Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
کوچه سلامتی

«اختلال شخصیت خودشیفتگی»

2013 November 08

دکتر آویده مطمئن فر / رادیو کوچه

avideh@koochehmail.com

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نسخه چهار راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، کتابچه راهنمای کاربری که به طور گسترده برای تشخیص اختلالات روانی مورد استفاده قرار می‌گیرد، اختلال شخصیت خودشیفتگی را به عنوان الگوی فراگیری از بزرگ نمایی رفتاری، نیاز به تحسین و فقدان همدلی که در اوایل دوران بلوغ شروع و با پنج علایم یا بیشتر ادامه می‌یابد توصیف می‌کند.

اختلال شخصیت خودشیفتگی اختلال شخصیتی است که در آن فرد بیش از حد با مسایل مربوط به کفایت شخصی، قدرت و منزلت درگیر است. این اختلال که یک درصد از جمعیت را در بر می‌گیرد برای اولین بار در سال ١٩۶٨ مطرح شد و به لحاظ تاریخی جنون انجام کارهای بزرگ نامیده می‌شد، و در‌واقع اختلالی بسیار نزدیک به روحیه  خودمحور است.

اختلال شخصیت خودشیفتگی اختلال شخصیتی است که در آن فرد بیش از حد با مسایل مربوط به کفایت شخصی، قدرت و منزلت درگیر است

اصطلاح “خودشیفتگی” برای توصیف غرور بیش از حد و خودمحوری سال‌ها قبل از طبقه بندی پزشکی مدرن اختلال شخصیت خودشیفتگی وجود داشته است. این وضعیت به نام جوان اساطیری یونانی به نام نرسیس (نرگس) که عاشق  انعکاس خود در آب دریاچه بوده است نام گذاری شده است. او در نهایت در آن دریاچه غرق می‌شود چرا که او نمی‌تواند خود را از تحسین تصویر خود به دور کند.

واکنش به انتقاد با خشم، شرم، و یا تحقیر، استفاده از دیگران برای رسیدن به اهداف خود، اغراق در اهمیت، دستاوردها، و استعدادهای خود، تصورات غیرواقعی از موفقیت، زیبایی، قدرت، هوش، و یا روابط عاشقانه، نیاز به توجه مداوم و تقویت مثبت از دیگران، حسادت، فقدان همدلی و بی توجهی به احساسات دیگران، وسواس و درگیری با خود، اهداف عمدتن خودخواهانه، مشکلات در حفظ روابط سالم، به آسانی احساس رد شده گی کردن، تعیین اهداف  غیرواقعی، خواستن «بهترین» همه چیز و بی احساس بودن در برابر دیگران، نشانه‌های این اختلال به شمار می‌روند.

نشانه‌های اختلال شخصیت خودشیفتگی می‌تواند به صفات افراد با اعتماد به نفس قوی شباهت داشته باشد ولی تمایز زمانی اتفاق می‌افتد که ساختارهای روانشناختی زمینه‌ای این صفات پاتولوژیک در نظر گرفته می‌شود. افراد نارسیسیک آن چنان احساس ارزش والایی از خود دارند که ذاتن خود را بهتر از دیگران حساب می‌کنند در حالی که عزت نفس بسیار ضعیفی دارند و تحمل هیچ انتقادی را ندارند. آن‌ها اغلب سعی می‌کنند این شکنندگی درونی را با تحقیر دیگران جبران کنند و به ارزش خود اعتبار ببخشند. و این گرایش سادیستی دقیقن مشخصه خودشیفتگی است و تشخیص تفاوت آن را با یک اعتماد به نفس قوی میسر می‌سازد.

نشانه‌های اختلال شخصیت خودشیفتگی می‌تواند به صفات افراد با اعتماد به نفس قوی شباهت داشته باشد ولی تمایز زمانی اتفاق می‌افتد که ساختارهای روانشناختی زمینه‌ای این صفات پاتولوژیک در نظر گرفته می‌شود

در کودکان، دیدگاه‌ها و احساسات پر آب و تاب، که ویژگی‌های خودشیفتگی هستند، بخش طبیعی توسعه کودک است. کودک به طور معمول نمی‌تواند تفاوت بین خود واقعی و خود ایده‌آل را، که باعث یک درک غیرواقعی از خود می‌شود، درک کند. پس ازسن هشت سالگی، نظرات آن‌ها در مورد خود، چه مثبت و چه منفی، بر اساس مقایسه هم سالان، شروع به توسعه واقع گرایانه تر می‌کند. دو عامل که باعث می‌شوند تا خود بینی غیرواقعی باقی بماند، تعامل ناکارآمد با پدر و مادر است، یا توجه بیش از حد و یا عدم آن. کودک یا می‌خواهد عدم توجه را جبران کند و یا در شرایط غیرواقعی ادراک خود عمل خواهد کرد.

مطالعات اندازه گیری خودشیفتگی در دوران کودکی به این نتیجه رسیده است که کودکان خودشیفته به دنبال تحت تاثیر قرار دادن دیگران و به دست آوردن تحسین دیگران هستند اما هیچ علاقه‌ای به ایجاد دوستی صادقانه ندارد. محققان دریافته‌اند که خودشیفتگی در دوران کودکی در جوامع غربی شایع تر است و هر نوع فعالیتی که بر ستایش بیش از حد از فرد تمرکز دارد می‌تواند سطح خودشیفتگی را بالا برد.

علل این اختلال ناشناخته است، اما لیستی از عوامل توسط پژوهشگران مختلف وجود دارد. خلق و خوی بسیار حساس از بدو تولد، تحسین بیش از حد و غیرواقع گرایانه و نامتعادل، ستایش بیش از حد رفتارهای خوب یا انتقاد بیش از حد از رفتارهای بد در دوران کودکی، افراط والدین و سایر اعضای خانواده و هم سالان در معیارها و ارزش‌ها،  سو استفاده احساسی شدید در دوران کودکی، مراقبت غیرقابل پیش‌بینی یا غیرقابل اعتماد پدر و مادر، ارزش‌گذاری پدر و مادر به عنوان وسیله‌ای برای تنظیم اعتماد به نفس خودشان از عوامل خطر این بیماری به حساب می‌روند.

در کودکان، دیدگاه‌ها و احساسات پر آب و تاب، که ویژگی‌های خودشیفتگی هستند، بخش طبیعی توسعه کودک است

هنگامی که صفات خودشیفتگی با شکست محیط زیست بین فردی ترکیب می‌شوند و به بزرگ‌سالی راه پیدا می‌کنند و تشدید می‌شوند، به نقطه‌ای می‌رسند که اختلال شخصیت خودشیفتگی تشخیص داده می‌شود. برخی از روان درمانگران بر این باورند که علت این اختلال، در شرایط فرویدی، نتیجه تثبیت بعضی رفتارهای توسعه یافته در اوایل دوران کودکی است.

پاتولوژی خودشیفتگی در یک طیف سخت‌گیری به وجود می‌آید که اشکال افراطی تر آن، اختلال شخصیت خودشیفتگی است. اختلال شخصیت خودشیفتگی از باور افراد به اینکه آن‌ها آنقدر نقص دارند که اساسن آن‌ها را برای دیگران دیگران غیر قابل قبول می‌سازد، سرچشمه می‌گیرد. این باور در سطح ناخودآگاه شخص قرار دارد و چنین فردی، اگر   مورد سؤال قرار گیرد، به طور معمول چنین تفکری را انکار خواهد کرد. به منظور محافظت از خود در برابر رد دردناک و انزوایی که آن‌ها تصور می‌کنند چنان چه دیگران طبیعت ناقص آن‌ها را به رسمیت شناخته شده و درک کنند، چنین افرادی همیشه در تلاش برای کنترل نظرات دیگران نسبت به رفتار خود هستند.

پاتولوژی خودشیفتگی می‌تواند از اختلال در کیفیت ارتباط شخص با مراقبان اولیه خود یعنی معمولن پدر و مادر خود توسعه یابد. اختلالی که در آن پدر و مادر قادر به تشکیل دلبستگی سالم و همدلانه با فرزند نیستند. چیزی که باعث می شود کودک خود را بی‌اهمیت و بی ارتباط با دیگران تصور کند و به این باور باشد که برخی از نقص‌های شخصیتی او است که باعث می‌شود او بی‌ارزش و ناخواسته شود.

