Saturday, 18 July 2015
11 July 2020
مصاحبه با دکتر مجیب الرحمن رحیمی

«وجود تفاوت‎های بنیادین در امروز افغانستان با گذشته»

2013 November 03

بهروز کاظمی/ رادیو کوچه

 

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

انتخابات ریاست جمهوری افغانستان حدود شش ماه دیگر برگزار می‎شود. از هم اینک گمانه‎زنی‎ها و نگرانیهای بسیاری در سطح این کشور و همچنین در بین کشورهای منطقه در مورد این انتخابات وجود دارد. وضعیت سیاسی و اجتماعی افغانستان برای مردمی که ساکن این کشور نیستند چندان شناخته شده نیست. برای روشن‎تر شدن این وضعیت با دکتر “مجیب الرحمن رحیمی” مصاحبه‎ای انجام دادیم. دکتر رحیمی دکترای خود را در رشته روابط بین‎الملل و علوم سیاسی از دانشگاه ایسکس انگلستان گرفته است. دکتر رحیمی قبلا به عنوان دیپلمات در سفارت افغانستان در انگلیس فعالیت می کرده‎اند و هم اینک به عنوان پژوهش‎گر و کارشناس مسائل افغانستان با برخی رسانه‎های معتبر بین المللی همکاری دارند. من بهروز کاظمی هستم و آنچه می‎شنوید مصاحبه من با دکتر مجیب الرحمن رحیمی در مورد انتخابات آینده افغانستان و وضعیت امروز این کشور است.

با سلام آقای دکتر رحیمی. ممنون از اینکه وقت‌تان را در اختیار ما گذاشتید.

سپاسگزارم از لطف شما و خدمت شنونده‎های برنامه رادیو خوب شما عرض سلام و احترام دارد.

متشکرم. آقای دکتر؛ افغانستان امروز چه تفاوتی با افغانستان هشت سال پیش دارد؟ وضعیت افغانستان امروز از بعد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را چگونه ارزیابی میکنید؟

1

افغانستان امروز با افغانستان سیزده سال پیش (اگر آغاز این تحولات را از سال  ٢٠٠١میلادی آغاز کنیم) تفاوت‎های بنیادین در تمامی عرصه‎هایی که شما نام بردید دارد. افغانستان بعد از پایان جنگ سرد از طرف کشورهای بزرگ که در مرحله ای از مجاهدین و جریان حزب دموکرات در افغانستان حمایت می‎کردند به فراموشی سپرده شد و به میدانی برای درگیری‎ها و رقابت های درونی و همچنان جایی برای مداخله‎ها و زورآزمایی کشورهای منطقه تبدیل شد. افراط‎گرایان و نیروهای دهشت‎افکن که بعدها در قالب القاعده و طالبان در افغانستان ظهور و نفوذ پیدا کردند و سپس از افغانستان به عنوان پایگاهی برای فعالیت های خود استفاده کردند و در عین حال در درون افغانستان به قتل و کشتارهای جمعی، تسویه‎های مذهبی، قومی و زبانی دست زدند که البته در مرحله‎ای با مقاومت جدی جریان مقاومت در افغانستان مواجه شد. ولی به هر حال مشکلات در افغانستان گسترده و در همه ابعاد بی شمار بود. حکومت مرکزی سقوط کرده بود و خدمات حکومتی از هم پاشیده شده بود. در فرایند چنین وضعیتی، تحولات ١١سپتامبر شکل گرفت و آغاز مرحله گذار به سوی دموکراسی و دولت‎سازی و ملت سازی در افغانستان شکل گرفت. در طی ١٣سال افغانستان برای گذار به این مرحله نوین اولا یک دوره موقتی را تحت نظارت و حمایت مستقیم سازمان ملل و جامعه جهانی به خصوص آمریکا و کشورهای غربی سپری کرد که صاحب یک اداره موقت شد.

