Saturday, 18 July 2015
27 October 2020
رهبر ایران و احتمال تمایل به معامله با غرب

«آیا پایان بن‌بست‌ها نزدیک است»

2013 September 22

واحد ترجمه/ رادیو کوچه

منبع: انستیتیو واشنگتن 

روحانی را فراموش کنید، «علی خامنه‌ای» رهبر تندروی ایران ممکن است مایل به معامله هسته‌ای با آمریکا باشد.

لحظه‌ی روشن شدن حقیقت در راه است. شواهد حاکی از آن است که ایران در حال آماده سازی خود برای یک روی‌کرد جدید در معامله هسته‌‌ای است. اگر در هفته‌ی آینده معامله سر نگیرد، امکان بوجود آمدن فرصت دیگری برای این سازش بسیار کم است.

هنوز تردیدهایی پیرامون رییس جمهوری جدید ایران، «حسن روحانی»، برای جوش دادن معامله وجود دارد. رییس جمهوری ایران نسبت به مقام رهبری، مخصوصن در حوزه‌ی روابط خارجی و اقدامات امنیتی، اختیارات بسیار کمتری دارد. اظهارات عمومی اخیر خامنه‌ای نسبت به غرب پر از سوءظن و دشمنی بوده است. اما به نظر می‌رسد حتی خامنه‌ای مایل است برای بن‌بست هسته‌ای راه حلی پیدا کند. در ۱۷ سپتامبر، در جلسه‌ای با فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، او در مورد انعطاف پذیری آن‌ها را مورد خطاب قرار داد: «حتی یک کشتی‌گیر هم می‌تواند گاهی‌اوقات انعطاف‌پذیر باشد، اما او فراموش نمی‌کند که رقیب او کیست و هدف اصلی او چیست.»

khamenei

در واقع، مقام رهبری نسبت به سیاست آمریکا در مقابل سوریه، کمتر از قبل از خود تندروی نشان می‌دهد. وی در یک سخنرانی‌اش در ۱۱ سپتامبر، صریحن اعلام کرد: «اگر [رهبران ایالات متحده] در مورد چشم‌انداز‌های اخیر خود جدی هستند، این بدان معنی است که آن‌ها از مسیر اشتباهی که در طول چند هفته اخیر در پیش گرفته بودند، دست کشیده‌اند.»

در همین حال، روحانی در روابط هجومی نسبت به غرب و اصلاح‌طلبان داخل کشور خود قرار دارد. شدید‌ترین اظهار اخیر او در یک مصاحبه با شبکه‌ی خبری NBC بود که در آن بیان کرد که او اختیار کامل برای انعقاد یک قرارداد هسته‌ای با غرب را دارد. همچنین او اخیرا نامه‌هایی را با رییس جمهوری «باراک اوباما» رد و بدل کرده است، ۱۱ زندانی سیاسی را آزاد کرده است، و با احتیاط به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورد درگیر شدن در عرصه سیاسی هشدار داده است. هفته‌ی آینده هنگامی که روحانی برای شرکت در افتتاحیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد به شهر نیویورک سفر کند، شانس تبدیل روابط گرم را به یک فرصت دیپلماتیک واقعی خواهد داشت.

اگر روابط سیاسی اخیر ایران همین‌طور پیش رود، روحانی فرصت خاصی برای رفع تحریم‌ها بوجود خواهد آورد. سه رییس‌جمهوری آخر ایران قبل از او در اولین سال ریاست جمهوری خود قادر به تغییر در سیاست بودند. هر کدام با یک دستور کاری قوی بر سر کار آمدند: هدف علی اکبر هاشمی رفسنجانی آزادسازی اقتصادی بود، محمد خاتمی یک گشایش فرهنگی را هدف قرار داد، و محمود احمدی‌نژاد پیامی مردمی به همراه داشت. و هر سه در آغاز پیشرفت اقدامات خود موفق بودند. هر چند همه آن‌ها به مقاومت جدی رهبری برخوردند که باعث معکوس شدن سیاست آن‌ها شد.

