Saturday, 18 July 2015
28 September 2020
استاتوس

«بنزین پتروشیمی ایران از گاز تولید می‌شود و سرطان‌زا است»

2014 May 20

مسیب سروندی و الهام رحیم‌زاده / رادیو کوچه

 

با ششمین برنامه استاتوس این هفته هم‌راه شما خواهیم بود و موضوع برنامه این هفته آلودگی هوا در ایران و تهران است که این روزها به بحث سرطان‌زایی و ناباروری خانوم‌ها نیز کشیده شده است که از شما تقاضا داریم مانند هفته‌های گذشته استاتوس‌های خود را رد این رابطه برای ما بنویسید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

خبر تنوری

«بنزین پتروشیمی ایران از گاز تولید می‌شود و سرطان‌زا است»

مرکز هوا و تغییر اقلیم سازمان محیط‌ زیست علا‌رغم تاکید بر ادعای آلایندگی بنزین پتروشیمی می‌گوید تاکنون بنزین پتروشیمی و بنزین وارداتی را تست نکرده‌اند و معتقد است بنزین پتروشیمی از گاز تولید می‌شود و این بنزین در تهران توزیع نشده است.

«یوسف رشیدی» یکی از مخالفان سرسخت بنزین پتروشیمی‌ها محسوب می‌شود و تا کنون مصاحبه‌های متعددی با ادبیات مشابه هم درباره آلایندگی بنزین پتروشیمی‌ها و سرطان‌زایی آنها داشته است. «معصومه ابتکار»، رییس سازمان محیط زیست وی را از شرکت کنترل کیفیت هوای تهران به سازمان محیط زیست آورده و به عنوان مدیر مرکز هوا و تغییر اقلیم سازمان محیط‌زیست منصوب کرده است.

2

رشیدی، برخلاف اغلب مدیران و کارشناسان صنعت نفت معتقد است در پتروشیمی‌ها چیزی به عنوان ریفرمیت (ماده اولیه تولید بنزین) تولید نمی‌شود و پتروشیمی‌ها گاز طبیعی را به موادی مانند بنزین، تولوئن و زایلن (btx) تبدیل می‌کنند و همین مواد به عنوان بنزین پتروشیمی با بنزین پالایشگاهی مخلوط و به مبادی مصرف عرضه می‌شود. وی می‌گوید سرطان‌زا بودن این ترکیبات دلیل اصلی مخالفت وی و سازمان محیط‌ زیست با تولید بنزین در پتروشیمی‌ها است. با این حال برای اثبات وجود تولوئن و زایلن در بنزین پتروشیمی حاضر نیست از بنزین توزیعی در کشور آزمایش بگیرد.

وی می‌گوید سازمان متبوعش تا کنون بنزین پتروشیمی یا بنزین توزیعی در کشور را تست نکرده‌اند اما از آلایندگی این بنزین‌ها اطمینان قطعی دارند.

رشیدی محتویات مصاحبه با پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت نفت را هم تکذیب کرد و گفت هرگز نگفته است بنزین وارداتی مطابق استاندارد یورو ۴ است.

سوتی هفته

«پیام تبریک فدراسیون فوتبال به مناسبت قهرمانی فرنگی کاران به ملی‌پوشان آزاد»

فدراسیون فوتبال ایران در پیامی کسب عنوان قهرمانی جام‌جهانی ٢٠١۴ کشتی فرنگی توسط ملی‌پوشان این کشور را تبریک گفت.

در پیام فدراسیون فوتبال به مناسبت قهرمانی تیم کشتی فرنگی ایران آمده است: کسب مقام نخست در مسابقات جام‌جهانی کشتی فرنگی توسط دلاور مردان تیم‌ملی کشتی آزاد ایران، نشان از اقتدار و توانمندی‌هایی ورزشکاران ایران زمین است. ایستادن در سکوی قهرمانی بهانه‌ای برای تبلور خصائص پهلوانی جوانان غیرتمند و تلاشگر ایران عزیز در عرصه‌های بین‌المللی است.

1

فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران ضمن تبریک صمیمانه به مدیران ورزش کشور، مسوولان فدراسیون کشتی و ملی‌پوشان و کادر فنی تیم‌ملی کشتی ضمن تشکر از تلاش‌های شبانه‌روزی این عزیزان، آرزوی موفقیت و بهروزی در تمامی عرصه‌های بین‌المللی را برای همه تلاشگران عرصه ورزش و به خصوص کشتی‌گیران غیور کشور دارد.

