه‌ای که حزب خودشان داده با این بیانیه متفاوت بوده و [با این حال] امضا کرده‌اند. ما حواشی زیادی شنیدیم. مثلا در مورد شما کنفرانس پراگ مطرح شد، و خیلی بحث برانگیز شد. من می‌خواهم که شما خیلی بی‌پرده نگاه خود را به این قضیه بیان کنید که چطور شد که این تعداد حتا برخلاف  حزبشان، که یا حامی آن هستند یا عضو آن هستند، جمع شدند و این بیانیه را امضا کردند و توضیحی هم درباره بحث‌هایی که در مورد امضای شما هم شد مختصرا بفرمایید.»

 سوسن شهبازی: « اول من قبل از هر چیز لازم می‌دانم که یک انتقاد سیاسی از خودم کنم، در رابطه با سفر به پراگ. اگر چه من به عنوان یک شخص بی‌طرف و فقط و فقط برای کسب اطلاع در آن‌جا حضور داشتم و انتقادی که بر من وارد بود و هم‌چنان هم خودم را ملامت می‌کنم این بود که من بدون آگاهی و خبر دادن به رفقای پیرامونم این کار را کردم. دیدگاهی که من دارم این است که من چه راهی برای تهیه‌ی خبر دارم؟ از آن‌جایی که رادیوی انگلیس بیگانه است. از آن‌جایی که رادیوی آمریکا امپریالیستی است، و از آن‌جایی که رادیوی ایران سراسر سانسور است. بنا بر این من از کجا باید بدانم در چهار گوشه‌ی جهان چه خبر است؟ مگر آن‌که رفت و شرکت کرد و فهمید که دشمن شما چه می‌گوید و چه می‌خواهد و چه مسائلی در شرف انجام اند؟ به هر حال من در این‌جا لازم می‌دانم که این انتقاد را به خودم کنم فقط به خاطر بی‌اطلاعی رفقا. و این که این سفر هم برای من مالیات بسیار بسیار زیاد سنگینی داشت. و از آن‌جا که چپ روی من حساسیت دارد نباید این کار را سر خود انجام می‌دادم. و این هم شد که الان مثلا فلان آقا، یا فلان خانم، می‌گوید که چون فلانی امضا کرده‌ است من امضا نمی‌کنم.

1

ببینید این روابط یار و یارگیری _ من اسمش را می‌گذارم _ در خیلی از احزاب و سازمان‌ها هست که مثلا چون که خود من تهیه کننده‌ی این پلاتفرم یا بیانیه یا اعلامیه نبوده‌ام بنابراین این کار را نمی‌کنم [امضا نمی‌کنم]. دیدگاه‌های شخصی را من نمی‌دانم، نفوذ سازمانی بر اعضای آن را نمی‌دانم. ولی خود من به شخصه، اعتقاد دارم ما به عنوان کسانی که لااقل ادعای کمونیسم را داریم، و ادعای رهایی جهان را از یوغ و بندگی داریم، وقتی چنین شرایطی به وجود می‌آید شرایط سختی مثل جنگ و نفوذ نظامی آمریکا، انگلیس، روسیه، چین، تمام این‌ها که من فکر می‌کنم از ابرقدرت‌ها هستند هر لحظه می‌توانند جهان سوم را زیر سلطه‌ی خود ببرند، ما وظیفه داریم چشم بینا و فریاد به حق [مردم] آن کشور باشیم. حالا خواه سوریه باشد، لیبی باشد، فلسطین باشد، یا هر جای دیگر. متاسفانه این احتیاط‌های نالازم، یا برخوردهای سازمانی یا شاید ایمان نداشتن به آن نیرویی که زحمت کشیده‌اند و این بیانیه را نوشته و امضا کرده‌اند، خبررسانی می‌کنند، چشم مردم را روشن می‌کنند، از پدیده‌ی جنگ صحبت می‌کنند، شاید این‌ها اصلا به این مساله ایمان نداشته باشند. ولی از لحاظ انسانی، از لحاظ دیدگاه سیاسی‌ای که من دارم، وظیفه‌ی هر کدام از ما این هست که از آن ملتی دفاع کنیم که قرار است زیر سلطه‌ی کشوری چون آمریکا برود. ما تجربه‌ی عراق را داریم. فجایعی که در عراق به وجود آمد دیدید که مثل حیوان با مردم برخورد شد. نه تنها عراق به استقلال و آزادی نرسید بلکه الان جنگ داخلی‌ای که هست، از لحاظ اقتصادیش نگاه کنید، از لحاظ فرهنگی نگاه کنید. در افغانستان نگاه کنید. بنابراین آمریکا در این رابطه چیزی را از دست نمی‌دهد، این ملت هستند که از دست می‌دهند و من نمی‌دانم چشم بینا و وجدان بیدار این عزیزان کجاست؟ با امضا کردن چه چیزی از من یا شما کم می‌شود؟ نمی‌دانم، جز این چه کار می‌توانیم بکنیم؟ این بند و بحث‌های سازمانی از نظر من مردود است و از طرفی هم شاهد هستم که چه دوستان عزیزی که از ایران و چه همین‌جا با توجه به مسائل سازمانی خود آمده‌اند و امضا کرده‌اند که این خودش جای امیدواری است که در هر حال بعد از سی و چند سال یک ائتلاف یا یک دوستی مابین جریانات چپ هم در میان خودمان اتفاق بیفتد.»

شادیار عمرانی: «خیلی ممنونم که در برنامه‌ی ما شرکت کردید، روزتان خوش»

سوسن شهبازی: « من باز هم از شما سپاسگزاری می‌کنم، فقط در آخر قطعه‌ی کوچکی از مهدی اخوان ثالث برای شما می‌خوانم.

من نه خوش‌بینم نه بد بینم

من شد و هست و شود بینم

در حال شدن هستیم، ما در حال تحول هستیم، ما در حال تغییر هستیم، و امیدوارم تغییرات خوبی ایجاد شود. با امکانات کمی که داریم علیه جنگ و به نفع صلح و آرامش بتوانیم قدمی برداریم.خیلی ممنونم و روز خوشی را برایتان آرزو می‌کنم.»

 برنامه‌های قبلی چشم سوم را از اینجا ببینید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,