Saturday, 18 July 2015
14 August 2020
چشم سوم – انقلاب ما، انقلاب آن‌ها

«تقوایی: چپ دوره‌ شاه، چپ استقلال‌طلب بود نه سوسیالیست»

2014 November 14

شادیار عمرانی – بهرنگ زندی / رادیو کوچه

 

قسمت اول مصاحبه با حمید تقوایی از حزب کمونیست کارگری ایران

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سلام به شنوندگان عزیزی که با ما هم‌چنان همراه هستند. برنامه‌ی هفتم از مجموعه‌ی انقلاب ما، انقلاب آن‌ها را آغاز می‌کنیم.

شنوندگان بسیاری ما را مورد لطف خودشان قرار دادند، از همگی سپاس‌گزاریم. شادیار از انتقادات چه خبر؟

خیلی خبر. از ایران نقدهای بسیاری آمده، از شنوندگان در اروپا و آمریکا هم همین‌طور.

یکی از شنوندگان از ایران پیامی فرستادند که من عین متن را می‌خوانم:«یک نکته کلی که در این مصاحبه‌ها به چشم می‌خورد این است که تمام میهمانان از کنار برخی از مسایل به عمد و یا به سهو گذر می‌کنند هر کدام از میهمانان با توجه به وابستگی‌های حزبی یا سازمانی از نزدیک شدن به بخشی از انقلاب و دلایل افول آن حذر می‌کنند. به نظر بنده برای نقد باید تعصبات نسبت به اشخاص و شخصیت‌های دخیل در انقلاب اکتبر را کنار گذاشت آن هم در چنین دوره زمانی که همگان امکان دست‌رسی به تمام وقایع آن دوره تاریخی و صدها تحلیل را دارا هستند امروز دهه پنجاه شمسی نیست که جوانان دانسته‌هایشان از مارکسیسم و انقلاب اکتبر و حتی انقلاب ۵٧ محدود به سخنرانی‌ها و جزوه‌ها و شب‌نامه‌ها باشد.»

همین‌طور شنونده‌ای از ایران به تحلیل صحبت‌های آقای رازی نشستند و در مورد دخیل کردن خرده‌بورژوازی در انقلاب سوسیالیستی انتقاد کردند که من عینا می‌خوانم: « این که امروز برای برقراری یک نظام سوسیالیستی دست به دامن خرده‌بورژوازی شویم تا بتوانیم هژمونی ابر اکثریت جامعه را به دست بیاوریم و اکثریت را با خود همراه کنیم می‌تواند در کوتاه مدت اثر بخش باشد خرده‌بورژوازی که از خاستگاه طبقاتی خود خارج شده خرده بورژوازی نا آگاه نسبت به خاستگاه خود است همان طور که تاریخ در این مورد خاص اثبات کرده همراه شدن چنین بخشی از جامعه با انقلاب سوسیالیستی می‌تواند انقلاب را به انحراف بکشد. می‌توان به بدل شدن انقلاب اکتبر به یک سرمایه‌داری دولتی اشاره کرد و یا به عدم همراه شدن بخش رفرمیست و خرده‌بورژوا با کموناردها در کمون پاریس اشاره کرد.

poster

این که امروز جناب آقای مازیار رازی از همراه شدن خرده‌بورژوازی با کارگران برای برقراری یک حکومت شورایی سخن به میان می‌آورند جای سوال دارد. به قطع ایشان نسبت به خطر این طبقه که کشش ذاتی و عملی به بورژوازی حاکم دارند آگاه هستند انقلاب اکتبر با سیطره تدریجی بورژوازی بر حزب بلشویک در عمل به انحراف کشیده شد که نتیجه این انحراف همان طور جناب آقای رازی به آن اشاره کرد در یک تعمیم و همسان‌سازی می‌توان گفت آسیب‌های جدی به انقلاب‌های دیگر و جنبش‌های ضدسرمایه‌داری در سال‌های بعد از آن زد.»

آقای مهران محبوبی در نقد ضدیت با تحزب نوشته‌اند: « کمونیست یعنى حزبیت و حزبیت یعنى تصرف قدرت سیاسى از طبقات حاکمه سرمایه‌دارى. کمونیستى که حزب نداشته باشد یعنى با حاکمیت سرمایه داران مساله‌اى ندارد. آن وقت طرف کمونیست نیست . »

شنونده‌ی محترم دیگری پرسیده‌اند که چرا از حزب توده و چریک‌های فدایی (اکثریت) در این برنامه دعوت نکرده‌ایم. همین‌جا به همه‌ی شنوندگان مشتاق این وعده را می‌دهیم که در ویژه برنامه‌ی انقلاب ۵٧ که در بهمن ماه پخش خواهد شد میهمانانی خواهیم داشت که در میان آن‌ها از این احزاب نام برده هم دعوت به عمل خواهیم آورد.

