شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
كافه‌ی كوچه هفتم

«اختراع سینما»

۱۳۹۲ دی ۲۷

آزاد عزیزیان و فراز خوشبختیان / رادیو کوچه

آزاد: لیست نهایی فیلم‌های حاضر در سی‌ و‌ دومین جشنواره‌ی فیلم فجر اعلام شد.

فیلم‌های موجود در جشنواره‌ی فجر در سه بخش «سودای سیمرغ» با فیلم‌هایی مانند «اشباح» ساخته‌ی «داریوش مهرجویی»، «چ» ساخته‌ی «ابراهیم حاتمی‌کیا»، «خواب‌زده‌ها» ساخته‌ی «فریدون جیرانی»، «قصه‌ها» ساخته‌ی رخشان بنی‌اعتماد و ۲۵ فیلم دیگر، در بخش دوم یعنی بخش «خارج از مسابقه» با فیلم‌های «خانه‌ی پدری» ساخته‌ی «کیانوش عیاری» و فیلم «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» ساخته‌ی «روح الله حجازی» و بخش «نگاه نو» با فیلم‌هایی مانند «ارسال یک آگهی تسلیت برای روزنامه» ساخته‌ی «ابراهیم ابراهیمیان» و «لامپ ۱۰۰» ساخته‌ی «سعید آقاخانی» و ۱۸ فیلم دیگر اعلام شدند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سینماهای سی و دومین جشنواره‌ی فیلم فجر نیز مشخص شده‌اند.

«محسن شمس» مدیر سامانه‌ی فروش بلیت فیلم‌های سی و دومین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر با اشاره به اینکه سالن‌های نمایش مردمی بخش مسابقه ایران شامل سه گروه می‌شود، گفت: سینماهای تماشا، تیراژه ۲، راگا، کیان، در گروه اول و سینماهای سمرقند، شکوفه ۱ و ماندانا در‌گروه‌دوم و سینماهای آزادی، اریکه ایرانیان، استقلال، جوان، زندگی ۲، شهر فرنگ، شهر هنر، فرهنگ ۱ و ۲، فلسطین ۱، ملت ۱و ۲و ۳و ۴ گروه سوم سالن‌های نمایش مردمی را تشکیل می‌دهند.

فراز: جشنواره‌ی گلدن گلوب هم برگزار شد و به فیلم‌های برگزیده جایزه داده شد. «۱۲ سال بردگی» به عنوان بهترین درام سال شد و « American Hustle» جایزه بهترین فیلم در رشته کمدی یا موزیکال را برد. در بخش بهترین فیلمنامه، «اسپایک جونز» برای نگارش فیلم‌نامه «او» جایزه گلدن گلوب را دریافت کرد و «آلفونسو کوارون» برای ساختن «جاذبه» به عنوان بهترین کارگردان شناخته شد. فیلم «زیبایی بزرگ» از ایتالیا جایزه بهترین فیلم خارجی را برد و جایزه‌ی بهترین سریال تلویزیونی از آن «راه خلافکاری» شد.

آزاد : روزنامه یک ویژه‌نامه‌ای در مورد ۲۸ دسامبر ۱۸۹۵ دارد که از «کافه‌گران پاریس» حرف می‌زند. در آن تاریخ «برادران لومیر» یکی از مهم‌ترین جلسات تاریخ سینما را اجرا می‌کنند. تماشاچیان برای نگاه کردن یک برنامه‌ی ۲۵ دقیقه‌ای یک فرانک پرداخت می‌کردند. کار تا جایی پیش می‌رود که در روز بیست اجرا داشته‌اند.

فراز : در قرن نوزدهم رشد صنعت سبب آن می‌شود که اسلاید‌های فانوسی ، کتاب‌های عکس و ادبیات مصور با قیمت ارزان در بازار موجود باشند ولی برای اختراع سینما یک مجموعه پیش شرط نیاز بوده است. .

اولین پیش شرط آن بوده است که دانشمندها باید این نکته را کشف می‌کردند که اگر تصاویری که اندکی با هم تفاوت دارند پشت سر هم با سرعت زیاد یعنی حداقل ۱۶ تصویر در ثانیه، در برابر چشمان انسان قرار گیرند چشم آن تصاویر را به صورت متحرک می‌بیند. یعنی توهم حرکت به وجود می‌آید.

