Saturday, 18 July 2015
22 October 2020
سیگنال ممنوع

«کردستان ندای سرخ»

2013 December 12

شادیار عمرانی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هم‌سفران من : آزاد عزیزیان، هیمن خاکی ، هساره ابراهیمی، بهرنگ زندی

آزاد: شادیار! مواظب باش

شادیار: آزاد چه اتفاقی داره می‌افته؟ همه چیز که آروم بود.

آزاد: آروم بووووووود، الان دیگه نیست. انقلاب شده‌ها.

شادیار: ای بابا. ما می‌خواستیم قبل از انقلاب ۵٧ برگردیم خونه مون.

آزاد: مگه می‌شد؟ امروز ٢۶ بهمن ۵٧ه. توی سقز تازه شلوغی‌ها شروع شده…

شادیار: آزاد زود بگو جریان چیه، من دارم قبض روح می‌شم.

آزاد: تو سقز هم مثه شهرهای دیگه‌ی کردستان مردم به مراکز نظامی شاهنشاهی یورش بردن و خلع سلاحشون کردن.

امروز ٢۶ بهمن ۵٧ در جریان یکی از این حمله‌ها به ژاندارمری سقز «محمد حسین کریمی» یکی از اعضای کومه‌له که هنوز یه سازمان غیر علنیه به دست نیروهای ساواک کشته می‌شه .

شادیار: ها! پس الان باید منتظر اعلام موجودیت کو‌مه‌له باشیم؟

آزاد: «سازمان زحمتکشان کردستان ایران»

1

محمد حسین کریمی

شادیار: ببین آزاد، بیا بریم سنندج. لااقل عید نوروز اون‌جا باشیم. می‌گن مراسم نوروز سنندج دیدنیه. من یه دوستی دارم اون‌جا می‌ریم پیشش.

آزاد: نه، شادیار صبر کن. نه، سنندج نه، شادیار، صبر کن، نرو.

شادیار: هیمن!

هیمن: سلام، سلام

آزاد: سلام

شادیار: می‌گفتند نوروز در سنندج دیدنیه. کوش پس؟ جریان چیه؟

آزاد: گوش ندادی به من که. عجله کردی. این نوروز از اون نوروزا نیست. این نوروز خونین سنندجه.

هیمن: بعد ٢٢ بهمن مردم کردستان با انتخاب شورا اعلام می‌کنن که ما خودمون می‌خوایم سرنوشتمون رو به دست بگیریم. این واسه رژیم اسلامی قابل تحمل نیست.در نوروز ۵٨ با راکت و توپ و خمپاره به سنندج حمله می‌شه. در جریان این حمله بیش از ١٠٠٠ نفر کشته و زخمی می‌شن و هیات‌هایی که یکیشون به رهبری طالقانی واسه سرکوب بیشتر مردم اومده بودند به تهران برمی‌گردن.

2

اعدام‌های کردستان

آزاد: من که می‌گم موندنمون این‌جا به صلاح نیست.

هیمن: نه اصلا به صلاح نیست. بهتره هر چه سریع‌تر برید.

شادیار: آخه چرا؟ من هنوز سنندج را درست حسابی ندیدم.

هیمن: وقت بسیاره. من با دوستی در مریوان صحبت کردم. کمکتون می‌کنه.

آزاد: پس با ما بیا.

شادیار: این‌جا که حتا از سنندج بدتره!

هساره: دیر رسیدید. مردم مریوان به وجود پایگاه سپاه پاسداران و سانسور در رادیو و تلویزیون دست به اعتراض زدن. اعتراض‌ها از جلوی مرکز رادیو شروع شد و به جلوی پایگاه سپاه رسیدن. نیروهای سپاه و مکتب قرآنی‌ها به مردم شلیک کردن . «رئوف کهنه پوشی»، «محمد درسید» و «محمد بالکی» کشته شدن. مردم هم به پایگاه حمله کردن و خلع سلاحشون کردن الان اوضاع شهر کاملن نظامیه. فرمانده‌ی پادگان و «فواد مصطفا سلطانی» در حال مذاکرن و فرمانده‌ی پادگان تهدید کرده که به مردم حمله می‌شه.

