Saturday, 18 July 2015
25 November 2020

«آیا مصر راه را گم کرده است»

2013 October 24

برای ارتباط بیشتر با سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که نوشته‌ای مورد توجه دارند. تارنمای کوچه اقدام به باز نشر نوشته‌های وبلاگی در این بخش می‌کند. این نوشته پیشتر در وبلاگ مربوطه نشر یافته است.  برای مطالعه بیشتر می‌توانید از طریق لینک مطلب به خود وبلاگ مراجعه کنید.

وبلاگستان / رادیو کوچه/ سارا السیرجانی

منبع: المنیتور

تعداد پوسترهای «ژنرال عبدالفتاح السیسی» در جشن‌های خیابانی چهملین سالروز جنگ اکتبر ١٩٧٣ [معروف به جنگ رمضان یا جنگ یوم کیپور میان اعراب و اسرائیل] از تمامی تراکت‌هایی که فروخته یا توزیع شدند، بیشتر بود. این روز بیش از آن‌که جشن نیروهای مسلح مصر باشد، تبدیل به «جشن سیسی» شد و کمپین حمایت از ریاست جمهوری ژنرال، حامیان گسترده‌ای یافت.

زمانی که دولت تحت‌الحمایه نظامیان در ماه جولای تشکیل شد، «محمد البرادعی» برای پست جدید و موقت وزارت دادگستری و آشتی ملی در نظر گرفته شده بود. امروز اما کسی از آشتی ملی حرف نمی‌زند و کسانی که چنین بگویند، طرد می‌شوند. بهترین راهی که برای مقابله با اخوان المسلمین و سایر اسلام‌گراها روی آن اجماع شده، از میان دستان زورمدار دستگاه امنیتی، شامل قتل، بازداشت‌های غیرقانونی و احکام حبس‌ با ادله ضعیف قضایی می‌گذرد. گزارش‌های مبتنی بر شکنجه در زندان‌ها و سایر آزارها، به جای مواجهه با گوش‌های شنوا و مخاطبان حساس، با توجیه‌های بسیاری روبه‌رو می‌شوند.

کابینه دولت موقت اخیراً لایحه جنجالی محدودکردن حق اعتصاب و اعتراض را تایید کرد.در همین ماه جولای گذشته بود که اعلام بی‌علاقگی سیسی و ارتش به تصدی پست‌های سیاسی، به عنوان دلیلی برای عدم اطلاق نام «کودتا» به روند برکناری «محمد مرسی» از ریاست جمهوری به کار رفت. همزمان، مداخله ارتش برای جلوگیری از خونریزی‌های احتمالی، امری ضروری شمرده شد. روز ششم اکتبر اما هیچکدام از این خبرها نبود. کسی خواستار رییس جمهوری غیرنظامی نشد و هیچ‌کس در جریان پایکوبی‌های روز جشن که به موازات شلیک مرگبار تفنگ‌ها صورت می‌گرفت، به این امر اشاره نکرد. بیش از ۵٠ تن کشته شدند و مصری‌ها یا تشویق کردند و یا در صدد توجیه برآمدند. واکنش به این کشتار، مشابه همانی بود که از زمان متفرق کردن متحصنین هوادار مرسی، جان یک‌هزار نفر را گرفت.

چنین به نظر می‌رسد که زمانی میان ژوئن و اوت، کشور و مردم‌اش، نقشه راه را گم کردند، نقشه‌ راهی که از آن خودشان بود. آن آرمان‌های سیاسی که به اپوزیسیون دولت مرسی نیرو داده بود، انگار در همین مسیر فراموش گشته یا قربانی شدند.

در طول یک‌سال حکومت اخوان المسلمین، مخالفان آن، سرکوبی آزادی‌های شخصی و مذهبی، مصونیت نیروهای امنیتی از تعقیب در صورت اعمال خشونت‌های مرگبار، فقدان عدالت اجتماعی، وجود سیاست‌های تبعیض‌آمیز و تصویب قانون اساسی‌ ای که چنین رفتارهایی را در درازمدت مستحکم‌تر می‌کرد، تقبیح ‌می‌کردند.

حال نیز که نیروهای اپوزیسیون در دولت تحت‌الحمایه نظامیان و شورای جدید اصلاح قانون اساسی حضور داشته یا از آن حمایت می‌کنند، کشتی خواسته‌ها به مسیری که مقصد دلخواه را نوید می‌داد، بازنگشته است.

