شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
05 September 2016
کافه کوچه هفتم

«روزی روزگاری در غرب»

۱۳۹۳ آذر ۲۸

آزاد عزیزیان / رادیو کوچه

با همکاری: پردیس شهرابی

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در برنامه‌ی قبلی مجموعه برنامه‌های روتین کافه کوچه هفتم از «فریتس لانگ» و سینمای وی گفتیم. در این برنامه به کارگردانی می‌پردازیم که یک سال  قبل از تولد سینما به دنیا آمد. «جان فورد» را می‌توان از تاثیرگذارترین کارگردانان دهه‌ی ۳۰ و ۴۰ سینمای آمریکا دانست. «جان فورد» از سال ۱۹۱۴ با نام سینمایی «جک فورد» کارش را با بازیگری آغاز کرد. از کارهای آن دوران وی می‌توان به بازی او در فیلم «تولد یک ملت» ساخته‌ی «گریفیث» اشاره کرد.

«نام من جان فورد است. من وسترن می‌سازم.»

سینمای وسترن:

این گونه از سینما در سال ۱۹۰۳ میلادی با فیلم «سرقت بزرگ قطار» اثر «ادوین.اس.پورتر» متولد شد. ژانری که بنا به تعریف موسسه‌ی فیلم آمریکا شامل فیلم‌هایی می‌شود که داستان‌شان در غرب آمریکا می‌گذرد و ماجراهای موجود در این منطقه را به تصویر می‌کشند. ژانری که بسیاری آن را ژانری کاملن آمریکایی در سینما می‌دانند. هر چند کارگردانانی که در این ژانر فیلم ساخته‌اند، همه آمریکایی نیستند. داستان بیشتر فیلم‌های وسترن در فاصله‌ی سال‌های ۱۸۶۵ تا ۱۸۹۰ را شامل می‌شوند.

1

خوب، بد زشت ساخته ی سرجیو لیونه

برای شناخت هر پدیده‌ای قطعن باید به خاستگاه آن پدیده مراجعه کرد. مهاجرت اروپایی‌ها به آمریکا و مراتع سرسبز بخش‌های جنوبی ، وجود بوفالوها و امکاناتی که سبب شد پرورش حیوانات اهلی و دامداری بستر مناسبی برای رشد داشته باشد را می‌توان نقطه‌ی آغاز شکل‌گیری فرهنگی‌ دانست که ژانر وسترن از آن ناشی می‌شود. پس از آن‌که در سال ۱۸۷۰ خط آهن «تگزاس-کانزاس» احداث شد، گاوچران‌های جنوبی یا کابوی‌ها از این راه به کسب درآمد فراوانی ‌پرداختند. پیشرفت در ساخت اسلحه و خطراتی که گله‌هایشان با آن روبه‌رو بودند،سبب شد که مهارت بسیاری در تیراندازی کسب کنند و فرهنگ کابویی این‌گونه شکل گرفت.  علاوه بر این مشکلات، در میانه‌ی قرن نوزدهم جنگ داخلی آمریکا اتفاق افتاد و پس از آن هم کشتار سرخ‌پوستان هم‌چنان ادامه داشت. کابوی‌ها به سه گروه تقسیم می‌شدند: گروهی که صاحب مزرعه و دام بودند و برای مقابله با خطرات و به قول خودشان راهزن‌ها هفت‌تیر می‌کشیدند. گروهی از طرف افرادی اجیر می‌شدند و برای کشتن فرد یا افرادی که از آن‌ها خواسته می‌شد، پول می‌گرفتند و گروهی دیگر برای انتقام گرفتن و کشتن سرخ‌پوست‌ها دست به اسلحه می‌بردند. موضوع سینمای «وسترن» چنین دورانی است. دورانی که سرمایه‌داری در آمریکا در حال گسترش است و برای گسترش خود از هر آنچه در دسترس دارد، استفاده می‌کند.

در این ژانر تقابل اسطوره‌ای خیر و شر این‌بار در این موقعیت زمانی بازنمایی می‌شود. در «وسترن کلاسیک» که یکی از انواع وسترن است و از نظر زمانی بیش‌ترین بازه‌ی زمانی را در اختیار دارد، قهرمان یا همان کابوی داستان، نیروی خیر ماجرا است که به کشتن اشرار می‌پردازد. از ویژگی‌های دیگر او میهن‌پرستی و تخلیه‌ی سرزمین پاک آمریکا و یا به قولی «خانه»، از بربریت و در این‌جا سرخ‌پوستان است. او تنها است و این تنهایی نه به دلیل این‌که خودسرانه به عمل پرداخته باشد، بلکه بیش‌تر به این دلیل است که وی باید اسطوره شود. این ویژگی‌ها در انواع دیگر وسترن مانند «وسترن اسپاگتی» که وسترن ایتالیایی است، تغییر می‌کنند و دیگر قهرمان آن قهرمان منزه و خیر تام نیست.

