شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
28 August 2016
چشم سوم – انقلاب ما، انقلاب آن‌ها

«رازی: هنوز لطمات شکست انقلاب ۵٧ را می‌بینیم»

۱۳۹۳ آبان ۲۱

شادیار عمرانی – بهرنگ زندی / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سلام و صد درود به شنوندگان عزیز برنامه چشم سوم . ممنونیم که تا امروز که ششمین قسمت از مجموعه برنامه انقلاب ما و انقلاب آن‌ها را دنبال کرده‌اید. من شادیار عمرانی هستم.

و من بهرنگ زندی. مثل برنامه‌های پیشین، قبل از شنیدن گفت و گوی ما با مهمان این برنامه به بررسی نقدها و نظرها درباره‌ی برنامه‌ی قبل بپردازیم. شادیار چه خبر؟

بهرنگ جان، انتقادات خاصی نسبت به صحبت‌های آقای سامع نشد. به جز چند تا که بیشتر روی دو مساله تاکید داشتند. یکی نقد نگاه سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران و آقای سامع در سیاست «براندازی» یا همان رژیم چنج. و دیگری هم کسانی که معتقد بودند این حزب شاخه‌ای از مجاهدین است که البته منظور آن‌ها عضویت این سازمان در شورای ملی مقاومت است. و به همین جهت نقدهای تندی به حضور ایشان داشتند با این تدلیل که آن‌ها چپ نیستند.

من لازم است اینجا توضیحی دهم که رادیو کوچه یک رسانه‌ی آزاد و بدون جهت‌گیری‌های سیاسی حزبی است و مادامی که پرنسیپل‌های روزنامه‌نگاری زیر پا گذاشته نشود هر کسی با هر عقیده‌ای می‌تواند در آن قلم بزند. این سیاست را هم برنامه‌سازانی مثل ما تعیین نکرده‌اند اما به شدت به آن پایبندیم. کسی در برنامه‌های ما سانسور نمی‌شود مگر بدون داشتن مدرک و سندی مستدل ادعا یا انگی بزند. ثانیا به عنوان روزنامه‌نگار ما هیچ جهت‌گیری خاصی که مبتنی بر علایق یا سلایق خودمان باشد نداریم. مهمان‌های برنامه و صحبت‌های آن‌ها هم جهت‌گیری برنامه یا رادیو را نمایندگی نمی‌کنند و مسوولیت صحبت‌های آن‌ها با خودشان است. لزومن هم هر کسی که در این برنامه یا هر برنامه‌ای به عنوان میهمان یا کارشناس شرکت می‌کند به معنی تایید او و نظراتش توسط سازندگان این برنامه نیست.

poster

از دیگر سو میهمانان این برنامه چه شخصیت‌های مختلف چه نمایندگان احزاب، سازمان‌ها یا تشکل‌ها به هدف تبلیغ دعوت نمی‌شوند. باید تفاوت بین بیان نظرات یا اعلام سیاست‌ها و تبلیغ را دید.

به علاوه، احترام به مخاطب و قدرت تحلیل آن‌ها برای ما اصل است. و به این سبب هیچ‌گونه سانسوری نه در انتخاب میهمانان و نه در پخش نظراتشان اعمال نمی‌کنیم.

با این مقدمه می‌رویم سراغ میهمان بعدی برنامه. آقای مازیار رازی از گرایش مارکسیست‌های انقلابی ایران میهمان امروز برنامه‌ی ماست.

طی پنج برنامه‌ی گذشته نمایند‌گان احزاب مهمان ما بودند. امروز یکی از فعالان غیر حزبی با گرایش تروتسکیست مهمان ماست. با هم این گفت و گو را می‌شنویم.

