Saturday, 18 July 2015
20 January 2021
به بهانه سال‌روزدرگذشت دکتر«محمد مصدق»

«مرد آهنین تاریخ ایران»

2010 March 05

محبوبه / رادیو کوچه

Mahboobeh@koochehmail.com

14 اسفند 1345 سال‌روز درگذشت محمد مصدق است. او دولت‌مرد والی و نماینده چند دوره مجلس شورای ملی و نخست‌وزیر ایران از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ بود. وی هم‌چنین به عنوان معمار ملی‌شدن صنعت‌نفت ایران که زیر نفوذ بریتانیا  بود شناخته می‌شود.

محمد مصدق در 26 خرداد سال 1261 خورشیدی در تهران، در یک خانواده اشرافی بدنیا آمد. پدر او «میرزا‌هدایت‌اله» معروف به  «وزیردفتر»  از رجال عصر ناصری و مادرش «ملک تاج خانم نجم‌السلطنه»  فرزند «عبدالمجید میرزا فرمانفرما» و نوه «عباس‌میرزا» ولیعهد و نایب السلطنه ایران بود.

میرزا هدایت‌اله سه پسر داشت که محمد کوچکترین آن‌ها بود. هنگام مرگ میرزا هدایت‌اله در سال 1271 خورشیدی محمد ده ساله بود، «ناصرالدین‌شاه» علاوه بر اعطای شغل و لقب میرزا هدایت‌اله به پسر ارشد او «میرزا‌حسین‌خان»، به دو پسر دیگر او هم لقب‌هایی داد، و محمد را  «مصدق‌السلطنه» ‌نامید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

محمدخان ‌مصدق‌السلطنه پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در تبریز همراه پدر خوانده‌اش،«میرزا فضل‌اله‌خان» که بعد از جلوس مظفرالدین‌شاه بر تخت سلطنت به سمت منشی مخصوص شاه تعیین شده بود، به تهران آمد.

او با وجود سن کم در نخستین سا‌ل‌های خدمت در مقام مستوفی‌گری خراسان کاملن در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را به طرف خود جلب نمود.

مصدق بعد از مراجعت به تهران در اولین انتخابات دوره مشروطیت نامزد وکالت شد. ولی اعتبار‌نامه او بدلیل این که سن او به سی سال تمام نرسیده بود رد شد.

وی در سال 1287 خورشیدی برای  ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و در این مرحله به اخذ درجه دکترای حقوق نایل‌ شد. مراجعت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. بعد از مراجعت به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد و سرانجام در حکومت «صمصام‌السلطنه» به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه از معاونت وزارت استعفا داد و هنگام تشکیل کابینه دوم «وثوق‌الدوله» مجددن عازم اروپا شد.

با مراجعت دکتر مصدق به سویس، «مشیرالدوله» که به جای وثوق‌الدوله به نخست وزیری انتخاب شده بود، تلگرافی بعنوان مصدق السلطنه به سویس فرستاد و او را برای تصدی وزارت عدلیه به ایران دعوت کرد. دکتر مصدق تصمیم گرفت از راه بنادر جنوب به ایران مراجعت کند.

او به شیراز آمد و والی فارس شد و تا کودتای سوم اسفند 1299 در این مقام ماند و برای ایجاد امنیت و جلوگیری از تعدی قدم‌های موثری برداشت.

با وقوع کودتای «سیدضیا» و «رضا‌خان»، دکتر مصدق تنها شخصیت سیاسی ایران بود که دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود استعفا داد. پس از استعفا از فارس عازم تهران شد. ولی بنا به دعوت سران بختیاری به آن دیار رفت و کابینه سید ضیا پس از 100 روز ساقط گردید.

با سقوط کابینه ضیا، وقتی «قوام السلطنه» به نخست وزیری رسید، دکتر مصدق را به وزارت مالیه  «دارائی»  انتخاب نمود که با قبول شرایطی همکاری خود را با دولت جدید پذیرفت.

با سقوط دولت قوام السلطنه و روی کار آمدن مجدد مشیرالدوله وقتی از مصدق خواسته شد که با سمت والی آذربایجان با دولت همکاری کند، با این شرط که ارتشیان تحت امر او در منطقه باشند، قبول کرد. از اواخر بهمن 1300 تا  اواسط سال 1301 این ماموریت را پذیرفت، ولی در اواخر کار بخاطر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از دستورات او به امر رضا خان سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت استعفا داد و به تهران مراجعت کرد.

در خرداد ماه 1302 دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خارجه انتخاب شد و با خواسته انگلیسی‌ها برای دو میلیون «لیره» که مدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کرده اند بشدت مخالفت نمود و آب پاکی را بر دست وزیر مختار انگلستان ریخت.

پس از استعفای مشیرالدوله، سردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با این دولت خودداری ورزید.