دومین نکته اختراع قابلیت قرار دادن رشته‌ای از تصاویر متوالی بر یک سطح تخت بوده است. از سده‌ی هفدهم سرگرمی‌سازان و اهل تعلیم و تربیت از فانوس‌های جادو برای انداختن اسلایدهای مخصوص بر روی پرده استفاده می‌کردند.

mairich

 پیش‌شرط سوم توانایی استفاده از عکاسی برای تولید تصاویر متوالی از یک حرکت بر روی یک سطح شفاف بوده است. برای این کار زمان نوردهی باید به قدری کوتاه می‌شد تا امکان گرفتن دست‌کم شانزده تصویر در ثانیه بوجود می‌آمد.

نکته‌ی چهارم این بود که اختراع سینما مستلزم آن بود که پایه‌ای که عکس‌های متوالی بر روی آن چاپ می‌شوند آن‌قدر  نرم و انعطاف پذیر باشد که بتواند به سرعت فیلم را از جلوی عدسی عبور دهد.

آخرین پیش‌شرط هم این بود که محققین باید مکانیزم مناسبی برای حرکت و توقف یک در میان فیلم در دوربین‌ها و دستگاه نمایش خود پیدا می‌کردند.

آزاد : تعدادی از مخترعین هم وجود داشتند که بدون این‌که به تصاویر و عکس‌های متحرک دست پیدا کنند در اختراع سینما نقش ایفا کردند. در سال ۱۸۷۸ «استانفورد» فرماندار وقت «کالیفرنیا» از عکاسی به نام «مایبریج» خواست که راهی برای عکاسی از اسب‌های در حال دویدن پیدا کند که از آن طریق بشود مطالعات زیست‌شناسی انجام داد. مایبریج هم دوازده دوربین را کنار هم قرار‌ می‌دهد که میزان نوردهی‌اشان یک هزارم ثانیه بوده و حرکت اسب‌ها با فاصله‌ی نیم ثانیه ضبط می‌شوند.

فراز : افراد بسیاری در  اختراع سینما نقش داشته‌اند و نمی‌شود اختراع سینما را به فرد خاصی نسبت داد. در سال ۱۸۸۸ «ادیسون» تصمیم می‌گیرد دستگاهی برای تولید و نمایش تصاویر متحرک بسازد. البته بیشتر کارها توسط «دیکسون» دستیارش انجام می‌شوند. آنها بالاخره «کینوتوگراف» و جعبه‌ی نمایش «کینوتوسکوپ» خودشان را در سال ۱۸۹۱ می‌سازند. دیکسون فیلم‌ها را به نوارهایی به پهنای یک اینچ برش داد و در هر طرف قاب تصویر چهار سوراخ قرار داد. این تصمیم تمام تاریخ سینما را تحت تاثیر قرار داد و قاب های ۳۵ میلی‌متری به استاندارد جهانی تبدیل شدند. البته آن‌ها در هر ثانیه ۴۶ قاب ضبط می‌کردند.

آزاد : «آگوست لومیر» و «لویی لومیر» را می‌شود تاثیرگذارترین مخترعین دانست که سیستم نمایشی اختراع کردند که باعث شد سینما به صنعتی حقیقی تبدیل شود. برادران لومیر دوربین کوچک و ظریفی به اسم «سینماتوگراف» ساختند که فیلم‌های ۳۵ میلی‌متری می‌خورد و کار چاپ‌گر نسخه‌های پوزیتیو را هم انجام می‌داد. هم‌چنین می‌شد با نصبش جلوی یک فانوس به عنوان پروژکتور هم از آن استفاده کرد و ۱۶ قاب در ثانیه را نمایش می‌داد. این سرعت بیست و پنج سال استاندارد جهانی بود. اولین فیلم برادران لومیر، «خروج کارگردان از کارخانه» که در مارس سال ۱۸۹۵ فیلم‌برداری شده بود در ۲۲ مارس همان سال در یکی از جلسات تشویق صنایع ملی در پاریس نمایش داده شد.

