شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
28 August 2016
اثر ماکس لوندگرن

«جنگ رنگین کمان، قسمت دوم»

۱۳۹۳ خرداد ۲۱

ترجمه و اجرا: طاهر جام­برسنگ

 

هفته گذشته نخستین بخش داستان «جنگ رنگین کمان» نوشته نویسنده سوئدی ماکس لوندگرن را شنیدید و در نخستین بخش آن با قهرمانان اصلی داستان؛ لیلیا و مدنون آشنا شدید. در دومین فصل از این داستان ۸ فصلی، با اعضای خانواده این دو آشنا می­شویم:

بابا چٌل و خِل که پدر مدنون بود گفت: چه روز باشکوهی، امروز غذامونو می­بریم بیرون می­خوریم.
اسمش چٌل و خِل نبود، اما هر وقت که می ­خواست بگوید خٌل و چِل، برعکس می­شد، و به این خاطر همیشه چل و خل صدایش می­کردند. او پشت میز باغ که در حیاط قرار داشت، نشست و نفسی تو کشید و بیرون داد.
گفت: هوم، هوم. نرمش هم کردیم.
هیچ ورزشی در دنیا آسان­تر از نرمشِ بابا چٌل و خِل نبود. با یک «هوم، هوم» گفتن نرمشش را کرده بود. شاید این نرمش کمی به او کومک می­کرد، اما کومک زیادی نبود، چون بابا چٌل و خِل درست مثل یک سوسیس کوکتل ریزه میزه بود و سر تا پایش به یک نسبت تپل…

ادامه داستان را در فایل صوتی بشنوید:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

قسمت اول این داستان را از اینجا بشنوید

2

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,