Saturday, 18 July 2015
14 December 2019
گزارش ورزشی

«شماره ۸ که پایانش با بستن دست‌بند سبز سیاسی رقم خورد»

2014 July 21

مسیب سروندی / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

خیلی زود‌تر از آن‌که فکرش را کنیم تمام شد، ایران در مقابل کره یک دیدار مهم و سرنوست‌ساز نه تنها برای ورزش بلکه برای سیاسیون ایران، هم‌زمان بود با موج پیروان رنگ سبز در کشور. پخش زنده شبکه ۳سراسری بود و هراس از یک پیروزی که مردم ایران را با شادی به خیایان‌ها می‌کشید.

بازی شروع شد و یک اتفاق از همه چیز بیشتر در صفحه تلویزیون به چشم آمد، دست‌بندان سبز بسته شده بر دست ۶بازیکن در جایی‌که دیگر نمی‌شد جلویش را گرفت. شبکه سوم سیما باید بازی را به نمایش می‌گذاشت و از سویی بازیکنان در زمین بودند و دیگر نمی‌شد آن‌ها را تهدید به باز کردن دست‌بندان کرد.

یک نیمه از آن دیدار گذشت با‌‌ همان شکل عجیب و در تمام طول ۴۵دقیقه نه بازی هواس مخاطب را به خود جلب کرد و نه صحبت‌های گزارشگر سیما، بلکه چشم‌ها بر روی دست‌بندان سبز خیره شده بودند.

در میان ۲نیمه بازیکنان به رختکن رفتند و در ۱۵دقیقه همه مردم ایران از بستن دست‌بند سبز صحبت می‌کردند و فیفا نوشته بود که بازیکنان ایران یک حرکت نمادین در دفاع از مردم ایران انجام داده‌اند.

karimi

اما در نیمه دوم اوضاع فرق کرد، دست‌بند‌ها از دست بازیکنان باز شده بود.

در این رابطه هرگز تا به امروز هیچ بازیکنی مطرح نکرد که در میان ۲نیمه چه چیزی به آن‌ها گفته شد که دست‌بند خود را باز کردند و البته «مهدوی‌کیا» هم که باز نکرد پس از ناکامی از صعود به جام‌جهانی در اوج و کم‌کم از حضور در فوتبال ملی کناره‌گیری کرد.

مشکلات علی کریمی از آن روز به بعد افزایش داشت، او همواره درگیری‌هایی را در داخل فوتبال با مسوولین و دیگر بازیکنان مانند «علی دایی» داشت، اما پس از آن موضوع همواره یک چیزی مانند روح جلوی راه کریمی را گرفت تا جایی‌که وی بی‌خبر از همه چیز و همه کس امروز از فوتبال خداحافظی کند و با وجود همه این ناملایمتی‌ها و با این‌که برای کریمی بازی با آث‌میلان و رئال‌مادرید تهیه دیده نشد تا خداحافظی کند، اما رفتن وی یک بمب خبری شد چون یکی از اسطوره‌های در دل مردم رفت.

نگارنده در رابطه با بستن دست‌بند سبز و یا حمایت از «می‌ر‌حسین موسوی» نظری ندارم، اما این مسئله را از آن دید بیان کردم که وی با هر بهانه‌ای که خود داشت، حتا در مقابل دولت بی‌رحم ایران هم سر خم نکرد و می‌دانست که از آن پس زندگی سختی را در کشور تجربه خواهد کرد اما باز هم مرغ کریمی در اهدافش یک پا داشت.

کریمی نابغه پا به توپ کشور که از زمان ورود فوتبال در ایران، تاکنون مردم همچون اویی را ندیده بودند بیش از حضور در بایرن‌مونیخ و شالکه توفیقی نداشت. بازیکنی که سبک فوتبالی‌اش به بوندس‌لیگا هیچ شباهتی نداشت، در آن زمان پیشنهاد‌های جدی که از فوتبال اسپانیا و ایتالیا به او شده بود را رد کرد تا شاید با یک تصمیم غلط و حضور در فوتبال آلمان، فوتبال ایران سوختن نابغه‌اش را پس از مصدومیت در دیدار بایرن‌مونیخ با هامبورگ در یک روز برفی به چشم ببیند.

ژست فوتبالی، ‌ موهای بور و لخت علی‌، سکوتی که هر از گاهی بد می‌شکست، دریبل‌های ویرانگری که کابوس مرگ‌بار مدافعان تیم حریف بود و غروری که هیچ‌گاه در قبال تصمیمات غلط مدیران فوتبالی شکسته نشد حتا اگر قیمتش تعلیق می‌شد بیش از هرچیز دیگری او را شبیه لقبی کرده بود که از عرب‌ها تا پایان عمر بر رویش باقی ماند، جادوگر.