فراز : برادران لومیر در ۲۵ فوریه‌ی ۱۸۹۶ در لندن هم اجرا داشتند. به دلیل این‌که صنعت سینما در انگلستان به‌خاطر حضور « آر.دبلیو. پال» و شریکش «برت ایکرز» به‌خاطر دوربینی که ساخته بودند باب شده بود.

lomir

آزاد: . در آن زمان در آمریکا هم گروه‌هایی وجود داشتند:

گروه اول «لاتهام» و پسرانش «اتوی» و «گری» که در سال ۱۸۹۴ شروع به ساختن دوربین و پروژکتورشان کرده و ۲۱ آپریل ۱۸۹۵ برای خبرنگارها نمایشی اجرا می‌کنند. آن‌ها چند سال به نمایش‌های خودشان ادامه می‌دهند. در آن دوران طول فیلم‌هایی که بیشتر دوربین‌ها و دستگاه‌های نمایش می‌توانستند استفاده کنند حداکثر سه دقیقه بود. چون فشار وزن فیلم باعث پاره شدن آن می‌شد. لاتهام و پسرانش لوپ ساده اما بسیار کارآمدی را  به مکانیسم گردش فیلم اضافه می‌کنند که با استفاده از این لوپ امکان ساخت فیلم‌های طولانی‌تر فراهم می‌شد.

گروه دومی هم وجود داشته‌اند.  «سی فرانسیس جنکینز» و «توماس آرمات» سال ۱۸۹۵ پروژکتوری را در «آتلانتا» به نمایش گذاشتند. دستگاه‌شان به دلیل وجود پروژه‌های دیگر مانند دستگاه لاتهام و تصویر تاریک و لرزانی که ارایه میداد مورد توجه قرار نگرفت. در همین سال این دو نفر از هم جدا شدند و از آن زمان به بعد آرمات کارش را  به تنهایی ادامه داد.

فراز: گروه سومی هم وجود داشته است. در اواخر سال ۱۸۹۴ «هرمان کاسلر» دستگاه شهرفرنگ مانندی  به اسم «موتواسکوپ» می‌سازد. کاسلر به دیکسون که دوستش بوده مراجعه می‌کند و دیکسون هم چون از وضعیت کاری‌اش با ادیسون راضی نبوده است با وی هم‌کاری می‌کند. در سال ۱۸۹۶ با هم و چند شریک دیگر شرکت «آمریکن موتوسکوپ کمپانی» را  تاسیس می‌کنند.

چون بازار نمایش تصویر متحرک شهرفرنگی افت کرده بود آن‌ها تصمیم می‌گیرند که توجه خود را بر روی ساخت پروژکتور متمرکز کنند. بعد از زمان کوتاهی شرکت امریکن موتوسکوپ کمپانی فیلم‌هایش را در سالن‌های سینمای سراسر کشور پخش می‌کند. دوربین‌ها و دستگاه‌های نمایش آنها نسبت به بقیه‌ی دوربین‌ها و دستگاه‌های نمایش غیر عادی بود چون از فیلم‌های هفتاد میلی‌متری استفاده می‌کردند که تصاویر بزرگتر و روشن‌تری را ارایه می‌داده است.

تا همان سال ۱۸۹۷ اختراع سینما تا حد زیادی کامل شده بود و دو وسیله‌ی اصلی برای نمایش فیلم وجود داشت. یک وسیله‌ی شهر‌‌فرنگی برای تماشای انفرادی و  سالن‌های سینما برای مخاطب انبوه.

sinamatograf

امروز دوستی مهمانمان خواهد بود. «علی‌رضا خاتمی» که فیلم‌ساز و مدرس دانشگاه است. وی فارغ التحصیل کارشناسی خلاقیت‌های رسانه‌ای در دانشگاه مالزی و کارشناسی ارشد هنرهای زیبا در رشته‌ی تولید فیلم در آمریکا می‌باشد. وی در حال حاضر در دانشگاه آمریکایی لبنان به تدریس سینما مشغول است. یکی از فیلم‌های کوتاه وی به نام «آدرس جدید آقای چانگ» سال گذشته در بخش «دو هفته با کارگردانان» جشنواره‌ی فیلم کن به نمایش درآمد. هم‌چنین آخر فیلم کوتاه وی یعنی فیلم «سگ در باران» محصول آمریکا می‌باشد و به آزارهای جنسی کودکان در خانواده پرداخته است.