اگر نیروهای غربی تصمیم بگیرند افغانستان را بعد از ٢٠١۴به صورت کامل ترک کنند و حمایت‎های نظامی و اقتصادی خود را به افغانستان متوقف کنند آن وقت می‎توانیم به طالب‌ها به عنوان یک تهدید جدی برای صلح و ثبات در افغانستان نگاه کنیم

بعد از اداره موقت، دولت انتقالی شکل گرفت. در این مرحله کار جدی برای ساختن قانون اساسی افغانستان و پس از تصویب قانون اساسی حرکت به سوی نهادهای دائمی و همیشگی حکومت و کارهای بعدی شکل گرفت. پس از آن مرحله که افغانستان صاحب قانون اساسی شد و انتخابات های متعددی در افغانستان صورت گرفت و ساختار سیاسی افغانستان شکل گرفت، نظام ریاستی برای افغانستان انتخاب شد و این کشور صاحب پارلمان و شورای ولایتی و ائتلاف‎های تازه ای در عرصه انتخابات و زورآزمایی‎های سیاسی را تجربه کرد و در عرصه اقتصادی کمک‎های بیشمار از طرف جامعه جهانی و کشورهای منطقه به افغانستان سرازیر شد. در جنگ با تروریسم طبیعتا جامعه بین المللی نیروهای خود را در افغانستان پیاده کرد و به نبرد با نیروهایی که در افغانستان به نام تروریست یا مخالفین دولت تلقی می شدند پرداختند و دست به اقدامات وسیعی زدند و در همین فرصت یک حرکت بسیار منظمی برای بازسازی اردوی پلیس و نیروهای امنیت ملی در افغانستان شکل گرفت. در مجموع نتیجه این تحولات این بود که در افغانستان، ما در عرصه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شاهد تحولات گسترده‎ای هستیم.

در سطح اجتماعی ما شاهد یک تغییر نسل هستیم که نسل جوان افغانستان در حال شکل گیری است که آزادی رسانه ها را تجربه می‎کند. بالاخره یک بهبود اقتصادی نسبی در افغانستان با توجه به کمک ها شکل گرفته است. آزادی‎های مدنی، آزادی زنان در عرصه تعلیم و تربیت در مجموع در سطح زیرساخت های افغانستان و در سطح قدرت نرم افزاری تغییرات و تحولات عمده ای را ایجاد کرده است که افغانستان امروز را با افغانستان هشت سال پیش به قول شما یا ١٣سال پیش از نگاه بنیادین متفاوت می سازد و دولت افغانستان به عنوان یکی از دولت هایی که در حال قوام و شکل گیری است در سطح منطقه مطرح است ولی این همه به این معنا نیست که افغانستان مشکلاتی ندارد. طبیعتا اتکای بیش از حد افغانستان به کمک های بیرونی، جنگ طالبان علیه حکومت، حمایت پاکستان و بعضی از کشورهای از این جریان‎های مخالف، فساد دولتی و اداری و عدم کارایی و کفایت رهبری دولت در افغانستان مجموعه‎ای از چالش‎های است که دولت افغانستان تجربه کرده است و در ضمن روابط افغانستان با آمریکا و کشورهای غربی، نحوه عملکرد نظام‎های این کشورها در افغانستان بعضی از چالش‎هایی بوده است که در افغانستان باعث نارضایتی‎های مردم و همچنین بگو مگوهایی بین حکومت و کشورهای غربی شده است.

5

با توجه به اینکه به هر حال گروه طالبان سالها توانست بر افغانستان حکومت کند و الان در قدرت نیست؛ وضعیت این گروه در افغانستان امروز چگونه است و میزان نفوذ این جریان را در افغانستان چگونه می بینید؟