مازیار رازی:« انقلاب اکتبر ١٩١٧ به نظر من یک انقلاب موفقیت‌آمیزی بود، از این لحاظ که برای نخستین بار در جهان انقلابی صورت گرفت که کم و بیش با نظریاتی که در پیش خود کارل مارکس آن را تدیون کرده بود منطبق بود. یک نظام سرمایه‌داری مستبد را توانست سرنگون کند و یک سلسله تکالیفی که در مقابل توده‌ها قرار داشت را توانست به اجرا بگذارد. اصولن انقلاب‌ها واضح است که همانند انقلاب روسیه از نقطه‌نظر کارل مارکس برای انجام یک سلسله تکالیف و وظایفی که در مقابل جامعه قرار گرفته است صورت می‌گیرد. یعنی این‌که مثلن در ایران هم ببینیم ما یک سلسله وظایفی در مقابل خودمان داریم و تکالیفی هست که توده‌های مردم مایل هستند به آن برسند. مثلن کار داشته باشند، زندگی مرفهی داشته باشند، و همچنین آزادی داشته باشند و انواع‌واقسام مطالباتی که امروز دارند می‌خواهند از طریق انقلاب تحقق پیدا کند. از این لحاظ برای این انقلاب ما می‌توانیم بگوییم که انقلاب پیروزمندی بود. انقلاب با موفقیت انجام گرفت. واز زاویه‌ی دیگر انقلاب کار توده‌هاست، در تحلیل نهایی ما به عنوان مارکسیست‌ها اعتقاد داریم که رهایی طبقه‌ی کارگر و زحمت‌کشان و تمام آحاد توده‌ها باید به دست خودشان صورت بگیرد، نه از طریق منابع و تشکیلاتی از بالا به جای آن‌ها. و ما کاملن با جایگزین‌طلبی بسیاری از جریاناتی که به نمایندگی از توده‌ها می‌خواهند امور و قدرت را در دست بگیرند مخالف هستیم.

mazyarrazi

مازیار رازی

برای نخستین بار در تاریخ بشریت انقلابی صورت گرفت که نظام سرمایه‌داری و تمام این اجحافاتی که با نظام سرمایه‌داری مرتبط است سرنگون کند و یک نظام شورایی، نظامی که متعلق به اکثریت توده‌های عظیم مردم بود به جای آن بگذارد. یعنی اگر بخواهیم یک سری نمونه‌هایی از انقلاب اکتبر بدهیم و وسعت این پایه‌های توده‌ای را در نظر بگیریم، یک چیزی در حدود ده میلیون نفر از کارگران در شهرهای بزرگ همانند پطرزبورگ و مسکو شرکت داشتند. در این انقلاب شرکت فعال داشتند، رای دادند، نمایندگی انتخاب کردند به این‌که شعار بلشویک‌ها را مورد تایید قرار دهند. چیزی در حدود ده میلیون سربازهایی بودند که اصولن این‌ها از خانواده‌های دهقانی بودند. یعنی در واقع انقلاب که در اکتبر صورت گرفت یک انقلاب توده‌ای بود. یک انقلابی بود به دست خود پرولتاریا و زحمت‌کشان صورت گرفت برای خواسته و مطالباتی که برای خودشان بود. از این لحاظ من تاکید می‌کنم که این انقلاب پیروزمند بود و اولین و تنها انقلاب سوسیالیستی و کارگری بود که در جهان رخ داد.

این انقلاب برای ما در داخل ایران درس‌های بسیاری دربردارد. یکی از درس‌ها این هست که ما در ارتباط با وضعیت خود ایران هم باید از این درس استفاده بکنیم و آن هم این هست که انقلاب‌های سوسیالیستی امکان دارد در کشور‌های عقب‌افتاده هم رخ دهد. روسیه آن زمان به مراتب از لحاظ اقتصادی و از لحاظ فرهنگی و از لحاط تجارب کارگری عقب‌تر از ایران امروز هست. بنابراین یکی از تئوری‌هایی که مدنظر بود و مورد بحث از طرف رهبران و کسانی که درگیر مبارزه در داخل روسیه قرار گرفت این بود انقلاب‌های دموکراتیک تاریخش سپری شده است. این بحث‌هایی هم هست که خود مارکس در بحث‌های ١٨۴٨می‌کند. هر جامعه‌ای در جهان امروز با سرمایه‌داری بین‌المللی مرتبط شده است، از این نقطه‌‌نظر پیچیدگی‌هایی در جوامع ما ایجاد شده است که دیگر آن دوران انقلاب‌های بورژوا دموکراتیک یا بورژوازی که مثلن اصلاح‌طلب‌ها اول قدرت را در دست بگیرند و پس از آن یک‌سری رفاهیات و غیره ایجاد شود سپری شده است. توده‌های وسیع مردم که مجبور هستند نیروی کار خود را برای امرار معاش بفروشند می‌توانند قدرت سیاسی را در دست بگیرند. تجربه‌ی انقلاب اکتبر این را به ما نشان داد که این مساله امکان‌پذیر هست. ما دیگر لازم نیست به بخشی از سرمایه‌دارها متکی شویم، یعنی یک بخش از اصلاح‌طلب سرمایه‌دار در مقابل یک بخش اقتدارگرا. انقلاب اکتبر نشان داد که این دوران سپری شده است.