روحانی حتی نسبت به پیشینیان خود دارای جایگاه بهتر و نفوذ واقعی است. او از حمایت یک بخش گسترده‌ای از طیف‌های سیاسی ایران (از اصول گرا و اصلاح طلب)، در مقیاس بزرگ، به دلیل پیشرفت‌هایی که هر یک از گروه‌ها در سراسر منطقه داشته است، برخوردار است. اصول‌گرا‌ها می‌دانند که «سیاست مقاومت» که تیم قبلی مورد توجه قرار داده بود به خوبی جواب نداد. مقاومت تنها تحریم‌های بیشتر برای ایران به بار‌آورد، بشار اسد، رییس جمهوری سوریه را در آستانه فاجعه قرار داد، و حزب اله که به منطقه حکمرانی می‌کرد حمایت عمومی گسترده‌ی خود را از دست داد. آن‌ها استراتژی روحانی را به عنوان یک روش جدید برای دستیابی به‌‌ همان اهداف قبلی می‌بینند، و مشتاق هستند که این روش را امتحان کنند.

اصلاح طلبان ایران قاهره را در نظر می‌گیرند و به چیزی که بر سر رییس جمهوری مصر، محمد مرسی عزل شده آمد، به عنوان یک درس جدی برای آن‌چه که می‌توانست در سال ۲۰۰۹ در ایران اتفاق بیافتد، نگاه می‌کنند. به عبارت دیگر، برخورد شدید با سیستم قدیمی و نیروهای امنیتی که آن را کنترل می‌کنند، می‌توانست به سرعت باعث کودتا شود.

روحانی همچنین از حمایتی که از فرماندهی داشت استفاده‌ی خوبی کرد. اگرچه انتخاب او به اندازه دو رییس جمهوری قبل تعجب آور بود، او به سرعت تیمی از همفکران و تکنوکرات‌های موثر تشکیل داد که بسیاری از آن‌ها مورد تائید اصول‌گرا‌ها هستند. سبک او لبخند است، نه اخم، که منتقدانی را که از شعار‌های اغراق آمیز جمعیت قبلی استفاده می‌کردند را خلع سلاح می‌کند.

رییس جمهوری جدید ایران مانند احمدی‌نژاد بی‌دلیل راه دعوا را انتخاب نمی‌کند، چه با خارجی‌ها بر سر هولوکاست و چه با جوانان ایرانی بر سر توییتر. تبریک روش هشانا به روحانی از یک حساب توییتر نیمه رسمی سبک او بود، نه برای تحت تاثیر قرار دادن خارجی‌ها، بلکه در چهارچوب مذهبی که بهانه‌ای بود برای انتقاد اصول‌گرا‌ها. کتاب روحانی، امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای – که مطرح کرد که معاملات در مذاکره با قدرت‌های اروپا در سال ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ در حالی که از فشار‌های بین المللی ممانعت کرد، انتخاب‌های ایران را نیز حفظ کرد- ممکن است به عنوان یک طرح برای استراتژی فعلی او در نظر گرفته شود.

این اقدام هوشمندانه‌ای از خامنه‌ای خواهد بود (در واقع هوشمندانه‌تر از اقدام قبلی) که روحانی را به آمریکا بفرستد تا ببیند چه نوع معامله‌ای می‌تواند با او انجام دهد. از دید خامنه‌ای این یک معامله‌ی دو سر برد است: اگر رییس جمهوری او بتواند معامله‌ی خوبی انجام دهد که گزینه‌های هسته‌ای ایران را حفظ کند که خوب است. اگر هم معامله‌ای صورت نگیرد، ایران چندین ماه فرصت برای پیشرفت برنامه‌ی هسته‌ای خود به دست آورده است.

این سخت است که بدانیم چگونه پیشرفت‌های اخیر در مورد سوریه تفکر خامنه‌ای را تحت تاثیر خود قرار داده است، این امکان وجود دارد که او تا‌کنون احتمال حمله‌ی آمریکا به ایران را دست کم گرفته بوده، که در این صورت بی‌میلی آشکار آمریکا برای استفاده از زور علیه سوریه ممکن است برای او جای تعجب نباشد. از سوی دیگر، او مدت‌ها اصرار داشت که مساله‌ی هسته‌ای تنها بهانه‌ی ایالات متحده برای رسیدن به هدف خود یعنی تغییر حکومت ایران است، و او به همین ترتیب بیان کرد که نگرانی‌های بشردوستانه‌ی غیر‌واقعی غرب در مورد سوریه پوششی برای هدف واقعی او یعنی برکناری اسد است. شاید خامنه‌ای، تمایل آشکار دولت رییس جمهوری آمریکا، باراک اوباما، برای تمرکز بر کنترل سلاح‌های کشتار جمعی به طور انحصاری که آن را برای فدا کردن مخالفان سوریه، و تا حد زیادی نادیده گرفتن نگرانی‌های حقوق بشر انجام داد، را در نظر گرفته باشد.

