Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
عضویت بی‌قاعده

«اصلاح ساختارها یا التماس به کارگزارها»

2013 September 18

مطلبی که در پی می‌آید، نوشته‌ای برای انتشار در تارنمای کوچه است که از سوی نویسنده در اختیار رادیو کوچه قرار گرفته است. انتشار این نوشته در راستای تعامل و نقد و بررسی دیدگاه‌ها و ایده‌ها است و به الزام، رادیو کوچه آن را تایید و یا رد نمی‌کند. در صورتی که در مورد این نوشته نقد و یا نظری دارید، این رسانه خود را موظف به انتشار پاسخ شما می‌داند. این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر می شود.

مقاله وارده/ شهریار

یک تجربه: چندی پیش به ابتکار یکی از بستگان، گروهی خانوادگی در یکی از شبکه های اجتماعی به راه انداختیم.از همان ابتدا تعدادی از دوستان مشارکتی فعال در بحث ها داشته و مطالب متنوعی به اشتراک میگذاشتند،چند نفری بطور گه گاهی در مباحث شرکت کرده و مابقی هم اساسا فعالیتی نداشتند. چندان نگذشت که صدای اعتراض اعضای فعال گروه درآمده و از انفعال سایرین شِکوِه کردند.اعضای مسالمت جوی گروه در واکنش  سعی کردند با وعظ و خطابه و دعوت کردن یک طرف به مشارکت بیشتر و طرف دیگر به مدارا به تنش ها پایان دهند اما در عمل توفیقی حاصل نشده و در ادامه با جایگزین شدن بدبینی به جای خوش بینی نارضایتی ها تشدید و پس از چندماه گروه به حالت تعطیل درآمد.

جهت ترویج قانونگرایی و اخلاق در جامعه نیز ،به اصلاحات ساختاری بیش از وعظ و خطابه های علمای اخلاق نیازمندیم

آنگونه که نگارنده متوجه میشوم مکانیزم عضویت عملا “اختیاری،بی قاعده و دائمی”  در گروه عاملی بود که نه تنها اثر مثبتی بر فعال تر شدن و مشارکت بیشتر افراد نداشته بلکه به سرایت کردن انفعال برخی از اعضا به سایرین و شکل گرفتن مسابقه ای در بی عملی و انفعال منجر شد که در نهایت به تعطیلی گروه انجامید.ساختار این گروه به شکلی بود که حتی منفعل ترین اعضای گروه هم این امکان را داشتند که هرگاه اراده کنند از مطالب به اشتراک گذاشته شده توسط دیگران بهره مند یا از محتوای بحث ها مطلع شوند بدون آنکه نیازی به انجام کمترین فعالیتی داشته یا پای بند به قاعده ای باشند .همین کافی بود تا پس از مدتی اعضای فعال گروه احساس کنند گرفتارِ تلاش یک جانبه شده و مورد بی مهری سایرین قرار گرفته اند و نسبت به فعالیت در گروه بی میل شوند. این در حالیست که اگر پیوندهای قومی مانع نبوده و اجازه میداد عضویت در گروه نیازمند درخواست فرد و موافقت سایرین بوده و در ادامه باقی ماندن در گروه و بهره مندی از مطالب نیازمند مشارکت فعال میبود و یا در سطحی بالاتر مطالب منتشره طبقه بندی شده و دسترسی به جذاب ترین آنها فقط برای فعالترین اعضا میسّر میشد نه تنها انفعال برخی به دیگران سرایت نکرده بلکه علاقه مندان به بهره مندی از مطالب نیز به مشارکت فعالانه وادار شده و رقابت در انفعال و بی عملیِ برآمده از ساختار قبلی،جای خود را به مسابقه ای در فعالیت و به اشتراک گذاشتن مطالب میداد.افراد بی علاقه و منفعل نیز که حضورشان نه تنها فایده ای برای گروه نداشته بلکه اثر مخرب نیز داشتند هم قاعدتا حذف میشدند. به این ترتیب با اصلاحی ساختاری گروه به حیات خود ادامه میداد بدون آنکه نیاز به نصیحت یا درخواست مداوم برای فعالیت باشد.

 پایبندی به اخلاق و قانون و تلاش برای کسب تخصص و شایستگی کوتاهترین  یا حداقل مطمئن ترین راه برای پیشرفت و موفقیت است

سخن نهایی نگارنده پس از این مقدمه ی نسبتا طولانی،این است که جهت ترویج قانونگرایی و اخلاق در جامعه نیز ،به اصلاحات ساختاری بیش از وعظ و خطابه های علمای اخلاق نیازمندیم.در یک جامعه ی فرضی تا زمانی که افراد تصور کنند پای بندیشان به قانون واخلاق مانع پیشرفت آنها بوده و برایشان هزینه های سنگین مادی به بار می آورد نباید انتظار داشت که با وعظ و خطابه عموم مردم قانونمند و اخلاق گرا شوند. پند های اخلاقی اگر در تقابلی جدی با آنچه باشند که ساختارهای سیاسی – اقتصادی از انسانهای عادی به عنوان شرط موفقیت شان طلب می کنند به اثری تعیین کننده منجر نخواهند شد. اگر خواهان رواج قانونمندی،اخلاق گرایی و علم گرایی هستیم باید ساختارها به وجهی باشند که عموم افراد جامعه به این باور برسند که پایبندی به اخلاق و قانون و تلاش برای کسب تخصص و شایستگی کوتاهترین  یا حداقل مطمئن ترین راه برای پیشرفت و موفقیت است. تا زمانی که تعهد به ولایت و نه پایبندی به اخلاق و داشتن تخصص شرط اساسی پیشرفت و ترقی است نباید از عموم افراد جامعه انتظار پایبندی جدی به اخلاق و قانون را داشت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,