شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
مسکوت ماندن پرونده بزرگ اختلاس مالی

«توقف بررسی پرونده سه هزار میلیاردی، بازجو تطمیع شد»

۱۳۹۳ شهریور ۲۹

گزارش / رادیو کوچه

 

اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی در دولت محمود احمدی نژاد، جزو اولین مفاسد اقتصادی کلان بود که فاش شد و چنان حجم این شوک در میان مردم و مسئولین سنگین بود که تا مدت‌ها به اصلی‌ترین چالش درونی نظام تبدیل شده و لابی‌گری‌ها برای رهایی بخشیدن افراد با نفوذ پرونده راه به جایی نمی‌برد.

«مه آفرید امیر خسروی» که در طول دادگاه رسیدگی به این پرونده به عنوان متهم ردیف اول محاکمه شد، از افشای پشت پرده این اختلاس خودداری کرد و در برابر قسم‌های مکرر وکیل و اعضای خانواده‌اش در جهت افشای پشت پرده این اختلاس سکوت اختیار کرد، به امید آن که افراد پشت پرده، قدرشناسی او را پاس بدارند و او را از مهلکه به در کنند، اما در زمانی که او قصد داشت در دادگاه بعدی خود، مسائل مهمی را افشا کند، به ناگاه به پای چوبه دار برده و اعدام شد.

مراسم تشییع جنازه او، به میتینگ سیاسی علیه نظام تبدیل شد و درگیری‌های پراکنده‌ای هم در بهشت زهرای تهران اتفاق افتاد که منجر به طرح شعارهای سیاسی توسط شرکت کنندگان در این مراسم و حضور پلیس و نیروهای امنیتی شد و چند نفری هم در این مراسم دستگیر شدند که از سرنوشت آنان گزارشی مخابره نشده است.

اما یکی از مردان رازآلود این پرونده، کسی نیست به جز «سیدحمید پورمحمد گل سفید» قایم مقام وقت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران. فردی که به گفته شاهدان و مطلعان  در اغلب معاملات بزرگ اقتصادی و انتصابات بانکی دست دارد و اغلب جابجایی‌های درون بانک مرکزی و بانک‌های کشور با نظر او انجام می‌شود و اوست که تبدیل به مافیای پشت پرده فعالیت‌های بانکی در ایران شده است. تا جایی که با اراده وی تعداد از نمایندگان مجلس علیه تنها مدیربانکی که از نیروهای وی نیست یعنی همتی، مدیر بانک ملی تومار می‌نویسند و از وزیر بابت اقدامات وی و برای اعمال فشار طرح سوال می‌کنند. و حتا فرمان رهبری در خصوص پایان تصدی‌گری بانکها و واگذاری بنگاه‌های اقتصادی بانک‌ها با نظر وی بی‌عمل می‌ماند.

hamidpormohammda

«سیدحمید پورمحمد گل سفید» اکنون معاون برنامه‌ریزی فعلی آقای نوبخت است و در نهاد ریاست جمهوری هم صاحب نفوذ زیادی شده است، به طوری که مدیر عامل فعلی بانک سپه نیز که پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز ۸۸ به تیم اسفندیار رحیم مشایی پیوست، با توصیه و اعمال نفوذ وی به این سمت گمارده شده است. و این در صورتی است که محمود خاوری که اینک فراری بوده و معضل بزرگی برای دستگاه‌های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی شده  از نیروهای شماره یک وی بوده  که در زمان حضور اولیه خاوری در کانادا پس از عزل از مدیریت بانک سپه یکی از نمایندگان کنونی مجلس با نظر وی به کانادا رفته و خاوری را به ایران بازگرداند و با سفارش مستقیم پورمحمدی خاوری به عنوان مدیرعامل بانک ملی معرفی شد.

در حالی‌که چند سال پیش از این، جامعه ایران در تب و تاب مدارک تقلبی و جعلی دکترای مسئولین سیاسی و حاکمان خود به‌سر می‌برد احمد توکلی رییس وقت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در حاشیه یکی از جلسات علنی مجلس گفت: «آقای پورمحمدی (پورمحمد گل سفید) اصلن دکترا ندارد و به دروغ خود را دکتر معرفی می‌کند.»

در طول فعالیت کاری دولت دهم، برخی محافل «پورمحمد» را به جریان انحرافی منتسب و تلاش کردند وی را از کابینه احمدی‌نژاد جدا کنند؛ مخالفان و منتقدان معتقد بودند که او مهره «جریان انحرافی»در نهاد پولی و مالی کشور است.