نکته این پیام جایی است که در آن از آزاد‌کاران تشکر می‌شود، در حالی‌که رقابت‌های جام‌جهانی کشتی فرنگی انجام شده بود و هیچ ربطی به آزادکاران پیدا نمی‌کرد و به نظر می‌رسد استرس حضور در جام‌جهانی تا روابط عمومی فدراسیون فوتبال نیز کشیده شده است.

نوبلی ها

«معرفی اولین اقتصاد‌دان آمریکایی که نوبل گرفت»

«پل آنتونی ساموئلسون» (Paul Anthony Samuelson)  متولد (۱۵می ۱۹۱۵) اقتصاددان اهل ایالات متحده آمریکا و نخستین آمریکایی برنده نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۰ بود.

کتاب علم اقتصاد وی پراستفاده‌ترین کتاب درسی دانشگاهی در تاریخ جهان بوده است. اول بار در ۱۹۴۸ منتشر شد، به ۲۲ زبان ترجمه شد و فروش بیش از پنجاه هزار نسخه از آن در یک سال، نویسنده‌اش را ثروتمندترین اقتصاددان پس از «ریکاردو» کرد. ساموئلسون، عموی «لارنس سامرز»، اقتصاددانان مشهور جریان اصلی بود و برندگان نوبلی هم‌چون رابرت سولو، پل کروگمن، جرج آکرلف، رابرت انگل سوم، رابرت سی، مرتون، لارنس کلاین، فرانکو مودگیلیانی و جوزف استیگلیتز را متاثر کرد و به آنان مشاوره داد.

3

«رابرت ام سولو» برنده نوبل و هم‌کار ساموئلسون در ام.آی.تی اظهار می‌دارد که وقتی اقتصاددانان با برگه‌ای از کاغذ برای محاسبه و تحلیل چیزی نشسته‌اند، باید اذعان کرد هیج کس در گردآوری ابزارهای مورداستفاده و ایده‌های به‌کار رفته ایشان مهمتر از پل ساموئلسون نبوده است.

«پل کروگمن»، بهترین و درخشانترین دانشجو و ستایشگرش نوشته است: بیان همه عظمت ساموئلسون دشوار است. بیشتر اقتصاددانان آنند که بتوانند حتا برای یک مرتبه مقاله‌ای بدعت‌گذار بنویسند که از اساس شیوه تفکر مردم را درباره برخی موضوعات تغییر دهد. ساموئلسون چندین مرتبه نوشت: از تجارت بین‌الملل تا فایننس تا تئوری رشد تا سفته‌بازی تا رفاه، تقریبن همه چیز، پایه بسیاری از چیزهایی که ما می‌دانیم یک مقاله کلیدی از ساموئلسون است که برنامه کاری نسلی از دانش پژوهان را تنطیم کرده است.

یادی از تاریخ

«روزی که امیرکبیر گریه کرد»

در سال ١٢۶۴ قمری، نخستین برنامه‌ دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانان ایرانی را آبله‌کوبی می‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبی به «امیر‌کبیر» خبر دادند که مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واکسن بزنند. به ‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود. هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌ بودند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می‌کرد که با این فرمان همه مردم آبله می‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه ماموران در آب‌انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند.

روز بیست‌و‌هشتم ماه ربیع‌الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سیصد و سی نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره‌دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آن‌گاه گفت: ما که برای نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از این‌که فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.

amirkabir

چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این‌بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام «میرزا آقاخان» وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره‌دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌کردم که میرزا احمدخان پسر امیر، مرده است که او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آن‌چنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی‌که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسوول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند امیر با صدای رسا گفت: و مسوول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌کنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.

استاتوس

در رابطه با موضوع هفته گذشته استاتوس‌های جالبی را از شما دریافت کرده‌ایم که در میان آنها آقای «مهدی کشاورز» بهترین استاتوس را از دید شما نوشته بود و در آن آمده است:

11

(حجاب زوری مانند فرستادن کودکی به جبهه است که  هم بحث نادانی تصمیم گیرندگان را دارد و هم عواقب منفی اجتماعی.)

در رابطه با موضوع این هفته نیز از شما تقاضا داریم تا در خصوص بحث آلودگی‌های ایران و شهر تهران برای ما بنویسید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,