شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
چرا یک فرمانده نیروی دریایی اعدام شد

«ابهام‌زدایی از ناخدا افضلی»

۱۳۹۳ فروردین ۰۵

همایون مبصری / مقاله وارده / رادیو کوچه

زنده یاد ناخدا افضلی، بر خلاف نظر آن دسته از افسران نیروی دریایی که اعترافات تلویزیونی وی را باورکرده‌اند، انسانی بود پاک و نیک سرشت که شاید تنها گناهش هواخواهی و یا عضویت در یک حزب سیاسی باشد. که البته آن‌هم دلیلی برای اعدام نبوده و نمی‌توان بر آن حکم خیانت راند.  مسئله موشک هارپون ناوچه‌ی قهرمان پیکان هم خلط مطلب ازسوی جمهوری اسلامی است.

اجازه بدهید ابتدا کمی در باره سابقه و اهمیت آن موشک بگویم. ایران اولین کشوری بود که این سلاح پیشرفته را از آمریکا دریافت داشته بود و در زمان این واقعه، علاوه بر ایران، کشور‌های بریتانیا و استرالیا هم این موشک را در اختیار داشتند- شوروی به شدت علاقمند به دسترسی به این موشک بود و در اولین پرتاب آزمایشی آن‌که یک ناوگروه رزمی به اقیانوس هند اعزام گردید، ناوهای هلیکوپتربر و اطلاعاتی شوروی نیز ناوگروه رزمی را از دهانه تنگه هرمز تا محل پرتاب در اقیانوس هند به دور از خطوط کشتیرانی و از فاصله‌ای نسبتن نزدیک سایه‌وار دنبال و مانیتور می‌کردند- در این عملیات جت‌های جنگنده نیروی هوایی فانتوم، P۳-Orion، جت ۷۴۷ تانکر سوخت‌گیری در حین پرواز، و هواپیماهای گشتی- دریایی نیروی دریایی درتحت فرماندهی عملیاتی نیروی دریایی قرار داشتند.

واضح‌ترین دلیل بی‌اساس بودن این تهمت که ناخدا افضلی نقطه ناوچه غرق شده را داده است، اظهارات افسر مهندس متخصص نگهداری فنی موشک‌های هارپون است. این افسرمهندس از پیش از انقلاب بهمن و تا مدتی بعد از آن در این سمت مشغول به خدمت بود وبعد‌ها مستعفی گردید (کسی که از دوستان بسیار نزدیک من بوده و شخصن به شهادت او ایمان کامل دارم ).

afzali

در زمان این حادثه (غرق ناوچه پیکان) و درحالی‌که با استعفا از نیروی دریایی دیگر در این نیرو سمتی نداشت، ناخدا افضلی او را به عنوان یک کار‌شناس فنی و متخصص به دفتر خود دعوت نموده و چندین بار از وی استسفار می‌کند که «اگر کسانی این موشک را از آب بیرون آورند آیا می‌توانند از آن بهره برداری اطلاعاتی نمایند یاخیر؛ و اگر چنین است می‌باید سریعن و قبل از آن‌که این موشک در دست‌های نامحرمان قرار گیرد، تیمی برای استخراج آن به محل اعزام گردد».

بدین ترتیب می‌بینیم که این اتهام از پایه بی‌اساس است. و تازه مهم‌تر این‌که اسناد با کلی سری آن در دپوی موشکی بندرعباس و ستاد نیروی دریاغی وجود داشت و نیازی نبود تا با منظور دسترسی به ساختارهای آن، عملیاتی وسیع و کاملن تخصصی آن هم در دید همگان و در منطقه‌ای رزمی و شرایطی جنگی برای استخراج این موشک از کف دریا صورت پذیرد.

من اعترافات تلویزیونی را بنا بردلایل عقلی و شناخت کاملی که از سیستم و روند کاری بازجویان در بازجویی‌ها دارم، به طور کامل مردود می‌دانم، انسان فرهیخته‌ای چون ناخدا افضلی با آن سطح دانش و آگاهی و مرتبه نظامی که دارای افکار سیاسی نیز می‌باشد، به خوبی می‌داند که نتیجه آن اعترافات چیزی به جز تیرباران نمی‌باشد. بنابراین باید قبول کرد و پذیرفت که وی برای متوقف نمودن بازجویی‌ها، آگاهانه به استقبال نتیجه نهایی رفته و بدین طریق لکه ننگ را به دامن رژیم گذاشته است.

