Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
دیدگاهی دیگر از راجر کوهن در باره سوریه

«جهانی‌ بی‌ لنگر»

2013 September 15

ترجمه: افسانه هژبری / رادیو کوچه

نیویورک‌تایمز. راجر کوهن. ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۳

چند شب پیش موقع صرف شام دوستی‌ آلمانی‌ در تفسیر و توصیف آشفته بازاری به نام سوریه گفت «دنیای پسا‌ امریکایی است و این یعنی‌ هرج و مرج». سپس «جان کورن بلوم»، سفیر سابق ایالات متحده در آلمان با حکمی مشابه به جمع ما پیوست «آنچه شاهد آن هستید، فروپاشی مستمرسیستم پس از جنگ است.»

به‌دنبال کشتار صدها کودک سوری با گاز توسط رییس جمهور بشار اسد، ایالات متحده از طریق وزیر امور خارجه و رییس جمهور خود، به ترتیب، وعده‌ی یک حمله‌ی نظامی بطور ناباورانه‌ای کوچک را میدهد. سپس تهدید می‌کند که ارتش امریکا به دنبال ضربه‌های بی‌اهمیت و بی‌تاثیر نیست، و پس از آن عقب نشینی می‌کند. بریتانیا نزدیک‌ترین متحد خود را در این لحظه‌ی سرنوشت ساز رها می‌کند. در اتحادیه اروپا چند دستگی ایجاد می‌شود، آلمان سکوت می‌کند، فرانسه بدون پشتیبانی رها می‌شود، و ناتو غایب است. اگر اتحاد دو سوی اقیانوس اطلس ستون‌های دیگری علاوه بر این کشورها دارد، حتما به من هم خبر بدهید.

«ولادیمیر پوتین» که بخاطر اظهار نظر فی البداهه‌ «جان کری» در لندن (که ظاهرن  خودش نیز پشت گوش انداخته بود) بر انگیخته شده است، به عرصه‌ی تهی غرب قدم می‌گذارد و ناگهان اسد به تسلیم  سلاح‌های اتمی، که قبلن وجود آن‌ها را تکذیب کرده بود، به هیات بین‌المللی رضایت میدهد.

امریکای خسته از جنگ به این وعده سوریه چنگ انداخته و به میانجی‌گری روسیه تن‌ میدهد. رای کنگره در مورد اقدام نظامی که بنظر می‌رسد بر خلاف نظر اوباما از کار در آید به طور نامحدود به تعویق می‌افتد. اوباما با استفاده از یک زمان پخش خبری غیر معمول، اظهار می‌دارد که  دیکتاتورها به هنگام ارتکاب جنایت «امیدوارند که جهان به سمت دیگری نگاه کند.» ولیکن او هم فعلن به سمتی دیگر، یعنی، «مسیری دیپلماتیک» اتخاذ می‌کند.

اودن شاعر در جایی نوشته است  «دیو، آن کند کز دیو برآید .» با خیال راحت می‌توانیم  بگوییم که امروز، هیچ دیوی درجهان بخصوص در دمشق نیست که از ترس به خود بلرزد.

هر بحران پاسخ‌های خام بدنبال دارد، اما از آغاز حمله شیمایی ویرانگر اسد بیش از سه‌ هفته پیش، پیام بنیادین دولت در حال چرخش اوباما در مورد سوریه به سختی قابل فهم بوده است. همان‌طور که یک سفیر سابق دیگر امریکا می‌ گوید «این افراد اگر اتومبیل هم تولید می‌کردند شما از آن‌ها نمی‌خریدید»

امکان دارد اسد که بین فریب و کشتار در نوسان است، با استفاده از اظهار نظر اوباما مبنی بر این‌که «من فکر نمی‌کنم می‌بایست یک دیکتاتور دیگر را با زور بر کنار کنیم»، گاز خردل و غیره خود را تحویل دهد، کنوانسیون سلاح‌های شیمایی را امضا کند، با پوتین دست دهد و به جنگ داخلی خود برگردد. حتا ممکن است پوتین اکنون که راهکار هیجان انگیزی در قوانین بین‌الملل ارایه داده است، از خماری لیبی‌ بهبود یافته و با یک قطعنامه شورای امنیت که توسط غرب پیش نویس شده و بر اساس بند هفت منشور سازمان ملل اجازه مداخله نظامی در صورت عدم انطباق سوریه را میدهد موافقت کند. اگر این اتفاق بیفتد، اوباما خود را از چاله‌ای که خودش کنده بود، بیرون خواهد کشید و چیزی بدست خواهد آمد.