نخست اینکه طالب‌ها قدرت و توانایی را که در مرحله حکومت‎شان در کابل و برخی از مناطق افغانستان داشتند دیگر ندارند. یعنی ساختار تشکیلاتی و نظامی-سیاسی طالب‌ها شدیدن ضربه دیده و همچنان طالب‌ها از آن قوت و مشروعیت و حمایت گسترده‎ای که در مناطق پشتون‎نشین در افغانستان برخوردار بودند دیگر برخوردار نیستند. توجه دارید که طالبها بیشتر سایه نفوذشان بر مناطق جنوب و پشتون‎نشین افغانستان بوده و در بین اقوام دیگر افغانستان مانند تاجیک‎ها، ازبک‎ها و هزاره‎ها نفوذ چندانی نداشتند و هنوز هم ندارند و حتی در همین مناطق طبیعی نفوذشان، آن حمایت مردمی و همچنان نفوذ خود را با توجه به عملیات‎های منظم نیروهای بین‎المللی و ارتش ملی افغانستان از دست داده‎اند. یگانه نقطه قوت طالب‌ها حمایت استخبارات پاکستان و بعضی نیروهای افراطی در پاکستان از این گروه است که طبیعتن با استفاده از این وضعیت طالب‌ها توانستند که نیروهای خود را در پاکستان و مناطق مرزی حفظ کنند و از آنجا دست به عملیات‎های چریکی و عملیات‎های انتحاری و بمب گذاری در افغانستان بزنند. طالبان هم‎اینک ایالتی را در افغانستان تحت اداره و کنترل ندارند. در بعضی از مناطق کوهستانی و اطراف طبیعتا نفوذ دارند و بیشتر عملیات‎هایشان تخریبی است.

یکی از نقاط بسیار ضعف بعد از حضور جامعه جهانی و همچنان جریان‎های سیاسی در افغانستان، عدم شکل‎گیری احزاب سیاسی است. متاسفانه جامعه جهانی و نیروهای مطرح سیاسی در افغانستان تلاش نکردند که سیاست را در افغانستان در قالب احزاب سیاسی با فکر و اندیشه‎های نوین با توجه به شرایط و وضعیت افغانستان شکل بدهند

به همین دلیل طالبها تهدیدی برای نظم و ثبات و امنیت آینده افغانستان مشروط به اینکه نیروهای غربی حضور دراز مدت خود را در افغانستان بر اساس قرارداد امنیتی و پیمان‎های استراتژیک حفظ بکنند تلقی نمی‎شود. اگر نیروهای غربی تصمیم بگیرند افغانستان را بعد از ٢٠١۴به صورت کامل ترک کنند و حمایت‎های نظامی و اقتصادی خود را به افغانستان متوقف کنند آن وقت می‎توانیم به طالبها به عنوان یک تهدید جدی برای صلح و ثبات در افغانستان نگاه کنیم. یک عنصر اساسی دیگر که بر حضور طالبان و دوام و تقویت آنها بسیار موثر بوده است ضعف رهبری حکومت آقای کرزی در جنگ و مبارزه علیه طالبان است. آقای کرزی در طول ریاست جمهوری خود در ده – دوازده سال گذشته چه در دوره موقت و انتقالی و چه در دو دوره ریاست جمهوری متاسفانه سیاست منظم و تدوین شده ای در مورد دوست و دشمن در افغانستان نداشته و همیشه با موضع گیری‎های موسمی و متناقض زمینه رشد طالب‎ها را فراهم ساخته و همچنان در روحیه نیروهای بین‎المللی و به خصوص روحیه ارتش و پلیس افغانستان در جنگ علیه طالبها تاثیر منفی گذاشته است. چون آقای کرزی همیشه از طالبها به عنوان برادران و فرزندان این سرزمین یاد کرده و این باعث تنش‎هایی هم در رابطه افغانستان با جامعه جهانی شده است.

آن پروسه‌ای که به عنوان پروسه صلح و مصالحه در افغانستان از سالیان پیش برای جذب طالبان وجود داشته هنوز هم مطرح است ولی متاسفانه نتایج مثبتی تاکنون به دست نیامده است چون دولت افغانستان و آنهایی که از قانون افغانستان و ارزش های مندرج در قانون اساسی فعلی افغانستان حمایت می کنند با طالب‌هایی که مخالفت‎های ارزشی با ارزش های مندرج در قانون اساسی دارند بحران و مخالفت جدی دارند و طالبان هیچ یک از این تحولات را قبول ندارند و بیشتر به عنوان نیروهای نیابتی از پاکستان و بعضی از گروه‎های افراطی که برنامه‎های بین‎المللی دارند در افغانستان مصروف جنگ و درگیری با حکومت فعلی هستند.

