Saturday, 18 July 2015
15 August 2020
چشم سوم

«مسیحیان عراق، تکرار یک قرن نسل‌کشی»

2014 August 09

شادیار عمرانی – بهرنگ زندی / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هفتم آگوست ١٩٣٣، سمیل. تنها ده سال پس از نسل‌کشی بزرگ ارامنه و آشوریان، سیفو. بیش از ٣٠٠٠ نفر در یک روز کشته شدند. تمام آشوریان سمیل، زنان، مردان، کودکان و حتا نوزادان. دیگر کسی در آن شهر زنده نماند. و بدین‌گونه بزرگ‌ترین قتل‌عام قرن بیستم رقم خورد. هشتاد و یک سال بعد، باز در عراق. ١۵٠٠ آشوری، کلدانی و یزیدی در دشت نینوا، زادگاه و موطن آن‌ها طی هزاره‌ها، به دست نیروهای اسلام‌گرای تندروی داعش کشته شدند. شهر قرقوش، بزرگ‌ترین شهر مسیحی‌نشین عراق، خالی از ساکنانش شد. نزدیک به ۴٠ هزار نفر از آن‌ها از شهرها و روستاهای نینوا رانده شدند و با غصب شدن تمام اموال حتا کارت‌های شناسایی‌شان به سمت اربیل روانه شدند، به امید آن‌که جای امنی بیابند. این در حالی بود که چند هفته قبل‌تر، دیگر رانده شدگان مسیحی از موصل، محل مناقشه اقلیم کردستان با دولت مرکزی عراق، در اربیل به امید پناه رفته بودند و امروز در معابر عمومی بدون هیچ کمک و امکانات اولیه رها شده‌اند. باراک اوباما، رییس جمهوری ایالات متحده، بالاخره پس از یک ماه بیانیه‌ای در دفاع از مسیحیان و یزیدیان آواره‌‌ی عراق صادر کرد و در حرکتی سخاوت‌مندانه به فرستادن غذا از طریق آسمان، آن‌ها را که در راه محاصره شده‌اند و از فرط گرسنگی می‌میرند را غذاباران کرد. و بخش دیگر سخاوت بشردوستانه‌اش را برای مقابله با داعش نه در دیگر نقاط عراق، بلکه تنها برای حفاظت از اربیل روانه داشت: حمله هوایی به داعش در اربیل. بسیاری از پناه‌جویان آشوری در اربیل حالا مجبور به ترک اربیل هستند.

11

پیش از حمله‌ی آمریکا و متحدان به عراق در سال ٢٠٠٣، جمعیت آشوریان و کلدانیان در عراق بیش از یک میلیون نفر بود. طی ١١ سال ربوده شدن، کشته شدن، تصرف شدن اموال‌شان و بمب‌گذاری در عراق، امروزه جمعیت این ساکنان اولیه بین النهرین و نینوا به حدود ۵٠ هزار نفر رسیده است. راه حل پیشنهادی آمریکا این بوده است: پاسپورت‌هایتان را ممهور به ویزای آمریکایی می‌کنیم، ما به کارگران ارزانی مثل شما همواره نیاز داریم. آشوریان و کلدانیان عراق با وجود داشتن احزاب متنوع از چپ تا میانه رو و راست، با وجود حضور در هر دو پارلمان اقلیم و حکومت مرکزی، با داشتن وزیر در دولت مالکی، نیروی دفاعی ندارند. آن‌ها در سوخت و ساز هم اجتماعی، هم سیاسی، و هم اقتصادی نقشی غیر قابل چشم‌پوشی دارند اما در پاک‌سازی نژادی انتخاب اول هستند. گفته می‌شود به خاطر مذهب‌شان. اما واقعیت چیست؟

کمی تاریخ را ورق می‌زنیم. به نسل‌کشی ١٩١۴ و سیفو نمی‌رویم. کمی جلوتر. در همین عراق در زمان استقلال. ١٩٣٣ و نسل‌کشی سیمله. چرا باز قتل‌عام آشوریان با تمرکز و صرف نیروی عظیمی صورت گرفت؟ آن زمان آشوریان هم‌پیمان بریتانیا شده بودند و بریتانیا در کنار قیمومیت عراق، حفظ امنیت آشوریانی که هنوز از مصیبت یک نسل‌کشی فارغ نشده بودند را برعهده داشت. اما تنها رها شدند و به نیروهای «بکر صدقی» تسلیم شدند تا به کلی نابود گردند. این پرسش مطرح است که چرا؟