من اصلا خوشبین نیستم. این تقلا مرا به ‌یاد بیهودگی مسخره زمان جنگ بوسنی می‌اندازد که در آن برای جلوگیری از حمله هوایی، نیروهای صرب همه‌ی سلاح‌های سنگین خود را به سازمان ملل تحویل دادند و سپس به از سر گیری بمباران «سرایوو» پرداختند.

حق با آن سخنگوی وزارت امور خارجه بود که در ابتدا  پیشنهاد «کری» را صرفا لفظی تلقی‌ کرد چرا که به گفته او «به این دیکتاتور وحشی با سابقه ریاکاری نمی‌توان اعتماد کرد که سلاح‌های شیمیایی‌ را تحویل دهد.»

تردید در سیاست امریکا از شروع حمله شیمایی، نشان از فقدان رهبری ایالات متحده در طول درگیری‌های سوریه دارد. مبارزه‌ی به‌حق شورشیان علیه استبداد ۴۳ ساله خانواده اسد هرگز از طریق مسلح کردن آن‌ها حمایت نشد، و زمانی‌ که اسلامی‌های رادیکال وارد سوریه شدند، از حضور آن‌ها جهت توجیه بی‌ عملی‌ غرب، که اساسن عامل حضور آنان بود، استفاده شد.

چشم انداز رییس جمهوری که در مورد حمله شیمایی خط قرمز می‌کشد و بعد می‌گوید «من خط قرمز نکشیدم» (دنیا کشید)؛ که «کری» را به پردازش موضعی قوی برای حمله نظامی ترغیب کرده اما سپس متوقف می‌شود، که اخذ تصمیم را به عهده کنگره واگذار می‌کند، اما از این‌که کنگره بیش از یک هفته بعد تشکیل جلسه دهد راضی‌ به نظر میرسد، که می‌گوید «ایلات متحده، برای بیش از هفت دهه لنگر امنیتی دنیا بوده است»، اما سپس اعلام می‌کند که «امریکا پلیس جهان نیست» – همه‌ی این نشانه‌ها حاکی از لحظه‌ای است که امریکا به درون خود چرخیده و جهان را بی‌ لنگر رها می‌کند.

رییس جمهور بازتاب دهنده خلق و خوی کلی‌ در امریکاست. بر اساس تازه‌ترین نظر سنجی نیویورک تایمز و «سی‌ بی‌ اس»، تقریبا دو سوم مردم بر این باورند که ایلات متحده نباید نقش رهبری در تلاش برای رفع مشکلات خارجی‌ را به عهده بگیرد. از سال ۱۹۴۵ تا به امروز، سیاست اصولی با پشتیبانی نیروی نظامی، ایالات متحده  را به لنگر امنیتی جهان تبدیل کرده و به صدها میلیون از مردم جهان آزادی بخشیده است. اوباما به یک سیاست انزوا طلبانه فزاینده رضایت داده و سستی او به مثابه پذیرش تغییر موازنه قدرت در جهان است.

این تغییر، در برلین که بقای خود به عنوان شهری آزاد را مدیون خط قرمز ایالات متحده ادامه است، درک شده است. هم‌چنین تهران، مسکو، پکن و اورشلیم به این تغییر پی برده‌اند.

دکتر «توس ویسچمن» طی‌ نامه‌ای به مجله خبری «شپیگل» این هفته در باره پاشیدن گاز به روی سوری‌ها می‌نویسد «فرزندانمان از ما خواهند پرسید در برابر این قتل عام چه کردیم – همان‌طور که ما از پدران و مادران خود در مورد نازیسم پرسیدیم. در جواب، می‌بایست سر خود رو به زیر انداخته و سکوت اختیار کنیم.»

 

یادداشت مترجم: راجر کوهن (متولد ۱۹۹۵) فارغ‌التحصیل دانشگاه آکسفورد است که از سال ۱۹۷۷ به عنوان خبرنگار، روزنامه نگار، نویسنده، و ستون نویس با رویترز، وال سترت ژورنال و نیو‌ یورک تایمز کار کرده و به عنوان یکی از تحلیل‌گران لیبرال متخصص در زمینه خاور میانه شناخته میشود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۳ Comments


    1. ardavan
      2

      با درود
      منبع به مرجع نوشته که در ابتدا امده است هم لینک شده پیشتر.
      ممنون افسانه گرامی

  1. 3

    ملت ها به خود بیایید مسیر شما فقط با اتحاد وجدایی دین از دولت روشن خواهد شد سرنوشت مردم سوریه فعلا در دست چند دیکتاتور رنگ رنگ میرود که مبهم و ترسناک تر شود