بنابراین خواسته‌های ما با وجود این‌که خواسته‌های دموکراتیک هست یعنی خواهان آزادی‌های دموکراتیک هستیم و خواهان بهتر شدن وضع هستیم با خواسته‌های ضدسرمایه‌داری ادغام شده است. یعنی ما نیازی نداریم که از مراحل مختلف عبور کنیم. این یکی از درس‌های عمده‌ی انقلاب اکتبر بود که می‌توانیم از آن استفاده کنیم.»

22

بهرنگ زندی:« مساله‌ای که شما در مورد به سرآمدن انقلاب‌های بورژوا دموکراتیک بیان کردید جای یک مقدار تامل برای شنوندگان دارد. انقلاب اکتبر به گفته‌ی شما ثابت کرد که دوره‌ی انقلاب‌های بورژوا دموکراتیک به سر آمده است. ولی ما بعد از انقلاب اکتبر می‌بینیم که در طول قرن بیستم انقلاب‌های بورژوا دموکراتیک به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم رخ می‌دهد. چرا این روند متوقف نشد؟»

مازیار رازی:« انقلاب‌های بورژوا دموکراتیک به نظر من رخ نداده است. انقلاب‌های تحت عنوان انقلاب‌های مخملی و انقلاب‌هایی که اخیرن ما مشاهده کردیم انقلاب‌های بورژوا دموکراتیک نیستند. کاری که امپریالیسم کرده این است که سراسر جهان را تحت قیمومیت خودش درآورده است و تمام اجزا کشورهای مختلف را وابسته به خودش کرده است و دولت‌های سرمایه‌داری ایجاد کرده است. در خود ایران هم می‌بینیم که از زمان صفویه دولت‌های سرمایه‌داری از طریق امپریالیسم و از بالا حفره شد بر جامعه و نهایتن در زمان رضاشاه دولت سرمایه‌داری مدرن ایجاد شد و در دوران خود شاه هم اصلاحات ارضی به وجود آمد و تمام این‌ها بر اساس سیاست‌های امپریالیستی متمرکز بود که دولت سرمایه‌داری را ایجاد کرد. اما اتفاقی که افتاده این هست که حکومت‌ها تغییر کردند. یک تفاوتی ما باید قایل باشیم بین دولت و حکومت و رژیم. بنابراین در ایران هم ما شاهد این هستیم که دولت سرمایه‌داری از زمان صفویه تا به امروز باقی مانده است، اما رژیم شاه تغییر کرده و یک رژیم شاه به جای آن آمده است. در مصر، تونس و در لیبی که اخیران این اتفاقاتی که افتاده است، دولت پابرجا ماند. دولت سرمایه‌داری که وابسته به امپریالیسم هست باقی ماندند. ‌این‌ها رژیم‌هایی که به دلایلی سرکشی کردند یا مشکلاتی را ایجاد کردند با توسط آمریکا یا توده‌ها آمدند با حمایت جریاناتی که وابسته به غرب هستند واژگون کردند و یک رژیم‌های دیگری را جای این‌ها گذاشتند و به این‌ها نمی‌توان انقلاب‌های بورژوا دموکراتیک گفت. این‌ها تغییر رژیم از بالا هستند و چه بسا می‌بینیم که هیچ تفاوت عمده‌ای در این جوامع رخ نداده است. ما در کشورهای اروپایی وقتی‌که انقلاب‌های بورژوا دموکراتیک رخ می‌داد تحولات بنیادین در جامعه رخ می‌داد. فئودالیسم به کنار می‌رفت و انواع و اقسام بازار ملی به وجود می‌آمد، روابط و مراودات اقتصادی تغییر اساسی می‌کرد، آزادی به وجود می‌آمد، پارلمان ایجاد می‌شد. هیچ‌کدام از این‌ها را ما در این دوران نمی‌دیدیم. و اتفاقی که افتاده است اتفاقن برعکس وضعیت بدتر شده است.

33

وضعیت عراق و لیبی و مصر را ببینید. تمام این‌ها بازگشت به عقب هست. به هیچ‌وجه نمی‌توان به این‌ها انقلابات بورژوا دموکراتیک گفت. این‌ها دولت‌های سرمایه‌داری هستند که این دولت‌های سرمایه‌داری را امپریالیسم واژگون نخواهد کرد، این‌ها را توده‌ها باید تغییر دهند. برای این‌که ما به خواسته‌ها و مطالبات خود برسیم باید دولت سرمایه‌داری را سرنگون کنیم و دولت زحمت‌کشان، کارگران، دهقانان و گرایش‌های خرده‌بورژوایی که در جامعه هستند این‌ها بتوانند قدرت سیاسی را در دست بگیرند و خودشان را از این سیستم سرمایه‌داری جدا کنند و سیستم وابسته‌ای که به امپریالیسم هست.