درخواست من از هم‌کاران قدیم که بسیاری از دور و نزدیک با او کار کرده و با روحیات عمیقن انسانی و میهن دوستانه‌اش آشنایی دارند، این است که او را همان‌طور که می‌دیدند و در طول سالیان می‌شناختندش، یعنی همانی که بود در خاطره‌ها نگه داشته و حفظ نمایند؛ نه آن‌گونه که جمهوری اسلامی می‌خواهد ومدعی است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۲ Comments


  1. حمید
    1

    کاسه از اش داغ تر

    با درود
    بقول معروف: خدا کمی عقل به این برادر فعلی و(رفیق) سابق بدهد و شانسی هم به مردم ایران که از
    دام جمهوری پربرکت اسلامی نجات یابند. امین یا رب العالمین
    در پایان٬ من اگر بجای “همایون مبصری”بودم خودم و قلمم را خسته نمی کردم زیرا تشت رسوایی حزب
    توده خیلی وقت است از کوه قاف بزیر افتاده و روش شما دقیقا سوء استفاده دوباره از احساسات نزدیکان
    کشته شدگان و یا عده ای هوادار سرگردان است . منظورم هموطنانی است که بعلت داشتن احساسات بشر
    دوستانه و برابر طلبانه تبدیل به نوکران بی جیره و مواجب «کشور شوراها» شده بودند.
    نمونه ها فراوان است و به مدد اینترنت در چند لحظه می توان به اسناد و خاطرات خیلی از دست اندرکاران
    رده بالای حزب توده مراجعه کرد٬ بد نیست همایون هم اینترنت رنجه کند و بعد رگ غیرتش …. اید.
    شاید “همایون مبصری” فرمان جدید را در نیافته است زیرا از کرملین فرمان پشتیبانی از اقدام بشردوستانه
    روسیه برای* “پوتین”* خور کردن«همان ملا خور کردن خودمان» اوکراین صادر شده و شما و دیگر رفقا
    بنا به وظیفه شرعی و انترناسیونال وچه و چه باید در ان جبهه سینه بزنید.
    مگر نشنیده اید که عقلا می گویند: با یک دست نمی شود همزمان چند تا هندوانه برداشت !؟!


  2. Homayoun Mobasseri
    2

    جعل تاریخ توسط یکی از فرماندهان ابله سپاه پاسداران

    [ ایرج مصداقی]

