Saturday, 18 July 2015
10 December 2019
انتشار شعری از مفتون همدانی

«توهین به پیامبران و ائمه شیعه در خبرگزاری سپاه»

2014 May 30

بهروز کاظمی / رادیو کوچه

 

خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران ٨ ماه پیش در حرکتی بی‌سابقه اقدام به انتشار شعری از «مفتون همدانی» کرد که در آن برخی از اتفاقات زندگی پیامبران و ائمه را متاثر از مصرف تریاک دانسته بود. پس از بازنشر گسترده این مطلب در شبکه‎های اجتماعی ، این خبرگزاری نخست آن را بدون هیچ توضیح و یا عذرخواهی حذف کرد و ساعاتی بعد آن را کلن تغییر داد.
این اتفاق به این دلیل از اهمیت ویژه ای برخوردار است که وابستگی این رسانه به سپاه پاسداران، توانایی و قدرت زیادی را در عرصه سیاست ایران برای آن به وجود آورده است. یکی از مهم‌ترین کارکردهای این خبرگزاری، پرونده‌سازی برای افراد و رسانه‌های منتقد یا مخالف خط فکری‎شان است که مدیران این مجموعه سال‌هاست به صورت جدی و پیگیر به این کار مشغول هستند. در جدیدترین پرونده‌سازی‌ها می‌توان به نقش این خبرگزاری و هم‌چنین روزنامه کیهان برای به تعطیلی رساندن روزنامه‌های بهار و قانون اشاره کرد. موج تبلیغاتی که با ادعای هتک حرمت بزرگان دینی و توهین به مقدسات توسط مدیران و اعضای این مجموعه‎ها آغاز و نهایتن منجر به تعطیلی و بازداشت برخی از مسئولین این نشریات شد.

اشتباه بی سابقه

چند ماه پیش و در تاریخ دهم مهر سال ١٣٩٢، خبرگزاری فارس اقدام به انتشار مطلبی در مورد «مفتون » شاعر اهل همدان کرد. در این مطلب ضمن بررسی زندگی‌نامه او، قطعه شعری از ایشان منتشر شد که انتشار آن در رسانه‌های رسمی ایران بی سابقه بوده است. این شعر مفتون همدانی گریزی به اتفاقات مهم زندگی پیامبران و امامان شیعه می‌زند و طی آن به این مساله می‌پردازد که اتفاقات مهم زندگی این افراد متاثر از مصرف «تریاک» بوده است!

Untitled

این مطلب ماه‌ها بر روی این سایت موجود بوده و ظاهرن به دلیل عدم بازدید مناسب جلب توجه نکرده است. طی چند روز گذشته برخی از روزنامه‎نگاران این مطلب را کشف و در سطحی وسیع به بازنشر آن پرداختند. مسوولین این خبرگزاری بعد از انتشار این خبر در اقدامی عجولانه و بدون موضع‌گیری یا عذرخواهی، نخست مطلب را حذف و سپس با انتشار مطلبی جایگزین در مورد مفتون همدانی، سعی در پاک کردن صورت مساله می‌کنند. اما کسانی که این مطلب را دیده بودند از آن نسخه‌ای تهیه کرده بودند که حکایت از گاف بزرگ این خبرگزاری می‌داد.

پس از انتشار گسترده این گزارش، بحث ها بر سر عواقب انتشار چنین مطلب توهین آمیزی بالا گرفت و بسیاری از روزنامه‌نگاران و چهره‌های سیاسی ضمن بررسی مواردی بسیار خفیف‌تر که با فشار رسانه‌های این خبرگزاری منجر به عواقبی سنگین برای نویسندگان آن داشت بر این نکته تاکید می‌کردند که سیستم قضایی چه رویکردی را در قبال این مسئله در پیش خواهد گرفت؟ خصوصن آن‌که خبرگزاری فارس و جریان رسانه‌ای هم‌سوی آن در موارد متعدد با فضاسازی سنگین در قبال مواردی بسیار کم اهمیت‌تر برای رسانه‎های رقیب خود جنجال‌های فراوانی را به پا کرده‌اند که مورد استقبال سیستم قضایی قرار گرفته و منجر به توقف فعالیت، فیلتر، توقیف یا حتا برخوردهای شدید با دست‌اندرکاران آن رسانه‎ها شده است.

به نظر می‌آید علی‌رغم مسبوق به سابقه بودن گاف‌های متعدد خبرگزاری فارس، اما این‌بار به دلیل صراحت و میزان توهین آمیز بودن این مطلب، باید منتظر اتفاقات بی‌سابقه باشیم. چه این اتفاقات از جنس برخوردهای قضایی باشد یا اینکه موجی از انتقادات شکل بگیرد که تا مدت‌ها دامان سیستم قضایی و خبرگزاری فارس و جریان‌های همسو که خود را دلواپس اعتقادات دینی مردم می‌دانند را بگیرد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۲ Comments