آقای غلام عسگری هم در نقدی طولانی که در خود صفحه‌ی این برنامه در رادیو کوچه موجود است نوشته‌اند که « اگر پیوند اراده‌ها واتحاد حداکثری داخل وخارج از کشور صورت بگیرد بطور حتم می‌توان با تجربه‌اندوزی ازسی و شش سال گذشته به آنچه مورد نظر واعتماد حداکثری ملت ایران باشد در ایران ویران شده توسط ملایان مزدور استعمار و شرکا پیاده کرد البته درصورت کنار گذاشتن تضادهای کهنه و احترام به رای مردم.»

آقای آزاد کریمی هم پرسیده‌اند که منظور از انقلاب ما و انقلاب آن‌ها، ما یعنی که؟ در پاسخ باید بگویم که منظور از انقلاب ما، انقلاب آن‌ها مقایسه‌ی انقلاب ۵٧ با انقلابات دیگر من جمله انقلاب اکتبر بود که از سوال دوم و سوم که از برنامه‌ی نهم تا بیست و چهارم پخش خواهد شد به آن خواهیم پرداخت.

خانم پروین اشرفی هم از بهرنگ پرسیده‌اند که منظورش از طرح انقلابات بورژوا-دموکراتیک چه بوده؟ که بهرنگ خودت جواب بده.

متاسفانه وقت امروز برنامه خیلی کم است. من حتما فردا پاسخ مفصلی خواهم داد.

 

بله، مطالب و نقدها امروز بسیار بود. بدون فوت وقت برویم سراغ گفت و گویمان با آقای حمید تقوایی، لیدر حزب کمونیست کارگری ایران. منتظر نقدها و نظرهای شما هستیم.

حمید تقوایی: «این یک جواب سیاه و سفیدی نمی‌توان به آن داد. این یک انقلاب موفق بود به این معنا که بالاخره به حکومت تزاری پایان داد و یک جامعه‌ی سوسیالیستی را اعلام کرد. ولی در ادامه خودش تحریف شد و شکست خورد به خاطر این‌که در نهایت نتوانست سوسیالیسم را پیاده کند. یک زمانی می‌شد گفت که انقلاب اکتبر در نفی حکومت تزاری و کلن جمع کردن آن عقب‌ماندگی‌های فئودالی و ماقبل سرمایه‌داری در روسیه موفق بود چون‌که توانست روسیه را به یک کشور ابرقدرت و صنعتی در جهان بعد از انقلاب اکتبر تبدیل کند. ولی شکست خورد به خاطر این‌که تنها به صنعتی‌شدن روسیه منجر شد نه به سوسیالیسم.

01

به نظر من تبیینی از انقلاب اکتبر به این معنا باید این دو جنبه را از هم تفکیک کرد تا بتوان به حقیقت پی برد. این‌که چرا این‌طور شد؟ به نظر ما خیلی‌ها روی این مساله صحبت کردند. بعضی‌ها می‌گویند که ریویزیونیسم یا تجدیدنظر طلبی در حزب بلشویک دلیل این امر بود. بعضی‌ها می‌گویند که استالین انقلاب را به شکست کشاند، بعضی‌ها می‌گویند که خروشچف انقلاب را شکست داد. ما این نوع تحلیل‌ها را عمیق نمی‌دانیم. در انقلاب اکتبر دو جنبش بزرگ اجتماعی درگیر بودند. یک جنبش سوسیالیستی کارگری بود که حزب بلشویک آن را نمایندگی می‌کرد ورهبر انقلاب بود ولی یک گرایش دیگر هم بود که آن گرایش صنعتی‌کردن روسیه، رساندن روسیه به پای جوامع مدرن اروپای غربی و کلن فایق آمدن بر عقب‌ماندگی‌های ماقبل سرمایه‌داری و فئودالی در روسیه که این گرایش هم به وسیله‌ی ناسیونالیسم عظمت‌طلب روس نمایندگی می‌شد. گرچه انقلاب با جنبش سوسیالیستی کارگری و حزب بلشویک بود، ولی در نهایت بعد از سال‌های اولیه‌ای که دولت تازه به قدرت رسیده در شوروی درگیر جنگ داخلی بود، مشغول جنگ با انواع نیروهای دولت‌های غربی که در روسیه می‌جنگیدند، نبروهای سفید که در برابر آن بلشویک‌ها ارتش سرخ را تشکیل دادند. در این سال‌ها در این جنگ هم پیروز شدند و توانستند بالاخره نیروهای سفید را شکست دهند ولی بعد از آن و شخصن بعد از مرگ لنین آن خط صنعتی‌گرا و ناسیونالیسم عظمت‌طلب روس دست بالا را پیدا کرد و انقلاب را به آن طرف جهت داد. نتیجه این شد که یک نوع سرمایه‌داری قدرتمند دولتی در روسیه درست شد که گرچه اسم خودش را سوسیالیسم گذاشته بود و خودش را سوسیالیستی می‌دانست ولی هیچ قرابتی با سوسیالیسم نداشت. انقلاب روسیه در برابر وظایف اقتصادیش شکست خورد. نتوانست استثمار و کارمزدی را بربندازد و یک جامعه‌ی آزاد و برابر و سوسیالیستی درست کند.»