خامنه‌ای در سخنرانی ۱۷ سپتامبر خود، با اشاره به متنی در یک کتاب که ۴۰ سال پیش به احترام پیمان صلح دوم شیعیان امام حسن با معاویه، بنیانگذار سلسله اموی ترجمه کرده بود، به پیمانی اشاره داشت که خود یک بار عهد کرده بود که ایران دیگر هرگز تحت هیچ فشاری قرار نگیرد. این پیمان تحت فشار زیادی شکل گرفت. حسن زمانی که با نیروهای بر‌تر در میدان نبرد روبرو شد با آن موافقت کرد. نتیجه آن در بهترین ترکیب بود: خط از تبار حفظ شد (حسن نوه‌ی محمد پیامبر بود) اما حسن حکومت بر جامعه مسلمانان را به معاویه واگذار کرد و سال‌ها بعد به طور تقریبا قاطعانه‌ای به دستور معاویه مسموم شد. اما خامنه‌ای در صحبت‌های ۱۷ سپتامبر نگاهی به قرارداد صلح در قرن هفتم کرد: «من با چیزی که سال‌ها پیش» نرمش قهرمانانه «خواندم موافقم، زیرا چنین رویکردی در برخی شرایط بسیار خوب و لازم است، تا زمانی که ما به اصول اصلی خود پایبند باشیم.»

شاید در این بیان جدید برای پیمان حسن، منظور خامنه‌ای این بوده که ممکن است لازم باشد حسن دیگری (حسن روحانی) نیز در مواجهه با نیروهای بر‌تر به‌‌ همان اندازه انعطاف پذیر باشد، حتی اگر نتایج کاملا مطابق با میل نباشند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. آدم با عرضه!
    1