درس دوم این هست که برای تدارک انقلاب نیاز به تشکیلات داریم. تشکیلات هم در داخل انقلاب روسیه ایجاد شد. حزب کارگران سوسیالیست، حزب پیشروان کارگری و زحمت‌کشان و روشنفکران انقلابی که این حزب تدارک انقلاب را دید. بیست سال پیش از سرنگونی دولت تزار این حزب شروع کرد از پایه کار کردن در درون مردم، در درون کارخانه‌ها، در محلات کارگری، در محلاتی که کارگران مسایلی داشتند. این‌ها با صبر و حوصله‌ی بسیار زیادی فعالیت داشتند. چیزی حدود شانرده هزار حوزه‌های مختلف مخفی کارگری از طرف همین حزب بلشویک که قدرت را آماده کرد برای شوراهای کارگری وجود داشت. بنابراین یک کار مستمر و یک کار طولانی برای سرنگونی نظام سرمایه‌داری لازم هست. و این تشکیلات مرکزی‌ترین نکته‌ی این موضوع هست. یعنی ساختن یک حزبی که بتواند این امور را به تدریج انجام دهد. همان‌طور که می‌بینید اتفاقات زیادی در جهان رخ داده است. طغیان‌های مختلفی ما در ایران در اسلام‌شهر و همین چند سال پیش هم در انتخابات میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها آمدند. منتها نتیجه‌ی این به دلیل این‌که تدارکات پیشین ریخته نشده است و حزب کارگری وجود ندارد که بتواند کارهای توده‌های مردم را متمرکز کند نتیجه‌اش این بود که دوباره شکست خورد و به عقب رانده شد.

lnin-troteski

درس سوم هم ما در ایران تجربه کردیم. در شرایطی که بحران سیاسی در جامعه ایجاد می‌شود، در شرایطی که توده‌های خیلی وسیعی به خیابان‌ها می‌آیند تشکیلات و خودسازمانی توده‌ها به نام شوراهای کارگری شکل می‌گیرد. این شوراهای کارگری ما در ایران و در انقلاب ۵٧ تجربه‌اش کردیم و در انقلاب روسیه هم چنین بود. اما این انقلاب اکتبر نهایتن به شکست انجامید و شکست آن ضربات زیادی در سطح بین‌المللی به بدنه‌ی پیشروان کارگری در سراسر جهان زد. هنوز هم ما لطمات این شکست را می‌بینیم.»

با ما در ارتباط باشید. فردا میزبان آقای حمید تقوایی از حزب کمونیست کارگری ایران هستیم. روزتان خوش.

