شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
18 September 2016
بررسی و تحلیل

«تشابه و تفاوت جنبش ۸۸ مردم ایران و اوکراین»

۱۳۹۲ اسفند ۰۷

ژاله وفا / رادیو کوچه

جنبش مردم اوکراین با خواستی روشن و روشی شفاف به پیروزی در مرحله اول نایل آمد.

هدف مقطعی شفاف: مردم هدف را بیرون از نظام قراردادند. همانا بر کناری رئیس جمهوری ضعیف و فاسدی چون ویکتور یانوکوویچ و برگزاری انتخابات جدید

 روش روشن: ایستادگی بر خواسته خود تا حصول نتیجه.

 فساد گسترده مالی و بی‌عدالتی در میان مقامات ارشد اوکراین، عاملی بود که مردم این کشور را به ایجاد یک تغییر بزرگ سوق داد. میدان استقلال کی یف پایتخت اوکراین همانند میدان التحریر قاهره شاهد حضور مستدام مردم اوکراین بود. جنبش مردم اوکراین رنگ و بوی روش‌های اروپایی را نداشت، بلکه شباهت بسیار به جنبش‌های بهار عربی داشت. وجدان همگانی ملت‌هایی که اراده تغییر دارند، مرزهای ملی را نیز در می‌نوردند و فرا‌تر از آن روش‌هایی که تجربه موفق خود را در عمل به اثبات رسانده‌اند و به پیروزی راهبر شده‌اند را، به رایگان با هم به اشتراک می‌گذارد. و چه بسا در این امر نیز با توسل به هنر از مرز ممکن فرا‌تر رفتن، با روشی تجربی، خطا و لغزش و ضعف جنبش‌های ملل دیگر را تشخیص و در شرایط محیطی خود، بدل به قوت جنبش خود نیز می‌نمایند و حاصل را که دیگر دانشی اجتماعی و دستاوردی جهانی و همگانی است را در اختیار سایر ملت‌ها قرار می‌دهند.

1

جنبش پیروز مردم اوکراین نشان داده است که حداقل در بعد روش، ایستادگی و شفاف کردن هدف تا چه حد و با چه سرعتی به پیروزی منجر می‌شود و زمان تحولات اجتماعی با زمان گردش وضعی زمین و به صورت کمی تعیین نمی‌شود، بلکه تغییرات کیفی به سرعت می‌تواند بر تغییرات کمی پیشی گرفته و به نتیجه بیانجامد.

مردم اوکراین در کمتر از سه ماه با حضور واقعی خود در صحنه، نگذاشتند قدرت‌های خارجی با تهدید تحریم و «اصلاح طلبان» داخلی تخم تردید را در میان آن‌ها بی‌افشانند. هرچند گروه‌های دست راستی و رادیکال در بین آن‌ها رخنه کرده و با آشوب‌گری، قصد داشتند گردی از خشونت را بر جنبش مردم اوکراین بپاشانند، اما آن بخش از مردم اوکراین که هدف آن‌ها دستیابی بی‌خشونت به هدف بود، خود را در مدار بسته بد و بد‌تر زندانی نکردند و این دایره بسته را گشودند و به مدار باز خوب و خوب‌تر بدل کردند. و طبیعی دانستند که انسان مبارزه را بر اساس اراده حیات و حق خود برای زیست در شرایط بهتر و با در نظر گرفتن همه سختی‌ها به پیش می‌برد. اما در واقع خشونت اصلی را دولت بر مردم اعمال کرد و دولت برروی مردم آتش گشود.

رفتار مردم اوکراین در زمان ورود به کاخ ریاست جمهوری خود بهترین گواه بر رفتار خشونت‌زدای آن‌ها است. هنگامی که ویکتور یانوکوویچ که به فساد شهره بود، کاخ ریاست جمهوری را ترک کرد و مردم با پلاکاردهایی در دست که بر روی آن نوشته بود «به موزه فساد خوش آمدید!» وارد آن کاخ شدند نه به ساختمان و نه به تجهیزات و وسایل آن کمترین آسیبی وارد نیاوردند و به گزارش مجله اشپیگل مردم اظهار می‌داشتند: «چرا بایستی به چیزی صدمه بزنیم که به خود ما تعلق دارد!»