در دوران قیمومیت بریتانیا بر بین النهرین، سپاهی متشکل از آشوریان و بریتانیایی‌ها در شمال عراق امروزی به سرکوب کردان پرداخت، سرکوبی که بازپسگیری سرزمین‌های آشوریان در بین النهرین را به آنها وعده می‌ داد اما آنچه تا سال ۱۹۲۵ به آشوریان رسید سکنی گزینی در روستاهای حکاری بود، روستاهایی که پیش از آن، آشوری نشین بودند پس از استقلال عراق به دست دولت افتاد و تعداد دیگری از جمعیت آشوریان نیز در روستاهای کردنشین ساکن شدند و مجبور به امضای پیمان نامه فئودالی شدند به نحوی که کردها را زمیندار و آشوریان را رعایایی می‌کرد که هر زمان که زمیندار فئودال کرد زمینش را پس بخواهد باید آن را ترک کنند.
اما خلف وعده‌های خودمختاری بین النهرین که بریتانیا به آشوریان داده بود، حس ناسیونالیستی را بین آنها تقویت کرده بود. در حالی که آشوریان عضو سپاه بریتانیا از حمایت آن کشور مایوس می‌شدند، مر عیسی شیمون، پاتریارک ارشد کلیسای شرق آشور به نمایندگی از آشوریان به مذاکره با بریتانیا و جامعه ملل پرداخت.

22

همزمان در غیاب مرشیمون، مالک یعقو، از فرماندهان اسبق آشوری سپاه بریتانیا با متقاعد کردن آشوریان به امکان استقلال و پیروزی در برابر دولت مرکزی عراق، سپاه جدیدی تشکیل داد. او تنها با دویست سرباز مسلح، جنگی را با دولت عراق آغاز کرد. این اقدام او به هیچ عنوان مورد حمایت اکراد همجوار که حالا با دولت مرکزی عراق ائتلاف کرده بودند قرار نگرفت.

کردها دهوک به کمک نظامیان عراق برای سرکوب شورش سپاه مالک یعقو شتافتند. در ماه ژوئن ۱۹۳۳ با آغاز درگیری‌ها در شمال عراق، مرشیمون به مذاکره با حکمت سلیمان، نخست وزیر وقت عراق به بغداد خوانده شد و با نتیجه عقیم ماندن مذاکرات به قبرس تبعید شد.

این تاریخ آغاز نسل کشی جدید آشوریان شد. چه آن دویست نفری که در سپاه ناسیونالیست مالک یعقو بودند و چه غیرنظامیان بی دفاعی که به دور از این مذاکرات در روستاها ساکن بودند قتل عام شدند. ارتش منظمی از عراقیان به فرماندهی بکر صدقی تشکیل و به زاخو و دهوک فرستاده شد. آشوریانی که به اسارت درآمدند در گروه‌های هشت تا ده نفره به کوهها برده و تیرباران می‌شدند.

همزمان، کردهای قبایل گولی، سندی، سلیوانی، اعراب و ایزدی‌های منطقه سمیل هم به ارتش صدقی پیوستند. طی پنج روز تمام آشوریان ۶۳ روستا و شهر آشوری کشته شدند. روز سیزدهم اوت با مداخله کشیش اعظم پتریارک کلدانی، یوسف امانوئل، ارتش صدقی که برای ادامه کشتار به سمت قوش می رفت، متوقف شد.

سه سال بعد، بکر صدقی با کودتایی علیه یاسین هاشمی، نخست وزیر وقت، حکمت سلیمان را به جای او نشاند. روستاهای آشوری به کردها داده شد و بقیه آشوریان به سوریه مهاجرت کردند و در استان حسکه امروز سکنی گرفتند.

22

بحث آن روزها نژاد آشوریان نبود. مذهبشان نبود. بحث مالکیت زمین بود. سه سر ناسیونالیست جان مردم را وسط گذاشتند و بر سر تصاحب زمین، انسان‌ها را ذبح کردند.