شادیار عمرانی: «آقای تقوایی خیلی‌ها اعتقاد دارند که انقلاب اکتبر یک انقلاب نبود بلکه یک کودتا بود و بلشویک‌ها را رهبر یک کودتا می‌دانند. نظر شما در این مورد چیست؟»

حمید تقوایی: «این تبلیغات کشورها و کمپ‌های سرمایه‌داری غرب است. تبلیغات دوره‌ی جنگ سرد رسانه‌های رسمی غربی است که ممکن است بعضی از مردم هم این را پذیرفته باشند و این‌طور فکر کنند. در جواب این باید گفت که اگر این یک کودتا بود، چه‌طور یک کودتا توانست در برابر نزدیک به چهار سال جنگ داخلی با انواع نیروهای غربی، همین نیروهایی که امروز این حرف را می‌زنند، این‌ها همه لشکر کشیدند. وقتی در دل جنگ اول انقلاب اکتبر اتفاق افتاد و تمام نیروهایی که در آن جنگ شرکت داشتند همه به روسیه تاختند. چه‌طور است که یک کودتا این‌طور می‌تواند مقاومت کند و پیروز از آن بیرون بیاید؟ توده‌های مردم برای دفاع از دولت شوراها و انقلاب‌شان در مقابل تمام نیروهای ارتجاعی که به روسیه لشکر کشیده بودند با دل و جان می‌جنگیدند.

Hamid

حمید تقوایی

اولین اقدامی که دولت تازه به قدرت رسیده در روسیه کرد این بود که دست از مستمراتش کشید. دست از مناطق نفوذی که روسیه تزاری از جمله ایران داشت کشید و در آن زمان امپریالیسم انگلستان که فایق و برتر بود در ایران و در خیلی از کشورهای منطقه جای روسیه را گرفت. دولت تازه به قدرت رسیده‌ی انقلاب روسیه فورن جنگ را تمام کرد و یک شعار اصلی انقلاب اکتبر همین بود که باید جنگ فوری تمام شود و از کشتار بیش از حد مردم روسیه در جنگ جهانی اول جلوگیری کرد. این را خیلی‌ها خیانت به ناسیونالیسم روس یا یک نوع کوتاه آمدن و یک نوع شکست‌طلبی ارزیابی کردند. همان‌های که شما اشاره کردید به انقلاب اکتبر کودتا می‌گویند، همان موقع باید معاهده‌ی صلح بلشویک‌ها با آلمان را به عنوان خیانت به متحدین و خدمت به آلمان و غیره تلقی کردند. به این معنا کارهایی که انقلاب روسیه در همان مدت سال‌های اول به قدرت رسیدن کرد جز پیروترین، انقلابی‌ترین و انسانی‌ترین اقداماتی بود که هر دولتی در تاریخ کرده است. یعنی از مستعمرات کنارکشیدن و اعلام استقلال آن‌ها را به رسمیت شناختن را هیچ دولت بورژوایی در طول تاریخ انجام نداده است.

موارد اجتماعی دیگر هم موجود است همانند حق‌ رای به زنان که شوروی بعد از انقلاب اولین دولتی است که حق رای به زنان را می‌پذیرد. تمام این‌ها نشان می‌دهد که ما با یک انقلاب انسانی و عمیق، با یک تحول اجتماعی به نفع توده‌ی کارگر و زحمت‌کش در روسیه مواجه بودیم و نه یک کودتا.»

