Saturday, 18 July 2015
04 December 2020
زنده شدن جنگ سرد

«نبرد ژئوپلتیک روسیه و غرب در اوکراین»

2014 March 08

اشکان رضوی / مقاله وارده / رادیو کوچه

بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی یک بار دیگر روسیه و غرب در برابر هم صف‌آرایی کردند. روسیه تحت رهبری ولادمیر پوتین اینک با تکیه بر محبوبیت ملی و هم‌چنین رشد اقتصادی با شاخص‌های قابل قبول و جایگاه بین‌المللی بهتر جنگ سرد را در اذهان جهانیان تداعی می‌کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بعد از پایان جنگ سرد و فروپاشی بلوک شرق به رهبری شوروی جهان عملن شاهد یک جهان تک‌قطبی با محوریت امریکا و متحدانش بود و این برای نخستین بار بعد از فروپاشی شوروی است که جهان رفته رفته به سمت دو قطبی شدن پیش می‌رود. در یک سو امریکا و متحدان اروپایی‌اش قرار دارند و در سوی دیگر روسیه و متحدان شرقی و خارومیانه‌ای، با این تفاوت که این‌بار چین نیز به عنوان بزرگ‌ترین متحد روسیه و یک قدرت اقتصادی و نظامی بزرگ در کنار روسیه قرار گرفته و با چنین صف‌آرایی‌هایی معادلات جهانی بسیار پیچیده‌تر از دوران جنگ سرد شده است.

در جریان پرونده هسته‌ای ایران، روسیه و چین تا آن‌جا که منافع‌شان ایجاب می‌کرد در کنار ایران و رودروی امریکا و غرب ایستادند و امتیازگیری کردند (هر چند که گاهی با امریکا و اروپا بر علیه ایران هم داستان نیز شدند) و در انقلاب‌های خاورمیانه موسوم به بهار عربی نیز روسیه تلاش کرد تا با مواضعی به طور کامل هوش‌مندانه خود را مصون از درگیر‌ها نگه دارد هر چند که در انقلاب لیبی، ناتو و آمریکا توانستند روسیه را فریب دهند اما این ضربه را روسیه در جنگ داخلی سوریه جبران کرد و تقریبن تمام قطعنامه‌های شورای امنیت بر علیه سوریه را وتو نموده و در هنگام احتمال حمله نظامی امریکا و غرب به این کشور به بهانه سلاح‌های شیمیای با در پیش‌گرفتن دیپلماسی‌فعال، برگ برنده را به دست گرفت. و در عرصه میدانی و جنگ ارتش سوریه با تروریست‌های تکفیری کمک‌های لجستیکی و اطلاعاتی شایانی به این کشور نمود و به خاطرمنافع‌اش در سوریه دست رد به سینه بزرگ‌ترین حامی تروریست‌های تکفیری در سوریه یعنی عربستان زد و از پیشنهادات وسوسه‌انگیز اقتصادی عربستان چشم‌پوشی کرد و از سویی با متحد دیرین امریکا یعنی مصر روابط دوستانه‌ای برقرار نمود و با انعقاد قراردادهای تسلیحاتی کلان با دولت ژنرال السیسی عملن جای امریکا را در این کشور پرکرد تا جای پای خود را در خاورمیانه مستحکم‌تر از گذشته کند.

1

اما در سه ماه گذشته بعد از مخالفت رییس جمهور اوکراین مبنی بر پذیرفتن همگامی با اتحادیه اروپا و پیوستن به این اتحادیه، اروپا و امریکا تلاش کردند تا با ایجاد چالش‌های می‌دانی برای دولت اوکراین رهبران این کشور را وادار به هم‌راهی با خویش و تن دادن به خواست‌های معترضان غرب‌گرا کنند. در شرایطی که اوکراین به دلایل فرهنگی و تاریخی همواره تحت تاثیر روسیه بوده و گام برداشتن این کشور بر خلاف منافع روسیه طبیعتن منجر به دخالت این کشور می‌شد.

منافع ژئوپلتیک روسیه در اوکراین نه بر آمریکا پوشیده بود و نه بر اروپا، اما تلاش غرب برای گسترش ناتو در حیاط خلوت روسیه به عنوان یک ابر قدرت تاثیر گذار بر تحولات جهانی چندان خوش آیند رهبران کرملین نبوده و زمزمه‌های رویارویی روسیه با غرب را بعد از استقرار سپر دفاع موشکی از سوی ناتو و هم‌چنین اشغال گرجستان توسط ارتش روسیه می‌شد به خوبی مشاهده کرد. در تازش برق‌آسای آرتش روسیه به گرجستان، آنان نشان دادند که هیچ واهمه‌ای از مواضع امریکا و غرب ندارند و هر کجا که منافع آن‌ها ایجاب کند حضور نظامی خواهند داشت.

در رویدادهای سوریه، با توجه به حمایت آشکار روسیه از دولت بشار اسد، این مواضع موجب ناراحتی امریکا و متحدان اروپایی‌اش شده و رویداد اوکراین نوعی انتقام‌کشی غرب از روسیه بود. در شرایط که روسیه درگیر مسابقات زمستانه سوچی بود و تمام توان خویش را برای برگزاری این مسابقات گذاشته بود غربیان از فرصت موجود ‌‌نهایت بهره‌برداری را نمودند و ضربه نهایی را به روسیه وارد و عملن خود را درگیر تحولات میدانی اوکراین نمودند.

