Saturday, 18 July 2015
02 December 2020
قاعده هرم

«آن روز خواهد آمد، دنیا»

2013 September 29

محمد افرازه/ رادیو کوچه

mohamad.f@koochehmail.com

فرهنگ انتظار شاید خواسته و یا ناخواسته در اعماق لایه‌های جامعه ایرانی رسوخ پیدا کرده باشد. انتظاری برای تغییر، انتظاری برای بهبود، انتظار برای وقوع وقایعی که شرایط را برای زندگی حداقل قابل تحمل کند. در انتخابات اخیر مردم به همین دلیل مشارکت کردند و به این امید که شاید از این طریق تفاوتی ایجاد شود تلاش در ایفای نقش خود داشتند، می‌دانستند که در عمل با توجه به وضعیت عمومی کشور لابد از این رفتار هستند چه این که امکان هرگونه حرکت دیگری، در مقابل فضای آهنین و بسته سیاسی، امنیتی و اقتصادی جامعه، وجود نداشت، شاید در دل، مردم رضایت دادند که منتظر بمانند و تغییراتی را شاهد باشند که منتخب انتخابات وعده داده بود، نقدها و نظرات مختلفی در تحلیل و تفسیر این حرکت بیان شد، مواردی مخالف و مواردی هم موافق، مخالفین اما،

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

حاصل پس گذشت چند ماه از این انتخاب چه بوده است؟ آیا می‌بایست هم‌چنان در انتظار ماند و یا آزادی تنی چند از زندانیان مجرم به جرم دفاع از حقوق بشر و بعضن سیاسی، کفایتی را حاصل نموده است؟

آزمون مجدد پس از آزمون اصلاحات و انتخابات در سال ٨٨ را  عبث و بیهوده می‌دانستند و موافقین، این رفتار مردم را نشانه بینش و عمق نگرش سیاسی و اجتماعی جامعه ایران در مقابل استبداد مذهبی از طریقه مراجعه به صندوق آرا که خود از شاخص‌ترین نمادهای دموکراسی نوین است، تفسیر کردند. حال اما حاصل پس گذشت چند ماه از این انتخاب چه بوده است؟ آیا می‌بایست هم‌چنان در انتظار ماند و یا آزادی تنی چند از زندانیان مجرم به جرم دفاع از حقوق بشر و بعضن سیاسی، کفایتی را حاصل نموده است؟

1

فضای اقتصادی جامعه که تغییری هنوز در خود ندیده است، شاید همه نگاه‌ها به سفر ریاست جمهوری به نیویورک و شرکت در مجمع عمومی سالیانه سازمان ملل و در کنار آن رایزنی‌ها و امکان تشکیل جلسات و یا برقراری دیدار‌هایی، دوخته شده بود. زمان در حال گذر است، اما آن اتفاقی که مردم منتظرش بودند و هستند هنوز رخ نداده است، نه سخن از آن نیست که چرا روحانی و اوباما با هم ملاقاتی نداشتند، این ملاقات عملی خواهد شد بزودی و این تابو هم شکسته خواهد شد، اما آن‌چه که آرزوی مردم را هم‌چنان در انتظار برآورده شدن معلق نگاه داشته است سخنانی بود که آقای روحانی در صحن مجمع عمومی سازمان ملل متحد به زبان راند، سخنانی از جنس گذشته، سخنانی که هنوز نشانی از عمق درک صاحب سخنش، نسبت به منافع و اولویت‌های مردم کشورش را در خود نداشت.