آزاد: علی‌رضا جان به نظرت چه زمینه‌هایی باید برای اختراع سینما وجود می‌داشت یا سینما در ادامه‌ی چه روندی در جامعه و به چه دلیلی به وجود می‌آید؟ آیا اتفاق بوده است یا وجودش اجتناب‌ناپذیر بود؟

علی‌رضا: سینما هم مانند تمام ابزارهای دیگر محصول شرایطی تاریخی‌ست. عوامل بسیاری دست به دست هم می‌دهند از جمله: گسترش تکنولو‌ژی تا تاریخ را آبستن واقعه‌ای خاص کنند. این ایده‌ها یا ابزارها به نبوغ شخص یا اشخاص خاصی وابسته نیستند و آن افراد فقط حاملان این ایده‌اند. این خود بزرگ بینی‌ای در عصر مدرن است که به نبوغ و توانایی آدم‌ها فارغ از شرایط اجتماعی‌شان بار بیش از حدی می‌دهد. به نظر من اختراع سینما تنها یک پله‌ایست در گسترش تکنولو‌ژیکال و اجتماعی آن‌چه اتفاق می‌افتد. به نظر من به وجود آمدن سینما هم مانند چیزهای دیگر اتفاق است و هیچ برنامه‌ریزی خاصی برای اختراع آن وجود نداشته‌ است. این که با این اتفاق چه می‌کنند مهم است. ادیسون که مخترع آمریکایی سینماست این اتفاق را جدی نمی‌گیرد و برادران لومیر در فرانسه این اتفاق را جدی‌تر می‌گیرند.

فراز: اگر خودت در آن دوره زندگی می‌کردی برخوردت به این پدیده‌ی نوظهور چه بود؟

علی‌رضا: آن را خیلی جدی نمی‌گرفتم. همان‌طور که امروز پدیده‌های جدید را خیلی جدی نمی‌گیرم. من در قرن بیست و یکم تصمیم گرفته‌ام فیلم‌ساز شوم. قرنی که به معنایی پایان فیلم‌سازی به معنای کلاسیک‌اش است. اگر در آن دوران زندگی می‌کردم احتمالن به کار تئاتر یا نویسندگی مشغول می‌شدم.

alireza-khatami

آزاد: در آن دوران فیلم‌سازان بیش‌تر چه پارامترهایی را برای ساختن فیلم‌شان در نظر می‌گرفتند؟

علی‌رضا: بستگی به این داشت که فیلم‌ساز اهل کجا باشد. وقتی درباره‌ی آمریکا حرف می‌زنیم حتی می‌شود گفت در مورد فرانسه هم به همین شیوه است چون دو قطب اصلی فیلم‌سازی در آن دوران بوده‌اند. برای هر دو کشیدن تماشاچی به سینما مهم‌ترین پارامتری بوده که در نظر می‌گرفته‌اند و به هر ترفند و حیله‌ای متوسل می‌شدند که تماشاچی را به سینما بکشانند. هر چند آدم‌هایی هم وجود داشتند که دست به تجربه‌گرایی می‌زدند فارغ از این‌که چه تاثیری می‌تواند روی بازار داشته باشد و آنان راه‌گشایان اصلی سینما بودند. آدم‌هایی که ریسک کردند و تجربه‌گرایی می‌کنند. فیلم‌ها دو تا سه دقیقه بیشتر نیستند و هر کاری می‌شود انجام داد به شرطی که بتوان آن‌ها را جایی نمایش داد و چند نفر بخواهند آن را ببینند. این اصلی‌ترین پارامتر آن سال‌ها و حتی امروز است.

فراز:  علی‌رضا پنج تا فیلم صامت مورد علاقه‌ت چیه؟

علیرضا: کارهای «چارلی چاپلین» بهترین کارهای سینمای صامت هستند. فیلم‌های «روشنایی‌های شهر»، «عصر جدید»، «ژنرال» ساخته‌ی «باستر کیتون» ،  «لبخند آخر» ساخته‌ی «مورنائو» و «سرقت بزرگ قطار» فیلمی که «پورتر» در اوایل قرن می‌سازد. من خیلی به سینمای روسیه علاقه‌مند نیستم هرچند که تاثیراتی که بر روی سینما گذاشته است بسیار تاثیرات مهمی بوده است. چارلی چاپلین را به همه‌ی این‌ها ترجیح می‌دهم یعنی نابغه‌ای که کمتر سینما به خودش دیده است.

آزاد: ما هر هفته در برنامه‌یمان از مهمان‌مان می‌‌خواهیم خیلی کوتاه در مورد فیلمی برایمان صحبت کند. فیلم این هفته هیس «دختران فریاد نمی‌زنن» ساخته‌ی «پوران درخشنده» است.