مطالب مرتبط

مهدی سامع: انقلاب یک رویداد لوکس نیست

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۵ Comments


  1. غلام عسگری
    1

    طی سی وشش سال گذشته که برمبنای یک طرح امپریالیستی درجهت اهداف درازمدت خود ضمن ازبین بردن زیربنای انقلاب واقعی ملت ایران دریک شبیخون کوتاه مدت حاصل تمامی ان جانفشانیها وازخود گذشتگی ومبارزه وزندان وشکنجه مصادره ودراختیارقشری لمپن ومفتخور ومزور وریاکار تحت نام ایت الله و امام واخوند وملا قراردادند وازلحاظ درون مرزی وبرون مرزی به انچه خواستند دست یافتند زیرا دقیقا قبل ازبهمن پنجاه وهفت که انزمان فقط اعتراضات صنفی درکارخانه درحال شکل گیری بود طی یک مصاحبه به این نتیجه رسیده بودیم که بعلت عدم امادگی واگاهی حداکثری توده ای مردم میبایست حداقل ده سال بصورت اعتراضات صنفی وخیابانی علنی درمقابل حکومت شاه به ایستد تا به معنی انچه میخواهد انجام بدهد دست یابد تا بتواند ازحاصل ان پاسداری کند برای اثبات ادعایم میتوانیم به شرایط کنونی ملت ایران پس ازسی وشش سال نگاهی بیندازیم ومتوجه باشیم تحول بیست ودوم بهمن پنجاه وهفت را که دردوازدهم فروردین پنجاه وهشت بطورکامل دستخوش کودتای ازپیش طراحی شده خمینی شد ومردم به همان علت که قبلا اشاره کردم فریب تزویرهای خمینی را خوردند وبه حکومت ولایت مطلقه فقیه او نه یک کلمه کمتر ونه یک کلمه بیشتررای دادند حتی پیشتازان وانقلابیون ورهبران گروه ها وسازمانهای سیاسی اعم ازچپ وراست خودرا کاندید مجلس وریاست نظام جدید الظهورکردند ویک امام میگفتند وصد اما ازدهنشان شنیده میشد به همین دلیل عزیزان بزرگوارصاحب نظردلیل عقل نیست که ان تحول را با انقلابهای دیگرجهان مقایسه کنیم زیرا ملت کم تجربه عملا خودرا دست بسته دراختیارامام ماه نشین قرارداد ومنتظرماندند تا انها را به بهشت ببرند وانگاه که دکترها ومهدسین وورزشکاران وانقلابیون واهالی اهل قلم ونویسندگان واگاهان ودختران وپسران جوان ونوجوان دگراندیش را دسته دسته به جوخه های اعدام سپردند شاهد هیچ حرکت جمعی توده ای درمقابل این جنایها نبودیم وبا منت پول گلوله های شلیک شده بربدن فرزندان خودرا هم می پرداختند ودرهین راستا هشت سال جنگ عراق وایران را تحمل کردند ودم نزدند وپس ازان تمامی سرکوبها واعدامها وشکنجه ها وتجاوزها وبه بندکشیدنها را تحمل کرده ومیکنند وهمچنان فضای جهل وخرافه اخوندها را برای شنیدن سخنان انها را پرمیکنند ونااگانه مرگ بران وزنده باد این را میدهند چراکه اولا ازسی وسه سال گذشته تاکنون بعلت مهاجرت نیروهای سیاسی ورهبران انقلابی باقیمانده به خارج ازکشور وسایرمخالفین حکومت جمهوری اخوندی تحت هرنام حداقل تفاهم وهمدلی وهمگرایی را باهم ندارند ودوما انچه درداخل درحال انجام است بعلت تسلط باندهای تحت فرمان اغا به تمامی امکانات مالی وصنعتی ورسانه ای وصادرات واردات وبازار بطورکامل ملت را قلع سلاح کرده اند وسی وشش سال زمان بس کافی بوده تا حاکمان اشغالگرلایه لایه اقشارجامعه را خودی وغیرخودی کرده ودرمقابل برقدرت سرکوبگرخود بیفزاید وبرای رازبقا خود رحم به صغیر وکبیرنکرده ونمی کند اما اگرپیوند اراده ها واتحاد حداکثری داخل وخارج ازکشورصورت بگیرد بطورحتم میتوان با تجربه اندوزی ازسی وشش سال گذشته به انچه مورد نظر واعتماد حداکثری ملت ایران باشد درایران ویران شده توسط ملایان مزدوراستعماروشرکا پیاده کرد البته درصورت کنارگذاشتن تضادهای کهنه واحترام به رای مردم.به امید فردای ازادی.یاد وخاطره تمامی همبندان وهمرزمان وجانفشانان راه ازادی را گرامی میدارم.


  2. رضا
    2

    تاریخ آینه عبرت است !؟
    خمینی با وعده امید مستضعفان و نابودی تاغوت
    لنین . استایلن . . همینطور سایرین
    بهمراه کره شمالی از خشنترین سفاکترین . بیرحمترین و توتالیته ترین حکومتهای قرن گذشته و حاضر بودند و بعضی هنوز هستند
    کسانی که از تاریخ درس درس نگیرند محکوم به تکرارش هستند
    مسبب فجایع ایران و بدبختی مردمانش همین شماها و امثال شما ” مثلا ” روشنفکرماب هست
    شما با عقل ناقصتان فوجی رو به بیراهه بردید و ملت مغرور و سربلندی رو به ذلت و حقارت کشاندید
    و حیرت آور است که بجای عذرخواهی از مردم درعوض در کشورهای غربی لم داد و در اتاقهای فکرییتان بازبرای مردم بدبخت نسخه میپیچید!؟
    روزی پاسخگو خواهید بود !؟ آن مغزناقص و فکرعلیلتان تصورش رو نخواهد کرد! لحظه مرگ!؟
    طعم مرگ را همه خواهند چشید . . لحظه حقیقت بزرگ !؟
    شما ها و امثال شما از یک چیز از یک عامل مهم در تمام این معادلات و بحثهای مسخرتان غافلید! و اون ذات و طبیعت انسانهاست ! به بحث های قشنگتان ادامه دهید !>
    چایی و کیک رو فراموش نکنید


