Saturday, 18 July 2015
26 September 2020
حاشیه اخبار، از پنجره اخبار

«عکس‌های حاشیه ساز، استخر، فیسبوک و ویلچر»

2013 October 19

آرش حسینی پژوه/ رادیو کوچه

این هفته آنقدر حاشیه داشت که کلن نوشتن خود حواشی هم می‌تونه حاشیه ساز بشه! چند روز پیش توی تلویزیون و توی یکی از مصاحبه‌های برنامه نود، یکی گفت حاشیه فوتبال ما خیلی بیشتر از متن آن هست، این چند وقت هم که حاشیه نویسی می‌کنم فکر می‌کنم دقیقن حاشیه اخبار و سیاست ما هم بیشتر از متنش هست، یه دو خط نوشته به اندازه دو تا کتاب حاشیه دارد.

1

اولین حاشیه رو نمی‌خواهیم اختصاص بدهیم به صحبت‌های نعمیه اشراقی، اول می‌خواهیم دلایل شوق و ذوق ایرانی‌ها برای بازگشت به ایران را شفاف سازی کنیم، در شماره قبلی نوشتیم که چرا و به چه دلایلی برخی قصد سفر به ایران دارند و برخی دیگر هنوز نه، اما وبسایت دویچه وله در اقدامی غریب و یحتمل حرفه‌ای، با انتشار عکس‌های پشت پرده دلایل و ذوق و شوق برگشت به ایران را رونمایی کرد، پارتی شبانه و استخر پارتی، به خصوص استخر پارتی، نیم نگاهی به چند تا از این عکس‌ها بیاندازید و بعد خودتان کلا‌هاتان را قاضی کنید که واقعا چرا، نه واقعا چرا نباید به ایران بازگشت؟ البته بعد از اینکه این سوال را پرسیدید، سوال دیگری هم بپرسید که چه شد این عکس‌ها منتشر شد؟ آیا کسانی که توی عکس‌ها بودند از انتشار عمومی عکس خبر داشتند؟ ریز اینکه چه مصرف شده و چه کشیده‌اند ارزش خبری دارد؟ و یا اینکه پیام این بوده است که حاکمیت در مهار این گونه رفتارها موفقیت نداشته لذا برو محکم‌تر بگیر، و از این نوع موارد، ما هم چون بعد از سوال اول این سوال‌ها را از خودمان پرسیدیم به این نتیجه رسیدیم که عکس را سیاه منتشر کنیم، دوست داشتید بروید در‌‌ همان دوییچه وله عکس‌ها را ببینید.

2

دومین حاشیه را هم حتی نمی‌خواهیم اختصاص بدهیم به نعیمه اشراقی، لذا به ژنو می‌رویم، عکس روی تخت، دراز کش و لپ تاپ به دست، یکجا در کنار عکس مصدق منتشر شد و یک جای دیگر در کنار عکس ساده زیستانه جلیلی، یکی مثال از بیماری مصدق در اوج مبارزات برای ملی کردن صنعت نفت آورد و یکی دیگر از سفر جلیلی با هواپیمای معمولی، سوژه اصلی مذاکرات ۵+۱ برای ایرانی‌ها بدون شک، شخص وزیر امور خارجه بود، اول با عکس دراز کش و بعد با ویلچر، اما این مذاکرات چیز‌های دیگری هم داشت، به طور مثال، به نقل از بی‌بی‌سی، دیپلمات آمریکایی حاضر در مذاکرات ژنو گفته است که: «من دو سال است در این گفتگو‌ها حضور دارم و تاکنون چنین گفتگوی فشرده، سر راست و بی‌غرضی را از نمایندگان ایران ندیده بودم.»، یا مایکل مان سخنگوی کا‌ترین اشتون، گفته است که در این مذاکرات دو روزه، به طور بی‌سابقه‌ای بحث در مورد جزییات انجام شده است، در حالی این اتفاق‌ها رخ داده و حتی بیانیه مشترکی صادر شده است که در مذاکرات قبلی در انتهای مذاکرات طرف اروپایی دیده شده بود که گفته اصلن متوجه نشده‌ایم طرف ایرانی چه می‌گوید، یک بار هم خانم اشتون گفته بودند که بیانیه سیاسی آورده‌اند ایرانی‌ها، البته آقای ولایتی هم در مناظره‌های ریاست جمهوری به بیانیه نویسی در مذاکرات اشاره کرده بود. در بیانیه مشترک اشتون و ظریف هم آمده است که: «شرکت‌کنندگان در مذاکرات موافقت کردند که کار‌شناسان تحریم و متخصصان علمی و هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ پیش از نشست بعدی، ملاقات داشته باشند تا به موارد مورد اختلاف بپردازند و گام‌های عملی را طراحی کنند». در کنفرانس خبری هم محمد جواد ظریف ابراز امیدواری کرده است که این گفتگو‌ها آغاز یک دوره تازه از روابط باشد و کمک کند تا یک بحران غیر ضروری حل شود.