اما امروز، دشت نینوا عینن همان تاریخ را دوره می‌کند. موصل مال کی باشد؟ کرکوک مال کی باشد؟ نینوا مال کی باشد؟ تکلیف نفت کرکوک چه می‌شود؟ اگر اقلیم کردستان بخواهد تشکیل دولت مستقل بدهد و اعلان استقلال کند از چه منبعی باید تامین بودجه کند؟ نه صنعتی قوی دارد، نه کِشت و زرعی وسیع. داعش به عنوان لشکری از وحشت‌ناک‌ترین گروه‌های به اصطلاح اسلام‌گرای تندرو که با طنزی هدف‌دار آدمخوران داعش خوانده می‌شوند، چنان رعب و وحشتی بر تن مردم می‌اندازند و برای باور شدن دست به هر جنایتی علیه بشریت می‌زنند که مردم اقلیم کردستان تنها راه نجات را استقلال حتا بدون رفراندوم ببینند، شیعیان تنها راه نجات را تقویت دولت مالکی ببینند _ دولتی که مورد قبول تمام شیعیان عراق نبوده_ آشوریان، کلدانیان، ترکمن‌ها، ایزدیان، و شباکی‌ها دیگر به دنبال تحقق اصل ١٢۵ قانون اساسی عراق نباشند و تنها برای زنده ماندن بروند جایی، مهم نیست کجا، بروند و این زمین که شریان حیات دو سر مناقشه است را رها کنند.

مدتی است که کمپین “ن” در سراسر جهان توسط نه تنها آشوریان و کلدانیان بلکه دیگر گروه‌ها از طیف‌های مختلف، از اجتماعات کلیسایی گرفته تا فعالان مدنی، سیاسی، و حتا مسلمانان، تشکیل شده است و به اعتراض به این پاک‌سازی نژادی سعی به بیدار کردن مبارزانی دارد که خطر فاجعه‌ی در حال وقوع در خاورمیانه را امر خود می‌دانند. در شهر کلن، خانم مینا احدی از حزب کمونیست کارگری ایران، به گفته‌ی خود او، به طور اتفاقی در یکی از این تجمع‌ها شرکت کرد. این تنها حضور عملی نیروی چپ ایران در این کمپین بوده است. ما به مناسبت این کمپین و همزمانی آن با سالگرد نسل‌کشی سمیل به سراغ یکی از فعالان این کمپین در آمریکا رفتیم.

n

تونی خوشابا، فعال سابق سیاسی چپ‌گرای ایران، و مدیر مجموعه فرهنگی آشوری «شبهای بین النهرین» میهمان این برنامه‌ی ماست.

‌ فردا باز می‌گردیم به غزه، جایی که دوباره تنها پس از ٧٢ ساعت آتش‌بس، صحنه‌ی خون و آتش و مرگ است. با ما همراه باشید.

شادیار عمرانی: «با خبر شدیم که در پی تهدید کلدانیان و آشوریان در موصل توسط داعش و اخراج آن‌ها از شهر، کمپینی جهانی به نام کمپین “ن” آغاز شده است. گرچه این کمپین در بسیاری از کشورها و توسط جمع کثیری از مردم دنیا مورد حمایت قرار گرفته شاید در بین ایرانی‌ها کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد. با وجود آن‌که آشوریان و کلدانیان ایران جمعیت فعالی را در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی داشته و دارند. لطفن برای شنوندگان ما در مورد این کمپین توضیح دهید»

تونی خوشابا: « در ماه گذشته زمانی که داعش موصل را اشغال کرد، آشوریان و دیگر اقلیت‌ها را واردار به ترک شهر نمود. جنبش نون یک جنبش خودجوش بود که توسط توده‌های آشوری در چهارگوشه‌ی جهان به وجود آمد. مساله‌ی اصلی این جنبش آن است که این جریان‌هایی که در عراق به وجود آمده خطر جدی را شکل داده است که چگونه آشوریان به عنوان یک اقلیت ملی و مذهبی  به بقای خود در عراق ادامه دهند. دشت نینوا آخرین منطقه‌ای ست که جمعیت کمی از آشوریان در آن‌جا زندگی می‌کنند و با شهر موصل هم‌جوار هستند و بین عرب‌ها و کردها این منطقه مورد مناقشه است. این مساله نگرانی ما را در سراسر جهان بیش‌تر کرده است تا یک راه‌حلی پیدا کنیم که این منطقه اگر داعش بخواهد به طرف شمال حرکت کند محافظت شود.»