2

جان فورد

این سینما با «جان فورد» است که هویت مستقل می‌یابد. وی  در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۱ توسط شرکت «یونیورسال» به منظور ساخت وسترن‌های کم هزینه استخدام شد و در این مدت ۲۵ فیلم ساخت. پس از آن به استودیوی «فاکس» پیوست و با ساخت فیلم «اسب آهنی» به عنوان کارگردانی صاحب سبک معرفی شد. پس از ناطق شدن سینما وی نیز شروع به ساخت فیلم‌های ناطق کرد. وی در این دوران تعدادی فیلم در ژانر کمدی و حادثه ‌ای ساخت. سپس به فیلم‌هایی با بن‌مایه‌های تاریخی-اجتماعی پرداخت . معروف‌ترین اثرش در این دوران اقتباسی از رمان «خوشه‌های خشم» نوشته‌ی «جان اشتاین بک» است. وی با شروع جنگ جهانی دوم به نیروی دریایی آمریکا پیوست. پس از بازگشتش از جنگ «جان فورد» باز به وسترن روی آورد اما این‌بار برای ساختن بهترین آثارش. آثاری هم‌چون «دلیجان»، «جویندگان»، «دختری با روبان زرد» و غیره. آثاری که سبب شدند وی به عنوان یک کارگردان مولف و صاحب سبک خاص شناخته شود و کارهایش برآثار بسیاری از کارگردان هم عصر و بعد از وی تاثیر بگذارند.

فیلم هفته:

-جویندگان

«جویندگان » فیلمی ساخته‌ی «جان فورد» و محصول سال ۱۹۵۶ است.داستان فیلم از سال ۱۸۶۸ در تگزاس شروع می‌شود. «جان وین» در نقش «ایتن» پس از جنگ داخلی آمریکا به خانه بازمی‌گردد. خانواده‌ی برادرش به پیشوازش می‌روند و این اولین سکانس فیلم است. اما حادثه به زودی اتفاق می‌افتد. سرخ‌پوست‌ها گاو یکی از خانواده‌هایی را که در آن منطقه زندگی می‌کنند، می‌دزدند و گروه کابوی‌ها برای جست و جو به دنبال آن‌ها راه می‌افتد. این یک تله بوده است برای تخلیه‌ی محل سکونت از افراد کابوی و حمله به خانه‌ی برادر «ایتن». سرخ‌پوست‌ها حمله می‌کنند و برادر وی و همسر و پسرش را می‌کشند و دو دختر او را با خود می‌برند. اینجاست که جستجوی چند ساله شروع می‌شود. جست و جویی که کل غرب آمریکا از کانادا تا مکزیک را شامل می‌شود. در سکانس اول فیلم در باز می‌شود و قهرمان از دور دست می‌آید و سکانس نهایی باز دوربین از داخل خانه تصویر می‌گیرد و قهرمان در حال رفتن به بیابان است. در بسته می‌شود و فیلم به اتمام می‌رسد. کابوی‌های این فیلم از کابوی‌های نوع  سوم‌اند. کسانی که قرار است انتقام بگیرند. «ایتن» پس از آن‌که می‌فهمد که دختر بزرگ برادرش به دست سرخ‌پوستان کشته می‌شود، به دنبال دختر کوچک‌تر، «دبی» همراه با پسرخوانده‌ی دورگه‌ی برادرش یعنی «مارتین» به راه‌شان ادامه می‌دهند.

3

جویندگان

راهی که نزدیک به پنج سال ادامه می‌یابد و دبی نه ساله تبدیل به دختری چهارده ساله شده است و اکنون دیگر دختری از قبیله ی «کومانچ» است. در این فیلم باز «خانواده» است که عامل شروع داستان است. اعضای خانواده‌ای کشته می‌شوند و قهرمانی که فقط چند روزی بود به خانه بازگشته بود باید برود و انتقام بگیرد.

در بسیاری از نقدها گفته می‌شود، این‌که «ایتن» پس از پیدا کردن «دبی» قصد کشتن او را دارد عاملی است که می‌توان از این فیلم به عنوان فیلمی متفاوت از کارهای دیگر «جان فورد» و نظرش در مورد خانواده  نام برد. اما در واقع این تصمیم به کشتن نیز باز از همان نگاه سرچشمه می‌گیرد. «خانواده» در چنین سیستمی «مقدس» است. پس از آن‌که «ایتن» با «اسکار» روبه‌رو می‌شود ما درمی‌یابیم که دلیل  کشتن برادر وی همراه با زن و فرزندانش انتقام کشتن دو پسر «اسکار» به دست سفیدپوستان بوده است.  «ایتن» باز تنهاست. تنهایی قهرمان و سرگردانی وی در بیابان را می‌توان استعاره از آن سرگردانی‌ای دانست که در تقابل دنیای مدرن با دنیای کهن وجود دارد. نوعی از سرگردانی خشن که هر چند فاکتور سرگردانی را با خود دارد اما در عین حال در حال کشتار است. در این فیلم  ما رگه‌هایی از شوخی و خنده را نیز مشاهده می‌کنیم. هر چند گاهی این شوخی‌ها واقعن بی‌مزه هستند و هیچ جایگاه خاصی در فیلم ندارند، اما مسلمن تعدادی از این شوخی‌ها به منظوره به سخره‌گرفتن سرخ‌پوستان به کار گرفته شده‌اند. چیزی که در بیشتر آثار وسترن وجود دارد. نقد چنین نگاهی هیچ‌گاه به معنای تقابل با مدرنیسم نیست. بلکه آ‌ن‌چه که باید به نقدش پرداخت نوعی نگاه فاشیستی است که در این فیلم نیز قابل دیدن است. اما به هر حال اگر بخواهیم با یک نگاه هنری صرف به فیلم نگاه کنیم، قطعن فیلمی خواهیم دید که نظیر آن در سینما کمتر دیده شده است. فیلمی که از آن بارها به عنوان بهترین «وسترن» تاریخ سینما نام برده شده است.

مطالب مرتبط

زمین و آزادی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , , , , , , ,