Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
تحلیل توسعه طلاق

«افزایش طلاق و علل آن در ایران»

2014 January 05

جلال ایجادی / مقاله وارده / رادیو کوچه

طلاق در آمار

 

طلاق در ایران به طرز بی‌سابقه‌ای در حال افزایش است. براساس آمار سازمان ثبت احوال ایران، آمار ازدواج تا پایان ماه آذر سال ١٣٩٢میزان ۵٧٩٨٧١ و آمار طلاق تعداد ١٠٨ هزار و ٢۴٩ مورد و در مقایسه با دوره مشابه در سال گذشته ١٣.٣ درصد افزایش یافته است. میزان ١٠٠ هزار و ۵٨۶ مورد طلاق مربوط به شهرها و ٧ هزار و ۶۶٣ مورد طلاق مربوط به روستاها بوده است. بنابه گفته مدیرکل اداره آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت‌احوال، در ایران در هر شبانه روز به طور متوسط ٣٨٧ مورد طلاق و در هر ساعت به طور متوسط ١۶ مورد طلاق رخ می‌دهد.

انسان‌ها با هنر و تئاتر و موسیقی و عشق، خلاقیت‌ها را می‌توانند توسعه دهند

براساس آمار، بیشترین میزان طلاق ثبت شده بین مردان و بین زنان در گروه سنی ٢۵ تا ٢٩ ساله  بوده است. آمار طلاق در تهران ٣۵ تا ۴٠ درصد افزایش پیدا کرده است. باید افزود در ایران طبق آمار رسمی ۵٠ درصد طلاق‌ها در پنج سال اول ازدواج به وقوع می‌پیوندد و ١۵ تا ٢٠ درصد طلاق‌ها در سال اول ازدواج رخ می‌دهد. روزانه ۵٠٠ پرونده طلاق در تهران تشکیل می شود. درباره میانگین سن ازدواج پسران و دختران می‌توان گفت که میانگین سن ازدواج آقایان در کشور ٢٧/۴ سال و در دختران ٢٢/١ سال، ثبت شده است. براساس آمارهای ارایه شده تعداد ۴٠ هزار و ۶۵٣ فقره ازدواج و یک هزار و ٧٧ فقره طلاق کمتر از ١۵ سال در کشور ثبت شده است. رییس انجمن مدکاران اجتماعی ایران گفت: براساس آمارهای موجود در سال ٩١ به ازای هر ٢/٩ ازدواج یک طلاق در تهران رخ داده است که البته این آمار در کل کشور ۵/۵ است. معنای این داده‌ها چیست و مسایل گرهی در توسعه طلاق چگونه قابل تحلیل است؟

ازدواج و طلاق در ایران (مجله مهر ٢٠/٠٢/٩٢)

سال

تعداد ازدواج

تعداد طلاق

١٣٨۴

٧٨٧٨١٨

٨۴٢۴١

١٣٨۵

٧٧٨٢٩١

٩۴٠٣٩

١٣٨۶

٨۴١١٠٧

٩٩٨۵٢

١٣٨٧

٨٨١۵٩٢

١١٠۵١٠

١٣٨٨

٨٩٠٢٠٨

١٢۵٧۴٧

١٣٨٩

٨٩١۶٢٧

١٣٧٢٠٠

١٣٩٠

٨٧۴٧٩٢

١۴٢٨۴١

١٣٩١

٧٩١۶۵۶

١٢١٠٠١

آنچه در تابلو بالا تا سال ١٣٨٩ قابل تشخیص است افزایش تعداد ازدواج‌ها می‌باشد، ولی دو سال بعدی ما شاهد کاهش تعداد ازدواج هستیم و این امر در شرایطی است که کل جمعیت ایران افزایش یافته است. این پدیده چه بسا در رابطه با سخت‌تر شدن شرایط اقتصادی و رشد معضلات اجتماعی و فرهنگی در دوره اخیر قابل توضیح باشد.