اما با تمام آن‌چه که در اوکراین یعنی سقوط دولت متمایل به روسیه روی داد دولت موقت و غرب‌گرای اوکراین آیا می‌تواند در چنین شرایطی ادامه حیات دهد؟

روسیه‌ی ولادمیر پوتین، اینک با خونسردی تمام بعد از چند روز بدون هیچ‌گونه درگیری نظامی، نظامیان خود را در کریمه پیاده می‌کند و از سویی فرمانده ناوگان دریایی اوکراین نیز به روسیه اعلام وفاداری کرده و بیشتر نظامیان و فرماندهان ارتش اوکراین نیز از دستوران دولت موقت سرپیچی می‌کنند. هر چند که دولت موقت اوکراین به آتش این کشور برای هرگونه درگیری نظامی با تازش ارتش روسیه اعلام آماده‌باش داده و نیروهای ذخیره خود را نیز فرا خوانده و اعلام نموده که در صورت نیاز از متحدان غربی خویش نیز کمک نظامی درخواست خواهد کرد اما واقیعت در عرصه می‌دانی چیز دیگری است و روزهای خوشی برای تازه به قدرت‌نشستگان کی‌یف متصور نیست.

ukrain

ناتو و امریکا به باور من تحت هیچ شرایط حتا در صورت اشغال کامل اوکراین توسط روسیه وارد یک درگیری نظامی با روسیه نخواهند شد و ارتش اوکراین با وجود داشتن نزدیک به یک میلیون نیروی نظامی و اسکادران‌های هوایی و هم‌چنین سپاه زرهی قدرت‌مند به ارث رسیده از شوروی، توان رویارویی با ارتش روسیه را نخواهد داشت و این در شرایطی است که عمده نظامیان اورکراینی تحت تاثیر روسیه بوده و بعید است که سلاح‌های خود را به سمت متحد دیروز خود نشانه بگیرند.

روسیه نیز چون از نتیجه پایانی کار در رخداد اوکراین آگاه بوده و خود را برنده نهایی این بازی می‌داند در ‌‌نهایت خویشتن‌داری عمل نموده و تلاش می‌کند تا با ژستی قانونی و هم‌چنین پروپاگاندای رسانه‌ای و تهیج افکار عمومی بر علیه امریکا و غرب درگیر این ماجرا شود. درخواست «ویکتور یانوکوویچ» رییس جمهور مخلوع اوکراین از پوتین برای کمک نظامی جهت نجات اوکراین از دست شورشیان و هم‌چنین سخنان وزیر امورخارجه روسیه مبنی بر الزام دخالت روسیه برای دفاع از حقوق بشر در اوکراین و تکرار همین مواضع از سوی ولادیمیر پوتین در رزمایش ارتش این کشور همه و همه نشان از آن دارد که ساکنان کرملین اینک قواعد بازی با آمریکا و غرب را به خوبی یاد گرفته‌اند و به این سادگی حاضر به واگذاری میدان نبرد به رقبای خود نیستند. و حربه دفاع ا زحقوق بشر دقیقن‌‌ همان حربه امریکا برای تاز نظامی به دیگر کشور‌ها است که این‌که روسیه نیز از این ابزار می‌خواهد بهره ببرد.

روسیه می‌داند که اروپای ورشکسته اقتصادی و امریکایی که در دو نبرد خاورمیانه یعنی عراق و افغانستان پیروز میدان نبوده و در پست‌ترین جایگاه مقبولیت بین‌المللی قرار داشته و حتا توان حمایت از متحدان دیروز خود را ندارد به هیچ عنوان تمایلی برای رویارویی با قدرت خرس خفته روسیه نداشته و سردمداران روسیه نیز با آگاهی از این مسئله بی‌گمان منافع ژئوپلتیک و تاریخی خویش را به هر قیمتی حفظ خواهند کرد حتا اگر این رویه منجر به درگیری نظامی محدود با ناتو نیز شود.

ukraine

تهدیداتی مانند تحریم‌های اقتصادی و مالی روسیه از سوی وزیر امور خارجه امریکا جان کری بر علیه روسیه و هم‌چنین تحریم اجلاس سران گروه هشت در سوچی نیز چندان اهمیتی برای رهبران کرمیل ندارد. و با دیدی رئالیستی و جایگاه روسیه در مناسبات جهانی بیش‌تر شبیه یک بلوف است تا تهدیدی مبتنی بر واقعیت.

روسیه اینک با شکوفایی اقتصادی و هم‌چنین جایگاه مساعد جهانی در تلاش است تا حقارت دو دهه اخیر را جبران نموده و پیروزی در این نبرد برای این کشور حیثیتی شده است. رشد محبوبیت ولادمیر پوتین از ۴۰ درصد به هفتاد درصد در طی یک هفته نشان از آن دارد که ملت مغرور روسیه از رهبری که سرخوردگی‌های گذشته را جبران کند با تمام توان حمایت خواهند کرد.

ارتش بزرگ روسیه نیزمایل است تا با نشان دادن قدرت نظامی و هم‌چنین ارضا هیجان و حس ناسیونالیستی فروخفته سربازان و افسرانش در سطح جهانی خودی نشان دهد. و نیز فراموش نکنیم که اروپا به شدت به انرژی روسیه نیازمند است و بار‌ها و بار‌ها روسیه از این پاشنه آشیل برای تحت فشار قرار دادن رهبران اروپا بهره جسته است. در چنین شرایطی می‌توان گفت که یک بار دیگر جنگ سرد به عرصه سیاست جهان بازگشته است اما با پارامتر‌های جدید، پیروز نهایی این نبرد را شاید بشود در روزهای آتی تا حدودی پیش‌بینی نمود.

مطالب مرتبط

نگاهی به آینده‌ احتمالی اوکراین و اروپا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,