Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
جهان سه بعدی

«جایی که دیگر عقلت قد نمی‌دهد»

2013 November 23

شهروز فرهمند/ رادیو کوچه

 

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

گاهی می‌شود که دیگر عقلت قد نمی‌دهد…

گاهی می‌شود که بیشتر از آنچه که می‌فهمی توان فهم نداری، نه برای اینکه خسته‌ای یا سواد کافی نداری.. نه..

آن‌جا که رسیده‌ای انتهای فهم است.. از آن‌جا به بعد دیگر عقل کاربردی ندارد..

می‌دانم که می‌پرسی چرا.. برایت می‌گویم..

همه ما انسانهای عادی در یک جهان سه بعدی زندگی می‌کنیم… یا علمی‌ترش این است که فقط توان درک سه بعد از چند ده بعد جهان هستی را داریم… همه چیز بر اساس این سه بعد تعریف شده، همه چیز.. به‌خصوص کلمات… هر کلمه‌ای، هر فعلی، هر صفتی و هر آنچه که در فهم و عقل و منطق ما می‌گنجد فرای سه بعد نیست و نمی‌تواند باشد چون در همین چهار چوب شکل گرفته، تعریف شده و تفهیم شده است.

تنها یک چیز است که می‌تواند ما را به خارج از این سه بعد بکشاند و به گونه‌ای ما را به بیرون از حیطه تعاریف و ساختارهای این تندیس سه بعدی متصل کند و آن «پرسش» است. برای این پرسش‌ها هم جوابی نیست اگر بخواهیم با همین کلام و افعال و ادراک محصور در دنیای کنونی پاسخی برایش بیابیم.

مشهور‌ترین این سوالات را هم بار‌ها و بار‌ها شنیده‌ای مانند… خدا چیست؟ روح چیست؟ ماده تاریک؟ یا جهان‌های موازی و از همین قبیل پرسش‌ها…

4

در سری کمدی الهی، ویرژیل که نماد عقل است دانته را از انتهای جهنم، جایی که تخت پادشاهی شیطان قرار دارد، طبقه به طبقه به بالا هدایت می‌کند و از برزخ نیز وی را به سلامت می‌گذراند… اما… به درگاه بهشت که می‌رسند، ویرژیل –‌‌ همان نماد عقل و فهم،‌‌ همان هدایت‌گر دانته در ژرفای پیچ در پیچ و خوفناک طبقات نه گانه جهنم و سکون دهشتناک برزخ- اجازه ورود ندارد و دانته به تنهایی وارد بهشت می‌شود…

پس کیست که دانته را در بهشت راهنمایی کند.. بئاتریس.. عشق قدیمی و الهی دانته..

بگذریم…

و اما عقل، پایه گذار و بسط دهنده علم است.. می‌کاود و کشف می‌کند و اختراع می‌کند تا بتواند دنیای پیرامون خود را بهتر و دقیق‌تر بشناسد، چرا که از ناشناخته‌ها می‌ترسد! و چه بسا که تلاش‌های بیشماری در راستای دستیابی به حقایق خارج از جهان سه بعدی انجام داده و از این تلاش دست برنداشته اما به جز «هیچ»، چیز دیگری بدست نیاورده است… چون جایی برای عقل در خارج از این جهان با این گونه تفکر و تعقل وجود ندارد.

چگونه می‌خواهیم پاسخ سوالی فرای سه بعد را با کلمات و ادراک سه بعدی و حواس پنج‌گانه بیابیم و فهم کنیم؟!

تلاش‌های بیهوده و بدون نتیجه، انسان‌های دانش‌مدار و علم‌گرا را به سمت و سویی می‌برد که اگر توسط علم،‌‌ همان دست آویز عقل‌گرا، چیزی را برایشان تعریف و اثبات نکند، با شهامت و جسارت آن‌را رد می‌کنند اما غافل از آن‌که خود را پشت پرده زخیمی پنهان کرده‌اند و چون نوری نمی‌بینند، ادعا می‌کنند که خورشید نیست!

چندی پیش جمله‌ای بسیار زیبا از امرسون خواندم که گفته بود: علف هرزه چیست؟ گیاهی است که هنوز فوایدش کشف نشده است. در پی آن نوشتم: این علم است… علف را هرزه می‌نامد چون هنوز خودش آن را نفهمیده!