karimi1

یکی از جالب‌ترین خاطرات فوتبالی کریمی به حضورش بر سر یکی از تمرینات باشگاه پرسپولس برمی‌گردد. اولین ماشینی که داشت یک پیکان استیشن گوجه‌ای رنگ بود که خجالت می‌کشید با آن سر تمرین پرسپولیس برود، گویا یک‌بار که خیلی برای رسیدن به تمرین عجله داشته و دیرش شده بود، مجبور می‌شود با همین ماشین سر تمرین حاضر شود، اما می‌خواهد زمانی به تمرین برسد که همه در حال تمرین‌اند و کسی نیست که او را ببیند. از شانس بدش، «اسماعیل حلالی» هم آن روز دیر سر تمرین رسیده و شروع می‌کند به مسخره کردنش؛ «این دیگه چه ماشینیه که سوار شدی؟.» زمانی هم که تمرین تمام می‌شود و در حال دوش گرفتن هستند دوباره شروع می‌کند به مسخره کردن ماشین وی! زمانی‌که «یحیی گل‌محمدی» موضوع را می‌فهمد به شوخی می‌گوید: «بنده خدا، کار درست رو علی می‌کنه؛ الان تا آزادی ۵تا مسافر می‌زنه و ۱۰۰۰تومن کاسب می‌شه!» خلاصه آن روز کلی سر این پیکان می‌خندند.

مجله کیکر در سال ۲۰۰۴، پس از بازی درخشان این بازیکن در مقابل تیم‌ملی فوتبال آلمان، او را «مارادونای آسیا» نامید. کریمی که در دریبل‌زنی مهارت فوق‌العاده‌ای داشت در کنار «زین‌الدین زیدان» و «رونالدینیو» از سوی سایت فیفا به عنوان یکی از نامزدهای سلطان دریبل جهان در سال ۲۰۰۵انتخاب شد.

علی کریمی در سال ۲۰۰۱به رغم داشتن پیشنهادهایی از تیم‌های اروپایی به خاطر نزدیکی به خانواده ترجیح داد در آسیا بماند و به الاهلی امارات پیوست، اما در ‌‌نهایت در سال ۲۰۰۵در حالی‌که مورد توجه تیم‌های مطرحی چون آ. اس. رم و یوونتوس ایتالیا قرار داشت، به عنوان دومین خرید بایرن‌مونیخ پس از فیلیپ لام به این تیم آلمانی پیوست.

او پس از پایان قراردادش با باشگاه بایرن‌مونیخ، از باشگاه موناکو و چند تیم آلمانی و اسپانیایی پیشنهادهایی دریافت کرد، اما به همگی آن‌ها پاسخ منفی داد تا با عقد قراردادی ۲ساله به ارزش ۶میلیون دلار به تیم القطر بپیوندد. پس از این در سال ۲۰۰۸علا‌رغم پیشنهادهایی از اسپانیا، آمریکا، ژاپن و امارات به طور رسمی قرارداد یک‌ساله با تیم سابقش امضا کرد.

karimi2

در سال ۱۳۸۸به سبب عدم تمایل مدیران وقت باشگاه پرسپولیس برای تمدید قرارداد این باشگاه را ترک کرد و به استیل‌آذین پیوست. پس از درخشش در بازی دوستانه الاهلی امارات و آ. ث. میلان ایتالیا در سن ۳۲ سالگی با عقد قراردادی ۵ماهه در نیم فصل دوم بوندسلیگا به شالکه آلمان پیوست. حضور مجدد در پرسپولیس و یک فصل حضور در تراکتورسازی تبریز پایان دوران فوتبالی این فوتبالیست بود.

کریمی در حالی پس از بازی پرسپولیس با سپاهان در فینال جام حذفی در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۲یک‌بار از دنیای فوتبال خداحافظی کرد و با طعنه‌ای تامل‌برانگیز فوتبال ایران را جای امثال خود ندانست و اظهار کرد که «دایه‌های مهربان‌تر از مادر» باید فوتبال کشور را بچرخانند که خداحافظی‌اش بازتاب گسترده‌ای داشت و سایت رسمی فیفا با اشاره به خداحافظی علی کریمی از دنیای فوتبال، از او به عنوان اسطوره فوتبال ایران یاد کرد و خداحافظی او از میادین را غیر‌منتظره خواند.

پس از آن و با فشار هواداران کریمی دوباره به میدان بازگشت و با وجود سن و سال قابل توجه‌اش باز هم عده زیادی بودند که او را لایق حضور در جام‌جهانی برزیل می‌دانستند، «کارلوس کی‌روش» سرمربی تیم‌ملی ایران هم به اشتیاق کریمی برای حضور در تیم‌ملی روی خوش نشان داده بود، اما به یک‌باره کریمی حتا به جمع اردو نشینان هم دعوت نشد.

با گذشت همه این روز‌ها و خاطرات شیرین و تلخ ورزشی و سیاسی برای این ورزشکار که به نوعی تختی زمانه او را می‌نامند، امروز وی برای همیشه از عشق خود جدا شد. آرام و بی‌سروصدا، اما نه تنها به دلیل حضور خوش‌تکنیکش در مستطیل سبز، بلکه به دلیل مردمی بودنش، وی هیچ‌گاه از دل مردم ایران بیرون نخواهد رفت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,