شادیار عمرانی:« اتفاقن نکته‌ی مهمی را اینجا یادآور شدید و من می‌خماهم که یک مقدار عمیق‌تر در مورد این بخش صحبت کنید. زمانی گه انقلاب اکتبر رخ می‌دهد و شرایط معیشتی و نابه‌سامانی‌های اجتماعی و اقتصادی، بیکاری و همزمان جنگ در روسیه بوده است. و این انقلاب شکل می‌گیرد و خیلی هم منسجم راه خودش را ادامه می‌دهد. در ایران این اتفاق نیفتاد.

02

انقلاب ایران یکی از انقلاباتی بود که بعد از انقلاب اکتبر ما دیدیم در منطقه و شاید هم خیلی از چپ‌ها هم طلایه‌دارش بودند. ما بعد از انقلاب فوذیه دیدم که در روسیه این انقلاب اکتبر به وجود آمد اما در ایران این اتفاق نیفتاد. یعنی بعد از بهمن۵٧ با این‌که احزاب میدان را خالی نکردند و ادامه دادند انقلاب دومی رخ نداد، جنگ در ایران به وجود آمد و انگار تاریخ دو بار داشت تکرار می‌شد. و در دوران جنگ هم احزاب سعی می‌کردند که مبارزه‌شان را زمین نگذارند. نه تنها این کمکی نکرد به این‌که انقلاب دومی به وجود بیاید بلکه خیلی از این احزاب پایگاه‌های توده‌ایشان را در آن دوران از دست دادند. تبیین شما از این اختلاف عمیقی که در دو تا تاریخ به وجود می‌آید چیست؟»

حمید تقوایی: «مسلمن شرایط سیاسی و اجتماعی ایران سال ۵٧ بسیار متفاوت‌ بود تا روسیه ١٩١٧. ولی در ارزیابی و شناخت تحولات تاریخی به خصوص انقلابات به نظر من باید به جنبش‌های اجتماعی رجوع کرد. ما شکست انقلاب روسیه را از دید جنبش‌ها بررسی می‌کنیم و همان‌طور که گفتم جنبش صنعتی‌گرا و عظمت‌طلب روسی دست‌ بالا را پیدا کرد و توانست یک سرمایه‌داری دولتی را به جای سوسیالیسم سازمان دهد. در ایران هم باید ببینیم چه جنبش‌هایی فعال بودند.

فضای سیاسی ایران مشخصن از کودتای ٢٨ مرداد ٣٢ یک نوع ضدآمریکایی‌گری، یک جنبش ملی‌مذهبی ضد‌آمریکایی می‌ساخت. و در اپوزیسیون حکومت شاه در آن دوره این دست‌ بالا را داشت. این ضد‌آمریکایی‌گری به یک معنا خواهان رشد صنعت داخلی، صنایع سنگین و مادر، سربلندی ایران، استقلال ایران از آمریکایی‌هایی که بعد از کودتا آمده بودند و در آن کشور مسلط شده بودند، مبارزه با شاه به عنوان سگ زنجیری آمریکا و .. این‌ها شاخص‌ها، شعارها و ارزش‌هایش بود.

این جنبش در نهایت جنبشی سوسیالیسیتی و جنبشی برای رهایی و برابری نبود. این ایده‌آل‌ها را می‌گفت و خیلی‌ها این ایده‌ال‌ها را می‌گویند ولی به طور واقعی و عینی وقتی می‌‌خواست منظورش را از رهایی یا آزادی تعریف کند، پیاده کند، توضیح دهد می بینید که بحث استقلال، صنعت خودمان، فرهنگ خودمان، صنایع سنگین، قطع دست کمپرادرها، قایل بودن به بخشی از بورژوازی ملی که ظاهرن دموکراتیک است و جز انقلاب است. این را هم جناح چپ و هم جناح راست داشت.

enghlab

اساسن چپ دوره‌ی شاه، چپ این جنبش استقلال‌طلبانه، صنعتی‌گرا و فرهنگ خودی و .. است. و راست آن هم می‌رسیم به خمینی و آن‌هایی که دست‌بالا را پیدا کردند. انقلاب۵٧ با این گرایشات سر باز کرد و این گرایشات در آن فعال بودند.