2

 این حس احترام به داشته‌های خود و رفتار منتجه از آن در مردمی که مبنای مبارزه را تنها بر تعویض قدرت سیاسی می‌گذارند و مبارزه خود را تنها بر اساس «ضدیت» با کسی و یا گروهی و نهادی و.. تعریف می‌کنند و نه بر اساس ساختن فضا ی سیاسی نویی و آینده‌ای بر وفق حقوق خود، پدید نمی‌آید. همان‌گونه که در نیروهای اشغال‌گر بیگانه نیز نسبت به کشور اشغال شده بوجود نمی‌آید. غارت موزه ملی بغداد و کاخ‌های صدام در روز‌های اشغال بغداد توسط نیروهای بیگانه امریکایی که نقش «منجی» و هدیه کننده «دموکراسی» را نیز بازی می‌کردند، از خاطره هیچ ملتی که کمترین ارزش را برای داشته‌ها و دست آوردهای فرهنگی و هنری و تاریخی ملل جهان قایل باشد پاک نمی‌گردد.

 در روزهای ابتدای مقاومت مردم اوکراین، گزارش‌گران رسانه‌های اروپایی نسبت به مقاومت مردم در سرما اظهار تردید می‌کردند و بر این نظر بودند که ممکن نیست شمار مردم حاضر در میدان استقلال در این شرایط از چندصد نفر بالا‌تر رود. اما رهبران مخالف دولت اوکراین، بهانه‌هایی هم‌چون «نیروهای دولتی اجازه حضور به ما ندادند» را مستمسک عدم حضور خود در میدان نکرده و در میان تظاهرات کنندگان به سر بردند. این امر باعث قوت قلب مردم اوکراین شد. ویتالی کلیچکو یکی از رهبران مخالف دولت اوکراین نه تنها خود هماره در میان مردم حضور داشت بلکه در گردهمایی‌های مخالفان می‌گفت: «در هر شهر، منطقه و هر جایی که هستید دوستان خود را جمع کنید تا در خیابان‌ها حضور یابند و در تجمع‌های اعتراضی شرکت کنند.» روش، روش حس مسوولیت متقابل و دعوت صریح به مشارکت بود. بی‌شک در میان مخالفان جوانان رادیکال و معترضان و اغتشاش‌گر نیز وجود داشتند اما حضور مردم طبقه میانه و دانشجویان و هنرمندان در میدان استقلال کی‌یف بر اغتشاش‌گران غلبه داشت.

3

درس‌گیری از تجربه پیروز جنبش‌ها

درس گرفتن از تجربه پیروز جنبش‌ها به مدد ما در اصلاح روش‌های جنبش خود و یافتن کاستی‌ها و نیز قوت‌های تاکتیک‌ها و استراتژی‌ها می‌آید. ضعف در هر جنبشی امری محتوم نیست و هرآن با اتخاذ روش تجربی می‌توان آن‌را به قوت بدل کرد و بر شمار قوت‌ها افزود. مردم ایران در جنبش سال ۸۸ پیشتاز جنبش‌های بهار عربی بودند و در جهان به ساعیان مسیر پر دست‌انداز انقلاب و تحول شهره‌اند. هیچ ملتی در ۱۰۰ سال اخیر هم‌چون ملت ایران به خیزش برای تحول و استقرار آزادی و استقلال برنخاسته است. تاریخ کهن میهن ما گواه است که ایرانیان تنها در کار زندگی نبوده‌اند، به کار برانگیختن به زندگی نیز برخاسته‌اند.

ضعف‌های جنبش ۸۸ را در آینه قوت جنبش مردم اوکراین می‌توان در:

۱- تعیین چارچوب محدود همانا محدوده نظام ولایت‌فقیه و قانون اساسی آن، به عنوان هدف اعتراش و جنبش. تکیه و اصرار برخی بر مطالبه «رای من کو» عملن آن بخشی از تحریم‌کنندگان را که دنبال چون و چرا درباره حق حاکمیت خود و شعار «حق من کو» بودند را از جنبش جدا می‌کرد.

