Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
آشتی ملی دیگری در خاورمیانه

«این بار یمن تاریخ‌ساز شد»

2014 September 27

کاوه احمدی علی آبادی / مقاله وارده / رادیو کوچه

 

«آخرین گام» را نیز یمنی‌ها برای رسیدن به تفاهم و «آشتی ملی منصفانه» برداشتند؛ گرچه در آخرین گام، طرف‌هایی دست به اسلحه بردن را نیز آزمودند، اما خیلی زود مثل سایرین دریافتند که راه صحیح و عقلایی، برون رفت از درگیری و «تبعیض» و رسیدن به «صلح و تفاهمی توام با عدالت» است.

خروجی مشابهی که در همین روز‌ها در افغانستان نیز حاصل شده و با محبوبیت نزد افغان‌ها و استقبال کشورهای خارجی و نهادهای بین‌المللی مواجه شده است و این در خاورمیانه‌ای که پرالتهاب‌ترین سال‌هایش را در نیم قرن اخیر سپری می‌کند، دلگرم کننده و امیدبخش است و علاوه بر آن، «راهکاری موثر و مفید» را برای آینده‌ای بهتر در سایر کشورهای خاورمیانه -که در آن‌ها طرف‌های مختلفی با هم درگیر هستند، نشان می‌دهد و همزمان در نقطه مقابل آن، سوریه و اخیرن لیبی قرار دارند و جنگ داخلی و فاجعه پیش آمده خروجی آن است که به سبب «انحصار قدرت و عدم واگذاری آن» و «تبعیض و تحمیل خواسته طیفی و گروهی به همگان» حاصل شده است.

yemen

همین تفاهم به‌دست آمده گرچه نقطه عطفی در تاریخ این کشور است، اما می‌تواند با چالش‌هایی روبرو شود. آن زمانی به‌درستی درک می‌شود که دریابیم سوای طرف‌های درگیر که به ظاهر و روی صحنه، دولت، شیعیان حوثی و قبایل و انقلابیون یمنی بودند، یک طیف خطرناک و «دودره باز» در «پشت صحنه» داریم که از بازماندگان و طرف‌های رییس جمهور سابق یمن‌اند (علی عبداله صالح و بازماندگانش در سیستم) و به‌دنبال آن بوده و هستند تا طرف‌های مختلف را در یمن به جان هم بیاندازند و کشور را چنان دچار آشوب کنند که آمریکا و طرف‌های غربی متقاعد شوند تا آنان باز به قدرت باز گردند و طی یک کودتا قدرت را در دست بگیرند. این باند، ابتدا القاعده را تجهیز کرد و عملیاتی که القاعده پس از به قدرت رسیدن حکومت بعد از بهار عربی دریمن، در پادگان‌ها نظامی و مناطقی برخوردار از امنیت بالای نظامی انجام داد و تعداد زیادی از ارتشیان یمن را کشت، با هدایت و مدیریت امنیتی این باند صورت گرفت و القاعده تنها عاملان روی صحنه بودند. همین باند سپس جنوبی‌ها را تحریک به تجزیه جنوب از شمال یمن کرد. وقتی به نتیجه نرسید، هم حوثی‌ها و هم قبایل یمن را برانگیخت تا به پایتخت بیایند و حکومت را سرنگون کنند. یمن مدتی است که به میدان مبارزه خاموش عربستان و ایران نیز بدل شده است.

اما این «تهدید» به درستی مدیریت شد و به «فرصتی» بدل گشت که در ‌‌نهایت، «دستاورد» آن، آشتی ملی و تامین حقوق معوقه تاریخی همه اقوام و ادیان و مذاهب و اقلیت‌ها در یمن بود. به عبارتی، با تفاهمی که بدست آمد، نه تنها کشور فرو نپاشید (در حالی که تا آستانه آن پیش رفته بود) و کودتا موفق نشد، بلکه تفاهمی تاریخی رقم خورد که حقوق و مطالبات معوقه اقلیت‌ها و اقوام و قابایل مختلف و حتا جنوبی‌ها (به طور کلی آحاد مردم یمن) را در کنار هم در نظر می‌گرفت و با دولتی توافقی به سوی آن گام برداشت. این مهم بعد از «توصیه‌های داده شده»، با نقش پررنگ سازمان ملل و قدرت‌های جهانی به مثابه ادابتور و متحدان خارجی طرف‌های یمنی به مثابه کاتالیزور از طریق تعامل و تفاهم و البته درایت و انعطاف رئیس جمهور یمن و عدم تمامیت خواهی وی رقم خورد و حتی حوثی و جنوبی‌ها نیز در ‌‌نهایت زیاده خواهی‌های انحصارطلبانه را کنار گذاشتند تا یمن الگویی دیگر باشد برای سایر کشورهای خاورمیانه که در آن‌ها اختلافات حتی زمانی که «به مرحله تقابل و تصادم» می‌رسند، باز می‌توان ولو در آخرین لحظات، به کمک طرف‌های داخلی با انواعی از کمک‌های به موقع خارجی، جلوی فروپاشی و جنگ داخلی را گرفت و در نقطه مقابل، به سوی گفتگو، تفاهم و مصالحه و آشتی ملی رهنمون شد.

yaman

اقدامی که کشورهای عربی و به خصوص عربستان باید از این پس در یمن انجام دهند، نه تحریک طرف‌های سنی یمنی، بلکه توصیه به رییس جمهور سابق یمن (عبداله صالح) و اطرافیانش و بازماندگانشان در یمن است که از شیطنت دست بردارند و زمان بازگشت‌شان گذشته است و اقدامات وی تنها می‌تواند به جنگ داخلی منتهی شود که دامن خودشان و خانواده‌شان را بگیرد و اگر خیزش دیگری در یمن روی دهد، چه بسا این بار آنان یا بستگان و اطرافیانشان قتل عام شوند! (چون آستانه تحمل مردم نیز حدی دارد) شاید بهتر باشد که عربستان رییس جمهور یمن و بستگان دور و نزدیک و اطرافیانش را تشویق به اقامت در عربستان یا کشوری دیگر کنند و آنان را به شدت از هر نوع اقدام تحریک آمیز و ارتباط گیری با طرف‌های درگیر در یمن برحذر دارند. به هر روی، در صورتی که رئیس جمهور سابق یمن و اطرافیانش به هیچ یک از این راهکار‌ها عملن پاسخ مثبتی ندادند و به شیطنت‌‌هایشان ادامه دادند، باید توسط نهادهای امنیتی یمنی دستگیر و محاکمه شوند، قبل از اینکه بحران دیگری بیافرینند.

متاسفانه در خاورمیانه این مشکل بزرگ سیاست‌مداران است که انتظار دارند، چون ارث پدری بر راس سمت‌ها و مقام‌‌هایشان برای دهه‌ها و بعضن بیش از نیم قرن تکیه زنند، و اگر تا حالا خود را به خواب زده‌اند، بهار عربی باید بیدارشان کند، قبل از این‌که به سرنوشت قذافی یا اسد یا سایرین دچار شوند؛ چه بهتر که خودشان هم کشور را در مسیری درست قرار دهند و هم مابقی عمر را نه در زندان و دادگاه که در دوران بازنشستگی بگذرانند.

بیشتر بخوانید

پیروزی مردم افغانستان با درایت، انعطاف و مشارکت

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,