این انتقادها اما از سوی مقامات ارشد دولت با بی‌‌توجهی و تکذیب روبه‌رو شد و پورمحمدی هم‌چنان بر کرسی قائم‌مقامی بانک مرکزی تکیه زد، اما افشای «فساد بزرگ بانکی» پای او را به این ماجرا و متعاقب آن به مراجع قضایی باز کرد.

پورمحمدی آبان سال ۱۳۹۰ بازداشت و پس از گذراندن دوره بازداشت با وثیقه سنگین آزاد شد و بی‌سروصدا بانک مرکزی را ترک کرد، اما آزادی وی و حضورش در جلسه کارگروه توسعه صنعت پتروشیمی به ریاست «محمدرضا رحیمی» جنجال آفرید؛ مسوولان دولتی او را مبرا از اتهام‌های وارده دانستند و محمود احمدی‌نژاد به عنوان بالاترین مقام دولتی، به طور صریح از بازداشت پورمحمدی انتقاد کرد و در همایش «تبیین طرح تحول نظام بانکی» گفت: «چرا انتقام از ملت می‌گیرید؟ آنها که رشوه داده و تخلف کرده‌اند و پشتیبانی نفوذی داشتند را دستگیر و محاکمه کنید، چرا قایم مقام بانک مرکزی را دستگیر کردید؟»

rahimi

دفاع رییس دولت وقت هم نتوانست موجب ابقای پورمحمدی در جایگاه قایم‌مقامی بانک مرکزی شود و او در نهایت مجبور به ترک ساختمان میرداماد شد تا در معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری اقامت گزیند.

آخرین روزهای فعالیت‌ محمود احمدی نژاد، دولت دهم تصمیم گرفت برای دل‌جویی از این متهم پرونده فساد بزرگ بانکی این‌گونه از وی تقدیر کند:

«هیات وزیران درجلسه مورخ ۱۳۹۲/۴/۳۰ بنا به پیشنهاد وزرای عضو کمیسیون بررسی اعطای نشان‌های دولتی و به استناد ماده ۷ قانون تعیین حدود وظایف و اختیارات و مسئولیت‌های ریاست جمهوری – مصوب ۱۳۶۵ – تصویب کرد: نشان دولتی درجه دو خدمت به آقای محمدعباسی، درجه دو لیاقت و مدیریت به آقایان محمدجواد محمدی زاده و سیدحمید پورمحمد گل سفیدی و درجه دو دانش به آقای فریدون عباسی اعطا می‌شود.

محمدرضا رحیمی – معاون اول رییس جمهور»

سیدصفدر حسینی «وزیراقتصاد و دارایی» و «وزیر کار» در دولت سید محمد خاتمی است. وی که زمانی استاندار چهارمحال و بختیاری  بود و درهمان زمان حمید پورمحمد گل سفید را کشف و به معاونت خود منصوب کرده بود، اخیرا با حکم حسن روحانی رییس جمهور ایران به سمت «رییس و عضو هیات عامل صندوق توسعه ملی» منصوب شده است. سیدصفدر حسینی اخیرا طی حکمی «فرهاد همتی گل سفیدی» خواهرزاده حمید پورمحمد گل سفیدی را به سمت مدیرامورحقوقی و مجلس صندوق توسعه ملی برگزیده است.

گفتنی است فرهاد همتی گل سفیدی فارغ التحصیل دانشگاه پیام نور شاهین شهر با معدل ١۴، به سمت پیش‌تر مدیرعامل صندوق مشترک ایران و ونزوئلا و سپس مدیرعامل بانک توسعه صادرات ایران بوده است. و ماجرا زمانی عجیب می‌شود که در دوران قایم مقامی پورمحمدی در بانک مرکزی و در بحران مشهور ارز که صرافی‌ها جولان می‌دادند حمید پورمحمدی مجوز صرافی و امتیازات خاص ارزی دیگری را به صفدر حسینی داده بود و لذا میتوان انتصاب خواهرزاده وی توسط صفدر حسینی را یک بده بستان سیاسی اقتصادی دانست..

