شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
25 August 2016
سیگنال ممنوع

«دیوید بووی مردی که دنیا را فروخت»

۱۳۹۳ آذر ۱۷

شادیار عمرانی – بهرنگ زندی / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ئه! صدای پدر میاد

دیوید رابرت جونز

رابرت جونز کیه دیگه؟ بووی

خب اسم اصلیش اینه

دیوید بووی

خواننده

آهنگساز

نوازنده‌ی چندین ساز

تنظیم کننده آهنگ

تهیه کننده آلبوم

یادت رفت بگی

چی؟

هنرپیشه

پس بگو که نقاش هم هست

1

راک

آرت راک

گلام راک

پاپ راک

اکسپریمنتال راک

سایکدلیک فولک

سول راک

فانک راک

هارد راک

نئوکلاسیست

بگو پدر راک

یه سوپرستار

نه، از اون بالاتر. بهش میگن مگاستار

مدل لباسهاش عجیبه

خب شاید چون بخشی از موسیقیش و اجراش با سکس و انقلاب سکس درآمیخته، می‌خواد گرایش بایسکشوال بودنشو نشون بده

4

نه لزومن، اما بدش نمیاد کراس درسینگ کنه، یعنی لباس جنس مخالف بپوشه،

نپوشیده که، پوشیده مثل فردی مرکوری؟

چرا پوشیده اما نه شبیه فردی مرکوری، ولی شاید اولین راک استار بوده که آرایش کرده

با موهای قرمز

هر روز یه مدله موهاش

دیوید بووی باید پیشتاز باشه در همه چیز

اون هم نه سردرگم و هر چی هر کی

می‌دونه چی کار می‌کنه، مو لای درز تابوشکنی‌هاش نمیره، هر کاری می‌کنه دلیلی تئوریک و قابل دفاع پشتش داره

باز هم انگلستان

این بار قلبش، لندن

از یه خونواده‌ی کارگری

از بچگی یه تیزهوش با استعداد بود

بابا! از هشت سالگی خونده

از اولش هم سر سازش نداشت، می‌خواست انقلاب کنه، نافرمانی کنه

سال ١٩۶٢

اسمش را گذاشت کانرَدز

2

یه چیزی شبیه کامرادز؟ رفیق؟

یا یه چیزی مثل کان رادیکال یعنی مخالفان رادیکال

همه‌اش پونزده سالش بود اون موقع

بعد مدرسه رفت سیم‌کش شد

پاپ استاری که کارگری می‌کرد

رفت توی گروه کینگ بیز

لایزا جین را خوند. اما خیلی موفق نبود.

بووی از کینگ بیز اومد بیرون،

رفت تو گروه منیش بویز

من به آن احمق قبطه می‌خورم را خوند،

بدتر از لایزا جین این هم موفق نبود. از منیش بویز هم اومد بیرون

می‌گفت من می‌خواستم میک جگرشون بشم اما اون‌ها قابلیتشو نداشتند

راهنمایی من را بپذیر اولین آهنگی بود که ساخت و بعد هم از گروه جدا شد.

رفت توی گروه lower third  عصر بلوز بود و اعتراض بلوزی که به شدت تحت تاثیر گروه اعتراضی The Who بود.

رفته بود توی خط موزیک ماد، همون گروه سابکالچرهای ضدفرهنگ انگلیس که مدرنیسم را در موسیقی جاز آورده بودند. این نوع موسیقی اعتراضی که گرایش‌های به شدت چپ داشت از انگلستان به سرعت به کالیفرنیای جنوبی، ونکوور و تورنتو هم رفته بود. جوونها همه دنبالش بودند، موهاشونو مادی می‌زدند، سوار اسکوتر می‌شدند و هر کاری می‌کردند که بر فرهنگ بورژوایی غالب بر موسیقی غلبه کنند. ضدفرهنگ ماد، دست‌آورد جنگ سرد بود در قلب سرمایه‌داری و قوی‌ترین گرایش ضدفرهنگ در غرب تا به امروز بوده. که بر تمام هنرها، معماری و ادبیات مدرن تاثیر عمیق گذاشت.

بووی توی این فرهنگ آهنگ تو عادت داری ترک کنی را خوند. اما باز موفقیتی را که توقع داشت کسب نکرد.