ماده‌ای از قانون اساسی که به الازهر اختیاراتی فراتر از نقش آموزشی سنتی اش می‌دهد، به مانند ماده‌ای دیگر که که در آن دولت، دین‌های به رسمیت‌شناخته شده را تعیین می‌کند، با هدف بیمه اصلاحیه در برابر مخالفت احتمالی غیرخودی‌های مردد، گذاشته شده‌اند. حقوق سیاسی و اجتماعی برای نشان دادن تغییرات مثبت، اندکی برجسته‌تر شده‌اند. دادگاه‌های نظامی برای غیرنظامیان و محدودیت اتحادیه‌های کارگری احتمالاً بر جای خود باقی می‌مانند. برای آن‌هایی که در حال حاضر مباحث مربوط به اصلاحات قانون اساسی را دنبال می‌کنند، مشکلی که به نظر می‌رسد وجود دارد، همانی است که «احمد سمیر» (تحلیل‌گر و ستون‌نویس سیاسی) نوشت: «اخوان المسلمین خیلی هم لیبرال بودند».

به نظر می‌رسد تنها تهدیدی که ممکن بود اخوان المسلمین متوجه هویت فرهنگی مصر کنند و آن‌هم جای بحث دارد، به این‌ مساله مربوط می‌شود که سازمان آن‌ها اسلام‌گراست. جناح کوچکی از اپوزیسیون اخوان المسلمین گفتمانی را ایجاد کردند که هیچ اعتراضی به اعمال همان سیاست‌ها تحت رهبری متفاوت یا جایگزینی دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر ندارد. همان چیزی که «شریف عازر» فعال حقوق بشر از آن با عنوان «یک انقلاب ضد حقوق بشر» یاد می‌کند.

بهره‌گیری از واژه تروریسم

«این، جنگی علیه ترور است». «مصر با تروریسم مقابله می‌کند». برای بیش از یک ماه، شبکه‌های دولتی و خصوصی با چنین آگهی‌هایی صفحات تلویزیون را در طول برنامه‌هایشان پر کردند. گزارش درباره حمله به واحدهای پلیس و ارتش در صحرای سینا تقریباً به روی‌دادی هر روزه تبدیل شده است. حتی در روزهای به نسبت آرام، گزارش‌ رویدادهای کمتر شایعی چون کشف بمب‌ها و مواد منفجره‌ی عمل نکرده در نقاط مختلف قاهره، بر تنش‌ها و هراس‌ها می‌افزاید.

بسیاری از چهره‌های شناخته شده مانند «حمدین صباحی» کاندیدای سابق انتخابات ریاست جمهوری و «تهانی الجبالی» نایب رییس پیشین دادگاه قانون اساسی، با یا بدون نام بردن مستقیم از اخوان المسلمین، تاکید می‌کنند که یک نبرد در جریان است. «ابراهیم عیسی» مجری تلویزیونی، در حالی که صداهای مخالف را به جنگ فرا می‌خواند، به سادگی اخوان المسلمین را «سازمانی تروریستی» می‌نامد. اینجاست که ضرب‌المثلی عربی با معنی «هیچ صدایی بلندتر از آوای جنگ نیست» مصداق می‌یابد. آنچه در ابتدا موقتی شمرده می‌شد، به تدریج تبدیل به قاعده می‌شود. تلفات انسانی با عنوان‌هایی چون قربانی‌دادن‌های ناگزیر، خسارات جنبی، یا آن‌گونه که وزیر کشور در کنفرانسی خبری به تاریخ چهاردهم اوت با حضور خبرنگار المانیتور عنوان کرد، «در محدوده‌ای قابل قبول» خوانده می‌شوند. اعلام وضعیت فوق العاده در کنار به تعلیق در آوردن اغلب حقوق قانونی، ضروری تلقی می‌شود. این یک جنگ است و امنیت ملی در خطر قرار دارد.

اشک تمساح اخوان المسلمین

ممکن است اعضای اخوان المسلمین در رد کردن و تقبیح اتهام‌های غلوشده‌ی ترور علیه خود و ارتباط‌شان با گروه‌های تروریستی حق داشته باشند اما با این ادعا که قربانی توطئه شده‌اند، عملکرد خود و سایر اسلام‌گراها را نادیده می‌گیرند.