افزایش درصد طلاق نسبت به ازدواج در ایران

سال

درصد طلاق نسبت به ازدواج

١٣٨۴

١٠/۶

١٣٨۵

١٢/١

١٣٨۶

١١/٨

١٣٨٧

١٢/۵

١٣٨٨

١۴/١

١٣٨٩

١۵/۴

١٣٩٠

١۶/٣

١٣٩١

١۵/٢

١٣٩٢ تا آخر ماه آذر

١٨/۶

در این تابلو روند طلاق در ایران طی ١٠ سال اخیر قابل توجه است. طی هشت سال درصد طلاق از ١٠/۶ درصد به ١٨/۶ درصد افزایش یافته است. این آهنگ رشد بیان‌گر بحران طلاق در ایران است و مستلزم یک تحلیل جدی می‌باشد. خانواده‌ها در حال فروریختن هستند و می‌توان پرسش کرد این فروریزی ناشی از تحولات ساختاری و اجتماعی ژرف در جامعه است یا از مشکلات روزمره و فشارهای گوناگون مایه می‌گیرد؟ به نظر می‌رسد دو دسته عوامل بالا به شکل فعال مناسبات خانوادگی را به‌هم ریخته و طلاق و جدایی را دامنه بخشیده است. این پدیده مستلزم تحلیل همه جانبه‌تر است.

جستجوی روان‌کاوانه در بررسی طلاق  

طلاق از چه عواملی ناشی می‌شود؟ تخصص روان‌کاوی که توسط زیگموند فروید ابداع گردید بر آن‌ست فکر و عملی که در ذهن منعکس می‌شود اتفاقی نیست، بلکه این پدیده‌ها دارای سابقه‌ای می‌باشند که «ضمیر ناخود آگاه» آن‌ها را بیان می‌کند. برخی کردارها به نظر بی‌معنا و پوچ به نظر می‌رسد، حال آن‌که آن‌ها اتفاقی نیستند و دارای معنا و ریشه می‌باشند. برای درک آن‌ها، بررسی روندهایی مانند خواب دیدن و توجه به نمادها و اشتباهات لپی و حرف و عمل ناخواسته افراد، ما را به کردار و فکر واقعی می‌رساند و آشکار کننده اختلافات و نارضایتی‌های درونی فرد مانند اختلافات جنسی و نوع منش و شخصیت می‌باشد. در پی تحقیقات فروید، روان‌کاو معروف آمریکائی و مبتکر روش «ترانساکسیونل» و شیوه‌های روانشناسی بالینی و روان‌کاوانه، «اریک برن»، بر آن‌ست انسان سالم، انسانی است که سه حالت «کودک»، «بالغ» و «پدرمادری» را در شخصیت خود دارد، اما تسلط و غلبه روانی در نزد فرد متعادل با حالت «بالغ» است. حالت «بالغ» در فرد، غلبه تعقل و منطق و رفتار سنجیده است و در نزد فرد سالم و متعادل دو حالت «کودک» و «پدرمادری» زیر نفوذ و تحت سرپرستی و نظارت «بالغ» عمل می‌کنند، به معنای دیگر دو حالت تابع حالت «بالغ» قانون‌گذار می‌باشند. در واقع پایش اجتماعی و تحلیل‌گر پیام‌های آن دو حالت و نیز تصمیم گیرنده و مجری نهایی، حالت «بالغ» است.

talaq2

اگر حالت «کودک» بیان‌گر شورش و هیجان و قانون‌ناپذیری فرد است و حالت «پدر مادری» مردسالارانه بیان‌گر قاطعیت خشک و مقررات خود سرانه است، حال «بالغ» بیان‌گر رفتار معقول و سنجیده و فکر شده و عقلانیت می‌باشد. اگر طلاق پایان‌پذیری هم‌بستگی منطقی عشق و علاقه دو فرد باشد، خود بیان بهم خوردن سه حالت فوق و مغلوبه شدن حالت «بالغ» است و به قول «ابراهام ماسلو» روانشناس آمریکایی، فرد در درون کانون خانواده پیوند فکری و احساس دل‌گرمی نداشته و وابستگی‌اش فرو می‌ریزد .

