شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
01 September 2016
چشم سوم – مصاحبه با مادر شاهرخ زمانی

«کاهش محکومیت شاهرخ زمانی»

۱۳۹۳ خرداد ۳۱

شادیار عمرانی – بهرنگ زندی / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

با خبر شدیم که حکم زندان شاهرخ زمانی فعال کارگری، عضو هیات بازگشایی سندیکایی نقاشان و نیز از اعضا کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل‌های کارگری یک سال کاهش یافته است. شاهرخ زمانی که در سال ١٣٩٠ به ١١ سال حبس تعزیری محکوم شده بود، پس از گذراندن ٣ سال از زندان خود  که با مشقت ها و سختی های بسیاری همراه بوده است هفته‌ی گذشته در دادگاه تجدید نظر تبریز به ریاست قاضی علیزاده مشمول یک سال تخفیف در حکم شد و حکم زندان او به ١٠ سال کاهش یافت. وی طی سه سال گذشته تحت شرایط سختی همچون تبعیدهای اجباری تا اعتصاب‌های غذای طولانی در اعتراض به ناملایمات و رفتارهای غیرقانونی قرار داشته است. جزئیات بیش تر را از زبان خانم نجاتی، مادر شاهرخ زمانی می‌شنوید.

خانم نجاتی: « تجدید نظر را به تبریز فرستاده بودند اما این‌ها گفتند فقط یک سال از حکم را کم می‌کنند، ده سال دیگرش را باید بگذراند. من هم که تبریز هستم و مریضم. هر یک ماه یا دو ماه به ملاقات می‌روم. اما دخترش هر هفته به دیدارش می‌رود. حال شاهرخ بد نیست. کاری نمی‌تواند بکند. دوران حبسش را باید بکشد. اگر این‌جا بود راحت‌تر بود. من هر هفته می‌توانستم به دیدنش بروم. اما دخترش هم کلاس و کار و زندگی دارد. نمی‌تواند هر هفته کارش را رها کند و به ملاقات برود.

Shahrokh-zamani

من بارها با نهادها صحبت کردم و خواسته‌هایم را گفته‌ام. اما نتوانسته‌اند که موجب شوند ترتیب اثری داده شود. خواسته‌ی من این است که به پرونده‌ی پسرم رسیدگی کنند که مگر چه گناهی کرده است که به او ده سال زندان حکم داده‌اند؟ آن‌ها [نهادها] فشار آوردند و باعث شدند که این‌ها [ مسوولین] اعتصاب غذای شاهرخ را بشکنند و او را به زندان گوهردشت بازگردانند. اما بیشتر از این چه کنند؟ این‌ها [مسوولین] گوش نمی‌دهند. الان دیوان عدالت اداری جمهوری اسلامی به حکم زندن او اعتراض کرده است. باز هم تبعیدش کرده‌اند. گوش نمی‌دهند. من چند بار پیش قاضی‌اش رفتم و او گفت که باید حبسش را بکشد. حمایت کنید. شما هم حمایت کنید. من هم یک مادرم. آنقدر آمدم و رفتم، ٣٠ سالم بود، ٢٧ سالم بود که همه‌اش در راه زندان بودم. دائم می‌رفتم و می‌آمدم. الان مریض شده‌ام. آنقدر که این‌ها به من حرص و جوش داده‌اند. رفتم بیمارستان عمل کردم. ولی خب چه کار کنم؟

کسی از ترس از من سراغی نمی‌گیرد. به خانه‌ی ما تشریف نمی‌آورند که حالا بخواهند به ما کمکی کنند.»

(مصاحبه کامل را در فایل صوتی بشنوید)

 

برنامه‌ قبلی این مجموعه را از اینجا دنبال کنید

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,