شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت

«بیوه‌ی مونتی‌یل»

۱۳۹۳ اردیبهشت ۰۷

شهره شعشعانی / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 

گابریل گارسیا مارکز (Gabriel García Márquez) نویسندهکلمبیایی در ۶ مارس ١٩٢٧ به دنیا آمد و در ١٧ آوریل ٢٠١۴ چشم از جهان فرو بست. مارکز یکی از شاخص‌ترین نویسندگان قرن بیستم است که در سال ١٩٨٢ جایزه ادبی نوبل به او اعطا شد. مارکز مدرسه حقوق را برای پرداختن به حرفه روزنامه‌نگاری ترک کرد و از همان ابتدای کار حرفه‌ای‌اش با صراحت در مورد سیاست کلمبیا و سیاست خارجی سخن گفت. در سال ١٩۵٨ با مرسدس بارچا ازدواج کرد و دو پسر به نام‌های رودریگو و گونزالو از این پیوند به جا مانده است.

مارکز آثار غیر داستانی و داستان‌های کوتاهی از خود به جا گذاشته است. «صد سال تنهایی» نوشته ١٩۶٧ «پاییز پدر سالار» ١٩٧۵، و «عشق سال‌های وبایی» نوشته ١٩٨۵ ، از معروف‌ترین آثار او هستند.

مارکز را پدر مکتب رئالیسم جادویی خوانده‌اند، هر چند پیش از او شاعران و نویسندگان آمریکای لاتینی مثل بورخس با تلفیقی از میراث ادبیات شرق و غرب راه‌گشای این سبک بودند، اما در میان آن‌ها کسی که مکتب نوین رئالیسم جادویی ادبیات آمریکای لاتین را به جهان شناساند، مارکز و رمان صد سال تنهایی اوست.

26April2014-Ghesseha-Shohreh-Biveh-Montiel-1

مارکز خود درباره نخستین تاثیرهایش از چند نویسنده بزرگ و افراد خانواده‌اش از مادر بزرگ و پدر بزرگ تا آشناهای دور و نزدیک‌اش صحبت کرده است. در میان نویسندگان قرن بیستم او بیش از همه به فاکنر، همینگوی، جویس، ویرجینیا وولف و کافکا ارادت داشت. جمله معروفی که درباره کافکا گفته به یاد ماندنی‌ست. او می‌گوید با خواندن آثار کافکا بود که جور دیگری از نوشتن را کشف کرد. تأثیر ادبیات مشرق زمین و بخصوص داستان‌های هزار و یک‌شب در آثار مارکز انکار ناپذیر است. اما این تاثیر پیش از آن که از خود داستان‌ها بیاید، از طریق گفتگوها، اعتقادات و هم‌چنین خرافه‌های سرزمین خودش در دوران کودکی به آثار او راه یافت، سرزمینی که مردم آن در دهکده زادگاه او  به طور شگفت‌انگیزی هنوز مثل شخصیت‌های داستان‌های هزار و یک‌شب حرف می‌زنند، عشق می‌ورزند و در یک کلام به همان سبک و سیاق زندگی می‌کنند. این دهکده که در اصل آراکاتاکا نام دارد در آثار مارکز نام داستانی ماکاندو را به خود گرفته است.

ورود مارکز به بازار کتاب ایران با رمان صد سال تنهایی به ترجمه بهمن فرزانه از برگردان ایتالیایی اثر در سال ١٣۵۴ به یک حادثه بزرگ ادبی تبدیل شد. نویسندگان ایرانی بسیاری هم‌چون همتایان خود در سراسر دنیا زیر تأثیر زبان تازه رمان قرار گرفتند. استقبال سریع و گسترده قشر کتاب‌خوان بر انگیزه نویسندگان برای آزمون‌های مستقل یا پیروی از سبک مارکز می‌افزود. قبل از مارکز در نیمه دوم قرن گذشته تنها یک نویسنده دیگر چنین تاثیر سریع و عمیقی بر داستان‌نویس‌های پیشگام ایرانی داشت و او هم ارنست همینگوی آمریکایی بود.

آثار مارکز پس از صد سال تنهایی یکی پس از دیگری در ایران ترجمه شد و به چاپ رسید تا جایی که امروز کم‌تر اثری از میان داستان‌ها، مقاله‌ها و و نوشته‌های مهم مارکز هست که به فارسی ترجمه نشده باشد. در ترجمه آثار مارکز طی بیش از سی سال گذشته به زبان فارسی البته سانسور، حذف و حتی گذاشتن سخنان پندآموز در دهان نویسنده را نباید از نظر دور داشت. این پدیده در نقاط دیگر دنیا هم با نام و آثار مارکز و سبک رئالیسم جادویی او پیوند خورده است، که مشهور‌ترین‌شان نامه جعلی خداحافظی او با خوانندگانش بعد از انتشار خبر بیماری‌‌اش نزدیک بیست سال پیش بود، که بعد‌ها معلوم شد آن خداحافظی پر احساس به قلم مارکز نبوده و حاصل تخیل یک شاعر خوش ذوق مکزیکی بوده است.

26April2014-Ghesseha-Shohreh-Biveh-Montiel

مارکز خود در بعضی از نوشته‌هایش درباره شیرین‌کاری‌های جعلی نویسندگان و روزنامه‌نگارهایی که به نقل از او مطالبی منتشر می‌کنند، به خوانندگانش هشدار داده و به گزارش‌های دروغین بسیاری از رسانه‌ها اشاره کرده که شرح مبسوطی از سخنرانی‌ها و حضورهای پر سر و صدایش در محافل ادبی و گردشگاه‌های گوشه و کنار دنیا داده‌اند، محافل و مکان‌هایی که او هرگز در آن‌ها سخن‌ نگفته و حتی پایش را هم به بعضی از آن مکان‌ها نگذاشته است.

در مورد داستان‌های کوتاه مارکز این نکته را هم بد نیست به نقل از خودش بازگو کنیم که نشان‌دهنده وسواس و طبع کمال‌گرای او در هنر داستان‌نویسی است. مارکز که خود را در وهله نخست رمان‌نویس می‌دانست می‌گوید، در مورد داستان کوتاه به طور معمول یک تصور غلط حتی در میان بسیاری از نویسندگان وجود دارد که گمان می‌کنند این ژانر ادبی، شکل ساده و قابل دسترس‌تری از رمان است، در حالی که نوشتن یک داستان کوتاه هم به اندازه یک رمان بلند دقت، همت، خلاقیت، تمرکز و مرارت می‌طلبد.

داستان بیوه مونتی‌یل به ترجمه محمد‌حسن سجودی را به یاد این نویسنده خلاق که هفته گذشته پس از هشتاد و هفت سال زندگی پربار چشم از جهان بست در برنامه این هفته قصه‌های رادیو کوچه شنیدید.

موسیقی متن:

Albeniz: Espana, Op. 165

داستان‌های دیگر این مجموعه را از اینجا بشنوید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,