هیمن: مطمئن‌ام مردم سکوت نخواهند کرد.

آزاد: حالا چی‌ کار کنیم؟

هساره: آزاد، یه آهنگ بگذار شاد شیم.

شادیار: من الان به دوستی در سنندج زنگ زدم. گفت راه برگشت به زمان حال را بلده.

3

ناصر رزازی و مرضیه فریقی

شادیار: اهههههههه، چه جمعیتی!

بهرنگ: رفقا کنار هم باشید که هم‌دیگرو گم نکنید.

آزاد: وای من حالشو ندارم این همه راه بیام. مسیر بهتری نبود؟

هیمن: غر نزن آزاد، فوقش برامون آواز می‌خونی خستگیمونو در می‌کنی.

بهرنگ: خیلی راه داریم.

شادیار: تا کجا؟

بهرنگ: مریوان.

شادیار: ما تازه از مریوان اومدیم. بریم دوباره مریوان چی کار؟

بهرنگ: این‌ها مردم سنندج‌اند، نزدیک به ١۵٠٠ نفراند، این همون کوچ تاریخی مردم سنندج به مریوانه. اون اتفاقاتی که در مریوان شاهدش بودید دلیلش بود. مردم سنندج ساکت ننشستند که!  از ٣٠تیر نیروهای مسلح مردمی همراه با اتحادیه دهقانان (یه‌کیه‌تی جوتیاران)  به اردوگاه «کانی میران» می‌رند و اون‌جا مستقر می‌شند. یک کاروان از طرف «جمعیت دفاع از آزادی و انقلاب» از سنندج به سمت مریوان رفته که کمک‌های غذایی برسونه، که همه شون رو دم پاسگاه سپاه سنندج می‌گیرند، الان مردم معترض‌اند.

شادیار: تا کی باید بریم؟

بهرنگ: نمی‌خوای سخنرانی فواد مصطفا سلطانی را بشنوی؟

آزاد: من که نه! انقده این سخنرانی را شنیدم که از بر شدم.

هیمن: فکرشو بکن وقتی برسیم که ٢٨ مرداد شده.

شادیار: مگه خبریه اون موقع؟

4

فواد مصطفا سلطانی

بهرنگ: پس نمی‌دونی؟ بذار برات بگم. ٢٨مرداد حمله سراسری پایتخت به فرمان خمینی به کردستان صادر می‌شه، درست بعد از این‌که هیات مذاکره کننده‌ای که به نمایندگی «لاهوتی» به سراغ فواد مصطفی سلطانی رفته بود دست خالی برمی‌گرده. اولین اعدام‌ها رو از پاوه شروع می‌کنند. ١١ نفر رو ٢٨ مرداد. ٧ نفر رو در ٢٧ مرداد. بعد می‌رند مریوان ٩ نفر رو سوم شهریور اعدام می‌کنند. پنجم شهریور در فرودگاه سنندج ١١ نفر رو اعدام می‌کنند. ٢٠ نفر رو هم در زندان سقز ششم شهریور اعدام می‌کنند. هفتم شهریور هم فواد مصطفا سلطانی، رهبر اتحادیه دهقانان، در مریوان به دست نیروهای سپاه کشته می‌شه.

شادیار: وای بهرنگ الان چهار روزه توی راهیم.

آزاد: عین چهار روز هم حرف زدی.

هیمن: تازه دو روز دیگه مونده.

بهرنگ: بچه‌ها دیگه برید. از این مسیر به زمان حال می‌رسید. فقط سریع حرکت کنید تا حمله‌ی سراسری به کردستان آغاز نشده.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. شروین
    1

    خیلی جالب و تاثیر گذاره ولی چرا مکالمات و محاورات انقدر رسمی و لفظ قلمه؟! انگار که همه دارن خبر یا بیانیه می‌خونن!