مردم ما می‌دانند که برقراری ارتباط با امریکا هم بالقوه توانایی آن را ندارد که مشکلات عظیم اقتصادی‌شان را برطرف سازد، مردم ما می‌دانند که دنیای امروز فقط و فقط آمریکا نیست، دنیای امروز نیازمند شنیدن سخنی از سوی ایرانیان است، سخنی که این بار بر مبنای منافع این مردم، بر مبنای عزت و اقتدار واقعی این مردم بر زبان رانده شود و نه بر اساس تئوری‌های مذهبی و زیاده‌خواهانه گروهی که خواب‌ها برای آینده این منطقه دیده‌اند. مردم ما نیاز داشتند این بار سخن این‌گونه به میان آید که مگر اسراییل کیست و یا چیست که با آن‌ها دشمنی کنیم؟ ما اسراییل را به عنوان کشوری مستقل به رسمیت می‌شناسیم اما پی‌گیر نقض حقوق بشر و گسترش نژادپرستی در آن نیز هستیم، بله شاید خوابی باشد که من دیده ام و حال، در حال بازگویی آن برای شما می‌باشم، آیا روزی ندای رسای چنین منطقی از خروجی تریبون‌های در اختیار مقامات جمهوری اسلامی، شنیده خواهد شد؟

ما مردمی هستیم دریا نوش نه به جرعه‌ای مست می‌شویم و نه به محنتی منصرف، این‌که آقای اوباما تماس گرفته است اول و یا آقای روحانی، دل مشغولی ما نیست، ما را به حواشی منحرف نسازید

مردم ما ملاقات روسای جمهوری کشورشان و ایالات متحده امریکا را می‌خواهند اما نه به عنوان یک هدف نهایی، مردم ما می‌خواهند که اگر قرار است در جایی وزیر خارجه، معاون اول رییس جمهوری و یا حتا خود رییس جمهوری از وضعیت سوریه سخن به میان می‌آورد، بشنوند که برای ما به عنوان کشور ایران با سابقه فرهنگی چندین هزار ساله، این اهمیت دارد که چه دارد بر سر مردم سوریه می‌رود و در این ره‌گذر فقط مصالح مردم این کشور مهم است و نه آقای «بشار اسد» و یا هر گروه و دسته دیگری، مردم ما انتظار این را می‌کشند که دنیا از زبان اهالی سیاست کشورشان، آن‌چه که واقعیت فرهنگی و خرده فرهنگ‌های ایرانی هست را بشنوند، واقعیتی که ما ملت اهل تهاجم نیستیم، ما ملت اهل خون‌ریزی نیستیم، خون ما را ریخته‌اند در تاریخ که ما فقط و فقط در مقام دفاع بر خاسته‌ایم و جلو رفته‌ایم و تا حد رفع خطر، دیگر بیشتر نخواسته‌ایم، اما این رژیم و نظام حاکم فعلی است که پس از آزادی خرمشهر جنگ را و ادامه آن را نیاز خود برای تداوم شرایط حیاتش می‌بیند.

2

 مثال، بسیار است، اما در این فرصت کوتاه سخن این است، ما مردمی هستیم دریا نوش نه به جرعه‌ای مست می‌شویم و نه به محنتی منصرف، این‌که آقای اوباما تماس گرفته است اول و یا آقای روحانی، دل مشغولی ما نیست، ما را به حواشی منحرف نسازید، آن چه که باید را تغییر دهید، اجازه بدهید دنیا صدای ایرانیان را بشنود، صدای آن راننده تاکسی گرفتار در ترافیک تهران را، صدای آن ناخدای پیر در خلیج فارس را که پی صید هر روز با لنج کهنه‌اش به دل دریا می‌زند، صدای کارگر گرفتار در تامین روزانه زندگی را، صدای پدر و مادر و خواهر برادر و عمو و دایی و پسرخاله و دختر خاله من و تو را، دنیا باید صدای ما را بشنود، حرف ما با آن‌چه که این آقایان از تریبون‌های در اختیارشان می‌گویند متفاوت است و آن روز خواهد آمد دنیا، که در آن دیگر ایران ما جزیره‌ای نخواهد بود دور افتاده و ساکن.

برنامه‌های دیگر قاعده هرم را از اینجا دنبال کنید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,