2

آقای دکتر این روزهایی که ما داریم با شما صحبت می کنیم یک سری از افرادی که کاندیدای ریاست جمهوری افغانستان شدند تایید صلاحیت شدند. انتخابات افغانستان حدود چند ماه آینده است. کاندیداهای تایید شده را از موضع حزبی و همچنین از لحاظ برنامههایشان چگونه ارزیابی می کنید و فکر می کنید میزان نفوذ هر کدام از این کاندیداها در افغانستان چقدر است؟

یکی از نقاط بسیار ضعف بعد از حضور جامعه جهانی و همچنان جریان‎های سیاسی در افغانستان، عدم شکل‎گیری احزاب سیاسی است. متاسفانه جامعه جهانی و نیروهای مطرح سیاسی در افغانستان تلاش نکردند که سیاست را در افغانستان در قالب احزاب سیاسی با فکر و اندیشه‎های نوین با توجه به شرایط و وضعیت افغانستان شکل بدهند. از این منظر تقسیم‎بندی جریانها در افغانستان به جریان های فکری دشوار است. بیشتر ما می توانیم جریان‎ها را به قومی، جهادی، غیرجهادی و جریان‎های اسلام گرا و معتدل تقسیم کنیم و بیشتر  به سابقه آنها در جنگ و مبارزه نگاه کنیم و همچنین با توجه به رابطه این جریان‎ها با کشورهای منطقه‎ای از جمله ایران، پاکستان ، کشورهای آسیای میانه، روسیه و هند و از بعد وسیع تر با جهان غرب، این تقسیم بندی‎ها را انجام بدهیم ولی یک تقسیم‎بندی بسیار روشن‎تری که بتواند وضعیت را قابل فهم کند این است که بعد از تحولات ٢٠٠١در افغانستان، ما شاهد شکل گیری ائتلاف‎هایی بودیم که یک بخشی از آنها در قدرت در افغانستان سهیم شدند و یک مجموعه از قدرت بیرون ماندند. بیشتر محور این سیاست‎ها را در افغانستان شخصیت‎هایی تشکیل می دهند که طبیعتا بسترهای حمایتی آنها یا قومی است یا قومی-جهادی است. به علاوه یک مجموعه‎ای تکنوکرات‎هایی که بعد از تحولات ١١سپتامبر از غرب و آمریکا و انگلیس به افغانستان برگشتند و در موقعیت‎های حساس قرار گرفتند. در انتخابات ریاست جمهوری دوره قبل آقای کرزی با تشکیل یک ائتلافی وسیع از برخی رهبران حزبی و قومی جریان‎های مختلف با شمول تاجیک‎ها ، ازبک‎ها و هزاره‎ها، تلاش کرد که اجماعی را به وجود بیاورد. در مقابل این حرکتِ آقای کرزی یک ائتلاف دیگری هم شکل گرفت به نام ” ائتلاف تغییر و امید” که از طرف دکتر عبدالله یکی از نامزدهای فعلی رهبری می شد. نقطه اساسی یا اختلاف اساسی در برنامه این دو جریان یک حکومت مرکزی مقتدر از نوع ریاستی که آقای کرزی و تمام موئتلفانش از آن حمایت می کنند و در مقابل آن جبهه تغییر و امید طرفدار غیرمتمرکز شدن قدرت، تغییر نظام ریاستی در افغانستان به یک نظام پارلمانی، انتخابی شدن استانداران و حتی انتخابی شدن مسئولین در واحدهای کوچک اداری افغانستان بود.