۲- تعیین محدوده درون نظام حاکم هر آن‌چه را که به حقوق شهروندی مردم راجع است که بالتبع در خارج از چارچوب نظام مطلقه استبدادی حاکم قرار می‌گیرند را نفی می‌کرد. و لاجرم تمامی کسانی را که برای احقاق حقوق خود و نه حفظ نظام به جنبش پیوسته بودند را نسبت به سرانجام جنبش دل‌سرد می‌کرد. هرچند شعار‌های بسیاری از مردم، خروج از نظام و برعلیه کلیت نظام ولایت فقیه بود ولی با سانسور آن بخشی روبرو شد که قصد نداشتند اوجب واجباتشان که همانا حفظ نظام است، خدشه‌دار شود. مصران در ماندن در چارچوب نظام و قانون اساسی آن از این امر اساسی غفلت داشتند که هرگاه مرکز قدرتی بوجود آمد و ستون پایه‌های قدرت را در اختیار گرفت و فوق قانون شد، به ضرورت مستبد می‌شود و استبدادی که برقرار می‌شود بار به ضرورت میل به فراگرفتن همه ابعاد زندگی انسان‌ها، خواهد کرد. استبدادی که ۳۰ سال است خیانت و جنایت می‌کند و فساد می‌گسترد و تا مقاومت مردم به آن خاتمه ندهد، بر ابعاد خیانت و جنایت و فساد خواهد افزود.

4

۳ -تعیین این محدوده، نظام را از ادامه حیات خود و به کارگیری سرکوب وقتی قرار نیست حیاتش به خطر افتد مصمم کرد و آن بخش از نیروهای انتظامی را نیز که پتانسیل پیوستن به صوف مردم را داشتند با اطمینان از ادامه حیات نظام از ترس مواخذه از این‌کار بازداشت. هدف مشخص تغییر دولت باعث گردید که دولت یانوکوویچ در عزم مردم برای سرنگونی خود تردید نکند و وی نیز فرار را بر قرار ترجیح دهد. و با رفتن وی ارتش نیز اعلام بی‌طرفی کند و نیروهای انتظامی نیز به مردم بپیوندند.

۴- از صدر مشروطیت که مبارزان رشید ایران ستارخان و یپرم‌خان و میرزای جنگلی با استبداد داخلی و استعمار خارجی به مبارزه برخاستند تا همه مبارزانی که تا کنون در راه استقلال و آزادی ایران از جان شریف خود مایه گذاشتند کسی سخن از «هزینه» مبارزه به میان نیاورده بود. اصطلاح «پرداخت هزینه» برای مبارزه و اصولن چرتکه انداختن برای محاسبه «هزینه» مبارزه را اول بار اصلاح‌طلبان حکومتی هم‌چون بسیاری مفاهیم دیگری که در طی دو دهه اخیر بسته به منفعتی که برای آنان داشته است، قلب معنی و به کار برده‌اند و در بزنگاه جنبش ۸۸ نیز به مثابه تردید در «نفع» پیش بردن جنبش باز از «هزینه مبارزه» و صرفه نداشتن آن دم زدند.

 ۵- هم‌چنین القای توان نظام در شدت بخشیدن به سرکوب به مردم و تلقین لزوم «توبه» و برائت از جنبش. یعنی تقلید از روش آقای روحانی در به صف کشیدن وزرای خود در «مجلس» برای اعلام توبه و برائت از جنبش. و آقای خاتمی به خود حق می‌دهد به «نیابت» از مردم از رهبر نظام و «ظلمی» که به او شده دم زند. تصور کنیم در اوکراین کسی ازظلمی که ویکتور یانوکوویچ به خاطر شعار مردم در فساد وی روا رفته دم زند! محرز است که نیاز نظام در شدت بخشیدن به سرکوب نه نشان قوت بلکه دلیلی آشکار بر ترس نظام از خیزش و جنبش مردم است و لزوم مسلط کردن جو ارعاب در جامعه دارد.

5

۶-  روش‌هایی از قبیل مردم را در تظاهرات خود تنها نهادن و اصرار بر این‌که تظاهرات را بایستی با کسب مجوز از وزارت کشور برگزار کرد، از عواملی بود که در میان مردم تردید ایجاد و آن‌ها را پراکنده می‌کرد. و چون این مجوز هیچ‌گاه صادر نمی‌شد، بالتبع کار سرکوب مردم پراکنده‌ای را که بطور خود جوش دست به تظاهرات می‌زدند را برای رژیم ساده می‌نمود. در نظر بگیریم اگر مردم اوکراین برای برگزاری تظاهرات خود به دنبال صدور مجوز از وزارت کشور دولت ویکتور یانوکوویچ بودند، اکنون جنبش آن‌ها در چه مرحله‌ای قرار داشت؟!

