Saturday, 18 July 2015
04 December 2020
سیاست‌های خانمانسوز حکومتی

«خامنه‌ای، احمدی نژاد و روحانی ویرانگران محیط زیست»

2014 August 25

جلال ایجادی/ مقاله وارده / رادیو کوچه

 

ویرانگری زیست محیطی در ایران بیش از هرچیز نتیجه سیاست غیرمسئولانه و سوء مدیریت و بی‌کفایتی مسئولان کشوری است. بحران و خشک شدن دریاچه ارومیه، خشکی دریاچه‌ها و رود‌ها در ایران، ریزگردهای پیاپی، بحران آب، آسیب در سفره‌های آبهای زیرزمینی، آلودگی رود‌ها، تخریب روزانه ۴۰ هکتاری و آتش سوزی پیاپی در جنگل‌ها، افزایش بیسابقه مرگ و میر و بیماری‌های ناشی از آلودگی‌ها، مصرف بنزین‌های آلوده و سرطان زا، رهاکردن فاضلاب‌ها و پسابهای صنعتی و شهری در رود‌ها و دریاچه‌ها و دشت‌ها، فقدان یک فرهنگ مسئول زیست محیطی در جامعه، عدم رعایت پیمانهای بین المللی زیست محیطی مانند کنوانسیون رامسر، افزایش بیابانزائی، تخریب دنیای وحش ایران، تخریب پارکهای حفاظت شده، نبود تعداد لازم نگهبان و متخصص و بازرس و پژوهشگر برای حفاظت منابع طبیعی، فقدان آمار منظم و درست در باره آسیب‌ها و خرابی‌های محیط زیست، مانع تراشی در برابر فعالیت کنشگران محیط زیست، سرکوب نهادهای مستقل، عدم استقلال دادگاه‌ها برای بررسی متخلفان زیست محیطی، وجود بوروکراسی فاسد و بی‌کفایت در عرصه زیست محیطی، فقدان بودجه کافی جهت نگهداری محیط زیست ایران، همه و همه ناشی از سیاستهای حکومت اسلامی است. علت اصلی ویرانگری زیست محیطی در ایران، نه عامل اقلیمی بین المللی، بلکه سیاستهای خانمانسوز حکومتی است.

a1c1_Persian-Gulf-Tanker-inoculation-by-Indian
آسیبهای ناشی از سیاست حکومت
آسیب‌های برشمرده در بالا اتفاقی نیستند، بلکه در جامعه‌ای که با مدیریت نابسامانی همراه است، در جامعه‌ای که با اقتصاد نفتی و رانتی مشخص می‌شود، در جامعه‌ای که حرص سودجویانه و مصرف گرایانه رفتارهای حاکمان و بسیاری از شهروندان را بیمار ساخته است، در جامعه‌ای که فرهنگ اکولوژیکی مستقر نیست، در جامعه‌ای که دستگاههای ادارای و دولتی در تخریب محیط زیست فعالند، در چنین کشوری آسیب‌ها و ویرانگری‌ها ریشه در سیاست و اقتصاد و ایدئولوژی حاکم دارند. طبق یک بررسی جدی از شاخص عملکرد محیط زیست توسط دانشگاه ییل آمریکا، مقام ایران در میان ۱۳۲ کشور از مرتبه ۶۷ در سال ۲۰۰۸ به مرتبه ۷۸ در سال ۲۰۱۰ و ۱۱۴ در سال ۲۰۱۱ سقوط کرده است. این سقوط نتیجه رشد وخامت در شاخص‌های محیط زیست ایران است. روشن است که این افت زیست محیطی، هزینه سنگینی برای کشور ببار می‌اورد. بعنوان نمونه آخرین برآورد بانک جهانی نشان می‌دهد که خسارات سالیانه آلودگی هوا در ایران، شامل خسارات ناشی از مرگ و میر شهروندان، درمان بیماری‌های ریوی و خونی و عصبی ناشی از این آلودگی ۱۴ هزار میلیارد ریال، یعنی معادل ۶/ ۱ درصد تولید ناخالص ملی است. کشوری که هوای خود را به لحاظ افزایش آلاینده‌ها مسموم می‌کند متاسفانه و بناگزیر بیماری و مرگ را برای شهروندان آسان می‌نماید. بنا به گفته شهرداری تهران سالانه یک میلیون و ۶۵۰ هزار تن آلاینده مرگبار وارد هوای تهران می‌شود. سازمان بهداشت جهانی در گزارشی اعلام نموده سالانه حدود ۸۰ هزار ایرانی جان خود را بر اثر آلودگی‌های محیطی از دست می‌دهند. همچنین براساس آمارهای وزارت بهداشت ایران سالانه ۴ هزار و ۵۰۰ تهرانی بر اثر آلودگی هوا می‌میرند. چنین وضع خطرناک ناشی از آلاینده‌هائی در هوا همچون مونوکسیدکربن، دی اکسید نیتروژن، سولفو دی اکسید، سرب، جیوه، آرسنیک، بنزن و گازهای اسیدی می‌باشد و تمامی این آلاینده‌ها روی دستگاه تنفسی آثار سوء برجا می‌گذارند و نیز قرار گرفتن در برابر اشعه و پارازیت موجی بمیزان ۳۰ برابر خطر تولد نوزاد معلول و عقب‌مانده ذهنی را افزایش می‌دهد. زمانی که هوا مسموم می‌شود و انسان‌ها را بیمار می‌کند یا می‌کشد و زندگی طبیعت را آشفته می‌کند، اتفاقی نیست، بلکه این امر نتیجه پخش گازهای سمی بنزین‌ها، خشک شدن دریاچه‌ها و رود‌ها و نابودی جنگل‌ها و در ‌‌نهایت نتیجه یک الگوی مخرب سیاسی و اقتصادی و تولیدی می‌باشد.