    می گویند یکبار یک پیرزنه کنار خیابان ایستاده بود و یک تاکسی را صدا زد و گفت اوی مرتیکه ! میخواهم بروم اون کله شهر ! اگه پنجاه تومن بهت بدم منو می بری؟! راننده تاکسی پیاده شد و گفت آخه ننه جون من به چی چی تو دل خوش کنم تا تو را ببرم؟ به اون راه کمت؟ و یا قیافه خوشگلت؟ یا به اون پول زیادت ؟و یا اون قشنگ حرف زدنت؟!! حال این شرایط شرکت ایران در مذاکرات اتمی است! طرف های مذاکره کننده به چه چیز خامنه ای باید دلخوش کنند؟!!به آن وضع حقوق بشرش ؟ به توهمات اتمی اش؟ دخالتش در سوریه؟ و یا آن قشنگ حرف زدنش؟
    در زمان کاندیداتوری روحانی دو اتفاق قابل توجه بود. ۱- کلیدی که او در عکس ها نشان می داد و معنای ان روشن نبود ۲- او در یکی از سخنرانی هایش به مردم گفت: سربسته می گویم که این بار تقلب نخواهد شد! پس با خیال راحت در انتخابات شرکت کنید! . معنای هر دو معمای دیروز امروز روشن شده است . روحانی قبل از شرکت در انتخابات از خامنه ای چراغ سبز گرفته است. این رخداد مبارکی است و نتیجه تحریم هاست. حال روحانی عازم نیویورک برای مذاکرات است ولی متاسفانه ازهمین حالا با ظاهر سازی وارد میدان مذاکره با غرب شده است . یعنی نفی واقعیت های خشن داخلی و پوشاندن لباسی از تمدن و فرهنگ بر اندام حکومت خامنه ای. این کار را خاتمی نیز با طرح گفتگوی تمدنهایش انجام داد وهشت سال مردم دنیا را فریب داد.مشکل مذاکره با غرب قبل از انکه یک مشکل خارجی باشد یک مشکل داخلی است. یعنی او باید یک سری مشکلات داخلی را حل کند تا بازتاب آن مشکلات خارجی را حل کند.از کوزه باید همان برون تراود که در اوست.در روزنامه های خارجی مقاله نوشتن و در باب آزادی و احترام به حقوق متقابل داد سخن دادن مشکلی را حل نمی کند.مسلما آزادی ۸ زندانی سیاسی اثر بیشتری از اینگونه مقالات داشت و ادامه آن مردم دنیا را به این نتیجه خواهد رساند که این یک حرکت واقعی در جهت ایفاد حقوق بشر در ایران است. روحانی به گونه ای وانمود می کند که گویی بر سر میز مذاکره دارای شرایطی برابر با طرف های مذاکره کننده است! مثلا هر گونه پیش شرطی را نفی می کند! و یا خواستار قدم های عملی از طرف مقابل که بکلی دست بالا را دارد می شود! معلوم نیست اهرم های فشار او در سر میز مذاکرات چیستند که اینگونه “شرایط و حدود” معلوم می کند. گویی این طرف های مقابل او هستند که در تحریم هستند و محتاج دلار نان شب خود هستند نه دولت فخیمه خامنه ای! اگر بخواهد ماجرای عراق تکرار شود مدتها او را دوول خواهند داد در حالی که عقربه های زمان بشدت بر علیه دولت او در گردش است. اگر طرف های مذاکره کننده بو ببرند که همه این ها یک بازی تازه است ,مانند ماجرای عراق حداقل ۱۰ سال او را بازی بی سرانجام خواهند داد. بله دولت های جهانی حال جنگ ندارند ولی حال تحریم که دارند! کمترینش این است که تحریم ها را بر نخواهند داشت تا ببینیم آنوقت روحانی چکار خواهد کرد؟ خشت اول را باید منظقی و صاف گذاشت تا این دیوار تا به ثریا کج نرود! حمایت از این قبیل ظاهر سازی ها بجز اینکه مشکل را پیچیده تر کند ثمره دیگری ندارد. وطن پرستی به نتیجه است نه به دلخوش بودن به مسکن ها. باید روحانی را تشویق به انجام کار اصولی در داخل کرد. روحانی با شعار “جلب اعتماد” وارد مذاکرات شده است. متاسفانه “اعتماد” تکه کاغذ صافی است که اگر چروک خورد دیگر صاف کردن آن امکان ندارد.روحانی یکبار سابقه فریب در مذاکرات گذشته خود را دارد. اگر این امر بخواهد این بار نیز تکرار شود بسیار خطرناک خواهد بود
    یکی از افتخارات روحانی, فریب کشورهای غربی در مذکرات گذشته اتمی است. همزمان که او مشغول مذاکره بود, همزمان خامنه ای در حال بسط تاسیسات اتمی اش بود . این بار نیز بنظر می آید به همین منظور وارد شده است . شیخ حسن نصرالله و اسد توی صف هستند تا کی تحریم ها برداشته شوند و بهدلار هایشان برسند. انگار نه انگار که روحانی برای نرمش به آمریکا می رود . دوباره همان شاخ و شانه کشیدن ها و قمپوز در کردن ها! که نباید هیچ پیش شرطی باشد و حقوق برابر! کشوری که تحریم است و گرسنه است آیا موضعی برابر با کشور های سیر مذاکره کننده دارد؟ اصلا اینجا مذاکره مفهومی ندارد! اینجا محل تسلیم است! اگر غربی ها بخواهند می توانند فعلا مدتی دیگر را هم دوول بدهند تا مشخص شود چه کسی دست بالا را دارد.یک کم دیگرگرسنگی لازم است. برای اینکه ببینید چقدر احتمال فریب در این مذاکرات بالاست, بدقت به مصاحبه روحانی گوش کنید و ببینید چطور با افتخار فریب هایی را انجام داده است را شرح می دهد.این چهره واقعی اوست و ترفند هایش ولی هشیاری مردم ایران می تواند او را در جهت توسعه سیاسی و آزادی زندانیان سیاسی بخدمت بگیرد. اگر او دست از پا درازتر از مذاکرات برگردد و خامنه ای مجبور شود برای دور بعدی مذاکرات زندانیان سیاسی را ازاد کند و طبق معاهدات بین المللی از تاسیسات اتمی اش شفاف سازی کند آنگاه یک پیروزی بزرگ برای مردم ایران بدست آمده است. او لازم است دست خالی برگردد تا با رهبر شاخ تو شاخ شود! راه نجات ایران در توسعه سیاسی است و توسعه سیاسی در شکستن جو امنیتی و آزادی زندانیان سیاسی است .این احتمال هم وجود دارد که خامنه ای دارد اوضاع را محک می زند اگرشد یک جام زهر تقلبی را سر بکشد و اگر نشد جام زهرحقیقی را. فعلا تلاش خواهد کرد بدون اینکه امتیازی بدهد با زبان بازی روحانی خود را از تحریم ها برهاند واگر مذاکرات شکست خورد آنگاه مجبوراست حقیقتا تسلیم شود. لینک سخنان روحانی این است