Saturday, 18 July 2015
09 July 2020
گام به گام با سینما

«ده روز با جشنواره – برنامه‌ی دهم»

2014 February 11

آزاد  عزیزیان / رادیو کوچه

با هم‌کاری نیما آهی

در آخرین قسمت برنامه‌ی «ده روز با جشنواره» با «بصیر نصیبی» یکی از بنیان‌گذاران «سینمای آزاد ایران»، فیلم‌ساز و محقق در عرصه‌ی سینما به بررسی جشنواره‌ی فیلم فجر می‌پردازیم.

 

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

همان‌طور که مطلع هستید در آخرین روز‌های جشنواره‌ی فیلم فجر  هستیم. چه فیلم‌هایی در این جشنواره حضور پیدا می‌کنند و اجازه‌ی حضور در جشنواره‌ی فیلم فجر می‌یابند؟

بصیر نصیبی: به‌طور کلی نظر من در مورد جشنواره‌ای که در یک نظام استبدادی برگزار می‌شود این است که باید از این جشنواره فاصله گرفت، بایکوت‌اش کرد و درباره‌اش حرف نزد. وقتی شما جریانی را نمی‌پذیرید نمی‌توانید از خوب بودن یا بد بودن آن هم حرفی بزنید. این جریان وجود دارد و شما هم در این مدت گزارش‌هایی از این رویداد ارائه داده‌اید. من هم در این ارتباط نظرم را اعلام می‌کنم و امیدوارم که اگر حرف‌های من آگاهی‌دهنده است، بر افرادی هم که به این نوع جشنواره‌ها می‌روند ولی به کلیت چنین رویدادهایی در این نظام‌ها که ماهیتن ضد هنر و فرهنگ و فستیوال هستند تاثیر بگذارد که در چنین فستیوال‌هایی شرکت می‌کنند و به نوعی ناخواسته به وسیله‌ی تبلیغاتی این نظام تبدیل می‌شوند.

1fajr

بصیر نصیبی

در این دوره از جشنواره فیلم‌هایی وجود داشته‌اند مانند «قصه‌ها» ساخته‌ی «رخشان بنی اعتماد» و یا «خانه‌ی پدری» ساخته‌ی «کیانوش عیاری» که پس از چند سال مجوز گرفته‌اند و در جشنواره‌ی فجر شرکت کرده‌اند. در یکی از نشست‌های خبری «رخشان بنی اعتماد» اعلام می‌کند که من خودم را تحریم کرده بودم چون با شرایط فرهنگی آن زمان سازگار نبوده‌ام. چرا این فیلم‌ها در این دوره به جشنواره راه می‌یابند؟ آیا چیزی عوض شده است؟

بصیر نصیبی: به‌طور کلی رژیم جهموری اسلامی زمانی که مستقر شده بود، یکی از اعتراض‌هایش به نظام پیشین این بود که با برگزاری جشنواره‌هایی مانند «جشن هنر» و چهار یا پنج فستیوال دیگر که در نظام پیشین وجود داشت مانند «جشن هنر»، «جشن توس» و « جشنواره‌ی جهانی فیلم» بودجه‌ی مملکت را هدر می‌دهد اما وقتی خودش به قدرت رسید، خیلی زود همان برنامه‌های نظام پیشین را پیاده کرد.

میزان جشنواره‌ها و فستیوال‌هایی که در جمهوری اسلامی برگزار می‌شود، تعدادشان آنقدر زیاد است که خود مطبوعات داخلی می‌گویند در حدود ۵۰ جشنواره سالانه برگزار می‌شود. قصد و هدف چنین جشنواره‌هایی این بود که به هر مقام در جمهوری اسلامی جشنواره‌ای اختصاص دادند و بودجه‌ای در اختیارش گذاشتند و فردی به عنوان مدیر جشنواره انتخاب می‌شد. حتی «سینمای جوان»شان هم که به نوعی جایگزین «سینمای آزاد» کردند، آن هم جشنواره‌های سراسری از این نوع دارد. در وهله‌ی اول این حکومت با جشن و جشنواره در تضاد است. در جشنواره‌هایشان قرآن می‌‌خوانند، روضه می‌خوانند و سینه می‌زنند. چنین جشنواره‌هایی برای این حکومت اثر تبلیغاتی دارد. این جشنواره‌ای که در حال برگزاری است اسم‌اش که مشخص است و خودشان هم اعلام کرده‌اند که این جشنواره به دلیل دهه‌ی استقرار جمهوری اسلامی برگزار می‌شود و بارها اعلام کرده‌اند که این جشنواره ویترین تبلیغاتی جمهوری اسلامی است. «کیانوش عیاری» از اعضای «سینمای آزاد» بود و یکی از با استعدادهای سینما بوده و در گروه من کارش را در سن خیلی پایین آغاز کرد و از همان‌جا رشد کرد. «رخشان بنی اعتماد» آن موقع در تلویزیون بود و کار فیلم‌سازی می‌کرد.