 این الگوی روانشناسی فردی در مقیاس جامعه زمانی که اجتماع و نظام سیاسی حالت «بالغ» و معقول و خردمند خود را از دست می‌دهد از یک‌سو درشتی‌ها و رفتار استبدادی و خشونت و اتوریتاریسم «پدر مادری» افزایش یافته و از سوی دیگر واکنش‌های منفی و ضد‌قانونی و ضد‌گروهی و مخرب و بلبشوی حالت «کودک» رایج می‌گردد. با وجود دو عامل اتوریتاریسم خودسرانه و به‌هم ریختن قواعد و نظم، جامعه تعادل خود را از دست می‌دهد. اعمال خشونت و خودسری نظام و ایدئولوژی حاکم پدرسالار از یک‌سو و از سوی دیگر به‌هم ریخته شدن قاعده بازی و شورش منفی «کودک»، ناسازگاری‌ها و آشوب‌ها و بحران‌های اجتماعی مانند پدیده طلاق را تشدید نموده و گسترش می‌دهد. برای قدرت حاکم تلاش و جنجال و پند و اندرز برای مهار کردن پدیده‌ای چون طلاق بی‌فایده است، زیرا اتوریتاریسم و حکم‌های پدرسالارانه ناتوان بوده و نتایج عکس می‌آفریند. نبود قانونگرایی و رفتار معقول نظام و نبود تفکر و بررسی و اندیشه سازنده در جامعه مناسبات اجتماعی را آشفته‌تر می‌سازد.

ما در شرایط یک رژیم کلان مذهبی به سر می‌بریم که از ویژگی‌های آن مداخله دینی در همه امور و از جمله در مناسبات زناشویی و جنسی بین افراد است

در خانواده پدرسالار سنتی و مذهبی، افراد عضو حق فکر کردن، پرسش نمودن ندارند و تصمیم‌گیری بر اساس رای رییس خانواده تعیین می‌شود. در روان جامعه حالت «بالغ» محدود و سرکوب شده است و تمایل خشک و مستبدانه «پدرانه» حکم‌گذار است. مداخله روسای خانواده در مناسبات زن و شوهر در بسیاری از موارد علت طلاق را تشکیل می‌دهد. اتوریته حاکم در خانواده می‌طلبد تا زوج جوان برپایه سلیقه و تمایل روسا زندگی کنند و عشق و مهربانی بین دو فرد تابع سلیقه پدرسالارانه باشد. در واقع در این مناسبات حالت «بالغ» فاقد میدان عمل‌کرد است و شخصیت دو فرد جوان زیر فشار دستورات و فشار روحی و اجتماعی قرار می‌گیرد. جوانان به عنوان افراد ناتوان و ضعیف و بدون استقلال تلقی شده و منافع آن‌ها نه توسط خود آن‌ها بلکه توسط دیگران ارزیابی و تنظیم می‌گردد. خوشبختی و آرامش آن‌ها برپایه خواست دیگران و معیار دیگران تعریف می‌گردد.

به علاوه ما در شرایط یک رژیم کلان مذهبی به سر می‌بریم که از ویژگی‌های آن مداخله دینی در همه امور و از جمله در مناسبات زناشویی و جنسی بین افراد است. ایدئولوژی اسلامی قواعد را برپایه پدرسالارانه و مردپرستی قرار داده و از زن تبعیت می‌طلبد. این فرهنگ دینی فقط نیمی از ارث را برای زن قانونی می‌داند، هرچه بیش‌تر زن را در حاشیه جامعه قرار داده است، مسوولیت‌های اجتماعی را به طور وسیع از او سلب کرده است و مخالف استقلال اقتصادی زن می‌باشد. خانواده و نظام سیاسی بر ذهنیت فرد فشار می‌اورند و جدایی‌ها را بیش از گذشته ممکن می‌سازند.

Talaq3

هنجارها  و ناهنجارها در روند طلاق

نقش یک حکومت مهار نمودن ناهنجاری اجتماعی است. کاستن از ناملایمات و تنش‌ها و بحران‌ها و ایجاد آرامش و روندهای تخفیف فشارهای اجتماعی و خانوادگی و فردی، زمینه مساعد برای هم‌بستگی اجتماعی به شمار می‌آید. این شرایط برای ادامه کاری خانواده‌ها و آرامش انسان‌ها و تخفیف پاشیدگی خانوادگی نقش اساسی ایفا می‌کند. به علاوه یک جامعه نیازمند حالت «کودک» است تا شادی و سرگرمی داشته باشد، جامعه نیازمند فرصت‌هایی برای ابراز هیجان و سرمستی و شور می‌باشد و بالاخره انسان‌ها با هنر و تئاتر و موسیقی و عشق، خلاقیت‌ها را می‌توانند توسعه دهند. بالاخره جامعه به حالت “بالغ” محتاج است تا تعقل و درایت و هوشمندی را در اجتماع افزایش بخشد و این امر از طریق گسترش دانش و تحقیقات دانشگاهی و مبادله فرهنگی باز و آزادی فکر و انتقاد میسر است.

ساختار دینی، اجتماعی، اقتصادی حاکم بر ایران آسیب انگیز است و مشکلات گوناگون هم‌چون اعتیاد، افسردگی، بزه‌کاری، قتل، بیکاری، فساد، نگرانی خانوادگی و افزایش نرخ طلاق همگی در بستر این ساخت قابل توضیح است

در زمینه‌های برشمرده در بالا اوضاع در ایران پریشان است، زیرا یکم، نقش حکومت بطور عمده به سرکوب و سانسور و مقررات خشک و بوروکراتیک و ضد دمکراتیک و استبداد پدرسالارانه محدود می‌شود، دوم، بسیاری از امکانات جهت پاسخ‌گویی به نیازهای حالت «کودک» محدود یا تخریب شده و نامیسر است، سوم، آزادی بیان و اندیشه وجود ندارد و دانشگاهیان و روشنفکران و دانشجویان و سیاسیون جامعه زیر فشار و خفقان قرار دارند. در چنین شرایط بسته و خموده و تحقیر شده به ناگزیر روحیات افراد زیر منگه قرار داشته و به راحتی نمی‌توانند نفس بکشند و آرامش داشته باشند. به همین خاطر در جامعه افسردگی و یاس و آرزوهای پرپر شده و گرفتاری‌ها بسیارند و روحیه انسان ناراحت و متلاطم است و نیز در مناسبات خانوادگی و زناشویی نیز تلاطم بسیاراست. مجموعه این شرایط کلان و ناهموار در مناسبات بین دو فرد تاثیر گذاشته و اختلاف و طلاق در چنین بستری راحت‌تر رخ می‌دهد.

ساختار دینی، اجتماعی، اقتصادی حاکم بر ایران آسیب انگیز است و مشکلات گوناگون هم‌چون اعتیاد، افسردگی، بزه‌کاری، قتل، بیکاری، فساد، نگرانی خانوادگی و افزایش نرخ طلاق همگی در بستر این ساخت قابل توضیح است. روشن است در تمام جوامع این پدیده‌ها وجود دارد و در هر جامعه باید علل مشخص پدیده‌ها را جستجو نمود. در ایران نیز عوامل گوناگون‌اند و به علاوه برخی ویژگی‌ها آسیب‌ها را تشدید نموده و وضع ناهنجار غیر قابل تحمل به وجود آورده است. در جامعه ما فساد یک پدیده سراسری است، تشویش و ناآرامی همه جانبه است، سرگشتگی جوانان عمیق است، بحران خانواده وسیع است، اختناق مذهبی کور و مزاحم همه جا حاضر است. این وضع نشانه سوء مدیریت و حاکمیت خودسرانه است. فقدان خردورزی، ناتوانی تفکر دانایی بخش، تصمیم‌گیری نامناسب و مداخله در کوچک‌ترین مسایل اجتماعی و حتا زمینه‌های بسیار شخصی مانند عشق و سکس و ازدواج  و روابط زناشویی، افراد جامعه را در هم پیچیده و بسیاری از تصمیم‌های آنان را با مانع روبه‌رو ساخته و روحیه افراد را رنجور ساخته است. به علاوه این نظام خودسر در شرایط فرهنگی کم‌غنا، یک‌سری انسان‌های سست و فاقد استقلال به بار آورده است. نظام مستبد آدم‌های غیر مسوول به وجود می‌آورد تا آن‌ها با روحیات کوک شده و ناتوان در اطاعت قرار گرفته و یا خاموش و خسته باشند.

talaq4

کانون خانواده این فشار و بحران را در خود منعکس می‌کند و محیط خانوادگی نمی‌تواند همه فشارها را تحمل کند و منفجر می‌شود.

علل اجتماعی افزایش طلاق

از نظر کارشناسان در کشورهای گوناگون به طور عموم مسایلی هم‌چون اختلاف طبقاتی، تضادهای فرهنگی، روابط جنسی، خیانت، فقدان اعتماد متقابل در زندگی مشترک، خشونت علیه زنان، چالش‌های اقتصادی، استقلال اقتصادی زنان و تغییر تفکر نسل‌ها از جمله عوامل عمده طلاق محسوب می‌شوند. در کشورهای صنعتی پیشرفته مانند آمریکا و فرانسه و انگلستان آهنگ طلاق بسیار بالاست. به عنوان نمونه در فرانسه در سال ٢٠١١ میزان طلاق به ۴۴/٧ درصد در کل ازدواج‌ها می‌رسد و نرخ عمومی طلاق در فرانسه ١٢ درصد بوده و حال آن‌که این نرخ طلاق برای انگلستان ١١/١ می‌باشد. از جمله علت‌های مهم این افزایش، مشکلات اقتصادی، تغییر الگوی خانواده، استقلال شخصی انسان‌ها و به ویژه زنان، تغییر ارزش‌ها و معیارهای سنتی، رشد اینترنت و مناسبات جنسی باز ذکر می‌گردد.

در خانواده پدرسالار سنتی و مذهبی، افراد عضو حق فکر کردن، پرسش نمودن ندارند و تصمیم‌گیری بر اساس رای رییس خانواده تعیین می‌شود

عوامل چندگانه تشدید بحران خانواده در ایران

بسیاری از سایت‌های حکومتی یا نزد ایدئولوگ‌های اسلامی مهم‌ترین عوامل افزایش آمار طلاق را، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و استقلال مالی زن و عدم وابستگی به مرد و عدم رعایت اصول دینی، عنوان کرده‌اند. در واقع نویسندگان این نوشته‌ها، اینترنت و فیس‌بوک را به مثابه خطر قلمداد نموده، زیرا گردش آزاد اطلاعات و اخبار و تجربه‌ها، خطری برای بنده‌واری و اطاعت کورکورانه زن به شمار می‌اید. از نظر این ایدئولوگ‌ها مطلع شدن زن منبع سرکشی و روحیه شورشی زن است، امری که اطاعت زن را تضعیف می‌کند. نظام متمایل است تا تمکین زن در خانواده و در بنگاه تولیدی ادامه یابد زیرا این اطاعت، سلطه حاکمیت در جامعه را تسهیل می‌کند. الگوی کلان حاکم بر پایه مدل‌های ارزشی کوچک‌تر استوار است. زمانی که روح اطاعت بر همه جا غالب است و امکان اعتراض محدود و ناپدید است، ادامه‌کاری سنتی قدرت سیاسی آسان‌تر می‌گردد. به هرحال آن‌چه در خانواده ایرانی می‌گذرد همیشه خوانایی با آرزوی حاکمیت را ندارد. خانواده ایرانی از نظر جامعه‌شناسی یک کانون برجسته تحولات است.  ساختار خانواده دست‌خوش گسیختگی و تغییرات متعددی است و توسعه طلاق یکی از نشانه‌های مهم خانواده و کل جامعه است. علاوه بر عوامل برشمرده فوق عوامل دیگری که در تغییر خانواده و رشد طلاق سهم دارند عبارتند از:

talaq5

اختلاف‌نظر و مشکلات در زمینه روابط جنسی در زندگی مشترک. در جامعه‌ای که آشنایی و مناسبات جنسی دو فرد پیش از ازدواج بسیار محدود است، فرصت لازم را برای شناخت متقابل در زمینه جنسی فراهم نمی‌کند.

مداخله خانواده در زندگی زناشویی و تحمیل سلیقه به زن و شوهر جوان و ایجاد فشارهای ریز و درشت در زندگی زوج‌های جوان. از آن‌جا که ارزش‌های فردی کاملن جا نیافتاده و جامعه مداخله‌گر و فضول و مزاحم می‌باشد، زندگی زناشویی مدام در معرض تعرض است.

رشد خواست‌های شخصی و فردگرایی و توجه به نیازها و آزادی فردی به سبب توسعه تکنولوژی‌های مدرن مانند اینترنت و فیس‌بوک و رسانه‌های ماهواره‌ای و فرهنگ غرب. این تمایلات چارچوب خانوادگی را برای افراد تنگ نموده و جدایی‌ها را تشویق می‌نمایند.

رشد تحصیلات و فضای دانشگاهی که منجر به شکستن معیارهای تحمیلی خانوادگی و مذهبی می‌گردد و ارزش‌ها و باورهای مذهبی فرو می‌ریزد. دخترانی که زیر فشار اقتصادی و خانوادگی و مذهبی ازدواج می‌کنند، زمانی که به دانشگاه و یا اجتماع گسترده‌تر می‌آیند و چشم‌هایشان بیش‌تر باز می‌شود بسیاری از قواعد سنتی و تحمیلی را زیر سوال می‌برند.

نفی سنت و احکام دین از جانب جوانان و کاهش اهمیت ارزش‌های سنتی و دینی در زندگی مشترک و آب شدن جنبه مقدس زناشویی. با رشد سکولاریسم و تحولات اجتماعی و فرهنگی، انسان‌ها شکل‌های سنتی یا رایج خانواده را به‌هم می‌زنند.

«ترانساکسیونل» و شیوه‌های روانشناسی بالینی و روان‌کاوانه، «اریک برن»، بر آن‌ست انسان سالم، انسانی است که سه حالت «کودک»، «بالغ» و «پدرمادری» را در شخصیت خود دارد

مشکلات مالی و اقتصادی و بیکاری و فشارهای ناشی از آن روی همبستگی زن و شوهر و به‌هم ریختن روابط خانوادگی بین زن و شوهر و فرزندان. مشکلات بیکاری و مالی نقش بزرگی در پاشیدگی خانواده‌ها در ایران داشته‌اند.

خشونت مردسالارانه علیه زنان و فرار زن از این مناسبات اسارت‌بار و خسته کننده به خصوص هنگامی که زن فاقد استقلال اقتصادی است. زنان در بسیاری از جدایی‌ها پیش‌قدم بوده‌اند زیرا شوهر با خشونت و آزار و اذیت خود، عرصه را بر زن تنگ نموده است.

تاثیرپذیری از فرهنگ شهری که مشوق مناسبات بازتر و مدرن‌تر است و برهم زننده مناسبات کهنه اجتماعی به شمار می‌آید. توسعه شهر و افزایش فرهنگ شهری و آشنایی بیش‌تر با مدرنیته غربی روحیات بسته را زیر سوال برده و رشد گرایش‌های جدید اجتماعی و آزادی جنسی را تسهیل می‌کند.

افزایش روحیه پول‌پرستی نزد زن و مرد در زندگی رقابتی و اختلافات متعدد برای کسب و استفاده از مهریه برای منافع فردی. ایران به جامعه کاملن مصرفی و پولی تبدیل شده است و بسیاری از مناسبات عاطفی نیز تابع پول شده است.

talaq1

نگاه ابزاری به زن هم‌چون «شیئ» و «کودک». فقدان عدالت و برابری در رفتار نسبت به زن ناشی از تاریخ و سنت پدرسالار و مذهب اسلام و نظام طبقاتی موجود است. فرهنگ حاکم و قدرت سیاسی موجود در بازتولید آن فعال است امری که نارضایتی زن را افزایش می‌دهد.

نبود یا ضعیف بودن عشق و صداقت و اعتماد بین دو فرد و غلبه مناسبات سوداگرانه بین افراد. در جامعه با توجه به اقتصاد رانتی و فساد فراگیر و روابط اجتماعی کالایی توام با حرص، عواطف و ارزش‌های انسانی به طور بی‌سابقه ضربه خورده است. در چنین شرایطی پایه کانون خانوادگی سست بوده و هم‌چون یک بنگاه اقتصادی عمل می‌کند.

رشد چند همسری و صیغه در دوران حکومت اسلامی. این عامل برای زن منشا فشار روحی سنگین بوده و علی‌رغم تمکین و سکوت، پس از یک دوره، اختلاف و شکاف و جدایی فرا می‌رسد.