بنابراین، افراد مبتلا به پاتولوژی خودشیفتگی کنترل گر، سرزنش‌گر و جذب خود هستند. تحمل نظرات دیگران را ندارند، به نیازهای دیگران و اثرات رفتار خود بر دیگران بی توجه هستند. این افراد مصرانه می کوشند تا دیگران آن‌ها را  آنطور که آن‌ها می‌خواهند ببینند. افراد مبتلا به پاتولوژی خودشیفتگی از استراتژی های مختلفی برای محافظت خود با هزینه دیگران استفاده می‌کنند. آن‌ها به بی‌ارزش کردن و سرزنش دیگران تمایل دارند، و به هرگونه واکنش تهدیدآمیز با خشم و خصومت پاسخ می‌دهند.

20131108_Avideh_KochehSalamati_NarcissicPersonalityDisorder_Pic2

هنگامی که افرادی بیش از حد خودشیفته هستند مورد انتقاد قرار می‌گیرند، معمولن احساس رد، تحقیر و تهدید دارند. برای محافظت از خود در برابر این خطرات، آنها اغلب با تحقیر، خشم، و یا تمرد به هر گونه انتقاد خفیف، واقعی یا فرضی واکنش نشان می‌دهند. برای جلوگیری از چنین شرایطی، برخی از بیماران خودشیفته از جامعه می گریزند و آن را تواضع یا فروتنی وانمود می‌کنند. در مواردی که بیمار با اختلال شخصیت خودشیفتگی احساس عدم تحسین، ستایش، توجه و تأکید کند حتا ممکن است تمایل به بدنام بودن و رسوایی نشان دهد. چیزی که فروید «عرضه خودشیفتگی » می‌نامد.

اگر چه افراد مبتلا به بیماری خودشیفتگی اغلب بلند پرواز و قادر هستند، ناتوانی‌ آنها در تحمل موانع، اختلافات و یا انتقادات، همراه با فقدان همدلی و هم کاری با دیگران حفظ دستاوردهای حرفه‌ای طولانی مدت را برای آن‌ها دشوار می‌سازد. با اختلال شخصیت خودشیفتگی، درک فردی خودبزرگ بینی آن‌ها اغلب با خلق و خوی هیپومنیاک همراه می‌شود و به طور معمول با دستاوردهای واقعی آن‌ها متناسب نیست.

برخی از روان درمانگران بر این باورند که علت این اختلال، در شرایط فرویدی، نتیجه تثبیت بعضی رفتارهای توسعه یافته در اوایل دوران کودکی است

افرادی که مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفتگی تشخیص داده شده‌اند از تقسیم به عنوان یک مکانیسم دفاعی مرکزی استفاده می‌کنند. بر اساس روانکاو Kernberg، کشش طبیعی بین خود واقعی از یک سو، و خود ایده آل و شی ایده آل از سوی دیگر، توسط ساختار مفهوم « خود متورم » حذف میشود و در آن ساختار خود واقعی و خود ایده آل و شی ایده آل با هم اشتباه گرفته می‌شود. هم زمان، تصاویر غیرقابل قبول باقی‌مانده سرکوب شده و به اشیاء خارجی  بی‌ارزش تبدیل می‌شوند.

ادغام « خود متورم » و “خود واقعی” در بزرگ نمایی ذاتی اختلال شخصیت خودشیفتگی دیده می‌شود. هم چنین در این روند، مکانیزم های دفاعی بی‌ارزشی، ایده‌آل طلبی و انکار ذاتی هستند. دیگران، برای این گونه افراد به عنوان تدوام خود شخص در نظر گرفته می‌شوند که باید تنها در خدمت تحسین و تایید آن‌ها باشد و یا بی‌ارزش اگر آن‌ها نتوانند با بزرگ نمایی خودشیفته کنار بیایند.