2fajr

بصیر نصیبی

  به نظر من این شبه جشنواره در این کار سابقه دارد و بارها اتفاق افتاده است که فیلم‌هایی را در این جشنواره‌هایشان نمایش داده‌اند و بعد پرونده‌اش را بسته‌اند. فیلم «خانه‌ی پدری» ساخته‌ی «کیانوش عیاری» را سال‌هاست که توقیف کرده‌اند و اکنون در این جشنواره اجازه‌ی نمایش یافته است، به این دلیل که نشان دهند که با آمدن این آقای کلیدساز وضعیت بهتر شده است و فیلم‌هایی که توقیف شده‌اند به نمایش در‌می‌آیند. توقیف فیلم‌ها از طرف وزارت ارشاد صورت می‌گیرد که رهبرشان رییس‌اش را تعیین کرده است. قبلن این اتفاق بارها افتاده است. «رخشان بنی اعتماد» دوست من بوده است و من متاسفم که باید واقعیت‌ها را بگویم. وی کسی بود که بیشتر به «دوم خردادی‌ها» مربوط بود و در دوره‌ی «احمدی‌نژاد» یا نخواست کار کند و یا نخواستند کار کند.

ولی خب قبلن در دوره‌های دیگر بوده است و در این دوره هم آمده است و شرکت کرده است. همه‌ی این ۳۶ سال که «احمدی‌نژاد» رییس جمهور نبوده است. سانسورچی سانسورچی است. چه اسم‌اش «احمدی‌نژاد» باشد و چه اسم‌اش «خاتمی» یا «روحانی» باشد. امروز فیلم «رخشان بنی اعتماد» در جشنواره است و این مانند ماجرای «خانه‌ی سینما» است که در اواخر دوره‌ی ریاست جمهوری «احمدی‌نژاد» رییس خانه‌ی سینما تشکر کرد که آقای «احمدی‌نژاد» دارند خیلی کمک می‌کنند که این «خانه‌ی سینما» باز شود ولی این را کش دادند تا این‌که رسید به دوران «روحانی» تا این کار را به حساب کارهای درخشان وی بگذارند و بگویند که «روحانی» آمد و «خانه‌ی سینما» باز شد. مگر «روحانی» از همان کسی اختیارش را نگرفته است که «احمدی‌نژاد» گرفته بود؟ مگر «احمدی‌نژاد» بهترین انتخاب رهبرشان نبود؟ حالا کاسه کوزه‌ها را سر قبلی خراب می‌کنند و این یکی را رشد می‌دهند. همیشه بدین شکل بوده است. با نمایش فیلم «رخشان بنی‌اعتماد» یا «کیانوش عیاری» می‌خواهند نشان دهند که دریچه بازتر شده است.

آقای «نصیبی» به اواخر دوران «پهلوی» اشاره کردید. دورانی که در آن یک سینمای مستقل شکل می‌گیرد که شما و برادراتان هم عضو این مجموعه بودید. امروز آیا امکان دارد که چنین فضایی سینمای مستقل وجود داشته باشد؟ در این شرایط وظیفه‌ی هنرمندی که به آرمان‌های انسانی متعهد است چیست؟