بگذریم…

کشفیات باستان‌شناسان از عجایب انسان‌ها و یا موجودات پیشین، مخفی کاری‌های عظیم کشور‌ها در قبال موجودات غیر زمینی، خروار‌ها کتاب و تجربیات معتبر و قابل تکرار اساتید علوم غیر فیزیکی (متافیزیک)، همه و همه نشان دهنده آن است که باید جز علم راه دیگری نیز برای فهم جهان هستی وجود داشته باشد. اما مواجهه با همه این ناشناخته‌ها شهامت می‌خواهد… شهامت می‌خواهد که پا به دنیایی بگذاری که هیچ از آن نمی‌دانی… به دنیایی که علم امروزی قادر به فهمش نیست.

این‌جاست که باید قیاس معنایی «خرد» و «دانش» را فهم کرد. خرد که از منبع الهامات و اطلاعات اعلای جهان هستی و بدون واسطه به انسان می‌رسد و دانش که با علم و تجربه دست به گریبان است و اگر راهی برای تجربه نباشد ماحصلی نیز نخواهد داشت.

1

بنا به ادعای همین دانشمندان علم‌گرا، تنها ۴ درصد از جهان که قابل دیدن است از ستاره‌ها و سیارات و.. تشکیل شده و مابقی ۹۶ درصد از موادی تشکیل شده که نه قابل دیدن است، نه قابل تشخیص و نه حتی قابل درک. دقت کنید، ما حتی برای آنچه که نمی‌شناسیم مجبوریم که از کلمات شناخته شده و قابل فهم مثل کلمه مواد، استفاده می‌کنیم. (space. com)

پس چگونه است که هر آنچه که در جهان داریم را باید توسط علمی که تا این حد ضعیف است، تجزیه و تحلیل کرده و از کلماتی که توان تعریف لازم و کافی ندارند، برای فهم نافهمیده‌ها استفاده کنیم و اگر با همین علم و کلام! به نتیجه‌ای نرسیدیم آن را رد کنیم؟!

باز هم بگذریم…

برای اختتام می‌گویم که قدرت عقل و فهم و شعور، اگر تنها به کلام و تعاریف دنیای سه بعدی خود را وابسته کرده و محصور کند، هر آن چیزی که در حقیقت محض وجود دارد را اوهام و خیالات و خزعبلات خواهد نامید و تنها دستار عقب مانده از زمان را که‌‌ همان علم باشد، سپر بلای خود می‌سازد تا به خیال خام خویش از گزند آنچه ناشناخته است در امان بماند.

تنها راه پیشرفت همه جانبه در شناخت حقیقت، استفاده از علم و ابزارش به عنوان یکی از راه‌های شناخت حقیقت است نه تنها راه آن.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۴ Comments


  1. پوریا
    1

    ناشناخته


  2. کامیار
    2

    باهات موافقم ولی ۳ بعد نیست و ۴ بعد هست. بعد نسبی زمان فراموش کردی . البته همین که نام از بعد میبری خودش نشان دهنده این هست که داری علمی صحبت میکنی چون بعد هم از مفاهیم علمی هست و همین نکته هم میتونه ذهنت محدود کنه . چون شاید مفهوم بعد هم به درستی در علم تعریف نشده باشه.


    1. shahrooz
      3

      به نظر اساتید علوم ماورایی و با تعریفی بسیار جالب، زمان بُعد نیست چون وابسته به بعد مکان هست. یعنی زمان بر اساس حرکت تعریف میشه… واحد زمان بر اساس میزان حرکت زمین دور خورشید و در علم امروزی به میزان حرکت اتمها در یک بازه خاص تعریف میشه.. یعنی اگر بعد مکان نباشه زمانی هم نیست.. پس بعدی که وابسته به بعد دیگری باشه بعد نیست


      1. کامیار
        4

        پس یک سوالی : میتونی بعد سوم بدون بعد اول و دوم تعریف کنی ؟
        چون یعد سوم نسبت به دو یعد دیکه تعریف میشه!
        لطفا تعریفت از ۳ بعد بگو.

        این اساتید علوم ماورایی چه کسانی هستند؟؟
        در ضمن این نظریاتی که مطرح میشن همه نظریه هستند و ممکنه به سادگی همین فردا رد بشن. مشکل من اینجا هست که هیچ قانون قابل استنادی تو این دنیا کشف نشده و همه چی در حد نظریات علمی هست که کما بیش با گذشت زمان تغییر میکنند. و دقیقا چون ذهن و فکر انسان محدود هست قدرت درکش نداره.
        برای نمونه مغز بشر از تجسم اینکه هیج چیزی وجود نداشته باشه عاجز هست.
        علوم ماورایی هم هنوز ناقص هستن اگه بشه بهشون اعتماد کرد چون از توضیح خیلی موارد عاجز هستن.