نظام مستبد آدم‌های غیر مسوول به وجود می‌آورد تا آن‌ها با روحیات کوک شده و ناتوان در اطاعت قرار گرفته و یا خاموش و خسته باشند

طلاق‌ها و جامعه

گفته می‌شود بیش از ۶۰ درصد افراد متقاضی طلاق، زوج‌های جوانی هستند که کمتر از ده سال از زندگی مشترک آن‌ها می‌گذرد. در واقع خانواده‌های قدیمی‌تر به لحاظ وزنه سنت و عادت و پیوندهای خانوادگی پایدارتر باقی مانده‌اند، ولی زوج‌های تازه‌تر از استحکام کمتری برخوردار بوده و زیر عمل‌کرد عوامل گوناگون شکننده‌تر هستند. به علاوه بنا بر آمار رسمی ثبت ازدواج‌های موقت در مقایسه با سال پیش ۱۰ درصد افزایش یافته است. به طور مسلم یکی از دلایل اصلی در فقر و تورم و بیکاری موجود جامعه است و در همین ارتباط است که طلاق افزایش یافته و روز به ‌روز سن ازدواج‌های رسمی به تعویق می‌افتد. از نظر نباید دور داشت که عقد موقت نیز از این جهت که نیاز به رضایت پدر ندارد و کار آقایان را «راحت‌تر» می‌کند افزایش می‌یابد. در چند سال اخیر، فعالیت وب‌سایت‌هایی با عنوان «همسریابی» در ایران شروع شده است. این وب‌سایت‌ها در فضای مجازی از جمله برای ازدواج موقت چند ساعته همسر معرفی می‌کنند. در اسفندماه سال ۱۳۹۰، مجلس شورای اسلامی ایران در لایحه‌ای ثبت ازدواج موقت را با سه شرط «باردار شدن زوجه، توافق طرفین و شرط ضمن عقد» تصویب کرد. برخی از فعالان حقوق زنان برآنند ثبت ازدواج موقت به نوعی به این‌گونه ازدواج، که اغلب هم از سوی مردان متاهل انجام می‌شود، رسمیت می‌بخشد و به ترویج چندهمسری در جامعه دامن می‌زند.

در جامعه ایران بی‌ثباتی وضع اقتصادی زنان و فقر و بی‌عدالتی و فشار نسبت به آنان در بازار کار و قوانین اسلامی شرایط این گروه بزرگ اجتماعی را به طور کامل آسیب‌پذیر ساخته و به این خاطر سوق یافتن بخشی از زنان به سوی فحشا و صیغه یا «فحشای اسلامی» و ازدواج موقت تسهیل شده است. به علاوه این وضعیت لغزنده در فضای تحقیر زن و فرهنگ مردسالاری و عقده‌های جنسی بیمارگونه برخی از مردان و ایدئولوژی سکسی موجود در اسلام، اتفاق می‌افتد و این امر در زمانی است که احترام به حقوق برابر زن و حرمت و شخصیت او در اجتماع و اقتصاد نادیده گرفته می‌شود. حال اگر شرایط عادلانه در جامعه وجود می‌داشت و فشار سخت اجتماعی و اقتصادی و مذهبی موجود نبود، انتخاب زنان در مناسبات جنسی و اجتماعی جنبه آزادانه‌تر پیدا می‌کرد و گسترش آزادی فردی و جنسی و اجتماعی و فرهنگی، شرایط را برای انتخاب الگوی مناسبات جنسی فراهم می‌ساخت. امروز طلاق رشد می‌کند، این پدیده هم در ارتباط با تغییرات ساختاری و فرهنگی و تمایلات مدرن جامعه است و هم نتیجه عامل فشار مستقیم و غیر مستقیم و روانی و دینی و اجتماعی و اقتصادی بالا در جامعه می‌باشد. زمانی که طلاق معلول فشارهای منفی و مخرب است، جز بیان آسیب در هنجارهای اجتماعی چیز دیگری نیست.

جلال ایجادی

استاد جامعه شناسی در فرانسه

٢/١/٢٠١۴

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۱ Comment


  1. احمد رضایی از شیراز
    1

    نبود امار صحیح
    نگه داشتن دیپلمها در پشت در سربازی
    حساب نکردن سربازان و دانشجویان به عنوان بی کار
    همچنین ۲ ساعت کار درهفته بیکار نیستی
    امروز بعد از شش ماه که بیمه بیکاریم تمام شده است هنوز کار نیافتم و وقتی دانستم در امار بی کاری کشور نیز نیستم بیشتر ناراحت شدم
    چون دولت خودش و مردمش را دارد گول می زند
    می خواهید یک سایت با کد ملی درست کنم بیش از ۳۰ میلیون بی کار ثبت نام کنند
    امتحان مجانی است یک سایت خارجی این کار را بکند
    ضمنا سبد کالا به ما بی کاران که بیمه بیکاریمان تمام شده در شیراز نرسیده است .