گفته می شود که اختلال شخصیت خودشیفتگی رابطه مخصوصی با احساس شرم دارد. روانپزشک گلن Gabbard در پیشنهاد کرده بود که اختلال شخصیت خودشیفتگی را می‌توان به دو زیر گروه تقسیم کرد. زیرگروه «بی توجه »، شامل شخصیت پر آب و تاب، متکبر، و به اصطلاح پوست کلفت است و زیرگروه «هوشیار» شامل شخصیتی که به راحتی صدمه میبیند، بیش از حد حساس است و شرمنده. به نظر او،  زیرگروه «بی توجه » برای تحسین و حسادت، قدردانی پرآب و تابی از خود نشان می‌دهد که با ضعف درونی او متضاد است ولی آن را در شرم پنهان می‌کند، در حالی که زیرگروه «هوشیار» احساس بی‌ارزشی را با در نظر گرفتن دیگران به عنوان سواستفاده کننده گان ناعادل خنثی می کند.

افرادی که مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفتگی تشخیص داده شده‌اند از تقسیم به عنوان یک مکانیسم دفاعی مرکزی استفاده می‌کنند

یک حس پر آب و تاب از اهمیت خود، با بزرگ نمایی دستاوردها و استعدادها، و انتظار به رسمیت شناخته شدن به عنوان برتر بدون دستاوردهای متناسب از شایع ترین علایم اختلال شخصیت خودشیفتگی به حساب می‌رود. افراد مبتلا به این بیماری با توهمات موفقیت نامحدود، قدرت، زیرکی، زیبایی، و یا عشق ایده آل درگیر هستند و بر این باورند که آن‌ها «ویژه »  و منحصر به فرد هستند است و تنها می‌توانند توسط معاشرت با افراد خاص درک شوند. نیاز به تحسین بیش از حد، حس حق داشتن، یعنی، انتظارات غیرمعقول « ویژه» درنظر گرفته شدن به شدت در این‌گونه بیماران محسوس است. آن ها دیگران را استثمار می‌کنند و با استفاده از دیگران می‌خواهند به اهداف خود دستیابی پیدا کنند. فقدان همدلی آن‌ها با نشان ندادن هیچ تمایلی به به رسمیت شناختن احساسات و نیازهای دیگران بارز است و آن‌ها اغلب به دیگران حسادت می‌ورزند ولی معتقد هستند که دیگران به آن‌ها حسودی می‌کنند. آن ها اغلب متکبر هستند و نگرش والایی از خود دارند.

استراتژی های بالینی برجسته‌ای توسط هاینز کوهوت، استفان جانسون و جیمز مسترسن مشخص شده است ولی شماتراپی، درمانی که توسط جفری یانگ توسعه یافته است در واقع ادغام چندین روش درمانی، روان پویشی، شناختی، رفتاری و غیره، روش درمان مناسبی برای اختلال شخصیت خودشیفتگی است. این معمول است که افراد مبتلا به این اختلال به دنبال درمان نروند.

گفته می شود که اختلال شخصیت خودشیفتگی رابطه مخصوصی با احساس شرم دارد

ترس ناخودآگاه از شناخته شدن و یا بی‌کفایتی اغلب باعث واکنش دفاعی از فرآیندهای درمانی است. الگوی استراتژی های تغییر، در طی یک دوره زمانی طولانی، برای افزایش توانایی‌های آن‌ها برای تبدیل شدن به شخصی که همدلی بیشتری در روابط روزمره نشان می‌دهد طراحی شده است. این فرآیندهای درمانی چیزی از احساس حق داشتن آن‌ها نمی کاهد و آن‌ها هم چنین خود محور باقی می‌مانند ولی می‌تواند به آن‌ها بیاموزد که چگونه از استعدادهای منحصر به فرد خود برای کمک به دیگران به جای به دست آوردن اهداف شخصی استفاده کنند.

فیلم to die for که نیکول کیدمن در آن شخصیت زن خودشیفته را بازی می‌کرد داستان زنی بود که می‌خواست به هر هزینه ای در تلویزیون ظاهر شود، حتی اگر این هزینه شامل قتل شوهرش باشد. شخصیت او به عنوان یک فرد نمونه با اختلال خودشیفتگی توسط ارزیاب روان پزشک دیده شده است که به طور متوسط، هشت تا ۹ معیار اختلال شخصیت خودشیفتگی را شامل بوده است. به شما توصیه میکنم که این فیلم را دوباره ببینید.

برنامه‌های قبلی را از اینجا دنبال کنید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,