 اما نقش اصلی را خود ما مردم به عهده داریم که بایستی برای جنبش خود اندیشه راهنمای مشخص، به دیل شفاف و برنامه‌ای روشن را تدارک می‌دیدیم. می‌دانیم که هر نظام استبدادی ابتدا انرژی و نیروی لازم برای سرکوب را از نیروهای محرکه خود جامعه همانند سرمایه انسانی و اقتصادی می‌ستاند. سپس یا آن‌ها را به فساد می‌آلاید و تخریب می‌کند و یا از کشور فراری می‌دهد و این سیر ادامه تا رسیدن جامعه به نقطه‌ای که تا به حدی انباشته از خشونت شود که انقلاب و تحول بنیادین امری ضروری و غیر قابل اجتناب گردد ادامه می‌یابد. در واقع انقلاب در لحظه‌ای رخ می‌دهد که در همه ابعاد سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی میزان خشونت و زور و فساد در سطح زندگی روزمره مردم از اندازه بیرون شده باشد و توان نظام درحذف و خنثی‌سازی نیروهای محرکه کفایت نکند و جامعه نتواند خشونتی را که به او تحمیل می‌شود را تحمل نماید. این لحظه، لحظه خیزش و آغاز به دست گرفتن رهبری تغییر توسط مردم است و اراده جامعه به کم کردن میزان خشونت از ارکان زندگی شخصی و ملی خود است.‌‌ همان خیزشی که در مردم ایران و مصر و تونس و اوکراین اشتراک دارد. ناگفته نماند که آستانه تحمل هر جامعه‌ای نیز منوط است به میزان آگاهی و درک سیاسی و فرهنگی همچنین میزان بی‌تفاوتی و اعتیاد به زور آحاد آن ملت.

 از بعد از خیزش نقش رهبری (چه شخصی باشد و یا گروهی و یا سازمانهایی دخیل باشند و) از مرحله اول تعیین کننده‌تر می‌شود. نکته اساسی همین‌جاست که:

 ●یا تغییر را مردم خود بایستی بکنند و با عمل به حقوق خود شهروند بودن خود را به عمل در آورند و در استقرار محتوای نظام آینده خود نقش بازی کنند و آن‌را تصدی کرده و مسولیت به عهده بگیرند. در این صورت این امر نه تنها محتاج به کارگیری خشونت نیست، بلکه محتاج خشونت‌زدایی همه جانبه نیز است. چرا که سازندگی نیاز به فضای باز و به دور از تخریب توسط خود مردم دارد.

6

●یا تغییر و میزان آن بیرون از مردم تعیین می‌شود و کار مردم در اطاعت از حکم رهبری محدود می‌شود و هر‌گاه رهبری در بیرون مردم قرار گرفت به الزام اطاعت از فرامین آن رهبری ضرور و به کارگیری خشونت علیه مردم الزامی می‌شود.

 بدین‌سان که یا فرد رهبر همانند آقای خمینی خطاب به مردم می‌گوید: من دولت تعیین می‌کنم! من حتا برای شما آب و برق را مجانی می‌کنم! من… و چنان‌چه مردم تن ندادند سپاه پاسداران و داغ و درفش و کودتا و اعدام‌های دهه ۶۰ و… را پاسخ می‌گیرند. و کار به جایی می‌کشد که ۳۵ سال بعد از آن انقلاب که قرار بود دولت را تابع ملت گرداند؛ رابطه برعکس گردیده و اکثریتی به درجه‌ای از انفعال کشیده شده‌اند که توانایی‌های خود را فراموش کرده، چشم امید به باز کردن قفل اقتصاد توسط دولت روحانی آن‌هم صرف‌نظر از نحوه عمل‌کرد دولت وی و حراج ارزان منابع نفت و گاز میهن به اسم آنان دارند تا آن دولت در موضع مسلط برای مردم تعیین تکلیف نیز نموده ازهمان اموال مردم آمرانه تعیین کند که به چه دهک جامعه یارانه داده شود و یا نشود!

 رهبری می‌تواند با غفلت مردم در دست دولت‌های خارجی نیز قرار گیرد و آن‌ها خود را در تعیین سرنوشت آینده مردم کشوری دخیل بدانند، همانند کنفرانس‌های ژنو۱و ۲ و… که با رایزنی به دور از مردم سوریه در صدد تعیین چند و چون وضع کشور سوریه هستند. این‌گونه است که ملتی به یک‌باره استقلال تصمیم و آزادی انتخاب نوع تصمیم را از دست می‌دهد.