خسته نشد؟

3

چرا. خوندن را ول کرد. رفت در تئاتر سَدلِرز ولز به فراگیری پانتومیم

چه حیف

برگشت، نمی‌تونست ول کنه. رفت توی گروه the Buzz، و گروه جوخه‌های ضد شورش riot squads،

اسمش را هم عوض کرد گذاشت بووی

فایده نداشت، آلبوم خودش را باید بیرون می‌داد

اولین آلبوم – دیوید بووی

ما مردان گرسنه‌ایم، اعتراضی رادیکال بود در بحبوحه‌ی اعتراضات گسترده‌ی اواخر دهه‌ی شصت

به همه چیز معترض بود از فقر تا قانون سقط جنین

این آلبوم بعدتر تبدیل به یک مرجع برای سبک فولک راک شد.

و جولای ١٩۶٩بلاخره بووی با دومین آلبوم با نام خودش درخشید

تاثیر باب دیلان را در موسیقی بووی می‌شد به خوبی دید.

اما این آلبوم پروگرسیو راک را به دنیا عرضه می‌کرد

ننشین فقط ۴۴ ثانیه بود . ۴۴ ثانیه که گویی می‌خواهد حرفی بزند و نمی‌تواند

تا space oddity  که ملهم از فیلم اودیسه فضایی استنلی کوپریک بود

آهنگ نشُسته و تا حد کمی مبهوت

و شاهکار این مجموعه یعنی کمیته‌ی جوجه قو که داستان مردی است که به انقلابیون کمک می‌کند تا درهایی که بر روی آن‌ها بسته است باز شود اما در آخر تنها می‌ماند.

من خواهم کشت به خاطر مبارزه برای آنکه حق، حق شود. ما می‌توانیم تو را مجبور کنیم که آزاد شوی.

گرچه در آخر آهنگ به فردای پس از انقلاب بدبین است

یک سال بعد را با آلبومی شروع کرد که نه تنها خودش را جهانی کرد بلکه خیلی از خوانندگان بعد از خود را که آهنگ‌های این آلبوم را خواندند به سینه‌ی تاریخ راک چسباند، مثل نیرو انا

آلبوم مردی که دنیا را فروخت

آغاز هارد راک و هوی متال از حنجره‌ی بووی

که برای جنگ ویتنام خوند

5

و آهنگ اون دختر از سرما منو می‌لرزونه که برای اولین‌بار گرایش جنسی خودش را در نقد روابط جنسی حاکم دگرجنس‌گراها مطرح کرد.

سال ١٩٧١ را با یکی از بهترین آلبوم‌های قرن آغاز کرد، آلبومی که مجله‌ی تایم حتا پس از گذشت چهار دهه آن را در راس ١٠٠ آلبوم برتر قرن قرار داد. Hunky Dory

این آلبوم مجموعه‌ای از موسیقی گلام راک و درام بود. با تمی سینمادراماتیک.

حتا عکس کاور این آلبوم که کار مارلین دیتریش بود چهره‌ای دراماتیک از بووی را تصویر می‌کرد که زیبایی‌های زنانه‌ی معصومی داشت.

و این سبک را آرت راک نامیدند.

این آلبوم یک هدیه‌ی زیبا بود به باب دیلان، اندی وارهول و کویین بچ بود

و با شعری ملهم از نیچه در آهنگ آه! ای چیزهای زیبا!

و تغییرات که شِکوه‌های بووی بود از تغییرات دائم

و سال ٧٢ با آلبوم پرهیاهوی ظهور و سقوط زیگی استارداست و عنکبوت‌های مریخی

جدا از تمرکز بر ناهنجاری‌های اجتماعی به شدت بر روابط جنسی استوار بود

این‌جا بود که شک همه در مورد بایسکشوال بودن بووی به یقین تبدیل شد

جنجالی کرد این آلبوم

داستان یک ستاره راک دوجنس‌گرا بود که از مریخ می‌اومد

Starman با اون اجرای بی‌نظیر دراماتیکش با عنکبوت‌ها روی صحنه

و باز بووی و دل‌بستگی او به استنلی کوبریک و پرتقال کوکی اش که موجب خلق شهر زنان سافریج (جنبش حق رای زنان بریتانیا) شد

با آلبوم علاءالدین سالم سبک جدیدی را این بار به آمریکا برد، جاز آوانگارد

همان سال به فرانسه رفت و آلبوم Pin Ups  یا عکسهای آویزان را جمع آوری کرد

مجموعه‌ای از آهنگ‌های محبوبش که گروه‌ها و خواننده‌های مطرح آن روز خوانده بودند با کمی اسانس آرانژمان بووی

عکس روی جلد که تصویری برهنه از بووی و هنرپیشه معروف فرانسوی، توییگی بود شد صفحه‌ی اول مجله‌ی ووگ.

