Saturday, 18 July 2015
26 November 2020
در گفت‌و‌گو با علی هریسچی، کارشناس حقوقی

«تحریم‌ها می‌روند، شاید دور شاید نزدیک»

2013 November 09

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

بی‌شک موج پر سرعت تغییر در پس از انتخابات یازدهم در ایران بسیاری را شوکه کرد. این تغییر از هر منظر که باشد به هر روی نکته‌ای نبود که بشود انکار کرد. ساده انگاری است که بخواهیم فرض کنیم تمام توافقات داخل و خارج همه در «بعد از پیروزی روحانی» در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری رخ داده است.

شاید در زمانی دیگر و با دست‌رسی به منابع قوی و متقن بتوان در آینده نظر داد که در هیات رهبری در جمهوری اسلامی در ماه‌های پایانی ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد چه گذشته است اما آن چه روشن است غرب نیز با دست‌های گشاده -دست‌کم گشاده‌تر از دوران رییس جمهوری دهم- در برابر جمهوری اسلامی ظاهر شده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

این گفت و گو در زمانی دارد منتشر می‌شود که مذاکرات رسمی ایران در ژنو با ایالات متحده و کشورهای غربی به نقل از آقای «نتانیاهو» بزرگ‌ترین معامله «قرن» برای ایران استودردیداروزیر امور خارجه امریکا و او حتا کار به نگرفتم عکس مشترک کشیده است. آقای نتانیاهو این توافق را اشتباهیفاحشخوانده است.

ازسوییدیگر «باراکاوباما» رییس جمهوری ایالات متحده نیز اشاره کرده است: «احتمال توافقی گام به گام وجود دارد که گام اول این است که هرگونه پیش‌برد برنامه‌ هسته‌ای آن‌ها متوقف شود تا راهی باز شود که بتوانیم تخفیف در تحریم‌ها بدهیم.»

تحریم‌ها تاثیر مستقیمی بر زندگی همه کسانی که به نوعی با ایران در تماس بوده‌اند داشته است

اما به طور عملی یک سوال مطرح است: «به معنای واقعی تحریم‌ها کی برداشته خواهد شد؟» البته این سوال یک تکمله هم دارد و این که، اگر همه کارها طبق روال پیش برود و در دو طرف سازهای ناکوکی شنیده نشود.

برای مردم ایران شاید از همه چیز این موضوع مهم باشد که بدانند کی به طور واقعی در زندگی‌شان حس خواهند کرد که تحریم‌ها بارش از شانه آن‌ها برداشته شده است. «علی هریسچی» حقوق‌دان و متخصص در ارزیابی جریان تحریم‌ها است. از آقای هریسچی پرسیدم:

مرکز‌های تصمیم‌گیری در مورد تحریم علیه ایران کدام دست‌گاه‌ها هستند و آیا به این معنا می‌تواند رییس جمهوری به طور مستقل در مورد رفع تحریم‌ها تصمیم بگیرد؟

تصمیم‌گیری در مورد تحریم‌ها علیه ایران سه مرجع حقوق دارند. دستورات رییس جمهوری، لوایح وضع شده و سوم قطع‌نامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد است. رییس جمهوری می‌تواند به طور مستقل مواردی را که خودش دستور داده لغو کند. البته بیشتر تحریم‌ها علیه ایران نیز از طرف رییس جمهوری وضع شده است، چندین تحریم هم جدیدن از سوی کنگره وضع شده که در واقع بر روی تحریم های قبلی که از سوی رییس جمهوری صادر شده، سوار شده است.

ali-harischi-ardavan-roozbeh

در روند رفع تحریم‌ها مواردی که از سوی رییس جمهوری وضع شده است با نظر خود او قابل رفع است اما مشکل در مورد تحریم‌هایی است که از سوی کنگره وضع شده،‌ چرا که برای حذف آن‌ها نیاز است که اکثریت نماینده‌گان به حذف و یا تغییر تحریم‌ها رای مثبت بدهند. البته بر اساس سیاست کلی در آمریکا موضوع «تحریم» یک جریان سیاست خارجی محسوب می‌شود که همواره رییس جمهوری نقش قوی را در آن توانسته بازی کند و در این مدت به طور معلوم همواره کنگره پشتیبان سیاست‌های دولت در جریان سیاست خارجه بوده است.

