شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
28 August 2016
قصه‌های ما، از رویا تا واقعیت

«نشانه‌ها و نماد‌ها»

۱۳۹۳ مهر ۲۰

شهره شعشعانی / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ولادیمیر ناباکوف درسال ۱۸۹۹ به دنیا آمد و در ۲ جولای ۱۹۷۷ چشم از جهان بست. او از نسل آخرین بازماندگان اشرافیتی بود که زندگی در قصرهای بزرگ را تجربه کردند، هر چند اشرافیت او صرفن روسی نبود، و با آموزه‌های فرهنگی اروپا و جهان از‌‌ همان آغاز کودکی زیر نظر معلم‌های خارجی پیوند داشت. زندگی در قصرهای بزرگ میان باغ‌های گسترده او را با جهان رنگین پروانه‌ها آشنا کرد تا جایی که پروانه‌شناسی مجرب و صاحب نظر شد. عشق و الفت دیرینه‌اش به پروانه‌ها در داستان‌ها و از آن بیشتر در خود زندگی‌نامه معروفش «حرف بزن، خاطره» به خوبی نمایان است.

پدر ناباکوف آزادیخواهی از خانواده‌ی اشرافی و سیاستمدار و روزنامه نگاری دموکرات بود. مادرش النا ایوانونا روکاویشنیکوف نیز از خانواده‌ای اشرافی، روشنفکر و با فرهنگ بود. ناباکوف در خانه زیر نظر مربی‌های خصوصی تعلیم دید و در هفت سالگی به سه زبان روسی، انگلیسی و فرانسه تکلم می‌کرد. در سن یازده سالگی که وارد مدرسه شد آثار شکسپیر را به انگیسی، تولستوی را به روسی و فلوبر را به فرانسه خوانده بود.

هنگامی که بلشویک‌ها در ۱۹۱۹ قدرت را در روسیه به دست گرفتند پدر ناباکف جزو رجالی محسوب می‌شد که ضد تزار بود، اما بلشویک نبود و این به شرایط پیچیده سال‌های میان ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ بر می‌گردد که گروه‌های بسیار متنوع سیاسی سر برداشته بودند و در ‌‌نهایت منجر به ترک خانواده ناباکوف از روسیه شد.

پدر ناباکف حتی پس از ترک روسیه به نوشتن در روزنامه‌های مهاجر روسی ادامه داد، تا اینکه در ۱۹۲۲ در اروپا به دلیل همین فعالیت‌ها به قتل رسید.

11OCT2014-Ghesseha-Shohreh-Neshaneha

ناباکف سال‌های میان دو جنگ جهانی را در کمبریج، برلین و نهایتن در پاریس گذراند. در این دوره تاملات وغم و اندوه از دست دادن پدر، میهن، و ظهور توتالیتاریسم در روسیه بر داستان‌های کوتاه ناباکوف حاکم بود.

آثار اولیه ناباکوف به زبان روسی‌ست. در سال ۱۹۳۹ اولین اثر خود را به زبان انگلیسی نوشت: «زندگی واقعی سباستین نایت».

لولیتا معروف‌ترین اثر ناباکوف است که در سال ۱۹۵۵ برای نخستین بار در پاریس و در آگوست ۱۹۵۸ یعنی سه سال بعد در آمریکا به چاپ رسید. در سال ۱۹۶۲ فیلم لولیتا بر اساس فیلم‌نامه‌ای از ناباکوف توسط استنلی کوبریک ساخته شد.

ناباکوف نماد‌ها و نشانه‌ها را در سال ۱۹۴۸ نوشت. این اثر که یکی از کوتاه‌ترین داستان‌های اوست، در چاپ‌های بعدی به اصرار ناباکف به «نشانه‌ها و نماد‌ها» تغییر نام داد. دلیل اصرار ناباکف برای این تغییر چندان روشن نیست، گفته می‌شود هم‌گونی «نشانه‌ها و نماد‌ها» در زبان انگلیسی با اصطلاح پزشکی «نشانه‌ها و عوارض» سبب پافشاری نویسنده بوده است.

داستان در مورد یک زوج سالخورده مهاجر روسی است که برای دیدن پسرشان به آسایشگاه روانی می‌روند. پسر به سبب مشکلات روحی در آسایشگاه بستری‌ست. جنون پسر دراین است که در هر چه می‌بیند نشانه‌ای ویژه می‌یابد، و عنوانی هم که ناباکف برای داستان خود برگزیده شاید دعوتی‌ست به خواندن نشانه‌های درونی داستان. بسیاری لحظات در داستان وجود دارد که می‌توان از آن برداشتی نمادین کرد: جان کندن پرنده در چاله آب، ریختن ورق‌ها به روی زمین، و یا هنگامی که در آخر داستان نام میوه‌های روی شیشه‌های مربا خوانده می‌شود و همراه آن مزه‌ها از شیرینی به گس می‌رسد. داستان در تناوب میان روزمرگی و غرابت است، در تناوب میان ذهن مجنون پسر و یک‌نواختی زندگی زوج مهاجر. نشانه‌ها و نماد‌ها داستان نادانسته‌های زندگی‌ست، داستان تجربه‌ها و آسیب پذیری انسان‌هاست.

این داستان در مجموعه آخرین خنده توسط سعید سعیدپور به فارسی ترجمه شده است.

موسیقی متن:

Rachmaninov، Prelude in G Sharp Minor، OP. 32

Rimsky-Korsakov، Song of India

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,