قبل از این‌که وارد احزاب و سازمان‌ها بشویم به نظر من وقتی که عمیق‌تر نگاه کنیم و این گرایشات را بشناسیم متوجه می‌شوید که هر حزب و سازمانی کجای و کدام گرایش قرار گرفته است. جنبش صدآمریکایی ناسیونالیستی صنعتی‌گرا جنبشی بود که همین حزب توده و اکثریت که الان به جمهوری اسلامی وفادار باقی ماندند. منها در اپوزیسیون زمان شاه این جنبش‌ها کنار هم ایستاده بودند و متحد بودند. مجاهدین حلقه‌ی اتصال چپ و روحانیت مبارز بود. حلقه‌ی اتصال خمینی و چپ نوع فدایی بود. این طیف با این آرایش وارد انقلاب۵٧ شد و طبعن طبقه‌ی کارگر در انقلاب۵٧ در سطح سیاست نمایندگی نمی‌شد، گرچه نیروی اصلی انقلاب۵٧ طبقه‌ی کارگر بود. آن انقلاب با خارج‌محدوده نشینان یعنی کارگرانی که به شهرها رانده شده بودند شروع شد و اوج آن هم اعتصابات کارگران نفت بود که مردم با شعار “کارگر نفت ما، رهبر سرسخت ما” به استقبال آن رفتند. ولی با این حال این حرکت به جیب خمینی و ارتجاع اسلامی رفت . به این معنا اساس تحلیل در بررسی شکست انقلاب۵٧ و شکست انقلاب اکتبر منسجم است و یکی است.»

در این وقت کم تنها بگویم وعده‌ی ما فردا با گفت‌وگوی با آقای محمدرضا شالگونی از سازمان انقلابی کارگران ایران – راه کارگر . با ما همراه باشید.

مطالب مرتبط

رازی: هنوز لطمات شکست انقلاب ۵٧ را می‌بینیم

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۲ Comments


  1. همکلاس منصور
    1

    اینهم از آن حرفهاست گویا ایشان فراموش کرده اند که بزرگترین حزب سیاسی ایران حزب توده بود که تنها آرزویش تبدیل شدن ایران به یک جمهوری از جمهوری های روسیه بشود وبقیه گروههای چپ هم پا را فراتر از این نگذاشتند برخی همین را میخواستند ونان ومسکن وآزادی این آزادی ایشان دیگر معرکه بود استبداد را آزادی ترجمه میکردند وآزادی بسیار زمان شاه را استبداد یعنی همانیکه در بلوک شرق وابسته بود با کمی انتقاد هایی که داشتند شما از کدام استقلال میگویید خوب است که هنوز ما هایی که همسن شماییم ودستی در این سردرگمی داشتیم زنده ایم تا نتوانید بیش از این دروغ بگویید مانند آنچه به دروغ و پروپاگاندایی از حزب کمونیست کارگری تحویل جوانان میدهید
    من حود بارها با منصور حکمت در خوابگاه ارم دانشگاه شیراز بحث داشتم البته با دوستان دیگر شما اکنون در اروپا با حزب های چپ وسوسیالیست آشنایی پیدا کرده اید وتفسیری نو از مارکسیسم تحویل میدهید میبینید که چپ های اروپا موفق تر بوده اند تا سوسیالیست های روس وکره وکوبا وچین البته شما میخواهید با همین سوسیالیست های اروپا نیز تفاوتی داشته باشید زیرا اینان در یک جامعه کاپیتالیستی رشد کرده اند وشما فکر میکنید ایران را میشود طوری دیگر سوسیالیست کرد که اینهم ناشدنی است باز بیراهه رفتن ۷۰ ساله روس ها را تکرار میکنید در عمل جواب نخواهد داد بهترین راه را سوسیالیست های اروپایی میروند که شعار وعمل تقریبا همخوانی دارد نه شما که شعار خوب میدهید باضافه دروغ های شاخدار


  2. arman
    2

    dalile rokood va darja zadane chape jahani
    adame darke taghadome azadi bar barabari ast
    naghde marx va negahi dobare be: takamol va
    vigegihaye an. rabete beine ekhtiar va jabr
    va inke ba takamol naghshe ekhtiar porrangtar
    mishavad va inke azadi tanha hadafe takamol ast
    zaroori ast.
    amma chapoole irani az khaloo ghorbanha ta
    negahdar va hekmat va taghvaee
    bishtar karikator az chap hastand anham
    az gooneye passiv va avamfaribi ke
    chon tavane peykare vaghei va pardakhte
    baha nadarad joz roshanfekr namaee va harrafi
    nadarad albatte leng va lagad zadan be mojahedin
    ham faramoosh nemishavad.
    amma tarikh pasokhe in motevahem ha ra khahad dad.
    arman