به نظر من اگر به جایی برسد که نظر دولت آمریکا در روند گفت‌و‌گوها تامین شود موضوع رفع تحریم‌ها خیلی پیچیده نخواهد بود. نباید فراموش کرد که رفع تحریم‌ها منافع اقتصادی‌اش بیشتر متوجه جمهوری خواهان است تا دموکرات‌ها. از طرفی دیگر هم با توجه به این که اعضای شورای امنیت سازمان ملل را هم همین اعضای گروه ۵+۱ تشکیل می‌دهند در عمل پس از توافق نباید آن‌جا هم خیلی طول بکشد.

 نباید فراموش کرد مساله تحریم‌ها کلید روشن و خاموش نیست که بشود به یک لحظه آن‌ها را برداشت

اما نباید فراموش کرد مساله تحریم‌ها کلید روشن و خاموش نیست که بشود به یک لحظه آن‌ها را برداشت. این یک پروسه دست کم یک ساله است که طرفین به طور مشخص هر کدام پس از کسب توافق یک قدم به جلو خواهند گذاشت تا دیگری نیز یک قدم بردارد تا در مسیر قدم به قدم با حسن نیت طرفین تحریم‌ها برداشته شود. البته این روند پله به پله با ارزیابی اولویت‌ها خواهد بود که از نظر ایران کدام موارد مهم تر و اولاتر است تا به نتیجه برسد.

اما در همین مدت سنا و گنگره در تدارک افزایش تحریم‌ها بوده‌اند از سویی بحث مذاکره و رفع تحریم مطرح می‌شود. این تناقض نیست؟

این درسته که این تناقض وجود دارد. به هر حال جایی که این لابی‌های مخالف می‌توانند ظهور کنند همین کنگره و سنا است. این نشان می‌دهد که گروهی در این سو مخالف توافق بر سر حل موضوع با ایران از سوی رییس جمهوری‌اند، البته این تعداد به الزام نمی‌توان گفت اکثریت هستند، اما کسان و گروه‌هایی هستند که به نفع منافع اسراییل تلاش می‌کنند. همان‌طوری که در آن سو در ایران نیز گروهی با این روند موافق نیستند و سعی در سنگ‌اندازی و مخالفت دارند.

از سویی آقای اوباما با مذاکره این جریان تحریم‌های بیشتر از جمله کاهش فروش نفت ایران که میزان آن را به «صفر» خواهد رساند،‌را برای سه ماه به تعویق انداخته است. مساله‌ای که وجود دارد این است که این تحریم‌ها بدون امضای رییس جمهوری عملی نخواهد شد اما چه رییس جمهوری مخالفت کند با منافعی که در بخشی  از آن اسراییل قرار دارد و یا چه موافقت که در تضاد با مذاکرات فعلی است چرا که او در حال حاضر نمی‌خواد امضایش پای تحریمی باشد، هردو در روند کار خلل ایجاد می‌کند به همین دلیل تلاش بر این بوده که اساسن طرح این موضوع به صحن علنی مجلس نیاید تا کار روند خود را ادامه بدهد.

 2

نفس تحریم‌ها چه تاثیری بر زندگی ایرانیان خارج از کشور داشته است؟

به هر صورت تحریم‌ها تاثیر مستقیمی بر زندگی همه کسانی که به نوعی با ایران در تماس بوده‌اند داشته است. به هر روی از ساده ترین حالت که حتا حق خریدن سوغاتی که شامل تحریم بوده است را هم نداشته مانند یه لب تاب یا یک تلفن همراه. پرداخت هزینه تحصیل به دلیل تحریم بانک‌ها بسیار سخت بوده و به هر روی بی تاثیر نبوده است. برداشتن تحریم‌ها اگر معدل‌اش را بگیریم به هر حال به نفع همه ایرانی‌هایی است که با ایران در تماس بوده‌اند.

 دولت آمریکا سعی دارد از طریق گفت‌و‌گو این مساله را حل کند و حتا هزینه‌هایش را در داخل و حتا در رابط با دولت اسراییل دارد می‌پردازد

در موضوعاتی که مطرح شده، مساله آزادی برخی از دارایی‌های ایران در آمریکا شنیده می‌شود. به طور مشخص ایران چه دارایی‌هایی نزد آمریکا دارد و آیا این دارایی‌ها می‌تواند به عنوان یک امتیاز وزن در مذاکره باشد؟

در واقع این بحث مهمی است. ما دو دعوا در مورد دارایی‌های ایران داریم. اول موضوع دارایی‌های ایران که از زمان بیانیه الجزایر بلاتکلیف مانده است که متاسفانه بعد از جریان گروگان‌گیری این دعوی بلاتکلیف ماند و گروهی در ایران معتقدند در آمریکا دارایی‌هایی که بابت خرید سلاح و تجهیزات نظامی به دولت این کشور پرداخت شده است بلاتکلیف مانده. دعوای دوم موضوع بلوکه کردن بخشی از دارایی‌های ایران است که در جریان تحریم‌ها انجام شده، نظیر ساختمان‌ها و دارایی‌هایی که ایران در آمریکا داشته است یا منابع مالی که از فروش نفت در بانک‌های آمریکایی بلوکه شده.