    «سردار سوداگر» از فرماندهان اطلاعات- عملیات سپاه در گفتگو با سایت «بازتاب» متعلق به محسن رضایی که این روزها بعد از افشاگری هاشمی رفسنجانی در تنگنا قرار گرفته، برای توجیه شکست های متوالی نیروهای رژیم در جنگ با عراق مدعی شده است:
    «من در حین عملیات کربلای ۵، کالکی را از سنگرهای عراقی در جزیره بوارین پیدا کردم و نشان فرمانده سپاه دادم و گفتم: کالک عملیات خودمان است که به عراقی نوشته شده است. یکی از کالک‌های خودمان هم همراهم بود و آن را کنار کالک پیدا شده گذاشتیم و دیدم شبیه هم است و نام همه لشکرهای عمل‌‌کننده در کربلای چهار را نوشته است. مفهوم آن این بود که در عملیات کربلای چهار، فردی از قرارگاه به بالا اطلاعات را برده و به عراق داده است.
    البته متوجه شدیم این نقشه، مربوط به دو دوره پیش از طراحی نهایی است و سه ماه با تصمیم نهایی فاصله دارد که بعدها این مسئله مورد پیگیری قرار گرفت. البته کنترلی روی کسانی که به منطقه می‌آمدند، نبود و بعدها هم که مشخص شد احتمالا افضلی، فرمانده نیروی دریایی که بعدا اعدام شد، جاسوس سیا بوده و اطلاعات را انتقال داده است، البته در موارد دیگر، ماجرا فرق می‌کرد و احتیاط‌های لازم اثر خود را می‌گذاشت.»[۱]
    هر کس که کوچکترین اطلاعی از آن دوران داشته باشد، می داند که عملیات “کربلای یک تا چهار” در فاصله بهار تا زمستان سال ۱۳۶۵ اجرا و یکی پس از دیگری با شکست مواجه شدند.
    فرماندهان ابله سپاه از جمله «سردار» سوداگر و محسن رضایی تلاش می کنند از زیر بار مسئولیت فرار کرده و حماقت و بی کفایتی خود را بپوشانند. آن ها از آن جایی که به نفع شان نیست «سرداران اسلام» را جاسوس اجنبی معرفی کنند به فراافکنی آن هم به شکل مضحکی می پردازند.
    پاسدار سوداگر دیواری کوتاه تر از مرحوم بهرام افضلی فرمانده سابق نیروی دریایی پیدا نمی کند. او ضمن این که با دنائت و پستی بهرام افضلی را جاسوس سیا معرفی می کند، مدعی می شود که وی خبر و نقشه عملیات کربلای چهار را به سیا و لابد از آن جا به عراق انتقال داده است.
    در این رابطه خوب است به خبر خبرگزاری مهر که اتفاقاً رابطه نزدیکی هم با محافل سپاهی دارد، بیاندازیم:
    «عملیات کربلای ۴ در تاریخ ۳/۱۰/۱۳۶۵ با رمز مبارک ” محمد رسول الله صلی الله علیه و آله ” در ساعت ۳۰/۲۲ دقیقه و با هدف انهدام نیروهای دشمن در منطقه عملیاتی غرب اروندرود ( جنوب خرمشهر ) و در منطقه ای به وسعت ۱۲۰ کیلومتر مربع آغاز می شود.[۲]
    مرحوم افضلی از اردیبهشت ۶۲ در اسارت نیروهای رژیم بود و تحت نظر بخش اطلاعات و امنیت سپاه پاسداران که کمیته مشترک و ۲۰۹ اوین را اداره می کرد، زندانی بود و عاقبت در دادگاهی که به ریاست ری شهری جنایتکار برگزار شد به اعدام محکوم و حکم صادره در اسفند سال ۶۲ در محوطه زندان اوین اجرا شد. وی چگونه می توانست سه سال پس از مرگ نقشه عملیات کربلای چهار را به دست سیا برساند؟
    دریادار بهرام افضلی در ارتباط با حزب توده ایران دستگیر شد. صرف نظر از این که داوری و نظر ما نسبت به حزب توده چیست و نقش مخرب این حزب و به ویژه رهبری و گردانندگان آن در تاریخ کشورمان چه بوده، نبایستی اجازه داد تاریخ وارونه جلوه داده شده و حق کسانی که نیستند از خود دفاع کنند به سادگی به تاراج رود. بر اساس اسناد به جا مانده و واقعیتی که پیش روی ماست افضلی به دنبال منافع فردی نبود. او بالاترین منصب نظامی را داشت. در هیچ دولتی او را بالاتر از فرمانده نیروی دریایی نمی نشاندند. او درست یا غلط جان در راه اعتقاداتش گذاشت. او به خاطر جاه و مقام احتمالی به حزب توده نزدیک نشده بود. او همه چیز را در اختیار داشت.
    طبق اسناد منتشر شده از سوی بی دادگاه های رژیم، افضلی به جای آن که چیزی به دست آورد یا در سودای منافعی باشد، از جیب خود در راه اعتقاداتش خرج می کرد. او بیست هزار تومان حاصل از فروش قطعه زمینی را که در قم داشت به حزب توده کمک کرده بود. او همچنین در اواخر، ماهیانه ۲۰۰۰ تومان از حقوق خود را به حزب توده که به آن اعتقاد داشت کمک می کرد. این ها مواردی است که در کیفرخواست او آمده بود و انتشار یافته است.
    این گونه اطلاع رسانی ویژگی جامعه ای است که با خرد و اندیشه بیگانه است. در یک جامعه پویا چنین اراجیفی به ندرت دیده می شود و ناشران آن قبل از هر چیز آینده خود را از می سوزانند.