3

یک حاشیه چند خطی هم هست، من به خاطر دارم یک قانون شرعی بود که اگر کسی از طناب اعدام جان زنده به در برد دیگر اعدام نمی‌شود، حالا یک مجرم از طناب اعدام جان سالم به در برده است، اما گویا باز می‌خواهند اعدامش کنند، البته برخی می‌گویند حکم اعدام قاچاقچیان مواد مخدر حکم شرعی نیست که با یک حکم شرعی دیگر از بین برود، البته بحث دیگر هم این است که خود حکم اعدام قاچاقچیان هم از فتوای آیت الله منتظری گرفته شده است، و برخی دیگر معتقدند باید حکم شرع اجرا شود و این شخص برای بار دوم اعدام نشود، در این میان برخی از مراجع تقلید هم معتقدند که اعدام این شخص نباید تکرار شود، سازمان عفو بین الملل نیز از ایران در خواست کرده که متهم بار دیگر اعدام نشود، حالا باید صبر کرد و دید سرنوشت این خبر و جوانی که یک بار از طناب اعدام جان سالم به در برده است چه می‌شود.

4

و اما بالاخره به حواشی کامنت نویسی نعمیه اشراقی میخواهیم اشاره کنیم، ماجرا از یک کامنت فیسبوکی آغاز شد، کامنتی که یک جوک را روایت می‌کرد، جوکی سخیف و توهین آمیز نسبت به خانواده شهدای هشت سال دفاع مقدس، واکنش‌ها آغاز شد، و در اولین اقدام برخی از منتقدین بلاک شدند تا به متن صفحه نعمیه اشراقی دسترسی نداشته باشند، در قدم بعدی متن حذف شد، در قدم بعدی کامنت‌های معترض حذف شد، در قدم بعدی کلن مطلب مورد نظر حذف شد، واکنش فرزند شهید همت که آمد، کل واقعه تکذیب شد، ابتدا گفتند اکانتی جعلی با نام خانم نعمیه اشراقی آن کامنت را گذاشته و بعد کوتاه بحثی هم در خصوص دستبرد به صفحه ایشان آورده شد، اما در ‌‌نهایت گفتند کامنت را یک اکانت جعلی گذاشته، اما تعدادی از کاربر‌های فیسبوک که با چشم خودشان دیده بودند کامنت نعیمه اشراقی را تاکید داشتند که کامنت از اکانت خود ایشان گذاشته شده، البته گزارش‌هایی هم از پشت پرده رسید که گویی برخی تلاش می‌کنند تا بحث ادامه پیدا نکند، اما بالاخره بحث ادامه پیدا کرد، و در ‌‌نهایت هم صفحه فیسبوک نعمیه اشراقی تعطیل شد. خلاصه که در یک سو همه چیز انکار شد و تقصیر‌ها به گردن یک اکانت جعلی افتاد، و در سوی دیگر برخی همچنان گیج مانده‌اند که آن خاطره چه بود، برخی معتقند که آن خاطره نمی‌تواند درست باشد و برخی دیگر دوست دارند از افتادن پشت پرده آن روز‌ها خبر ‌دهند، اما واقعا به سختی می‌شود قضاوت کرد، و چه خوب که ما روزنامه‌نگار‌ها اصلن برای قضاوت کردن نمی‌نویسیم و فقط روایت می‌کنیم، لذا قضاوت با خود شما.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , 

۳ Comments

  1. 1

    wh0cd6071851 advair diskus online

  2. 2

    wh0cd6071851 viagra price comparison

  3. 3

    wh0cd6071851 buying viagra