3

بعد از انتخابات، جبهه تغییر و امید به ائتلاف ملی تغییر نام داد و جبهه دیگری به نام جبهه ملی در افغانستان شکل گرفت که محور تغییر نظام و محور غیرمتمرکز شدن قدرت را دنبال می‎کردند ولی در برنامه‎های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تفاوت بسیار بنیادینی با سیاست‎های حکومت در سیاست های آنها دیده نمی‎شد. حالا در تقسیم بندی فعلی اگر به نامزدها نگاه کنیم به استثنا دکتر عبداله عبداله که میراث مبارزاتی انتخاباتی و برنامه گذشته را با خود حمل می کند، بیشتر نامزدها از وزرای حکومت آقای کرزی یا از نزدیکان ایشان به حساب می آیند که اینان هنوز هم سیاست حکومت متمرکز قوی و ادامه وضعیت موجود را نمایندگی می‎کنند که در مقابل دکتر عبدالله دنبال تغییر نظام و تغییر ساختارها و همچنین مبارزه جدی تر با طالبان و افراط گرایی و رابطه خوب  با غرب و کشورهای منطقه است. اما تاکنون بعد از تایید نامزدی کاندیداهایی که کمیسیون مستقل انتخابات فهرست‎شان را منتشر کرده است برنامه‎های این افراد به صورت رسمی بیرون نیامده است که ما بتوانیم بر اساس این برنامه‎ها یک قضاوت عادلانه و منصفانه ای انجام بدهیم.تحلیلی که من ابراز کردم بیشتر متکی بر تاریخچه مبارزاتی و حضور این شخصیت‎ها در مرحله قبلی است. یک چهره نو هم که در فهرست نامزدان وجود دارد آقای سیاف است که از نزدیکان آقای حکمتیار است و با حکومت فعلی بحران‎هایی دارد. آقای سیاف هم تقریبا جنجال‎هایی با کشورهای منطقه و گرایش فکری تا حد سلفی خاص تری دارد ولی در مجموع این شخصیت‎ها با توجه به اینکه برنامه‎هایشان اعلام نشده است تفاوت بنیادینی در فکرشان با حکومت فعلی نمی بینم.

آقای دکتر اگر خیلی خلاصه بفرمایید مهمترین توقعات مردم افغانستان از کاندیداها چیست؟یعنی ما امروز چه مطالبات جدی در سطح جامعه افغانستان داریم که به نظر میآید در انتخابات آینده خیلی می تواند تاثیر گذار باشد؟

یکی از جدی‎ترین مسائل خروج نیروهای غربی از افغانستان در سال ٢٠١۴است. با پایان سال ٢٠١۴انتقال مسئولیت‎های امنیتی به نیروهای افغانستان  محول شده و بیرون شدن نیروهای خارجی را از افغانستان شاهد خواهیم بود.

4

همچنین برگزاری انتخابات ریاست جمهوری را هم در پیش داریم. اینها در مجموع نگرانی‎هایی را برای مردم افغانستان در بخش امنیت ایجاد کرده است که بعد از بیرون رفتن نیروهای خارجی  وکاهش قابل ملاحظه کمک‎های اقتصادی، وضعیت امنیتی و اقتصادی افغانستان به کدام طرف حرکت می کند؟ دیگر اینکه آیا نخبه های سیاسی افغانستان و ائتلاف‎ها و جریان‎ها، توانایی انتقال دموکراتیک قدرت را از مجرای انتخابات دارند یا خیر؟  انتقال مسالمت آمیز قدرت از طریق انتخابات یکی از چالش‎های بزرگ در تاریخ افغانستان بوده که شاید برای اولین بار ما این تجربه مسالمت آمیز انتقال قدرت از طریق انتخابات را در سال ٢٠١۴شاهد باشیم. اینها در مجموع نگرانی‎های بسیار جدی را در افغانستان ایجاد کرده است. براین اساس توقع  مردم این است که اولا نیروهای سیاسی  نتایج این انتخابات که باید شفاف و عادلانه و عاری از تقلب باشد را بپذیرند و به مسائل امنیتی توجه کنند. همچنین روابط افغانستان با کشورهای دیگر به خصوص قرارداد امنیتی با آمریکا، روابط حسنه با کشورهای منطقه و همچنان جذب کمک های بیشتر جامعه جهانی و کشورهای منطقه برای حفظ وضعیت اقتصادی در افغانستان اهمیت دارد. فکر می‎کنم این موارد عمده‎ترین محورهایی است که نامزدها به آنها بپردازند زیرا این موارد مهمترین نگرانی های مردم افغانستان شده است.

خیلی متشکرم آقای دکتر رحیمی از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. انشاله در فرصت های دیگر باز هم بتوانیم مزاحمتان بشویم.

از لطف شما ممنون هستم و تشکر که این وقت را فراهم کردید که من نظراتم را با شنوندگان شما در میان بگذارم.

متشکرم . روز خوبی داشته باشید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,