  1. گرسیوز دقیقی
    1

    با تشکر از متنی که در رابطه با خبرگزاری پارس منتشر کردید. همان گونه که شما و مخاطبانتان مستحظر هستید گروه های مختلفی از جامعه مولفین در ایران از زخم باز و خون ریز سانسور در ایران رنجی مدام را تحمل می کنند.آهنگساز ، فیلم ساز، نویسنده، رقصنده، شاعر، نقاش … خبرنگار و هرکسی که به نوعی و نقشی در توانایی تریبون است و یا که به نحوی شغلی رسانه ای دارد. این گروه وسیع اجتماعی که در کار تولید فرهنگ است اگر در زندان نباشد شب روز توسط این بنگاه های لجن پراکن مثل خبرگزاری فارس روزنامه ی کیهان صدا و سیما و کپک های فرهنگی مشابه دچار و درگیر بمباران تهمت و افترا ودروغ است. اینگونه که تاریخ زندگیمان روایت می کند از ابتدای انقلاب به تدریج و سال به سال فشار بر ارباب فرهنگ و هنر و رسانه رو به فزونی داشته است. شاید به جز دوره کوتاه تحمیلی اصلاحات، ریاست جمهوری آقای خاتمی. وقتی حدود پانزده سال پیش کار خودم را در زمینه ی فیلم نامه نویسی و نمایش نامه نویسی آغاز کردم و از مجاری معمول و قانونی عبور نمودم وبعد هنگام اجرای آثارم مواجه با هجوم این کپک های فرهنگی شدم تصمیم گرفتم برای همیشه در انتشار آثارم وجودشان را نادیده بگیرم گر چه در خود داستانهایم حضور پر رنگی داشتند. یک رمان و یک مجموعه داستان را بدون مراجعه به ارشاد به شکل زیر زمینی چاپ کردم و استقبال به گونه ای بود که مطمئن شدم راه همین است. دنیای زیرزیمنی تالیف در انحصار نویسندگان مرده و مغضوب نیست. آنجا برای من و امسال من سرزمین فراخی است گرچه در همسایگی اوین است. آری درمسابقه ی ادبی گلشیری و امثال آن شرکت داده نمی شوم اما درجه اول اهمیت رسیدن کامل و دست اول اثر به مخاطب است و افتخارات هنری و جشنواره ها با همه ی وسوسه های خوشایندشان در مراتب اهمیت پایین تری قرار می گیرند. گزافه رفتم … اما برای کسی که به این صفحه گذرش می افتد بد ندیدم که اضافه کنم در دخمه ی مسمومی که ایشان از پیرامون ما ساخته اند هنوز جایی برای زنده ماندن وتنفس هنر هست حتی اگر زیرزمین ادبیات باشد، ادبیات زیرزمینی


  2. گرسیوز دقیقی
    2

    با تشکر از متنی که در رابطه با خبرگزاری پارس منتشر کردید. همان گونه که شما و مخاطبانتان مستحضر هستید گروه های مختلفی از جامعه مولفین در ایران از زخم باز و خون ریز سانسور در ایران رنجی مدام را تحمل می کنند.آهنگساز ، فیلم ساز، نویسنده، رقصنده، شاعر، نقاش … خبرنگار و هرکسی که به نوعی و نقشی در توانایی تریبون است و یا که به نحوی شغلی رسانه ای دارد. این گروه وسیع اجتماعی که در کار تولید فرهنگ است اگر در زندان نباشد شب روز توسط این بنگاه های لجن پراکن مثل خبرگزاری فارس روزنامه ی کیهان صدا و سیما و کپک های فرهنگی مشابه دچار و درگیر بمباران تهمت و افترا ودروغ است. اینگونه که تاریخ زندگیمان روایت می کند از ابتدای انقلاب به تدریج و سال به سال فشار بر ارباب فرهنگ و هنر و رسانه رو به فزونی داشته است. شاید به جز دوره کوتاه تحمیلی اصلاحات، ریاست جمهوری آقای خاتمی. وقتی حدود پانزده سال پیش کار خودم را در زمینه ی فیلم نامه نویسی و نمایش نامه نویسی آغاز کردم و از مجاری معمول و قانونی عبور نمودم وبعد هنگام اجرای آثارم مواجه با هجوم این کپک های فرهنگی شدم تصمیم گرفتم برای همیشه در انتشار آثارم وجودشان را نادیده بگیرم گر چه در خود داستانهایم حضور پر رنگی داشتند. یک رمان و یک مجموعه داستان را بدون مراجعه به ارشاد به شکل زیر زمینی چاپ کردم و استقبال به گونه ای بود که مطمئن شدم راه همین است. دنیای زیرزیمنی تالیف در انحصار نویسندگان مرده و مغضوب نیست. آنجا برای من و امسال من سرزمین فراخی است گرچه در همسایگی اوین است. آری درمسابقه ی ادبی گلشیری و امثال آن شرکت داده نمی شوم اما درجه اول اهمیت رسیدن کامل و دست اول اثر به مخاطب است و افتخارات هنری و جشنواره ها با همه ی وسوسه های خوشایندشان در مراتب اهمیت پایین تری قرار می گیرند. گزافه رفتم … اما برای کسی که به این صفحه گذرش می افتد بد ندیدم که اضافه کنم در دخمه ی مسمومی که ایشان از پیرامون ما ساخته اند هنوز جایی برای زنده ماندن وتنفس هنر هست حتی اگر زیرزمین ادبیات باشد، ادبیات زیرزمینی