بخش اول دارایی‌ها به طور مشخص روشن نیست که به چه میزان است در بخش دوم هم مقداری از این دارایی‌های بلوکه شده به خانواده قربانیان جنایت‌های تروریستی داده شده که در دادگاه‌های آمریکا محکوم ایران بوده است. به هر روی این دعوای سختی خواهد بود.

با این ترتیب آیا می‌شود گفت طرح دارایی‌ها بیشتر جنبه سیاسی دارد و به طور کلی دیگر چنان هم دندان‌گیر نیست؟

در واقع میزان داد و ستدی که بین ایران و آمریکا در سال‌های آتی انجام بگیرد به هیچ وجه با رقمی که الان در قالب دارایی‌ها مطرح می‌شود قابل مقایسه نیست. به نظر بیشتر بار سیاسی طرح این موضوع مد نظر است تا بار مادی آن که به نوعی نشانه حسن نیست در مذاکره باشد.

 zarif001

با توجه به آن‌چه که گذشته و پیش‌روی است یا شما تصور می‌کنید دولت آمریکا در ایجاد یک آشتی مصمم است؟

سیاست کلی آقای اوباما از زمانی که به کاخ سفید آمد همین بود که موضوعات را بتوان با گفتمان حل کرد و او با گزینه جنگ موافق نبود. از طرفی موضوع ایران اگر در گذشته فقط بحث‌های حقوق بشری بود امروز موضوعات هسته‌ای فراتر از کشور و به صورت منطقه‌ای مطرح است و یک موضوع حیاتی است. مساله اتمی ایران باید حل شود. هرچه زمان هم به جلوتر می‌رود در واقع محدوده زمانی بیشتر می‌شود به طوری که از طریق مذاکره، جنگ و یا تحریم‌های طاقت‌فرسا باید این موضوع حل شود.

دولت آمریکا سعی دارد از طریق گفت‌و‌گو این مساله را حل کند و حتا هزینه‌هایش را در داخل و حتا در رابط با دولت اسراییل دارد می‌پردازد. شواهد صد درصد نشان دهنده این است که دولت اوباما در مذاکره به حل دموکرات موضوع مصمم است.

با توجه به فشارهایی که از دو طرف وجود دارد، چه گروه‌های بنیاد گرا در ایران و چه از سوی دیگر جریان‌های مخالف در سنا و کنگره، آیا می‌شود گفت که اوباما می‌تواند به تنهایی این کار را به سرانجام برساند؟

 موضوع باید دید به نفع چه کسانی خواهد بود. از سویی مخالفان در ایران که با دو روی‌کرد اعتقادی و غرب ستیزی به این روند مخالفند که به نظر نمی‌رسد این شعارها دیگر کارکرد داشته باشند. دنیا دیگر دنیای ۳۵ سال پیش نیست که امپریالیزم مفهوم قدیم را داشته باشد.

اما گروه دوم کسانی هستند که مشروعیت کارشان وجود دشمن خارجی بوده است و وجود این دشمن توجیه کننده کاستی‌هایشان بوده است. از سوی دیگر در آمریکا هم گروه‌هایی هستند که جنگ طلبند و به طور کلی این توافق را در راستای منافع آمریکاو اسراییل نمی‌دانند اما در مجموعه حسن این جریان این است که به طور دقیق این توافق به نفع کسانی خواهد بود که منافع اقتصادی‌شان تامین می‌شود در واقع به نوعی رفع این دعوا ها به نفع همان مخالفان تمام خواهد شد به لحاظ اقتصادی.

البته در نهایت باید در نظر داشت دو طرف مذاکره اگر به این مخالفت‌ها به دید یک صدای اضافه «نویز» نگاه کنند و به کارشان ادامه دهند می‌توانند به هدف تعیین شده برسند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,