اوکراین در حال حاضر نیز محل جدل و دعوا و حوزه کشمکش قدرت‌های خارجی است. از یک طرف اروپا و آمریکا و از طرف دیگر روسیه اوکراین را در حوزه نفوذ خود می‌خواهند. اتحادیه اروپا و آمریکا هیچ‌گاه دست از دامن زدن به اختلافات ساکنان شرق اوکراین (متمایل به روسیه) و غرب اوکراین (متمایل به اتحادیه اروپا) بر نداشتند. حتی مجله نیوزویک مردم بخش شرقی اوکراین را «انسان‌های شوروی زده» مورد خطاب قرار داد. یکی از اهداف امریکا در اوکراین عدم صدر اجازه به رقبای خود در قاره اوراسیا، به عنوان مثال، روسیه و اتحادیه اروپا، برای جلوگیری از تبدیل شدن به رقبای قوی‌تر است. مردم شرق و غرب اوکراین به خوبی می‌دانند که در صورت عدم تمرین هم‌گرایی و استقلال همه جانبه ملی و در صورت جدایی بخش شرقی و غربی کشور، بخش شرقی بلافاصله توسط آمریکا و اتحادیه اروپا تحریم می‌شود و بخش غربی نیز بدون کمک‌های مالی و یارانه‌های روسیه، دوام نخواهد آورد.

7

در واقع روسیه و غرب نوعی جنگ نیابتی را در اوکراین آغاز کرده‌اند و گویی مردم اوکراین را باز در مدار بسته‌ای قرار می‌دهند که بازیگران آن نه خود مردم اوکراین بلکه قدرتهای خارجی می‌باشند و بایستی از میان فشارهای روسیه و غارت تولید ملی اوکراین و وعده وام، از یک سو و وعده‌های اروپا که البته امید چندانی نیز به تحقق آن‌ها نیست از سوی دیگر، یکی را انتخاب کنند!

مردم اوکراین تاکنون مرحله ابتدایی جنبش خود را به پیروزی رسانده‌اند و برای مبارزه با فساد داخلی و فشار قدرت‌های خارجی و حفظ استقلال خود در واقع انقلاب اصلی را با تکیه بر توانایی‌های خود به مثابه یک ملت مستقل در پیش‌رو دارند. در ذهن برخی از مبارزان اوکراین عضویت در اتحادیه اروپا ورود بدون بلیط به بهشت رفاه تلقی می‌شود که به یک‌باره سطح درآمد‌ها را بالا برده و از فقر و فساد می‌کاهد. در حالی که نوع زیست را چه در فساد و یا در رفاه، مردم هر کشوری با برنامه‌ها و رفتار روزمره خود تعیین می‌کنند. آیا مردم اوکراین در میدان ایستادگی بر روی توانایی‌های ملی خود و حفظ استقلال و آزادی خود نیز‌‌ همان عزمی را نشان می‌دهند که در مرحله ابتدایی جنبش نشان دادند؟ آینده آن‌را گزارش می‌دهد و برای مردم اوکراین برای نیل به این هدف بزرگ آرزوی موفقیت می‌کنیم.

 ما مردم ایران نیز نبایستی از یاد ببریم که انعطاف‌ناپذیری ضعف بزرگ هر رژیم استبدادی است. چون قادر نیست خودش را با واقعیت تطبیق بدهد، هر‌گاه مردم روی آن‌چه که مربوط به حقوق آن‌هاست بایستند رژیم سقوط می‌کند. همان‌گونه که با مقاومت مردم شاه در ایران سقوط کرد، هونکر در آلمان شرقی، مبارک در مصر، بن علی در تونس و یانوکوویچ در اوکراین و فردا …

شادی پیروزی در چهره و نگاه مردم اوکراین تداعی برق نگاه جوانان مصمم ایرانی است که در جنبش ۸۸ فریاد برمی‌آوردند: نترسیم نترسیم – ما همه با هستیم. مردم هیچ‌گاه تنها نمی‌شوند. این دیکتاتور‌ها هستند که در تنهایی سقوط می‌کنند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۱ Comment


  1. محمّد
    1

    حال ببینید سرنوشتِ آیندۀ اوکراین را؛ این فعالیت‌هایِ آنارشیستی در نهایت به جنگ داخلی منتهی خواهد شد، اقبال با ما بود، که مسئلۀ ۸۸ در حدِ همان صدماتی که به ملّت رسید پایان یافت.