بهرنگ زندی:« این بار اول نیست که دست کم در یک قرن گذشته آشوریان و کلدانیان و سریانیان در منطقه مورد تعرض قرار می‌گیرند، از خانه‌ها و شهرها و روستاهایشان که سکونتی به قدمت تاریخ داشته‌اند رانده می‌شوند، اموالشان مصادره می‌شود، مورد شکنجه و تجاوز قرار می‌گیرند و کشته می‌شوند. آشوریان طی یک قرن گذشته دو نسل‌کشی بزرگ را تجربه کرده‌اند که یکی از آن‌ها، نسل کشی سیمله، با کشته شدن ٣٠٠٠ نفر در یک روز بزرگ‌ترین نسل کشی قرن نام گرفته است. پس از حمله آمریکا و متحدان به عراق، طی ١١ سال گذشته ما به طور متوسط هر روزه شاهد اخباری از چنین تعرضات به آن‌ها بوده‌ایم. این در حالی بوده است که بسیاری از احزاب و تشکل‌های سیاسی در عراق در کنار سکوت رسانه‌ای اقدام موثری در راه توقف این خشونت‌ها نکرده‌اند و تنها انجمن‌های ناسیونالیستی سعی به بهره‌برداری از آن داشته‌اند. دلیل چیست؟»

toni

تونی خوشابا: « در بیست سال گذشته دو حزب عمده‌ی ملی‌گرای کرد در عراق نقشی را بازی کردند که وضعیت را برای آشوریان مشکل کرده است. اگر چه وضعیت آشوریان در منطقه‌ی کردستان خیلی بهتر از جاهای دیگر عراق است، ولی انتظاری که آشوریان از این دو حزب عمده‌ی کرد داشتند این بود که آن‌ها بتوانند پشتیبانی لازم را برای آشوریان فراهم کنند. در آمریکا برای مدت بیست سال آشوریان تلاش کردند که منطقه‌ی دشت نینوا باید نیروی پلیس و امنیتی خودش را داشته باشد که از نیروهای محلی خودش تشکیل شود. آن‌طوری که حزب دموکرات آشور به ما گفته است مانع‌‌‌های زیادی را حزب دموکرات کردستان بر سر تحقق این مساله فراهم کرده است. در شرایط فعلی که وجود نیروهای امنیتی که می‌توانستند خیلی ضروری باشند و حس امنیت را در میان مردم فراهم کنند، متاسفانه نداریم. از طرف دیگر خود آشوری‌ها هم نتوانستند به طرز موثری افکار ونظرات خودشان را در افکار عمومی جهان پراکنده بکنند.»

شادیار عمرانی: «کردها و بالاخص رییس اقلیم کردستان، مسعود بارزانی، در بحبوحه‌ی هرج و مرج فرقه‌گرایی خونین در عراق اصل ١۴٠ را برای چندمین بار مطرح کرده‌اند و دارند فضا را برای اعلام استقلال فراهم می‌کنند. از دیگر سو آشوریان به دنبال تحقق اصل ١٢۵ و تشکیل اقلیم آشوری در دشت نینوا هستند. به نظر می‌رسد مساله کرکوک، موصل و نینوا مورد مناقشه۴ سو، کردها، آشوریان، دولت مالکی و حالا داعش است. از طرف دیگر آشوریان ناسیونالیست بحث بر تشکیل حکومت و کشور مستقل آشوری با مرزهایی را می‌کنند که مورد مناقشه‌ی کردها و ترک‌ها نیز هست. پرسش این‌جاست آیا حکومت مستقل آشوری می‌تواند امنیت را برای این مردم به ارمغان بیاورد؟ (چنانچه پاسخ مثبت باشد، چه نوع حکومتی می‌تواند تضمین کننده‌ی رفاه، آزادی و امنیت این مردم باشد؟ آیا طبقه کارگر آشوری که اکثریت جامعه آشوری این منطقه را تشکیل می‌دهد با بیرون آمدن از زیر پرچم بورژوازی مذهبی و قومی عرب و کرد و رفتن زیر پرچم بورژوازی آشوری تغییری در زندگی خود خواهد یافت؟»