علی‌رضا: فیلم «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» فیلمی است که نیازمندش هستیم. در شرایطی که هیچ رسانه‌ی همگانی‌ای در اختیار نیست تا درباره‌ی زخم‌هایی این‌چنینی حرف بزنیم. به نظرم پوران درخشنده تمام تلاشش را کرده است تا در میان تمام ممیزی‌های موجود حرف خودش را بزند. کدام یک از ما چه پسر و چه دختر آزارهای جنسی را تجربه نکرده‌ایم؟ شاید پوران درخشنده فیلم‌ساز ایدئال‌گرایی نباشد، شاید فیلم‌سازیش مورد علاقه‌ی خیلی از ما نباشد اما انسان ایدئال‌گرایی است. در خفقان موجود من به احترام پوران کلاه از سر برمی‌دارم.  حرفی که وی می‌زند شایسته‌ی شنیده شدن است در حالی که امثال “مجید مجیدی” حکم تکفیر صادر می‌کنند و سانسور را ویژگی ذاتی فرهنگ ما معرفی می‌کنند.

آزاد: مرسی علی‌رضا جان. ما هر هفته در «کافه‌ی کوچه هفتم» به بررسی تاریخ سینما می‌نشینیم.

فراز: پس قرارمان هفته‌ی آینده در  کافه‌ی کوچه هفتم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۶ Comments


  1. سروش
    1

    درسته که ترجمه ی بریکینگ بد خیلی سخته ولی ترجمه ی دنیای تصویر بهتره که میگه “به سیم آخر زدن” .


  2. ali
    2

    از رادیو کوچه بعید بود اعتبارش را با گنده کردن یک صفر کیلومتر زیر سوال ببره !! طرف کلا تو عمرش ۴ تا فیلم کوتاه کار کرده که هر ۴ تاشم پروزه های دانشجوییش بوده و رفته با هزار تا دروغ پناهندگی تو آمریکا بگیره که اونجا هم تا فهمیدن طرف چکارست انداختنش بیرون و دیپورتش کردن با یک سرچ ساده هم توی اینترنت میشه فهمید طرف طبل تو خالیه حالا شده برای رادیو کوچه کارشناس !!!
    دو تا اولی ۲۰۰۹ و۲۰۱۱ راکه هرکی ندونه بچه ها مالزی هم دانشگاهیش میدونن چه جفنگی بود و چجوری ساخت آخریشم که توی اینرنت سرچ کنین زده پروژه دانشگاهی مشترکش با همکلاسیش بوده
    راستی شما که رفیق فابشین ازش بپرسین ایشون که رفته فیلمش کن چرا خودش نرفت فرانسه ؟ دستش کجا بند بود ؟


  3. آزاد عزیزیان
    3

    سروش عزیز چندین جا به این شیوه ترجمه شده بود و از توجه ت سپاس گذارم.
    آزاد عزیزیان


  4. آزاد عزیزیان
    4

    علی گرامی سلام. ممنون از توجه و شنیدن این برنامه و برایمان مایه ی افتخار است که اولین برنامه ی ما در رادیو کوچه اینچنین مخاطبانی یافته و نظرات مخالف را هم جلب کرده است و مخاطبانمان در راستای بهتر شدن این برنامه کمکمان می کنند.من به عنوان یک روزنامه نگار و برنامه ساز حق ندارم در این موارد به بررسی نشسته و وارد زندگی خصوصی و شخصی افراد شوم. در ضمن اعلام می
    کنم که علی رضا خاتمی کارنامه ی مشخصی داشته و هر کس می تواند اتفاقا با یک سرچ علی رضا خاتمی را بشناسدو کارنامه اش را مشاهده کند. باز ممنون از توجه تون و امیدوارم بیشتر شاهد نظراتتون باشیم.

  5. 5

    درود
    برنامه شما را شنیدم و به عنوان کسی که در این زمینه هیچ گونه اطلاعات خاصی نداشتم، بسیار مفید بود.
    امیدوارم که همواره در تهیه برنامه ها موفق و سربلند باشید.
    با سپاس


  6. آزاد عزیزیان
    6

    درود کاوه جان
    قربانت عزیز و ممنون بابت توجه ت.