3fajr

بصیر نصیبی: نباید این تصور رو داشته باشیم که در گذشته همه چیز درست بود و  هیچ اشکالی نبود و ما هم به راحتی می‌توانستیم کار کنیم. نه به این شکل نبود. ما با خیلی مسایل درگیر بودیم. سانسور بود و کار آسانی نبود که در آن شرایط هم بتوانی استقلال‌ات را حفظ بکنی. در آن دوران در مقابل سینمای متداول فارسی، یک سینمای اندیشه‌ای هم در ایران رشد کرد که «سینما آزاد» یکی از آن‌ها بود. فیلم‌سازان دیگری بودند که کار می‌کردند. شاخص‌ترین آن‌‌ها «تقوایی»، «هریتاش» و همین خود آقای «مهرجویی» بود که بعدها در جمهوری اسلامی همه بدان شکل باقی نماندند. ماهیت حکومت مذهبی این است که نمی‌تواند خود را با استقلال و آزادی تطبیق دهد. شاید یک نظام غیرمذهبی امکان اصلاح داشته باشد ولی یک نظام مذهبی ندارد. استقلال در سینمای جمهوری اسلامی و در هنر حاضر نه این‌که سخت باشد بلکه ناممکن است و به همین دلیل سینمای امروز در ایران یک سینمای دولتی است. خود آقای «داریوش مهرجویی» گفت که هشتاد درصد فیلم‌هایی که در ایران ساخته می‌شوند، فیلم‌هایی هستند که با سرمایه‌ی دولت ساخته می‌شوند. تعدادی تهیه‌کننده وجود داشتند که کوشش‌هایی می‌کردند که کار مستقل بکنند که حذفشان کردند. سرمایه‌گذار فیلم «اسکار»ی آقای «فرهادی»، «بانک پاسارگاد» بود که متعلق به سپاه پاسداران است. با سرمایه‌گذاری سپاه پاسداران که نمی‌شود فیلم مستقل ساخت. در چنین سیستم‌هایی حتی امکان این که در حد این کشورهای سرمایه‌داری غربی بتوان جلو رفت هم وجود ندارد چون با موانع ارتجاعی مذهب برخورد می‌کنید. وقتی جشنواره‌ی فجر به وجود آمد، می‌گفت هر فیلم‌سازی که می‌خواهد فیلم‌اش اکران شود باید در جشنواره‌ی فجر شرکت می‌کرد. این جشنواره اعتباری نداشت و کارگردانانی که به خارج راه پیدا کرده بودند، نمی‌خواستند که فیلم‌شان را به این جشنواره بدهند که در جشنواره‌های دیگر در اروپا نتوانند شرکت کنند. فیلم‌شان را به این جشنواره نمی‌دانند و آن‌ها می‌گفتند اگر فیلم‌تان به این جشنواره نیاید اجازه‌ی اکران نخواهد داشت. مگر سینما بحران ندارد؟ این‌ها خودشان هم دایم اعلام می‌کنند که می‌خواهیم مردم را با سینما آشتی بدهیم.

4fajr

پس دلیل بر این است که مردم در مجموع به سینما نمی‌روند. تهران شهری ۱۶ میلیون نفری است. اگر خود خانواده‌ی سینما که در حدود چهار، پنج هزار نفر می‌شوند به این فستیوال فجر می‌آمدند بایستی جمعیت ده برابر این باشد. فیلمی را که نمایش می‌دهند، دوستان و باندها و هواداران‌شان را به سالن می‌ریزند. سهمیه‌هایی به سپاه پاسداران و پلیس و مقامات می‌دهند. وقتی در یک شهر ۱۶ میلیون نفری سالن سینما پر شود که به مردم ربطی ندارد. وقتی می‌گویند که فیلمی خیلی موفق بوده این بوده که سالن پر شده است و ده نفر ایستاده باشند. در همین جشنواره برای فیلم «مهرجویی» و «کیمیایی» مردم سالن را ترک کردند. فیلم‌هایی هم که مورد توجه قرار می‌گیرند، مورد توجه چند نفر قرار می‌گیرند. در جمهوری اسلامی همین چهار، پنج نفری که به جشنواره می‌روند را کارگردان می‌نامند و به این فکر نمی‌کنند که سینما یک هنر جمعی است که یک فکر به نام کارگردان هدایت‌کننده است و افراد زیادی که در سینما کار می‌کنند جزو خانواده‌ی سینما هستند و اگر همه‌ی این افراد بیایند حتما سالن پر می‌شود و در این شرایط این سینما سینمای عمومی نیست و متعلق به مردم نیست. فستیوالی مربوط به مردم است که از مردم عادی بتواند به خودش جلب کند و همچنین اتفاقی در فجر نیوفتاده است.

 برنامه قبلی را از اینجا دنبال کنید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,