تونی خوشابا: « آشوریان خواستار تشکیل یک دولت مستقل در عراق نیستند. ممکن است که بعضی از گروه‌های کوچک این ادعاها را داشته باشند، اما مهم‌ترین حزب سیاسی آشوریان در عراق یعنی حزب دموکراتیک آشور یا زوعا هست که یک خط‌مشی درست را از اول برقرار کرده بود، آن‌ها برای عراق متحد از روز اول تلاش کردند و شعارشان این بود که ما یک عراق متحد را می‌خواهیم. و مساله‌ی دشت نینوا را بر اساس اصل ١٢۵ در قانون اساسی عراق مطرح کردند که باید منطقه‌ای باشد که تمام مردم این منطقه بتوانند در این ناحیه با هم زندگی کنند. نه تنها آشوری‌ها بلکه یزیدی‌ها و گروه‌هی کوچ قومی دیگری هستند که شامل دشت نینوا می‌شوند. مساله پیچیده‌تر شده است برای این‌که کردها در شمال از اول این طرح را مطرح کرده بودند که باید بخشی از کردستان بزرگ باشد و این مساله را مشکل‌تر می‌کند که راه‌حلی در آن‌جا پیاده شود که مورد قبول آشوری‌ها هم باشد>»

بهرنگ زندی: «چرا صدای چپ‌ها و نیروهای مترقی آشوری که جمعیت کمی هم نیستند کمتر منعکس می‌شود؟»

tonii

تونی خوشابا: « ما در عراق افراد زیادی را داریم که در رهبری نیروهای مترقی و کمونیستی هستند و آن‌ها باید یک توضیح بهتری در مورد این مساله بدهند. جنبش چپ در بین آشوریان ایران از قدیمی‌‌ترین جنبش‌های سوسیالیستی در ایران است. اولین حزب سیاسی آشوری در اواخر قرن نوزدهم توسط فریدون آتوریا و دوستانش در ارومیه تاسیس شد که اسم آن حزب سوسیالیست آشور بود. پس از انقلاب ١٩٧٩ در ایران بسیاری از چپ‌ها در ایران دوباره متشکل می‌شوند و تلاش می‌کنند که فعالیت‌های فرهنگ و اجتماعی را ادامه بدهند. ولی این حرکت ضربه‌های زیادی به آن وارد می‌شود زمانی که سرگون بت اوشانا که نماینده‌ی شوریان در مجلس بود و عضو کمیته مرکزی حزب توده بود بازداشت می‌شود و بعد از آن بسیاری از فعالان آشوری مجبور به ترک ایران می‌شوند. »

شادیار عمرانی: « شما به عنوان یک آشوری ایرانی چپ تا چه اندازه حمایت چپ‌ها و احزاب کمونیست ایرانی را در این خصوص موثر می‌دانید؟»

تونی خوشابا: « جنبش چپ در ایران یک جنبش بزرگ و منسجم است. حمایت آن‌ها از آشوریان که تحت فشارهای شدید در عراق قرار دارند می‌تواند خیلی موثر باشد. امیدوارم گروه‌های چپ نه تنها در ایران بلکه در ترکیه، عراق و سوریه هم بتوانند همکاری‌های لازم را با یکدیگر داشته باشند. تقاضای من از تمام گروه‌های مترقی و چپ ایران این هست که در شرایطی که خاورمیانه به سر می‌برد و ما نمی‌دانیم سرنوشت آن چه خواهد بود، این گروه‌ها به خصوص گروه‌های چپ ایرانی می‌توانند نقش مهمی را در آگاه‌سازی نه تنها در میان ایرانی‌ها و مردم منطقه بلکه در بین اروپایی‌ها و در سطح بین‌المللی داشته باشند.»

برنامه قبلی این مجموعه

کالینیکوس: اسراییل یک دموکراسی متعارف نیست

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,