  3. رضا
    3

    خیلی ی ی جالبه !!! هنوز به قدرت نرسیده . هنوز در مسند مقام و منسبی نیستید سانسور میکنید! وای به وقتیکه که به اسم کارگر و توده مردم و آزادی به فدرت برسید!؟
    ممنونم
    اثبات و تایید آنچه گفتم
    .

    حرفهای قشنگ روی کاغذ . بحث های داغ رادویی . اعلامیه ها . میزگردها . . همه و همه زیباست
    در عمل هست که آزمایش میشوند!؟
    در عمل ل ل
    نه به حرف نه کلمات زیبا
    نه به گفتار توی نت و رادیو
    نه کتاب و تءوری
    .
    عمل ل ل
    در عمل هست که رفوزه میشوید
    .
    .
    نه حرف رکیکی زده شد . نه اسم شخصی آورده شد
    تنها نظر رُک و سریحی عنوان شد! برنتافتید
    وای به زمانی که در مسند و مقامی باشید
    وای به زمانی که !!؟
    این دقیقا همون ذات و طبیعت انسانیه که حرفشو زدم! عامل اصلی شکست مدعیان عدالت و آزادی و برابری
    .
    گذشته بخوبی نشان داده همه این مدعیان با رسیدن به قدرت به فساد و بیراهه رفته اند یا دیریا زود خواهند رفت
    به هر اسمی !!؟؟؟
    بدون استثناء
    گواهی تاریخه نه نوشته توی نت
    .
    لطفا ادای آزادمنشی دفاع از آزادی و حق و حقوق فردی و عدالت خواهی و مضلومیت رو در نیارید
    شما هم که به پست و مقامی دست یابید فرقی با حاکمان فعلی نخواهید داشت
    فقط اسم و مرامتان متفاوت خواهد بود
    دیکتاتوری “جمعیه” جمعی دیگر با ایدولوژی دیگری
    .
    .
    چه باورمند باشید چه نباشید اصلا فرقی نمیکند
    مرگ! لحظه حقیقت! آنطور که هست
    نه به پندار نه به دریافت نه به تخیل
    .
    افسانه پنداشتند !؟
    .


    1. شادیار عمرانی
      4

      آقای رضا،

      نمی دانم از چه سانسوری صحبت می کنید. کامنت اول شما همچنان در همین صفحه موجود است و کسی آن را حذف نکرده.


  4. رضا
    5

    عذرم را لطفا بپذیرید. به واسطه مشاهده نشدن کامنت پس از رفرش کردن متعدد پیج این سوءتفاهم پیش آمد
    درهرحال از شما خیلی معذرت میخواهم قصد توهین نداشتم. با اینکه عقاید کاملا متفاوت و متضادی در اندیشه ونوع نگرش با شما دارم . بااینحال برایتان احترام فایلم و آروزی موفقیت دارم
    دغدغه من تکرار مکرر تسلط دوباره ایدیولوژی دیگری به نام دفاع یا پشتیبانی از طبقه خواسی است
    همه ما به نوعی یا کارمندیم یا کارگر یا کاسب یا کشاورز یا تکنوکرات یا تاجر یا در مصدر کاری
    هستیم . زمانیکه فضایی سالم .دمکرات با آراء اکثریت جامعه فراهم شود و همه منابع و امکانات در دسترس همگان باشد بدور از هرنوع تبعیض و امکان رشد فکری و رفاه اجتماعی برای همگان فراهم میآید

    . .
    هرگلی عطرخودش را خواهد داست . همانطور که در طبیعت تکثر و اونواع موجب همه تعغیرات و شگفتی است . در مورد انسان هم همینطور! یکسانسازی خلاف فطرت و طبیعت است و در نهایت به شکست میانجامد
    هیچ فردی با دیگری شبیه نیست چه در ذات چه در نوع نگرش ! اگر طمع . حسد . و جاهطلبی و. و .در وجود انسانها نبود اینهمه آثار شگفتی خلاقیت و پیشرفت و سازندگی در جامعه نبود؟
    جای کمی تفکردارد !؟
    با همه اینها دوستتان دارم . سرفراز باشید