مصدق در دوره پنجم و ششم مجلس شواری ملی به وکالت مردم تهران انتخاب و در همین زمان که با صحنه‌سازی سلطنت خاندان قاجار منقرض و رضا‌خان سردار سپه و نخست وزیر فعلی به مقام پادشاهی رسید، او قاطعانه با این انتخاب به مخالفت برخاست. زمانی‌که عمر مجلس ششم به پایان رسید و رضا‌شاه با دیکتاتوری مطلق فاتحه‌ی حکومت مشروطه و دمکراسی را خواند، دکتر مصدق طی سالیان دراز خانه‌نشین شد و در اواخر سلطنت «پهلوی‌اول» که همه رجال سابق یا از بین رفته بودند و یا دست بیعت به حکومت داده بودند، مصدق به زندان افتاد ولی پس از چند ماه آزاد شد و تحت نظر در ملک خود در احمد‌آباد مجبور به سکوت شد. رضا شاه در سال 1320 پس از اشغال ایران بوسیله قوای روس و انگلیس، از سلطنت برکنار گشت و به آفریقای جنوبی تبعید گشت و دکتر مصدق به تهران برگشت.

دکتر مصدق در انتخابات شور‌انگیز دوره 12 مجلس که پس از سقوط رضا‌شاه انجام شد، بار دیگر در مقام وکیل اول تهران قدم به مجلس نهاد و مورد تجلیل تمام ملت ایران قرار گرفت.

در انتخابات دوره 15 مجلس بخاطر مداخلات نامشروع قوام‌السلطنه و شاه، مانع شدند تا دکتر مصدق قدم به مجلس بگذارد. و انگلیسی‌ها توانستند قرارداد تحمیلی سال 1933 دوره رضا‌شاه را که بمدت 60 سال حقوق ملت ایران را از نفت جنوب ضایع کنند. خوشبختانه بر اثر فشار افکار عمومی مقصود انگلیسی‌ها تامین نشد و عمر مجلس پانزدهم  سر رسید. در همین دوران بود که دکتر مصدق و همراهان وی اقدام به پایه‌گذاری جبهه ملی ایران را کردند.

بر خلاف انتظار انگلیسی‌ها، در انتخابات مجلس 16 با همه تقلب‌ها و حمایت شاه و دربار صندوق‌های ساختگی آرا تهران باطل شد و «هژیر» وزیر دربار بقتل رسید و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق و گروهی از یارانش به مجلس راه یافتند. که در همین مجلس پس از کشته شدن سپهبد «رزم‌آرا»، طرح ملی شدن صنایع  نفت جنوب به رهبری دکتر مصدق تصویب شد و اندکی بعد در شور و اشتیاق عمومی دکتر مصدق به نخست وزیری رسید تا قانون «ملی‌شدن ‌صنعت‌نفت» را به اجرا در‌آورد.

بدنبال شکایت دولت انگلیس از دولت ایران و طرح شکایت مزبور در شورای امنیت سازمان‌ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه «لاهه» رفت و در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. در بازگشت به ایران سفری نیز به مصر کرد و در آنجا مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.

دکتر مصدق درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه نمود. که این درخواست از طرف شاه رد شد. به همین دلیل او از مقام نخست وزیری استعفا داد و قوام نخست وزیر شد.

اما مردم در‌پی چهار روز تظاهرات و قیام‌های پیوسته، موفق به ساقط‌کردن دولت قوام گردیدند، و در 30 تیر 1331 دکتر مصدق بار دیگر به مقام نخست وزیری ایران رسید.

در روز 9 اسفند ماه 1331 مصدق از یک توطئه قتل جان سالم بدر برد.

روز 25 مرداد 1332 طبق نقشه‌ای که سازمان‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس برای براندازی دولت مصدق کشیده بودند، شاه دستور عزل دکتر مصدق را صادر نمود اما نقشه کودتای به شکست انجامید. در روز 28 مرداد ماه 1332 دولتین آمریکا و انگلیس با اجرای نقشه دقیق‌تری باعث سقوط دولت ملی دکتر مصدق شدند.

در روز 29 مرداد مصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری ژنرال زاهدی تسلیم کردند.

در دادگاه نظامی، دکتر مصدق با برملا کردن اسرار کودتای 25 و 28 مرداد چهره کودتاچیان را نزد جهانیان رسوا ساخت. در پایان دادگاه وی را به سه سال زندان محکوم کردند و پس از گذراندن محکومیت، دکتر مصدق به ملک خود در احمد‌آباد تبعید گشت و تا آخر عمر تحت نظارت شدید بود.

در سال 1342 همسر دکتر مصدق، خانم «ضیاالسلطنه»، در سن 84 سالگی درگذشت و دکتر مصدق را بیش از پیش در غم فرو برد. حاصل ازدواج آنها دو پسر و سه دختر بود.

و در نهایت دکتر مصدق در 14 اسفند ماه 1345 بدلیل بیماری سرطان، در سن 84 سالگی دار فانی را وداع گفت. پیکر او در یکی از اتاق‌های خانه‌اش در احمدآباد به خاک سپرده شد.

منابع:

وکی پدیا

زندگی نامه دکتر مصدق

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,