تا این‌جا بووی تونسته بود راک را با ادبیات نمایشی به خوبی بیامیزه.

تا این‌که سال بعد رفت سراغ ١٩٨۴ جورج اورول

و آلبوم سگ‌های الماس

آهنگ شورشی شورشی تبدیل شد به سرود گلام راک آرتیست‌ها

اما با این آهنگ بووی از گلام راک که خودش بنیان‌گذارش بود خداحافظی کرد

شعر این آهنگ هم شورشی بود و از ترانس سکشوال‌ها می‌گفت؛ بووی واقعن دل و جگر داشت، هنوز خیلی‌ها ندارند

کل این آلبوم شورشی بود از هرج و مرج شهری تا کودکان کار، از معشوق‌های نهیلیست تا انقلاب پانکی

و افسانه آینده که منهتن پس از آخرالزمان را تصویر می‌کند به عنوان شهر گرسنگی Future Legend

دیگه بووی خواه ناخواه داره وارد سیاست می‌شه، داره به پاچه‌ی دنیای امروز و دیروز و فردا می‌پیچه

نه به این خاطر که جامعه می‌طلبه، بلکه دیگه درد شخصیشه، خودش با پوست و خون و استخون حسش می‌کنه

بووی همیشه خودش بوده و تمام کارهاش هم رفلکس دنیای خودش

مثل شاعرا

مثل رقصنده‌ها

مثل نقاش‌ها

مثل آهنگ‌سازها

سال ٧۵ میره آمریکا، قاطی سالن‌های رقص محلی سیاه‌پوستان،

6

با سبکی نو

بهش گفت پلاستیک سول

و آلبوم فوق‌العاده موفق آمریکایی‌های جوان

آمریکایی‌های جوان نقد نیکسون بود در سرکوب سیاه‌پوستان

حالا بعد از عمری تلاش برای باب دیلان شدن و میک جاگر شدن با جان لنون رابطه گرفت

و آهنگ شهرت را خوند

و بوووووووووووووووووم در تمام چارت‌ها و بیلبوردها اول شد.

و سال ٧۶ درخشان‌ترین آلبوم بووی «ایستگاه به ایستگاه» دنیا را به شعف آورد.

با این آلبوم بووی فریاد می‌زد که نگاه‌های مذهبی متناقضی پیدا کرده، یه سری به آیین قابالای یهودیت زده، یه نیم نگاه به بودیسم داره و غرق در نیچه شده.

البته یه مدت بودیست شد

اما آخر کار آتئیست شد

خودش می‌گفت از این‌که بهش می‌گند «کمی تا قسمتی» آتئیست‌ه متنفره، به هیچ وجه باور نداره یک نیروی فرابشری دنیا را خلق و اداره می‌کنه و این باور مال احمق‌هاست، اما رسوم مذهبی به عنوان نمادهای فرهنگی براش جذاب‌اند.

یه سال بعد آلبوم LOW   را بیرون داد

بنگ؛ دیگه بهتر از این نمی‌شد. خیلی از زمان خودش جلوتر بود

دیوار گریان، در مورد دیوار برلین بود، اوج هنر مینیمالیستیش را به همراه برایان اینو در اون به کار برد

این دیوار برلین را ول‌کن نبود همون سال آلبوم قهرمانان را داد که معروف‌ترین آهنگ بووی همین قهرمانان شد، دو معشوق که در دو سوی دیوار برلین از هم دور افتاده‌اند.

مسافر یا lodger  در سال ٧٩ نتیجه‌ی گشت و گذار بووی در موسیقی شرقی بود

از عربستان تا آفریقا

و تلفیقش با سبک نیو ویو، که فرزند مسلم بووی بود

یِساسین فیوژن ریگِی و موسیقی ترکی بود

توی اون بحبوحه‌ی شلوغی‌های سال ٧٩ این آلبوم ضدآمریکایی چندان به مزاج منتقدان غربی خوش نیومد.

 مطالب مرتبط

استونز چپ، بیتلز راست

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,