 

بنا به شواهد بدست آمده ، «سیدکامل تقوی نژاد» -که پیشتر  عضو شورای مرکزی حزب «اعتماد ملی» بوده و هم‌چنین سال‌ها رییس دفتر اقتصادی آن حزب که البته بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ اگرچه عضویت خود از حزب را لغو نکرد اما ارتباطش را قطع کرد، به طوری که حتا جلسات حزب را هم شرکت نکرده و نمی کند- که با توصیه‌های حمید پورمحمد گل سفیدی به مدیریت عاملی بانک سپه منصوب شده و درسال‌‌های استانداری سیدصفدرحسینی دراستان چهارمحال و بختیاری به همراه حمید پورمحمد درسمت معاون استاندار همکاری می‌کرده است، اخیرن طی حکمی و با توصیه حمید پورمحمد، «شکربیگی» بازجوی اصلی پورمحمدی در پرونده اختلاس کلان ۳۰۰۰ میلیارد تومانی را به عنوان مدیرکل حراست بانک سپه منصوب کرده است.

33

«شکربیگی» از کارکنان وزارت اطلاعات و نزدیک به اسفندیار رحیم مشایی ست که با جریان موسوم به انحرافی ارتباطی تنگاتنگ دارد، به طوری‌که پس از انتخاب وی به سمت مدیرکل حراست بانک سپه، نه تنها روند تعقیب قضایی حمید پور محمد به عنوان یکی از متهمان اصلی ردیف دوم پرونده متوقف شده است، بلکه بانک سپه بیش از پیش تحت نفوذ شدید باند اسفندیار رحیم مشایی و باند امنیتی ارومیه درآمده است.

بنا به گفته برخی منابع آگاه درون بانک سپه، این مدیر حراست که سوابق حراستی نداشته با ایجاد فضای امنیتی برای روسای ادارات و شعب بانک کلاسهای ضد تروریسم و امنیتی برگزار کرده و با ایجاد فضای امنیتی و تحکم به مدیران رده بالاتر از خود مانند اعضای هیات مدیره بانک و روسای ادارات آنان را وادار به شرکت در این کلاس‌ها می‌نماید. و به دلیل داشتن دست پر نزد تقوی نژاد و پورمحمدی از قدرت عمل خاصی در بانک و سارمان مدیریت برخوردار است.

شایان ذکر است این اولین مورد گزارش شده از باج‌گیری افراد امنیتی به این طرز واضح است که نشان دهنده درهم ریختگی فضای وزارت اطلاعات و امنیت اقتصادی داخل ایران می‌باشد که می‌تواند آلارم تکرار دوران دری نجف آبادی در این وزارت‌خانه و باج‌گیری‌های مشهور دهه هفتاد را به صدا درآورد.

امید است که دولت «تدبیر و امید» همان‌طور که در نامش پیداست، روند مبارزه با رانت خواری و مفاسد شوم اقتصادی را متوقف نکرده و از مفسدان اقتصادی به عنوان مدیران دولتی استفاده نکند تا زمینه تضییع بیش از پیش، حقوق مردم فراهم نشود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , 

۲ Comments


  1. Kadoo
    1

    آقا جان لطفا فارسی نویسی را رعایت کنید
    اصلن و الزامن و بقیه کلمات این چنینی باید با تنوین یا الف نوشته شوند و صورت درست آنها اصلا و الزاما است
    اگر به دلیل این که تنوین عربی است نمی خواهید به آن شکل بنویسید باید از کلمات فارسی جایگزین استفاده شود مثلا به جای اصلا میتوان گفت به هیچ وجه یا به هیچ شکل
    به جای مثلا میتوان گفت برای نمونه
    نه این که بنویسیم مثلن!!!!
    خواهش می کنم فارسی نویسی را رعایت کنید همین طوری که نمی شود هر کی برای خودش شیوه ی نوشتاری خودش و ایجاد کنه اونم به شکل غلط


  2. رامیار
    2

    دقیقا با آقای کادو موافقم. این ابداع کردن را اگر هرکس بخواهد به میل خودش پیاده شود که شیر تو شیر میشه! الان یک عده به بهانه وطن پرستی و پالایش زبان قارسی شزوع کرده اند ص را س کردن! حساب کنید موقع خواندن صد و سد و هزار نمونه دیگه چه شیر تو شیری شه. یکی دیگه هم میخواهد خوا را خا کند. از همه بدتر هم این جماعت بیسوادی که ه را اضافه میکنند جای کسره و اون دیگه اصلاً قابل خواندن نیست. خب اگر هر کس بخواهد ابداع کند که دیگه نمیتونیم همدیگه را بخوانیم. تو را خدا نکنید این کار را. ضررش خیلی بیشتر از نفعش است.