Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
رسانه‌های مستقل و آزاد

«رکن چهارم دموکراسی/ بخش هشتم»

2013 November 05

مطلبی که در پی می‌آید، نوشته‌ای برای انتشار در تارنمای کوچه است که از سوی نویسنده در اختیار رادیو کوچه قرار گرفته است. انتشار این نوشته در راستای تعامل و نقد و بررسی دیدگاه‌ها و ایده‌ها است و به الزام، رادیو کوچه آن را تایید و یا رد نمی‌کند. در صورتی که در مورد این نوشته نقد و یا نظری دارید، این رسانه خود را موظف به انتشار پاسخ شما می‌داند.

مقاله وارده/ علی  صدارت

    پایه گذاران دولت نوپای امریکا نمی‌خواستند به سیاق یونان قدیم به همه مردان اجازه دخالت در امور دولتی را بدهند و در نتیجه سه شاخه دولتی بر اساس نمایندگی استوار گشت تا «مردم کم اطلاع» با واسطه «نخبگان» در امور نظر داشته باشند. می بینیم که این «نخبگان» در تمام دنیا «خدای گون» شده و با استفاده از رسانه ها و وسائل ارتباط جمعی، با تحت‌الشعاع قرار دادن افکار عمومی، آنچه میخواهند میکنند. حتی اگر عملشان کاملا ً به ضرر مستقیم رای دهندگانشان و آشکارا ناقض حقوق آنها باشد. می بینیم که چگونه هر سه قوۀ مقـنـنه، مجریه و قضائیه، تحت نفوذ مطلق گروهی خاص که کنترل قوۀ رسانه‌های جمعی را در انحصار خود گرفته‌اند، قرار دارند. مونتسکیو در انتقاد از خودکامگی پادشاهی فرانسه، اصل تفکیک قوا را مطرح نمود تا آزادی های سیاسی برقرار شوند و قوا در یک نفر و یا یک گروه متمرکز نگردد و سه قوه یکدیگر را مهار کنند به ترتیبی که کس یا گروهی نتواند از موقعیت خویش در به انـحصار خود درآوردن قدرت، استفاده کند.

مونتسکیو در انتقاد از خودکامگی پادشاهی فرانسه، اصل تفکیک قوا را مطرح نمود تا آزادی های سیاسی برقرار شوند و قوا در یک نفر و یا یک گروه متمرکز نگردد و سه قوه یکدیگر را مهار کنند

مونتسکیو (روح‌القوانین 1748) معتقد بود که برای پیشگیری از سؤ استفاده، هر قوه ای باید تحت مراقبت و کنترل قوای دیگر باشد. امروزه هر سه شاخۀ دولت تحت کنترل انحصارطلبانۀ یک گروه خاص و آن هم گروهی است که رسانه‌های گروهی را تحت کنترل دارد و با آن قادر به خط دادن به ابرقدرت اول جهان یعنی وجدان جهانی میباشد. به قول ویلیام بلکستون (William Blackstone)، در سال 1765 : «در تمام دولتهای استبدادی، تـقـنـیـن و اجرای قانون در کف قدرت یک نفر و یا یک گروه انحصارطلب است. در چنین سیستمی از آزادی خبری نخواهد بود». بعد از گذشت سه قرن، در دنیای امروز، میزان انحصار کنترل وسایل ارتباط جمعی در هر کشوری، با میزان برخورداری مردم آن کشور از استقلال و آزادی و رشد، نسبتی کاملاً معکوس دارد.

     جـیـمـز مـادیـســون (James Madison 1751-1836) که چهارمین رئیس جمهور امریکا بود و به لقب
«پدر قانون اساسی امریکا» ملقب است، در فـدرالیست نوشت: «تـجمع قوای مقـنـنه، اجرائیه و قضائیه در دست یک نفر، و یا یک عدۀ محدود و معدود و یا حتی یک عدۀ خاص ِ کثیر، چه به صورت موروثی و یا تصاحب شده و یا حتی انتخاب شده،  انصافاٌ و به وضوح تمام، تعریف یک دولت استبدادی، دیکتاتوری و ظالمانه است». هیچ جامعه ٌ استبداد زده ای یافت نمیشود که دیکتاتور های کوچک و بزرگ، در آن ظالمانه حکومت کنند و در آن جامعه، رسانه‌های همگانی، محدود و کنترلشان در دست قدرتمداران نباشد.

    از زمانهای دور، اهمیت نقش افکار عمومی  در نوع سامانۀ زندگانی مردم غیرقابل کتمان بوده است. نور  این دادۀ مهم، تمام طول تاریخ و همۀ عرض جغرافیا را منور ساخته است. در هر برهۀ تاریخی، هرچه  روند سیر افکار و اطلاعات و خبرها در تعامل افکار عمومی، وسیعتر و سریعتر بوده، خشونت و تخریب حاصل از اصلاحات در رژیم‌های خودکامه،  خنثی، و نقش مردم در تقسیم و پخش قدرت در جامعه و در تصدی سرنوشت خویش بیشتر بوده است. رسانه‌های همگانی متداول در هر عصری، در سرنوشت مردم آن زمان و نسلهای بعدی مهمترین عامل بوده است. هر آینه کنترل رسانه‌های جمعی، غیرمتمرکزتر و ادراۀ آنها مردمی تر شده، حرکت در جهت مردمسالاری با جهشی انقلابی، میزان خشونت مرسوم را در نسل آن روز جامعۀ و در نسلهای بعدی کاهش داده است. در هر جامعه ای و در هر زمانی، هر چه درجۀ کنترل مردم بر رسانه‌های همگانی بیشتر باشد، به همان نسبت همگان در آن جامعه  و در آن زمان، از موهبت استقلال و آزادی و رشد بیشتری برخوردار بوده‌اند.

 از زمانهای دور، اهمیت نقش افکار عمومی  در نوع سامانۀ زندگانی مردم غیرقابل کتمان بوده است.

    برای سالار شدن و سالار ماندن مردم، برای برپائی و پویائی دموکراسی، در کمالی مطلوب، همۀ افراد باید توانائی شرکت مستقیم در تعیین سرنوشت فردی و جمعی خویش را داشته باشند. با شرایط فعلی، برای حرکت بسوی آن الگو، سیر آزاد اندیشه و نشر مستقل اطلاعات در رسانه‌های همگانی رشدیاب، لازمۀ بس ضرور و پیش نیاز اولیۀ است که برآوردنش اجتناب ناپذیر میباشد.  با پیچیده تر شدن جوامع بشری و با کثرت جمعیت در همۀ کشورها و در جهان، دخالت مستقیم مردم در انتخابات دوره ای مدیران و گردانندگان رسانه‌های همگانی عملی ترین راه و بلکه تنها راه نظارت و اعمال حق حاکمیت مردم بر شاخۀ دیگر دولت، بنا براین، سالار شدن و سالار ماندن مردم است.  درست همان شرایطی که  زمینۀ گرفتن همۀ قوای جمع شده در یک فرد یا گروه را  و تفکیک و تقسیم قوا در مردم  را ایجاب میکرد، دوباره از نو فراهم شده است.  گوئی که جهان امروز ما، بواسطۀ کنترل رسانه‌های همگانی توسط یک فرد و یا یک گروه خاص، به زمان قبل از  منشور بزرگ آزادی (Magna Carta Libertatum) پرتاب شده است.

قسمت های اول، دوم ، سوم ، چهارم،  پنجم،  ششم  و هفتم را از اینجا دنبال کنید

این مقاله بدون ویرایش کوچه منتشر شده است

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,