1

بسیاری از کشور‌ها جنگل‌ها را توسعه می‌دهند حال آنکه نیمی از جنگل‌های ایران در ۳۰ سال گذشته نابود شده و مساحت آن‌ها به ۱۲‌میلیون هکتار رسیده است. جنگلهای ایران را تصمیم‌های دولتی و اداری، بولدوزرهای سپاه پاسداران، خرابکاری بخش خصوصی و فقدان بودجه جهت نگهداری و حفاظت نابود می‌کند.
افزایش بودجه نظامی و سقوط بودجه ناچیز محیط زیست
بودجه اختصاص یافته به محیط زیست در لایحه بودجه ۱۳۹۲ حدود ۱۴/ ۰ درصد کل مبلغ بودجه بشمار می‌رفت و البته بر اساس منابع دولتی این مبلغ بودجه محیط زیست ایران نسبت به سال ۱۳۹۱ در مجموع ۳۰ درصد کم شده بود. این تصمیم گیری در حالی بود که شاخص‌های محیط زیستی ایران در وضعیت بسیار بدی قرارداشتند. میزان بودجه سال ۱۳۹۲ برای محیط زیست نشان می‌داد، سیاست ویران کننده دولت‌های نهم و دهم پیوسته در دستور کار است. حال ببینیم در دوران آقای روحانی چه اتفاقی افتاد؟ همانطور که جامعه ایران شاهد بود در برنامه‌ی انتخاباتی حسن روحانی، محیط زیست و نجات دریاچه ارومیه بسیار مهم قلمداد می‌شد. ولی پس از انتخابات علیرغم برخی تبلیغات برای نجات ارومیه، سیاست ویرانگر و بی‌توجهی و دروغ ادامه دارد.
گزارش جدید روابط عمومی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، در بررسی لایحه بودجه سال ۱۳۹۳ کل کشور در بخش محیط زیست، نشان می‌دهد که میزان اعتبارات بخش محیط زیست ۲، ۲۰۴، ۱۸۷ میلیون ریال است. این امر در حالی است که سهم بودجه فصل محیط زیست در بین سایر فصل‌ها (۱۳/۰ درصد کل)، نسبت بسال پیش کاهش یافته است. این کاهش سهم بودجه محیط زیست در زمانی صورت می‌گیرد که مرگ دریاچه ارومیه، آلودگی شدید هوای کلانشهر‌ها، خیمه سهمگین ریزگردهای داخل ایران و کشورهای عربی بر آسمان کشور، انباشت آلودگی‌های نفتی و سموم کشاورزی در سواحل دریا و رودخانه‌ها، پخش آلودگی‌های اتمی، تداوم تخریب و ویرانی تالاب‌های ایران، وضعیت نابسامان حیات وحش، تخریب جنگل‌های حفاظت شده، به همراه هزاران مشکل زیست محیطی دیگر، وضعیت مدیریت محیط زیست ایران را اسفبار‌تر از پیش نشان می‌دهد.