در طول زمامداری مرسی، حامیانش خود را به عنوان میانه‌روهایی که جلوی خشونت بیشتر و افتادن قدرت به دست رادیکال‌ها را می‌گیرند، جا می‌زدند. این گروه‌های بنیادگرا که با عنوان تهدید معرفی می‌شدند، در واقع در تبانی با اخوان المسلمین و تحت کنترل آنان بوده‌اند. «طارق الزمر» رییس گروه «جماعت اسلامی» که سه دهه به خاطر نقش‌اش در ترور «انور سادات» رییس جمهوری اسبق مصر زندانی بود، در یک سخنرانی به مردم وعده داد که مخالفان «تا سی‌ام ژوئن تار و مار می‌شوند». در پی برکناری مرسی، «محمد البلتاجی» یکی از اعضای اخوان المسلمین و عضو سابق پارلمان مصر به صورت علنی گفت که حمله‌ها در منطقه سینا به محض بازگشت مرسی به قدرت، متوقف خواهند شد. وی همچنین گفت که هیچ ارتباطی میان مهاجمان و گروه اخوان المسلمین وجود ندارد؛ سخنی که از نظر مستمعین، بی پایه بود.

Posters of Army Chief General Abdel Fattah al-Sisi are seen as supporters of the army protest against ousted Islamist President Mohamed Mursi and members of the Muslim Brotherhood at the tomb of late Egyptian President Anwar Sadat, during the 40th anniversary of Egypt's attack on Israeli forces in the 1973 war, at Cairo's Nasr City district, October 6, 2013.  REUTERS/Amr Abdallah Dalsh  (EGYPT - Tags: POLITICS CIVIL UNREST MILITARY ANNIVERSARY) - RTR3FNL0

در زمینه سازی برای وقایع سی‌ام ژوئن و سوم جولای، تظاهر کنندگان میدان رابعه العدویه در صدد بودند تا مطمئن شوند ژورنالیست‌ها از رژه شلخته‌ی همراهان چماق‌بدست‌شان فیلم‌ برداری می‌کنند. می‌خواستند که مخالفان چهره‌ای درنده و هراس آور از آنان را مشاهده کنند. درگیری‌های مرگبار با ساکنان اطراف محل تحصن، به طرز قابل ملاحظه‌ای این تصویر را تقویت کرد. یورش به کلیساها با شعارهایی در حمایت از مرسی و علیه آنچه ضدیت با اسلام تلقی شده بود، گوشه‌ای از رفتارهای فرقه‌ای متحصنین حامی مرسی بود.

اخوان المسلمین تا حدودی محق هستند اما اگر فرض کنیم که دامی هم برای آنان از سوی نهادهای امنیتی گسترده شده بود، آنان بی چون و چرا، با پای خود دقیقاً به میان آن تله رفتند و نقش خودخواسته‌ای در این بین بازی کردند. بزرگ‌ترین مشکل آن‌ها این بود که مردم تهدیدهای آنان را جدی گرفتند.

اخوان المسلمین، هم جنگ تبلیغاتی را باخت و هم آن را برد. گروه‌هایی که مسوولیت حملات در قاهره و صحرای سینا را بر عهده گرفتند، خود به خود مرتبط با اخوان المسلمین تلقی شده و به اتفاق، مجموعه‌ای را تشکیل دادند که مستعد خشونت شناخته شد. این ضرر اکنون متوجه حریفان آن‌ها نیز می‌شود و آنان در همان دام افتاده، بهای تبلیغات ناراست را می‌پردازند. سرخوردگی از اپوزیسیون اخوان المسلمین، باعث خواهد ‌شد تا ابرهای تیره جلوی قضاوت شفاف را در هنگام روشن شدن میزان حقیقی تهدیدها، دلایل بحران و افشای نام مرتکبین بگیرد. بسیاری از این‌ها، شرایط فعلی را بدتر خواهند کرد.

به جای تمرکز بر اهدافی که قیام علیه اخوان المسلمین را دامن زد، مصر با انتخاب راه‌های نادرست و ادامه بحران‌سازی در فضای سیاسی، خود را به سوی چرخه‌ پلیدی از خشونت می‌کشاند که همانا تکرار تک تک اشتباهات اخوان المسلمین است. قربانی کردن آرمان‌های سیاسی و اجتماعی در راه ساختن آینده‌ای بهتر، به مثابه راه گم کردن است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,