urmiasee

در حالیکه بودجه محیط زیست حتا به یک درصد بودجه کشوری نمی‌رسد و در طی دوسال از حدود ۱۴/ ۰ به حدود ۱۳/ ۰ کل بودجه سقوط می‌کند، بودجه نظامی با افزایش شگفت انگیزی برخوردار است.
بودجه سال ۱۳۹۳ کل کشور از حیث منابع بالغ بر هشت میلیون و سی و سه هزار و چهارصد و هشتاد و چهار میلیارد و پانصد و هشتاد و یک میلیون ریال (۸۰۳۳۴۸۴۵۸۱ میلیون ریال) و از حیث مصارف بالغ بر هشت میلیون و سی و سه هزار و چهارصد و هشتاد و چهار میلیارد و پانصد و هشتاد و یک میلیون ریال (۸۰۳۳۴۸۴۵۸۱ میلیون ریال) می‌باشد. بررسی بخش‌هایی از لایحه پیشنهادی دولت برای بودجه سال ۱۳۹۳ کل کشور نشان می‌دهد که بودجه نیروهای نظامی و سرکوب و دستگاه دولتی بطور وسیع افزایش یافته است. حسن روحانی با توجه به درگیری‌های درون حکومتی و فشار نظامیان بودجه ارتش و سپاه پاسداران را افزایش چشمگیری بخشیده است. همچنین بودجه وزارت خارجه ۶۰ درصد و بودجه شورای نگهبان ۴۵ درصد افزایش یافته است. به گزارش مهر (۱۳۹۲/۹/۱۸)، بررسی بودجه برای نهادهایی نظیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، مرکز تحقیقات استراتژیک این مجمع، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان، سپاه پاسداران، معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور، سازمان بسیج مستضعفان، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی، وزارت امور خارجه و ارتش حکومت اسلامی، نشان می‌دهد که دولت «تدبیر و امید» حسن روحانی رقمی معادل ۱۸۳ هزار و ۷۹۸ میلیارد و ۸۱۴ میلیون ریال را برای این نهاد‌ها و دستگاه‌های دولتی در بودجه سال ۱۳۹۳ پیش بینی کرده است.

artesh
در این میان بیشترین افزایش مربوط به بودجه ارتش جمهوری اسلامی بوده است چرا که پیشنهاد دولت برای بودجه این نهاد در سال ۱۳۹۳ رقمی معادل ۵۱ هزار و ۸۵ میلیارد و ۵۸۴ میلیون ریال است در حالی که میزان بودجه ارتش در قانون بودجه ۱۳۹۲ مبلغ، ۳۴ هزار و ۴۴۶ میلیارد و ۱۶۴ میلیون ریال پیش بینی شده بود، بررسی این موضوع نشان می‌دهد دولت «تدبیر و امید» حسن روحانی بودجه ارتش را حدود ۵۰ درصد نسبت به رقم پیشنهادی دولت قبلی در سال گذشته افزایش داده است. سه نهاد نظامی نظیر ارتش، سپاه و نیروی انتظامی از بالا‌ترین افزایش بودجه برخوردار شده‌اند. در چنین شرایطی همین دولت بودجه ناچیز محیط زیست را بازهم کاهش می‌دهد. آیا این امر اتفاقی بوده یا یک انتخاب سیاسی است؟
بنابراین اگر محیط زیست ایران تخریب می‌شود به این خاطر است که خامنه‌ای و احمدی‌نژاد و روحانی با اراده‌ای آشکار، زیستبوم ایران را از امکانات مالی و نیروهای انسانی لازم محروم کرده و بازهم بیشتر محروم می‌کنند و به خرابکاری خود ادامه خواهند داد. هیچ امیدی به این دستگاه ولایت فقیهی نباید داشت، زیرا منافع تنگ نظرانه اقتصادی و سیاسی و دینی حاکمان در تضاد با منافع و مصالح زیستبوم ایران و سلامتی و شادمانی شهروندان جامعه است. مستبدان دینی حریص حاکم جز منافع کوتاه مدت شخصی و گروهی خود هیچ چیز دیگری را نمی‌بینند. آنان فاقد فرهنگ مسئول زیست محیطی هستند و فساد و شکمبارگی بیکران، آن‌ها را کورکرده است.

این مطلب بدون ویرایش رادیو کوچه منتشر شده است.

مطالبی دیگر از همین نویسنده در رادیو کوچه

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,